خانواده دانشمند هستهای اعدام شده: روزبه وادی پس از تهدید به شکنجه مادرش اعتراف کرد
یکی از اعضای خانواده روزبه وادی، دانشمند هستهای که تابستان امسال به اتهام جاسوسی برای اسرائیل اعدام شد، به ایراناینترنشنال گفت که او زیر شکنجه سنگین و تهدیدها به آزار مادرش، اعتراف اجباری کرد.
وحید رضوی، از اعضای خانواده وادی، به ایراناینترنشنال گفت که او حدود ۱۸ ماه پیش، در پی مشاجره با روسای خود بازداشت و سپس به جاسوسی متهم شد.
رضوی تاکید کرد که در پرونده تشکیل شده برای وادی، مدرکی برای اثبات جاسوسی وجود نداشت.
وادی، عضو پژوهشگاه علوم و فنون هستهای وابسته به سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی، ۱۵ مرداد اعدام شد. قوه قضاییه همان زمان اعلام کرد که این کارشناس هستهای از طریق «فضای مجازی جذب موساد شد» و با آنها همکاری کرد.
رضوی گفت: «روزبه پس از بازداشت به شدت شکنجه شد تا جایی که در ناحیه پا و دو دندهاش دچار شکستگی شد و پس از آن هم مادرش را بازداشت و زندانی کردند. بازجوها از او حین بازداشت عکس گرفتند و تصاویر را به پسرش نشان دادند تا از او اعتراف اجباری بگیرند.»
او افزود: «بازجوها به روزبه گفته بودند در صورتی که به جاسوسی اعتراف نکند و در مصاحبه تلویزیونی شرکت نکند، مادرش را شکنجه خواهند کرد.»
به گفته رضوی وادی در چنین شرایطی به قبول اتهام «ساختگی» جاسوسی و اعتراف اجباری در تلویزیون وادار شد.
نهادهای حقوق بشری همواره درباره اعترافگیری اجباری و تحت شکنجه در جمهوری اسلامی ابراز نگرانی کردهاند.
رضوی گفت اعتراف اجباری، تنها مدرک ارائه شده علیه وادی در دادگاه انقلاب اسلامی بود و قاضی ابوالقاسم صلواتی و سپس ابراهیم صلواتی حکم اعدام او را صادر کردند.
به نقل از رضوی، مقامهای جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه «به سرعت وارد عمل شدند و بدون اطلاع قبلی، حکم اعدام روزبه را در ۱۵ مرداد اجرا کردند.»
رضوی در مورد اعترافات تلویزیونی وادی به ایراناینترنشنال گفت: «ادعا میشود که روزبه یک کیف سیاه پر از پول نقد به عنوان وجه دریافت کرده است ولی در عصر تراکنشهای دیجیتال، چرا یک دانشمند با تحصیلات عالی باید پول نقد را در کیف بپذیرد؟»
رضوی، وادی را فردی «باهوش» توصیف کرد که در خانواده به «مهربانی و فداکاری» شناخته میشد. به گفته او، وادی مجرد بود و مادرش زندگی میکرد.
رضوی همچنین درباره وضعیت مالی وادی توضیح داد: «او از خانواده ثروتمندی نبود و دارایی قابل توجهی نداشت، در عوض روی کار، تحصیل و حمایت از خانوادهاش تمرکز داشت.»
رضوی تاکید کرد که وادی هرگز فعالیت سیاسی نداشت و فردی میهنپرست و متعهد به توانمندسازی مردم ایران از طریق انرژی هستهای صلحآمیز بود.
او در مورد بخشی از اعترافات تلویزیونی وادی گفت ادعا میشود که او اسناد را با کپی کردن فایلهای حساس روی یک هارد دیسک یا فلش مموری و تحویل آنها در توالت یک پارک عمومی منتقل کرده است. به عقیده رضوی چنین روایتی با وجود پلتفرمهای انتقال دیجیتال امن مانند سیگنال یا تلگرام، «بیمعنی» است.
پس از پایان جنگ ۱۲ روزه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی شمار زیادی از شهروندان را به اتهام جاسوسی و همکاری با اسرائیل بازداشت، محاکمه و حتی اعدام کرده است.
در یکی از آخرین موارد از اعدام به اتهام جاسوسی، حکم جواد نعیمی، زندانی سیاسی، ۲۶ مهر در زندان قم به اجرا درآمد. این اعدامها، انتقاد سازمانهای حقوق بشری در جهان و نیز گزارشگران سازمان ملل متحد را به دنبال داشته است.
گزارشها حاکی از آن است که رامین زله، زندانی سیاسی محبوس در زندان نقده، از سوی دادگاه انقلاب اسلامی مهاباد به اعدام محکوم شده است.
آوین مصطفیزاده، کنشگر حقوق بشر و سخنگوی سازمان حقوق بشری کردپا، به ایراناینترنشنال گفت: «رامین بیش از یک ماه در یکی از بازداشتگاههای امنیتی اطلاعات سپاه پاسداران، در شرایط انفرادی تحت بازداشت و بازجویی بوده و برای گرفتن اعتراف اجباری، بهشدت تحت شکنجههای جسمی و روانی قرار گرفته است.»
آژانس خبری کردپا، پنجشنبه ۲۰ آذر نوشت زله که نزدیک به ۵۱۰ روز زندانی است، به اتهام «بغی از طریق عضویت در یکی از احزاب کرد» به اعدام محکوم شد. بر اساس این گزارش، حکم اعدام ۱۵ آذر به زله ابلاغ شده است.
کردپا به نقل از «یک منبع مطلع» اشاره کرد که «دادگاه آنلاین» این زندانی سیاسی «چند دقیقه» طول کشید و او حق دسترسی به وکیل تعیینی را نداشت.
سازمانها و فعالان حقوق بشر در ایران و جهان همواره نسبت به اخذ اعتراف اجباری، برگزاری «دادگاههای نمایشی و ناعادلانه»، بیتوجهی به حقوق اساسی متهمان سیاسی و عقیدتی در ایران از جمله دسترسی به وکیل انتخابی هشدار دادهاند.
به نقل از یک منبع مطلع، این زندانی سیاسی در تمام مراحل بازداشت و بازجویی «از حق ملاقات و تماس با خانواده و همچنین حق دسترسی به وکیل محروم بود» و پس از بازجویی نیز «اجازه دسترسی به وکیل تعیینی» به او داده نشد.
او اضافه کرد دادگاه برای زله یک وکیل تسخیری تعیین کرده بود که خانواده این زندانی سیاسی او را نمیشناسند.
مصطفیزاده نیز در این مورد گفت: «این زندانی سیاسی در مرحله بازداشت و بازجویی که مهمترین و تعیینکنندهترین بخش هر پرونده است، به وکیل دسترسی نداشته و این یعنی کل روند دادرسی از اساس ناعادلانه و فاقد اعتبار است.»
او افزود: «حتی اگر پس از پایان بازجویی، وکیل تسخیری برای زندانی تعیین شود، بیمعناست چون زندانی در حساسترین مرحله دادرسی که تصمیمهای اصلی پرونده بر مبنای آن گرفته میشود، فاقد وکیل بوده است.»
به گفته مصطفیزاده فقدان استقلال در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی و نقش پررنگ دستگاههای امنیتی در روند دادرسی سبب میشود وکیل تسخیری بیشتر جنبه تشریفاتی داشته باشد و حتی با وجود وکلای تسخیری، حق دفاع در عمل از زندانی سلب میشود.
او افزود: «بهعلاوه، همین وکیل تسخیری در یک دادگاه پنجدقیقهای چگونه میتواند از زندانی دفاع کند، در حالی که خود او نیز فرصت ارائه هیچ دفاعی نداشته است.»
به نوشته کردپا، خانواده زله در تمام مدت بازداشت او «بهصورت مداوم تحت فشار و تهدید» بودند که اطلاعرسانی نکنند.
زله پیشتر نیز به دست ماموران امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شده بود. او نخستین بار اول مرداد سال قبل بدون ارائه حکم قضایی در منزل خانوادگی در نقده بازداشت شد و هفت ماه بهصورت بلاتکلیف در زندان نقده زندانی بود.
برخوردهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی با فعالان مدنی و سیاسی در ماههای اخیر شدت گرفته است. در این ارتباط، خبرگزاری هرانا ۱۸ آذر گزارش داد کریم خجسته، زندانی سیاسی، با حکم دادگاه انقلاب اسلامی رشت و به اتهام «بغی» به اعدام محکوم شده است.
قبل از آن هم اکبر دانشورکار، محمد تقوی، بابک علیپور، پویا قبادی، وحید بنیعامریان و ابوالحسن منتظر، شش زندانی سیاسی دیگر، با وجود نقض حکم اعدام، پس از محاکمه مجدد در دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اعدام محکوم شدند.
در حال حاضر، علاوه بر زندانیان جرایم عمومی که روزانه در زندانهای ایران به دار آویخته میشوند، حدود ۷۰ زندانی با اتهامات سیاسی در خطر تایید یا اجرای حکم اعدام قرار دارند و بیش از ۱۰۰ نفر نیز با اتهامات مشابه با خطر صدور حکم مرگ روبهرو هستند.
صفحه فارسی وزارت خارجه آمریکا با بازنشر یادداشتی تحلیلی از نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه نوبل صلح، نوشت که ایالات متحده در کنار مردم ایران ایستاده و به مردم ایران و حق انتخاب آنان متعهد است.
در این پست که پنجشنبه ۲۰ آذر در رسانه اجتماعی ایکس منتشر شد، آمده است: «ایالات متحده در کنار مردم ایران ایستاده است، همانگونه که آنان در پی کرامت، عدالت و حق تعیین سرنوشت خود هستند.»
صفحه فارسی وزارت خارجه آمریکا، افزود: «ما از خواستههای مسالمتآمیز آنان برای حقوق بشر و آیندهای که به خواست خودشان شکل خواهند داد، حمایت میکنیم. تعهد ما به مردم ایران و حق انتخاب آنان است.»
نرگس محمدی ۱۴ آذر در یادداشتی تحلیلی در مجله تایم نوشت: «بیش از چهار دهه، ایرانیان از طریق جنبشهای مسالمتآمیز و دموکراتیک برای حقوق اساسی و انسانی خود تلاش کردهاند: از راهپیماییهای زنان پس از انقلاب ۱۳۵۷ تا اعتراضات دانشجویی ۱۳۷۸، جنبش سبز ۱۳۸۸، اعتراضات آبان ماه ۱۳۹۸و قیام "زن، زندگی، آزادی" در سال ۱۴۰۱ که با کشته شدن مهسا (ژینا) امینی آغاز شد.»
او که از آذر ۱۴۰۳ با مرخصی استعلاجی بیرون از زندان است، تاکید کرد: «مقاومت مداوم زنان و جوانان، پایهها و بنیانهای جمهوری اسلامی را لرزانده و آن را به بدترین کابوس رژیم تبدیل کرده است. کسانی که رژیم بیشترین تلاش را برای سکوت آنها کرد، قدرتمندترین چالشگران آن شدهاند.»
این فعال حقوق بشر تاکنون بیش از ۱۰ سال را در حبس گذرانده و از آغاز فعالیتهایش با جمع احکام بیش از ۳۶ سال زندان و ۱۵۴ ضربه شلاق روبهرو بوده است.
او با وجود تایید سازمان پزشکی قانونی برای تمدید تعلیق حکم، در ماههای گذشته بارها جهت بازگشت به زندان اوین تحت فشار قرار گرفته است.
آمریکا: جمهوری اسلامی از قدرت زنان میهراسد
صفحه فارسی وزارت خارجه آمریکا، پنجشنبه ۲۰ آذر در پستی دیگر در شبکه ایکس نوشت: «فرقی نمیکند رژیم جمهوری اسلامی چند راه برای خاموش کردن زنان پیدا کند. چه با ممنوع کردن نشان دادن مو، ورود به استادیومها یا بیان صدای خود از طریق موسیقی، زنان شجاع ایران حاضر به سکوت نیستند.»
وزارت خارجه آمریکا افزود: «از اِوی، رپر شجاعی که با وجود تهدیدها از حذف حساب شبکههای اجتماعی خود خودداری کرد، تا نیوشا مفیدی که با جسارت در کنسرتی عمومی آواز خواند و تا فاطمه عطایی و اسمَر حمیدی که آزادیهای هنری و شبکههای اجتماعیشان مورد حمله قرار گرفت، هر یک از این ایستادگیها، نشاندهنده قدرت زنان در به چالش کشیدن رژیم جمهوری اسلامی است که از قدرت آنان هراس دارد.»
در پایان این مطلب آمده است: «زنان ایرانی همیشه راهی برای شنیده شدن پیدا خواهند کرد. ما در کنار هر زن و مرد ایرانی هستیم که حاضر به سکوت نیست.»
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در سالهای اخیر به ویژه پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، صفحات شماری از هنرمندان یا چهرههای فعال در فضای مجازی را مسدود کرده است.
حکومت ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ با استناد به تفاسیر فقهی، آوازخوانی زنان را در حضور مردان حرام اعلام کرد. این تصمیم، نقطه پایانی بود بر فعالیت رسمی خوانندگان زنی که پیش از انقلاب در عرصه موسیقی ایران حضور داشتند.
با این تحولات، آثار دهها خواننده زن از رسانههای رسمی حذف و صدایشان به حاشیه رانده شد.
جمهوری اسلامی و مراجع تقلید شیعه، آوازخوانی زنان را موجب تحریک مردان میدانند.
در ماههای اخیر سرکوبها علیه خوانندگان و فعالان حوزه موسیقی که بهویژه به حجاب اجباری معترض بودهاند، شدت گرفته است.
اواخر فروردین امسال بیش از ۱۶۰ خواننده، هنرمند، کنشگر مدنی و تشکل، شامل ۱۹ تشکل داخل ایران، در بیانیهای تشدید اقدامهای سرکوبگرانه جمهوری اسلامی علیه خوانندگان زن را بخشی از «پروژه سرکوب سیستماتیک زنان و تلاشی برای تثبیت نظامی زنستیز و مبتنی بر تبعیض جنسیتی» خواندند.
جامعه جهانی بهائی و دیدهبان حقوق بشر در بیانیهای مشترک اعلام کردند مقامهای جمهوری اسلامی با صدور احکام سنگین زندان و مصادره اموال، سرکوب بهائیان را پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، شدت بخشیدهاند.
به گفته این دو نهاد حقوق بشری در بیانیه مشترک چهارشنبه ۱۹ آذر، قوه قضاییه همزمان با «تحریک عمومی به تبعیض و تبلیغ نفرت و انتشار اطلاعات نادرست» علیه این اقلیت مذهبی، آزار و تعقیب بهائیان را هدایت میکند.
بهار صبا، پژوهشگر ارشد ایران در دیدهبان حقوق بشر، گفت: «مقامات ایران به نحوی بیامان مشغول آزار و تعقیب بهائیها هستند و آنها را صرفا بهخاطر باورهای مذهبیشان از اساسیترین حقوق انسانی خود محروم میکنند که مصداق جنایتی ادامهدار علیه بشریت محسوب میشود.»
او افزود: «هیچ بخشی از زندگی بهائیان در ایران نیست که متاثر از نقض جدی حقوق و جرایم تحت حقوق بینالملل نباشد.»
هفتم آذر نیز پارلمان اروپا با صدور قطعنامهای، سرکوب سیستماتیک و تشدید آزار جامعه بهائیان در ایران را محکوم کرد و از جمهوری اسلامی خواست به دههها تبعیض ساختاری پایان دهد، زندانیان بهائی را آزاد کند و اموال مصادرهشده این شهروندان را بازگرداند.
وثاق سنائی، یکی از سخنگوهای جامعه جهانی بهائی، در مصاحبه با ایراناینترنشنال گفت: «این قطعنامه بر عملکرد ضد حقوق بشری جمهوری اسلامی، بهویژه در قبال جامعه بهائی، تاکید کرده است.»
ثبت بیش از ۷۵۰ مورد آزار و تعقیب بهائیان
در بخش دیگری از بیانیه مشترک جامعه جهانی بهائی و دیدهبان حقوق بشر آمده است که جامعه جهانی بهائی از تیر تا آبان سال جاری بیش از ۷۵۰ اقدام آزار و تعقیب در اقصی نقاط ایران را مستند کرده که سه برابر میزان ثبتشده در همین بازه زمانی در سال ۱۴۰۳ است.
این موارد شامل بیش از ۲۰۰ یورش به منازل و کسبوکارها و در پی آن بازجویی منجر به بازداشت و دستگیری حداقل ۱۱۰ شهروند بهائی میشود.
دادگاههای انقلاب برای بیش از ۱۰۰ شهروند بهائی جلسه رسیدگی برگزار و احکامی جدید بین دو تا ۱۰ سال زندان علیه بهائیان صادر کردند.
همچنین در این دوره حداقل ۴۵ بهائی برای شروع گذراندن حکم زندان خود احضار شدند. در میان افراد زندانیشده، مادرانی هستند که از کودکان خردسالشان جدا شدهاند.
سیمین فهندژ، نماینده جامعه جهانی بهائی در سازمان ملل در ژنو گفت: «نظامی قضایی که باید عدالت و بیطرفی در پیش گیرد و پناهگاهی در برابر سرکوب باشد، در عوض، به شکل سلاحی برای آزار و تعقیب بهائیان، دگراندیشان و دیگر اقلیتهای مذهبی و اتنیکی در ایران ایفای نقش میکند.»
بهائیان بزرگترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران هستند که از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷ بهطور سیستماتیک هدف آزار و اذیت قرار گرفتهاند.
در هفتهها و ماههای اخیر، فشارهای جمهوری اسلامی بر جامعه بهائیان ایران بهطور محسوسی افزایش یافته است.
منابع غیررسمی میگویند بیش از ۳۰۰ هزار شهروند بهائی در ایران زندگی میکنند. قانون اساسی جمهوری اسلامی تنها ادیان اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی را به رسمیت میشناسد.
۸۲ وکیل دادگستری با انتشار بیانیهای آمادگی خود را برای همراهی با خانواده خسرو علیکردی، وکیل دادگستری جانباخته و پشتیبانی از آنها در مسیر روشن شدن حقیقت اعلام کردند. همزمان جواد علیکردی، وکیل دادگستری، در چهارمین روز پس از خاکسپاری برادرش به دادگاه انقلاب مشهد احضار شد.
وکیلان دادگستری ساکن ایران در بیانیهای که چهارشنبه ۱۹ آذر منتشر شد، اعلام کردند: «فقدان این وکیل شریف ضایعهای دردناک و جبرانناپذیر برای جامعه حقوقی کشور است و یاد و نامشان همواره در خاطرهها باقی خواهد ماند.»
آنها در ادامه خواستار بررسی «با دقت و رویکرد کاملا فنی و کارشناسی» رخداد مربوط به جانباختن علیکردی شدند.
در این بیانیه تاکید شد: «تمامی مستندات و اطلاعات مرتبط در سریعترین زمان ممکن در اختیار خانواده محترم دکتر علیکردی قرار گیرد تا تمامی ابعاد موضوع با شفافیت کامل و بدون هیچگونه ابهام یا اغماض روشن شود.»
محمدحسین آقاسی، شهلا اروجی، محمود بهزادیراد، میلاد پناهیپور، فرشته تابانیان، حسین تاج، مصطفی دانشجو، امیرسالار داوودی، پیام درفشان، فرزانه دهقان، امیر رئیسیان، نسرین ستوده، عبدالفتاح سلطانی، محمد سیفزاده، علی شریفزاده اردکانی، مریم کیانارثی و مصطفی نیلی، از جمله وکیلان امضاکننده این بیانیه هستند.
پیکر علیکردی صبح ۱۵ آذر در دفتر کارش در مشهد پیدا شد و بسیاری از کاربران رسانههای اجتماعی و برخی وکلا و فعالان سیاسی و مدنی، مرگ او را «قتل حکومتی» خواندند.
این وکیل دادگستری در شبکه اجتماعی ایکس، خود را «وکیل معترضان جنبش زن، زندگی، آزادی، زندانی سیاسی پیشین، محروم از تحصیل دکتری حقوق عمومی دانشگاه تهران و دانشجوی ستارهدار مقطع ارشد دانشگاه علامه» معرفی کرده بود.
احضار برادر وکیل جانباخته
جواد علیکردی، برادر این وکیل جانباخته اعلام کرد چهارشنبه ۱۹ آذر در چهارمین روز پس از خاکسپاری برادرش، تلفنی به دادگاه انقلاب مشهد احضار شد.
او در واکنش به احضار خود نوشت: «این حضور را در هر شرایطی موجب افتخار و نشانهای از پایبندی خود به حق، حقیقت و مسئولیت انسانی میدانم. اگر روزی بر من این خاموشی تحمیل شد، از همه میخواهم حقیقت را فراموش نکنند و پیگیر روشن شدن مسیر سرنوشت من و برادرم خسرو باشند.»
سایت حقوق بشری هرانا به نقل از یک منبع مطلع نزدیک به خانواده این وکیل دادگستری نوشت او که دوران محکومیت حبس خود را تحت نظارت پابند الکترونیکی در خارج از زندان سپری میکند، صبح چهارشنبه برای ساعاتی در دادسرای عمومی و انقلاب مشهد مورد بازجویی قرار گرفت.
جواد علیکردی پیشتر با اتهامهایی نظیر «تشکیل و اداره گروه تلگرامی با هدف براندازی و بر هم زدن امنیت کشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام و اهانت به رهبری»، محاکمه و در نهایت محکوم به حبس و مجازاتهای تکمیلی شده بود.
منبع مطلع اعلام کرد علت احضار، «اظهارات اعتراضی او در پی جانباختن برادرش» بوده است.
این برادر دادخواه پیشتر در حاشیه مراسم یادبود نیز اعلام کرد بعد از جان باختن برادرش پیامکهای تهدیدآمیز از سوی افراد نزدیک به حاکمیت دریافت کرده است.
او در مراسم ختم برادرش به ابهامهای موجود اشاره کرد و گفت نیروهای امنیتی پس از کشف پیکر، همه دوربینهای مداربسته دفتر کار را با خود بردهاند و با وجود پیگیریهای خانواده، هنوز هیچ تصویری در اختیار آنها قرار نگرفته است.
مرگ پرابهام علیکردی بار دیگر نگرانیها را درباره امنیت جانی وکلای مستقل، فعالان مدنی و منتقدان جمهوری اسلامی پررنگ کرده است. پروندهای که خانواده این وکیل جانباخته، جامعه حقوقی کشور، نهادهای حقوق بشری و زندانیان سیاسی، خواستار بررسی آن از مسیرهایی مستقل، شفاف و خارج از ساختارهای امنیتی حاکم هستند.
ماریا کورینا ماچادو، رهبر اپوزیسیون ونزوئلا و برنده جایزه نوبل صلح ۲۰۲۵، در پیامی کتبی که در مراسم اعطای این جایزه در اسلو خوانده شد، تاکید کرد دموکراسیها باید برای بقا، آماده مبارزه در راه آزادی باشند. دختر ماچادو در غیاب مادرش این پیام را خواند.
ماچادو چهارشنبه ۱۹ آذر در این پیام گفت جایزه نوبل صلح نه تنها برای ونزوئلا، بلکه برای سراسر جهان معنایی عمیق دارد و «به جهان یادآوری میکند دموکراسی برای صلح حیاتی است».
او افزود: «مهمتر از همه، درسی که مردم ونزوئلا میتوانند به جهان بیاموزند، درسی است که در مسیر سخت و طولانی بهدست آمده است: اگر خواهان دموکراسی هستیم، باید آماده مبارزه برای آزادی باشیم.»
ماچادو ۱۸ مهر به پاس فعالیتهایش در مبارزه با حکومت ونزوئلا برنده جایزه نوبل صلح سال ۲۰۲۵ شد.
بر اساس بیانیه کمیته نوبل صلح، این جایزه بهدلیل «تلاشهای خستگیناپذیر ماچادو در ترویج حقوق دموکراتیک مردم ونزوئلا و مبارزهاش برای گذار عادلانه و مسالمتآمیز از دیکتاتوری به دموکراسی» به او اختصاص یافت.
مراسم اهدای جایزه نوبل صلح، ۱۹ آذر، اسلو
ماچادو در راه اسلو
خبرگزاری رویترز ۱۹ آذر گزارش داد ماچادو، سیاستمدار ۵۸ ساله، قرار بود در حضور هارالد پنجم، پادشاه نروژ، در تالار شهر اسلو جایزه خود را دریافت کند.
با این حال، رهبر اپوزیسیون ونزوئلا نتوانست بهموقع خود را به مراسم اهدای جایزه نوبل صلح برساند.
حکومت ونزوئلا از ۱۰ سال پیش ماچادو را از خروج از کشور منع کرده و او در پی افزایش تهدیدهای امنیتی، بیش از یک سال است بهصورت مخفیانه زندگی میکند.
ماچادو پیشتر در پیامی صوتی به یورگن واتنه فریدنس، رییس کمیته نوبل، خبر داد در حال عزیمت به اسلو است.
رویترز نوشت هنوز مشخص نیست این پیام از چه مکانی ارسال شده است.
کریستیان برگ هارپویکن، مدیر موسسه نوبل، در مصاحبه با این خبرگزاری گفت: «ما دقیقا نمیدانیم او چه زمانی [به اسلو] خواهد رسید، اما احتمالا در طول شب وارد خواهد شد.»
ماچادو: بسیاری گمان کردند کاریزما میتواند جایگزین حاکمیت قانون شود
ماچادو در ادامه پیام مکتوب خود به مراسم اهدای جایزه نوبل گفت: «آزادی هر روز از نو بهدست میآید؛ اگر آماده باشیم برایش مبارزه کنیم. به همین دلیل است که آرمان ونزوئلا از مرزهای ما فراتر میرود. ملتی که آزادی را برمیگزیند، تنها خود را آزاد نمیکند، بلکه به تمام بشریت یاری میرساند.»
ماچادو گفت مردم ونزوئلا بهموقع متوجه نشدند کشورشان بهتدریج در مسیر دیکتاتوری قرار گرفته است و زمانی که دریافتند نهادهای ونزوئلا تا چه اندازه سست و آسیبپذیر شدهاند، «دیگر خیلی دیر شده بود».
او با انتقاد از هوگو چاوز، رییسجمهوری پیشین ونزوئلا، افزود: «زمانی که رهبر یک کودتای نظامی علیه دموکراسی به ریاستجمهوری برگزیده شد، بسیاری گمان کردند کاریزما میتواند جایگزین حاکمیت قانون شود. از سال ۱۹۹۹، رژیم تمام تلاش خود را صرف نابودی دموکراسی ما کرده است.»
چاوز از سال ۱۹۹۹ تا زمان مرگش در سال ۲۰۱۳ بر ونزوئلا حکومت کرد و پس از آن، نیکولاس مادورو زمام امور را در این کشور به دست گرفت.
در ماههای اخیر، فشارهای دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بر مادورو برای کنارهگیری از قدرت بالا گرفته است.