عکاس ایرانی به رسانه اوکراینی: برای کار به روسیه رفتم، بهاجبار به جنگ اوکراین فرستاده شدم
پایگاه خبری عصر ایران از «اسارت اولین ایرانی در جنگ اوکراین» خبر داد. پیشتر وبسایت اوکراینی «یونایتد۲۴» در گزارشی به وضعیت آرش دربندی، عکاس ۳۴ ساله اهل اهواز پرداخته و نوشته بود که او برای پیدا کردن کار به روسیه رفت اما هرگز تصور نمیکرد که درگیر جنگ شود.
عکاس ایرانی به رسانه اوکراینی: برای کار به روسیه رفتم، بهاجبار به جنگ اوکراین فرستاده شدم | ایران اینترنشنال
عصر ایران پنجشنبه چهارم دی نوشت این شهروند ایرانی «طی آموزش نظامی، با فشار شدید، کتک و تهدیدهای روزانه روبهرو شده و دیده که روسها غیرنظامیان خارجی را بهعنوان نیروهای مصرفی به جبهه میفرستادند».
دربندی پیشتر در مصاحبه با وبسایت اوکراینی «یونایتد۲۴» توضیح داده بود که چگونه تلاش او برای امرار معاش در روسیه به بازداشت و در نهایت اعزام اجباری به جبهه جنگ اوکراین انجامید.
او همچنین به شیوههایی اشاره کرد که روسیه از طریق آنها غیرنظامیان خارجی را در چرخه جنگ گرفتار میکند.
یونایتد۲۴ نوشت: «با وجود آنکه تحصیلاتش در رشته مهندسی نفت بود، آرش بیشتر عمر خود را پشت دوربین گذرانده بود. او با ویزای توریستی وارد سنپترزبورگ شد و از راه عکاسی از رهگذران امرار معاش میکرد.»
دربندی تاکید کرد هیچ پیشینه نظامی نداشته و تا زمان اعزام به جبهه، «حتی چاقو هم به دست نگرفته» بود.
صحت و جزییات روایت این شهروند ایرانی بهطور مستقل قابل تایید نیست و این مطلب صرفا بر اساس گزارش رسانه اوکراینی و مصاحبه انجامشده از سوی آن تنظیم شده است.
تاکنون مقامهای جمهوری اسلامی، اوکراین و روسیه به این گزارش واکنشی نشان ندادهاند.
جمهوری اسلامی که از متحدان نزدیک مسکو محسوب میشود، پهپادهای انتحاری شاهد را برای استفاده روسیه در جنگ اوکراین در اختیار این کشور قرار داده است.
حمایت نظامی حکومت ایران از کرملین با واکنشهای گستردهای در غرب روبهرو شده و بهویژه نارضایتی شدید کشورهای اروپایی را در پی داشته است.
دربندی چگونه به جبهه جنگ با اوکراین اعزام شد؟
دربندی تحولات مربوط به اعزام شدنش به جبهه را چنین روایت کرد: «اوایل فوریه پس از درگیری با یک افسر پلیس در خیابان بازداشت شدم و به پادگانی در منطقه لیگوفسکی پراسپکت منتقل شدم. به من گفتند یا باید سه تا پنج سال زندان بروم یا یک سال به جنگ اعزام شوم.»
او افزود با وجود مخالفتش، او را مجبور کردند وارد خدمت نظامی شود و پس از چند ماه، برای آموزش به نزدیکی بلگورود فرستاده شد.
دربندی ادامه داد: «از ترس جنگ عمدا خودم را زمین زدم و دستم شکست، اما علیرغم قانون روسیه، معاف نشدم. شش ماه مجروح بودم و با دست دردناک دوباره به آموزش بازگردانده شدم.»
او از اعتراض خود به این رفتار خبر داد و گفت: «به آنها گفتم حداکثر مجازات قانونی برای من بهعنوان یک خارجی، باید اخراج از کشورشان باشد. اما به من گفتند: اینجا ایران نیست و هیچ جای دیگر دنیا هم نیست؛ اینجا روسیه است و تو باید به جنگ بروی.»
این شهروند ایرانی ادامه داد: «با ما مثل انسان رفتار نمیکردند؛ ما را فقط [نیروی] مصرفی میدیدند و میخواستند ما را به خط مقدم بفرستند تا روسها در امنیت زندگی کنند. هر وقت جنگ میشود، همیشه خارجیها را به خط مقدم میفرستند و خود روسها عقب میمانند...خارجیها هیچ حقی ندارند؛ در هر لحظه میتوانند هر چه دارند از آنها بگیرند.»
حضور شهروندان خارجی در ارتش روسیه و مشارکت آنها در جنگ با اوکراین، طی سالهای گذشته بارها به موضوعی خبرساز تبدیل شده است.
در ماههای گذشته، حضور هزاران سرباز کره شمالی در روسیه برای کمک به ارتش این کشور در جنگ اوکراین خشم کشورهای غربی را برانگیخته بود.
حسین علاوی، مشاور نخستوزیر عراق، چهارم دی در مصاحبه با شبکه العربیه گفت تعیین شمار دقیق عراقیهای فعال در ارتش روسیه ممکن نیست، اما این عدد به حدود پنج هزار نفر میرسد.
«محل خواب ما از روسها متفاوت بود»
دربندی در ادامه مصاحبه با یونایتد۲۴، از وجود شهروندان ایران، کنیا، کلمبیا و کشورهای عربی و آفریقایی در میان نیروهای وابسته به روسیه در جنگ اوکراین خبر داد و افزود: «ما را از روسها جدا میکردند. محل خواب ما با محل خواب آنها متفاوت بود».
دربندی اضافه کرد: «خیلی از خارجیها تنها بهخاطر پول قرارداد یکساله امضا میکنند. اما به محض ورود به دوره آموزشی پشیمان میشوند. همه آنها درخواست مینویسند و میگویند که دیگر نمیخواهند به جنگ بروند و میخواهند انصراف بدهند. اما افسران [بیتوجه به نظر آنها] کسانی را که قرار است به جنگ فرستاده شوند، جمع میکنند.»
یونایتد۲۴ با استناد به گفتههای دربندی نوشت این شهروند ایرانی در نهایت در یکی از حملات پهپادی ارتش اوکراین به مواضع نیروهای وابسته به روسیه در خاک اوکراین زخمی و بازداشت شد.
دربندی در پایان مصاحبه خود با رسانه اوکراینی، بر لزوم توقف جنگ اوکراین تاکید کرد و از مردم جهان خواست «هرگز به کشورهایی مثل روسیه، ایران و کشورهایی که از تروریسم حمایت میکنند»، یاری نرسانند.
شبنامه دعوت به جنگ
وبسایت رویداد۲۴ سهشنبه ۱۸ آذر تصویر شبنامهای را منتشر کرد که نزدیک سفارت روسیه در تهران پخش شده بود. در این آگهی از مردان ایرانی ۱۸ تا ۵۵ ساله دعوت شده تا با داشتن پاسپورت، یک آزمایش پزشکی و دریافت پاداش ۱۵ تا ۱۸ هزار دلاری و حقوق ماهانه ۲۵۰۰ تا ۲۸۰۰ دلار، به ارتش روسیه بپیوندند.
بر اساس این گزارش آدرس تلگرامی منتشر شده در شبنامه مخاطبان را به کانالی هدایت میکرد که در چند ساعت ناگهان از ۲۰۰ دنبالکننده که به بیش از ۸۰۰ عضو رسید. در این کانال آگهیهایی چندزبانه با وعده قرارداد مستقیم با وزارت دفاع روسیه، مسکن و مراقبت پزشکی رایگان و حقوق ماهانه تا ۲۸۰۰ دلار منتشر شده بود.
طبق این گزارش خبرنگار رویداد ۲۴ با فردی که خود را «کارگزار ارتش روسیه» معرفی کرده، تماس گرفته و او گفته که باید زیر ۴۰ سال باشی، پاسپورت داشته باشی و آزمایشات پزشکیات نشان دهد که اچآیوی و سل نداری.»طبق این گزارش این شخص پس از چند سؤال انتقادی از سوی خبرنگار تماس را قطع کرده است.
این کانال تلگرامی اعلام کرده که تحت «پشتیبانی وزارت دفاع روسیه» است و تصاویری از نیروهای خارجی، از جمله دو ایرانی با لباس نظامی روسی منتشر کرده است.
سفارت روسیه در تهران همان روز انتشار این شبنامه را «کلاهبرداری» خواند و تکذیب کرد.
روسیه عملیات نظامی خود را علیه اوکراین اسفند ۱۴۰۰ کلید زد و از آن زمان، درگیریها میان دو کشور ادامه داشته است. از زمان آغاز جنگ کنونی، روسیه حدود یکپنجم از خاک اوکراین را به تصرف خود درآورده است.
سازمان امنیت داخلی اسرائیل (شینبت) و پلیس این کشور اعلام کردند یک شهروند اسرائیلی را به ظن جاسوسی از نفتالی بنت، نخستوزیر پیشین اسرائیل، برای جمهوری اسلامی بازداشت کردهاند.
بر اساس گزارشها، دادستانی اسرائیل پنجشنبه چهارم دی کیفرخواست وادیم کوپریانوف ۴۰ ساله، ساکن شهر ریشون لتسیون، را به اتهام جاسوسی، در دادگاه ناحیهای لود ارائه کرد.
به گفته پلیس، کوپریانوف اوایل ماه جاری میلادی (اواسط آذر) در حال عکاسی از اطراف محل سکونت نفتالی بنت در شهر رعنانا مشاهده و بازداشت شد.
پلیس اعلام کرده است او برای انجام این کار از دوربین نصبشده روی خودرو استفاده میکرد.
بر اساس این گزارش، کوپریانوف به مدت دو ماه با رابط ایرانی خود در ارتباط بوده و مانند بیشتر شهروندان اسرائیلی که برای جاسوسی به نفع جمهوری اسلامی جذب شدهاند، در ازای دریافت پول، مجموعهای از ماموریتهای مرتبط با مسائل امنیتی را انجام داده است.
در اکثر موارد، جمهوری اسلامی این افراد را بهصورت آنلاین جذب کرده و آنها ابتدا وظایفی کوچک و بیخطر انجام دادهاند که بهتدریج به جرایم جدیتری مانند جمعآوری اطلاعات و حتی طراحی عملیات ترور منجر شده است.
در ماههای اخیر، هزاران شهروند اسرائیلی گزارش دادهاند پیامکها و تماسهای تلفنی مشکوکی دریافت کردهاند که در ازای همکاری با نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی، پیشنهاد پرداخت پول دادهاند و اغلب دریافتکنندگان را به پلتفرمهای رمزگذاریشدهای مانند تلگرام هدایت کردهاند.
مقامهای امنیتی اسرائیل از شهروندان خواستهاند هرگونه تماس مشکوک با عوامل خارجی را گزارش کنند.
مرگ یک زن در استخری در مازندران، بار دیگر محدودیتهای جنسیتی را در امدادرسانی اورژانسی به زنان برجسته کرده است. محدودیتهایی که به گفته روزنامه هممیهن، از تعلل در ورود امدادگران تا خودداری از احیای قلبی را شامل میشود و به افزایش مرگومیر زنان در حوادث انجامیده است.
هممیهن پنجشنبه چهارم دی در گزارشی به موضوع مرگ زنی ۴۰ ساله به نام مرجان در استخری در مازندران پرداخت.
این حادثه در استخری رخ داده که به تذکرهای هیات نجات غریق و غواصی استان بیتوجهی کرده و بهجای سه ناجی غریق، تنها از یک ناجی غریق استفاده کرده بود. آن فرد هم در زمان حادثه برای ناهار محل را ترک کرده و در محوطه آبی حضور نداشته است.
از سوی دیگر، زمان احتمالی غرقشدگی بین ساعت ۱۱:۳۰ تا ۱۲ ظهر بوده، در حالی که تماس مسئولان استخر با اورژانس، ساعت ۱۳:۰۷ ثبت شده است.
زنانی که آن روز در استخر حضور داشتهاند، به هممیهن گفتند تکنسینهای اورژانس تا پشت در استخر آمده بودند اما بهدلیل زنانه بودن مجموعه، برای ورود تعلل و از پشت تلفن، افراد عادی داخل استخر را برای انجام عملیات احیا راهنمایی کردهاند.
اورژانس کشور این موضوع را رد و اعلام کرد نیروهای اورژانس چهار دقیقه پس از اعلام سانحه به محل رسیدهاند و وارد استخر هم شدهاند اما: «بهدلیل اطلاعرسانی دیرهنگام، مصدوم پیش از حضور نیروهای امدادی، جان خود را از دست داده بود.»
این حادثه در شرایطی رخ داده که امدادرسانی به زنان از سوی تکنسینهای زن، یکی از چالشهای قدیمی در سیستم اورژانس ایران است.
گاهی بهدلیل جنسیت قربانی، امدادرسانی انجام نمیگیرد
محدودیتهای جنسیتی در امداد، تنها به غرقشدگی محدود نمیشود و در موارد ایست قلبی و دیگر فوریتهای پزشکی نیز دیده میشود.
هممیهن با استناد به بررسیهای خود گزارش داد در حوادثی که بیمار نیاز به احیای قلبی دارد، مردان کمتر به بیماران زن کمک میکنند.
این موضوع به مسائل عرفی و مذهبی، بهویژه مساله «محرمیت»، نسبت داده میشود.
در چنین شرایطی، زنان بهدلیل آناتومی بدن و همچنین «پیشفرضهای جنسیتزده» برخی امدادگران مرد یا عدم همکاری مردان خانوادهها، در موقعیتهای اورژانسی آسیبپذیرترند.
علاوه بر این، حتی مردانی که با اصول احیا آشنایی دارند، در برخی موارد از کمک به زنان خودداری میکنند.
مینا، یکی از تکنسینهای اورژانس ۱۱۵، به هممیهن گفت معمولا وقتی ایست قلبی اتفاق میافتد و افراد با اورژانس تماس میگیرند، تکنسینها از پشت تلفن برای انجام احیای قلبی-ریوی، راهنمایی میدهند.
او توضیح داد: «وقتی مصدوم نیازمند این احیا، زن باشد، مردان بهویژه اگر هم کمی میانسال باشند، معمولا تمایلی به این کار ندارند و اعلام میکنند که این زن نامحرم است؛ در حالی که آن دقایق بسیار طلایی است.»
این تکنسین تاکید کرد در آموزشهای اورژانس، هیچ اشارهای به جنسیت مصدوم نمیشود و احیای قلبی-ریوی باید بهطور مستمر تا ۴۵ دقیقه و حتی هنگام انتقال بیمار ادامه یابد.
به گفته او، تکنسینها اغلب تا رسیدن نیروها مجبور به چانهزنی تلفنی با مردانی میشوند که از لمس بدن زن بیمار خودداری میکنند. موضوعی که به گفته مینا در سالهای اخیر و بهویژه در نسل جوان تا حدی کاهش یافته است.
بر اساس آمار اورژانس تهران، از هر ۱۰ ایست قلبی، تنها دو مورد با احیای موفق همراه است. زمان طلایی احیا نقش تعیینکنندهای در نجات جان بیمار دارد و هرگونه تاخیر، میتواند شانس زنده ماندن را کاهش دهد.
پیشتر یحیی صالح طبری، رییس وقت مرکز اورژانس تهران، در گفتوگو با هممیهن تاکید کرده بود در پزشکی، جنسیت بیمار اهمیتی ندارد و تاخیر در احیای قلبی میتواند به مرگ یا آسیب مغزی منجر شود.
او خواستار فرهنگسازی رسانهای در این زمینه شده بود.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از آن است که در پی کشته شدن اکرامالدین سریع، فرمانده ارشد پلیس در حکومت پیشین افغانستان و از چهرههای مخالف طالبان، در تهران، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در منزل و دفتر او حضور یافته و این مکانها را به کنترل خود درآوردهاند.
بر اساس این اطلاعات، پلیس جمهوری اسلامی پنجشنبه چهارم دی از ورود مراجعهکنندگان به دفتر سریع در تهران جلوگیری کرده است.
برخی منابع به ایراناینترنشنال گفتند مقدمات لازم برای تدفین سریع در دست انجام است، اما هنوز مشخص نیست که آیا امکان انتقال پیکر او به افغانستان وجود دارد یا نه.
اطلاعات رسیده نشان میدهد سریع در خیابان خوشبیان غربی، خیابان مفتح شمالی در شهرک ولیعصر و در نزدیکی دفتر خود ترور شد و پس از این حمله، به بیمارستان غیاثی تهران انتقال یافت.
او و یکی از همراهانش به نام «فرمانده الماس»، شامگاه سوم دی هدف گلوله قرار گرفتند و کشته شدند.
جبهه آزادی افغانستان چهارم دی با انتشار بیانیهای، طالبان را مسئول ترور «جنایتکارانه، غیرانسانی و تروریستی» سریع و و محمد امین الماس دانست و از جمهوری اسلامی خواست عاملان این رویداد را شناسایی و مجازات کند.
در این بیانیه همچنین از جمهوری اسلامی خواسته شده در چارچوب قوانین بینالمللی، برای حفاظت از جان پناهجویان افغانستانی مقیم ایران، به ویژه نظامیان پیشین، «اقدامات فوری» را در دستور کار قرار دهد.
نگرانی نظامیان پیشین افغانستانی در ایران
یک منبع آگاه در مصاحبه با ایراناینترنشنال، از «محاصره کامل» دفتر و منزل سریع در تهران بهدست نیروهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی خبر داد.
او افزود عوامل حکومت ایران در حال «تحقیق» از ۱۲ نفری هستند که در دفتر سریع حضور دارند.
به گفته این منبع، ژنرال شاهآغا خان که در زمان تیراندازی در کنار سریع بود و از این سوءقصد جان سالم به در برد، نیز «تحت تحقیق» قرار دارد.
او یادآور شد این حادثه منجر به سردرگمی نظامیان پیشین افغانستانی در ایران شده و آنها نسبت به سرنوشت خود بیمناک هستند.
شامگاه سوم دی، جبهه مقاومت ملی به رهبری احمد مسعود تاکید کرد ترور سریع، پناهجویان افغان در ایران را بهشدت خشمگین و نگران کرده است.
جبهه مقاومت ملی، طالبان را عامل این «جنایت آشکار» و «هدفمند» دانست و از جمهوری اسلامی خواست این حادثه را «بهطور شفاف، جدی و مستقل»، بررسی کند.
رسول موسوی، مدیرکل پیشین آسیای جنوبی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، چهارم دی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت ترور سریع را «نباید ساده گرفت، تکبعدی دید، سریع نتیجه گرفت و قضاوت رسانهای نمود».
او خواستار «همهجانبهنگری» یک «تیم تحقیق حرفهای» و همکاری آن با «نهاد مسئول در افغانستان» برای روشن شدن ابعاد این حادثه شد.
مرداد ۱۴۰۰، طالبان با تصرف کابل، پایتخت افغانستان، پس از دو دهه بار دیگر قدرت را در این کشور به دست گرفت.
سریع که به موضعگیریهای بیپردهاش علیه طالبان شناخته میشد، پس از سقوط کابل به ایران گریخت.
او در ایران نیز به اظهار نظر علیه طالبان ادامه داد و بهویژه از رویکرد این گروه در قبال نظامیان حکومت پیشین افغانستان انتقاد میکرد.
روزنامه اعتماد گزارش داد پیامدهای مصرف مواد مخدر در ایران با افزایش موارد بروز توهم، پرخاشگری و نشانههای حاد روانپزشکی همراه شده و نوجوانان بخش قابل توجهی از این روند فزاینده را تشکیل میدهند.
اعتماد پنجشنبه چهارم دی با استناد به مشاهدات روانپزشکان در ایران نوشت شمار افرادی که بدون سابقه اختلال روانی، پس از مصرف مواد دچار علائم حاد روانپزشکی شدهاند و به بستری اورژانسی نیاز پیدا کردهاند، بهطور چشمگیری افزایش یافته و در برخی موارد، این وضعیت به اختلال روانی پایدار انجامیده است.
تیم درمان یک بیمارستان روانپزشکی در جنوبغرب تهران در مصاحبه با این روزنامه اعلام کرد ۱۵ تا ۲۰ درصد از مجموع ۱۰۰ تخت بستری این مرکز، به بیمارانی اختصاص دارد که با «علائم حاد» و در وضعیت «بیحواسی کامل» پس از مصرف مواد به بیمارستان منتقل میشوند.
در گزارش اعتماد به نام این بیمارستان اشارهای نشده است.
آبانماه، روزنامه شرق در گزارشی از افزایش «سوءمصرف داروهای اعصاب و روان» در ایران خبر داد و نوشت مصرف برخی داروهای خوابآور در میان نوجوانان و جوانان شدت یافته است.
به گفته یکی از مصاحبهشوندگان، حتی برخی داروهای ویژه بیماران سرطانی بهدلیل ایجاد «یک نوع نشئگی خوشایند»، از سوی گروهی از جوانان مورد استفاده قرار میگیرند.
اعتماد در ادامه گزارش خود به نقل از روانپزشک مسئول بیمارستان در جنوبغرب تهران اعلام کرد طی دو سال گذشته، تعداد مراجعات به اورژانس و موارد بستری بهدلیل مصرف مواد افزایش یافته است.
او آمار دقیقی در این خصوص ارائه نداد، اما تایید کرد شمار مراجعات با این علت مشخص در ۱۰ سال گذشته بیسابقه بوده است.
او افزود: «تعدادی از مراجعان ما مصرفكننده مواد روانگردان و توهمزا هستند كه بعد از مدتی، دچار علائم حاد روانپريشی میشوند و كارشان به بستری میكشد. تعدادی ديگر هم بهدليل انواع اختلالات سايكوتيک و اختلال دوقطبی و اسكيزوفرنيا تحت درمان هستند، ولی با مصرف ماریجوانا، گل، شيشه و حشيش، دچار علائم روانپريشی حاد میشوند.»
روانپزشک مسئول بیمارستان در ادامه اظهارات خود گفت: «نگرانكنندهتر از تعداد تختهايی كه بهدليل روانپريشی ناشی از مصرف مواد اشغال میشود، اين است كه بيشترين مراجعان اورژانس اين بيمارستان، نوجوانان هستند.»
رزیدنت یک بیمارستان روانپزشکی دولتی در تهران نیز تایید کرد طی سه سال اخیر شمار نوجوانان مصرفکننده مواد که بهدلیل بروز علائم شدید روانپریشی به اورژانس بیمارستان روانپزشکی مراجعه میکنند و در پی وخامت حال در بخش اطفال بستری میشوند، افزایش یافته است.
به گزارش اعتماد، روند صعودی آمار مراجعات افراد زير ۱۸ سال به گونهای بوده که مسئولان بيمارستان در فكر ايجاد «بخش اعتياد كودک و نوجوان» هستند.
این رزیدنت که با نام «میم» معرفی شده، افزود: «بيش از ۵۰ درصد بستریهای بخش اطفال اين بيمارستان، نوجوانانی هستند كه مواد سنگين مصرف كردهاند. بيشترين مراجعات و بستریهای نوجوانان بهدليل مصرف گل است كه امروز مثل آدامس بين بچهها دست به دست میگردد. در يک سال اخير، بين بچههايی كه بهدليل عوارض مصرف گل به اورژانس ما منتقل شدهاند، با موارد زيادی از سندرم بیانگيزگی مواجه شدهايم.»
به گفته او، برخی نوجوانان با ترکیب دکسترومتورفان، استامینوفن، کلرپرومازین، سرترالین، کدئین و پرومتازین، محلولی موسوم به «شربت بنفش» میسازند که عوارض روانی آن «وحشتناک» است.
شهریورماه، کامبیز سلطانینژاد، متخصص سمشناسی، با اشاره به مصرف گسترده گل در میان نوجوانان و جوانان هشدار داد ایران در آينده نزديک بايد در انتظار «سونامی اسكيزوفرنی» باشد.
علیرضا آخوندی، نماینده ایرانیتبار پارلمان سوئد، با اشاره به ادامه اقدامات مجرمانه روا مجید، از عوامل جمهوری اسلامی و رهبر فراری گروه تبهکار «فاکستروت»، در خاک این کشور، از دولت سوئد خواست «دیپلماسی خاموش» خود را در برابر حکومت ایران کنار بگذارد.
آخوندی پنجشنبه چهارم دی در مصاحبه با پایگاه خبری نشنال گفت بر اساس اطلاعات موجود، مجید اکنون در ایران زندگی میکند و دولت سوئد بهجای «مذاکرات محرمانه» با جمهوری اسلامی، باید بهصورت علنی از تهران بخواهد او را به استکهلم تحویل دهد تا بهدلیل اقدامات خود محاکمه شود.
او افزود: «فکر میکنم این تنها راه پیش رو است. همیشه معتقدم داشتن صدایی روشن و شفاف مهم است و دیپلماسی خاموش سوئد، آنطور که خودشان به آن میگویند، به نظر من کارساز نیست.»
به گفته آخوندی، جمهوری اسلامی حضور مجید در خاک ایران را انکار خواهد کرد، اما اگر سوئد بهصورت علنی حکومت ایران را به پناه دادن به یک تبهکار تحت تعقیب متهم کند، این موضوع به اعتبار تهران آسیب میزند.
ایراناینترنشنال اردیبهشتماه گزارش داد مجید اکنون در ایران به سر میبرد و با نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همکاری میکند.
خرداد ۱۴۰۳، سرویس امنیتی سوئد (سپو) و موساد اعلام کردند جمهوری اسلامی از شبکههای جنایتکار در سوئد و دیگر کشورهای اروپایی برای حمله به سفارتخانهها و شهروندان اسرائیل استفاده میکند.
بر پایه اعلام سپو، این فعالیتها در درجه اول ایرانیان منتقد جمهوری اسلامی در خارج از کشور را هدف قرار داده، اما به منافع کشورهای دیگر مانند اسرائیل نیز کشیده شده است.
به گفته سازمانهای اطلاعاتی اسرائیلی، دو شبکه جنایتکار فاکستروت و رومبا در «چندین حمله تروریستی در خاک اروپا» دست داشتهاند.
آخوندی: حمید نوری را عملا مجانی به جمهوری اسلامی واگذار کردیم
آخوندی در ادامه اظهارات خود درباره احتمال استرداد مجید از ایران گفت: «سوئد هر کاری از دستش برمیآید انجام میدهد، اما همهچیز وابسته به اهرم فشار است. ما اهرم فشار حمید نوری را در اختیار داشتیم، اما از نگاه من، او را عملا مجانی واگذار کردیم و حالا کار بسیار دشوار شده است.»
در جریان مبادله زندانیان میان تهران و استکهلم، یوهان فلودروس و سعید عزیزی، دو شهروند سوئدی زندانی در ایران، در ازای آزادی نوری اجازه یافتند خرداد ۱۴۰۳ خاک ایران را ترک کنند و به سوئد بازگردند.
نوری، دادیار سابق زندان گوهردشت، به اتهام دست داشتن در اعدام زندانیان سیاسی دهه ۶۰، آبان ۱۳۹۸ در سوئد بازداشت و پس از محاکمه، به حبس ابد محکوم شد. دیوان عالی سوئد اسفند ۱۴۰۲ فرجامخواهی نوری را رد کرده بود.
نشنال در گزارش خود نوشت سوئد زمانی در زمره کشورهایی با پایینترین نرخ قتل در اروپا قرار داشت، اما اکنون با آماری مواجه است که دو و نیم برابر میانگین این قاره را نشان میدهد. رقمی نگرانکننده که بخش مهمی از آن به فعالیتهای مجرمانه مجید نسبت داده میشود.
مجید که به «روباه کُرد» معروف است، در کرمانشاه به دنیا آمد. جایی که والدینش پس از جنگ صدام حسین علیه کردها در اقلیم کردستان عراق به آنجا گریخته بودند. این خانواده در نهایت در سوئد ساکن شد.
نشنال افزود پدر و مادر مجید اکنون به عراق بازگشتهاند و در سلیمانیه زندگی میکنند.
درگیری مجید با اسماعیل عبدو، همدست سابق او که رومبا، شبکه رقیب فاکستروت، را اداره میکند، به سلسلهای از قتلهای تلافیجویانه منجر شده است.
به گزارش نشنال، مجید شبکه جنایتکار خود را از طریق خشونت در شهر اوپسالا گسترش داد. بخش عمده اقدامات خشونتآمیز را کودکانی انجام میدادند که از طریق شبکههای اجتماعی جذب شده بودند.
این رسانه افزود گروههای جنایتکار از کودکان برای حمله به رقبای خود استفاده میکنند، زیرا بر اساس قانون سوئد، برای افراد زیر ۱۵ سال محکومیت کیفری قابل اعمال نیست و برای افراد زیر ۱۸ سال نیز معمولا مجازاتهای خفیفتری اعمال میشود.
پلیس سوئد هفته جاری خبر داد کشف یک محموله بزرگ کوکائین در جنوبغرب کشور به وزن دستکم ۲۰۰ کیلوگرم، به شبکه فاکستروت مرتبط بوده و در جریان این پرونده یک نفر بازداشت شده است.
مجید همچنین مشمول اعلان قرمز اینترپل است. بر اساس این اعلان، او از سال ۲۰۲۰ به اتهام قتل، اقدام به قتل و جرایم مرتبط با مواد مخدر تحت پیگرد بینالمللی قرار دارد.
دولت بریتانیا فروردینماه مجید و شبکه فاکستروت را در فهرست تحریمهای خود علیه جمهوری اسلامی قرار داد و دلیل آن را مشارکت در فعالیتهای خصمانه با پشتیبانی حکومت ایران اعلام کرد.
مانه گرل، جرمشناس دانشگاه مالمو در سوئد، در مصاحبه با نشنال هشدار داد الگوی فعالیت باندهای تبهکار بهطور اساسی تغییر کرده است.
او گفت در گذشته، هر باند یکی از افراد شاخص خود را برای تیراندازی اعزام میکرد، اما امروز بهجای آن، فردی را بهعنوان مسئول پروژه به کار میگیرند که شبکهای از افراد را برای امور لجستیکی، جمعآوری اطلاعات و اجرای حملات، سازماندهی میکند.