روزنامه شرق از افزایش «سوءمصرف داروهای اعصاب و روان» در ایران خبر داد
روزنامه شرق در گزارشی از افزایش «سوءمصرف داروهای اعصاب و روان» در ایران خبر داد و نوشت چنین داروهایی را میتوان در ناصرخسرو که بازار سیاه فروش دارو در تهران است، «در کمتر از ۱۰ دقیقه» یافت.
در این گزارش که دوشنبه ۲۶ آبان منتشر شد، آمده است: «چرخی در بازار ناصرخسرو نشان میدهد که در کمتر از ۱۰ دقیقه میتوان به انواع و اقسام داروهای اعصاب و روان دسترسی پیدا کرد. ویاس، ریتالین، دیازپام، زولپیدوم، میدازولام و دهها داروی دیگر که با قیمتهای باورنکردنی به فروش میرسند، از ورقی دو تا پنج میلیون تومان.»
این گزارش بر پایه گفتوگو با مصرفکنندگان داروها، روانپزشکان، پرستاران بخشهای مسمومیت در بیمارستانهای اصلی تهران و همچنین صاحبان داروخانهها تهیه شده است.
یک پرستار در مصاحبه با شرق گفت: «تقریبا هیچ شیفتی بدون حداقل یک مراجعه سوءمصرف داروی روان تمام نمیشود.»
یک روانپزشک نیز که نامش فاش نشده، از نبود آمار و اطلاعات جدید در زمینه سوءمصرف داروها و اعتیاد خبر داد.
او به شرق گفت: «داروهای مرتبط با اختلالات روان مثل ویاس از آنجایی که در دسته آمفتامینها قرار میگیرند، قابلیت سوءمصرف نیز در آنها وجود دارد.»
نشئگی با داروها
سوگل، یکی از مصرفکنندگان این داروها که هنوز وارد دهه سوم زندگیاش نشده، در مصاحبه با شرق گفت عوارض متعدد سوءمصرف این داروها را در میان دوستانش دیده و «آن را زندگی کرده» است.
او توضیح داد که «هر چندوقت یکبار مصرف این داروها متنوعتر میشود» و حتی برخی داروهای ویژه بیماران سرطانی بهدلیل ایجاد «یک نوع نشئگی خوشایند»، از سوی گروهی از جوانان مورد استفاده قرار میگیرند.
سوگل به افزایش مصرف برخی داروهای خوابآور در میان نوجوانان و جوانان اشاره کرد و افزود مشکل اصلی این داروها این است که در ابتدای مصرف فرد احساس بهبود میکند، اما با گذشت زمان و عادت بدن به دارو، اثر آن کاهش مییابد و وضعیت روانی فرد بهمراتب بدتر از قبل میشود و «در موقعیتهایی تصمیمهای ناگهانی خطرناکی میگیرند».
او همچنین تاکید کرد پزشکان این نوع داروها را «بهراحتی تجویز میکنند».
در سالهای اخیر گزارشهای مختلفی از افزایش بیماریهای مربوط به اعصاب و روان در ایران منتشر شده است.
دادههای رسمی نشان میدهند حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد از جمعیت ایران با نوعی اختلال روانی مواجه هستند و فشارهای مزمن اقتصادی و اجتماعی، وضعیت روان جمعی را در مرحله هشدار قرار داده است.
کارشناسان، عواملی چون محدودیتها و فشارهای اجتماعی، تحریمهای اقتصادی فلجکننده، بیثباتیهای سیاسی و حتی جنگ را در ایجاد چنین شرایطی موثر میدانند.
همچنین در سالهای اخیر، آمار اقدام به خودکشی در ایران رشد قابل توجهی داشته است.
کارشناسان توصیه میکنند اگر با فرد یا افرادی روبهرو شدید که از جملات یا عباراتی حاکی از افسردگی یا تمایل به پایان دادن به زندگی استفاده میکنند، از آنها بخواهید با پزشک معتمد، مراکز تخصصی حمایت روانی یا فردی مورد اعتماد درباره نگرانیهای خود گفتوگو کنند. اگر خودتان به خودکشی فکر میکنید، در ایران میتوانید با اورژانس اجتماعی به شماره ۱۲۳ تماس بگیرید.
دو زن جوان طی یک ماه در محلهای در شهر آبادان به شکل مرموزی مفقود شدند. روزنامه اعتماد در گزارشی احتمال سریالی بودن رویدادهای ناپدید شدن مرضیه البوغبیش و ستاره حیدری را مطرح کرد.
با گذشت بیش از یک ماه از ناپدید شدن مرضیه و ستاره، هنوز هیچ سرنخی از سرنوشت آنها به دست نیامده و نگرانی عمومی در این شهر بهشدت افزایش یافته است.
هر دوی آنها شبهنگام در محلهای مشابه و در نزدیکی «پارک شاپور» و خیابان «امیری» مفقود شدهاند؛ اتفاقی که برخی کاربران شبکههای اجتماعی را به احتمال سریالی بودن این حوادث رسانده است.
اعتماد دوشنبه ۲۶ آبان نوشت از منظر جرمشناسی، زمانی که «زمان»، «مکان»، «الگوی خروج» و «مسیر حرکت» بین چند پرونده مشابه باشد، احتمال وقوع یک سناریوی سریالی مطرح میشود.
با این حال، پلیس تاکنون هیچ ارتباط رسمی میان این دو پرونده اعلام نکرده و صرفا گفته که «در حال پیگیری گسترده» است.
روحالله زندی، دادستان آبادان، درباره پرونده حیدری اعلام کرد او ۱۵ آبان برای خرید به مرکز شهر رفته بود، اما پس از آن هر دو خط تلفنش خاموش شد.
او از ارجاع پرونده با دستور قضایی به آگاهی آبادان خبر داد و افزود با وجود بازبينی دوربينهای محدوده و استعلام از ادارات و نهادهای انتظامی و درمانی، تاكنون اطلاعی از ستاره به دست نیامده است.
پدر ستاره نیز در مصاحبه با اعتماد گفت دخترش که روز حادثه در کنکور آزمایشی شرکت کرده بود، بر اساس تصاویر دوربینهای مداربسته، حين بازگشت به پارك شاپور در همان حوالی ناگهان ناپديد شده است.
او پیشتر با استناد به همین تصاویر گفته بود یک پسر جوان پشت سر ستاره حرکت میکرده و خودرویی نیز در محل دیده میشود که ظاهرا همان لحظه «حمله کرده» و ستاره را سوار کردهاند.
پدر ستاره همچنین این احتمال را مطرح کرد که شاید یک نفر پشت فرمان بوده و فرد دیگری بیرون خودرو نقش داشته است.
البوغبیش ۲۸ شهریور حوالی پارک شاپور بهطرز مشکوکی ناپدید شد.
برادر او به اعتماد گفت مراجع اعلام کردهاند فیلم دوربینها بررسی شده، اما هیچ ردی از مرضیه به دست نیامده است.
او تاکید کرد: «نه پای خواستگار سمج در میان بوده نه با پسری ارتباط داشته... مدارك شناسايی خود را خانه گذاشته... در همان محدوده پارك شاپور ناپديد شده است.»
به گفته برادر مرضیه، در حال حاضر اهالی آبادان وحشت كردهاند و حتی میترسند از تاکسی اینترنتی اسنپ استفاده كنند.
معیار تشخیص پروندههای سریالی در جهان
اعتماد در این گزارش با استناد به تحلیلهای جرمشناسی نوشت احتمال «سریالی بودن» تنها زمانی مطرح میشود که چند معیار مانند شباهت مکانی، زمانی، ویژگیهای قربانیان و الگوی رفتاری مشترک بهصورت همزمان وجود داشته باشد.
بر اساس این گزارش، معیارهای تکمیلی شامل «امضا» و «تحلیل پروندههای مشابه» است.
با این حال، کارشناسان هشدار میدهند که «شباهت مکان» بهتنهایی هرگز دلیل قطعی برای سریالی بودن نیست.
علیمحمد نائینی، سخنگوی سپاه پاسداران، با اشاره به غافلگیر شدن فرماندهان سپاه پاسداران در جریان جنگ ۱۲ روزه اعلام کرد اسرائیل امیرعلی حاجیزاده، فرمانده وقت نیروی هوافضای سپاه و جمعی از نیروهایش را در همان قرارگاهی هدف قرار داد که «وعده صادق یک و دو» از آنجا فرماندهی شده بود.
نائینی دوشنبه ۲۶ آبان در گفتوگو با خبرگزاری مهر «فناوری، غافلگیری، زمان، جغرافیای عمل و ابتکار عمل» را از عوامل اصلی تعیینکننده در جنگ ۱۲ روزه برشمرد و اذعان کرد حمله آغازین اسرائیل «غافلگیرکننده» بود.
او افزود جمهوری اسلامی پیشتر نیز در جریان هشت ساله با عراق غافلگیر شده بود، «چون تهدید صدام را جدی نگرفته بودیم».
تحلیلگران دفاعی و امنیتی معتقدند حکومت ایران در جریان جنگ اخیر بهطور آشکاری غافلگیر شد و اسرائیل به همین دلیل توانست در ساعات اولیه نبرد، بلندپایهترین فرماندهان سپاه پاسداران را هدف قرار دهد.
نائینی با این حال کوشید غافلگیری فرماندهان ارشد سپاه در جریان جنگ اخیر را توجیه کند و گفت آنان در حالی کشته شدند که «دائما در حال ارزیابی و کنترل آمادگی رزمی در همه ابعاد بودند، از سلاح و تجهیزات گرفته تا تاکتیک و فناوری».
هرچند جمهوری اسلامی در جریان نبرد با اسرائیل متحمل شکستهای گسترده اطلاعاتی و نظامی شد، در ماههای اخیر کوشیده است با ارائه روایتی متفاوت از این رخداد، خود را پیروز میدان نبرد معرفی کند.
حسن حسنزاده، فرمانده سپاه تهران، ۲۶ آبان گفت جنگ ۱۲ روزه «یک پیروزی تمامعیار و عزتمندانه را نصیب ملت ما و انقلاب اسلامی و اسلام کرد».
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، تاکنون بارها تاکید کرده این کشور کسانی را که در پی «نابودی» آن هستند، هدف قرار خواهد داد.
او ۲۴ مهر گفت: «دست قاطع اسرائیل به همه کسانی که در پی آسیب رساندن و نابودی اسرائیل بودهاند، خواهد رسید.»
سخنگوی سپاه پاسداران در ادامه مصاحبه خود، بر ادامه برنامه موشکی جمهوری اسلامی تاکید کرد و گفت: «کسانی معتقد بودند که مذاکره از جنگ جلوگیری میکند، اما این موضوع رنگ باخت و مشخص شد که اهمیت موشک چیست.»
نائینی با اشاره به برخی گمانهزنیها در خصوص احتمال رویارویی مجدد جمهوری اسلامی و اسرائیل افزود: «اسرائیل حالا حالاها شرایط جنگ جدید ندارد.»
پیش از جنگ ۱۲ روزه، پنج دور مذاکرات هستهای میان تهران و واشینگتن برگزار شد، اما با تاکید مقامهای جمهوری اسلامی بر ادامه غنیسازی در خاک ایران، گفتوگوها به بنبست رسید.
سعید خطیبزاده، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، ۲۵ آبان در مصاحبه با شبکه خبری سیانان گفت هرگونه مذاکره احتمالی میان تهران و واشینگتن زمانی معنا خواهد داشت که در آن «حق ایران برای ادامه غنیسازی» به رسمیت شناخته شود.
آمریکا و اسرائیل بارها تاکید کردهاند به جمهوری اسلامی اجازه دستیابی به سلاح اتمی نخواهند داد.
محمد اسلامی، رییس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی، ۲۵ آبان گفت: «ما دائما با تهدید مواجهیم. هر روز تهدید میشویم که اگر دست به اقدامی بزنید، دوباره حمله میکنیم.»
در جریان جنگ ۱۲ روزه، هفت فروند بمبافکن بی-۲ در عملیات «چکش نیمهشب» از پایگاه وایتمن آمریکا به سمت ایران به پرواز درآمدند و سایتهای اتمی نطنز، فردو و اصفهان را هدف قرار دادند.
ترامپ از آن زمان بارها این عملیات را موفقیتآمیز خوانده و اعلام کرده این تاسیسات نابود شدهاند.
سیانان ۲۵ آبان با استناد به ارزیابی اولیه سازمانهای اطلاعاتی آمریکا گزارش داد سه سایت هستهای در ایران بهشدت آسیب دیدهاند، اما برنامه هستهای تهران احتمالا تنها تا حدود دو سال عقب افتاده است.
پایگاه خبری بلومبرگ ۲۴ آبان نوشت پس از جنگ، «ابهام هستهای» جمهوری اسلامی افزایش یافته است، زیرا تهران ماههاست اجازه بازرسی از تاسیسات خود را نمیدهد.
علی احسان ظفری، رییس اتحادیه فرآوردههای لبنی، از افزایش ۷۰ درصدی قیمت شیر خام نسبت به خردادماه سال جاری خبر داد و اعلام کرد این میزان با جهش قیمت ۵۰ سال اخیر برابری میکند.
ظفری دوشنبه ۲۶ آبان در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا گفت قیمت لبنیات روزانه تغییر میکند که دلیل آن، افزایش قیمت شیر خام است.
به گفته او، «قیمت شیر خام در این ۵ ماهه ۶۰ سال به کیلویی ۲۳ هزار تومان رسیده، اما طی ۵ ماه به کیلویی ۳۹ هزار تومان رسید و این یعنی نزدیک به ۶۰ درصد افزایش داشته که این میزان افزایش قیمت معادل ۵۰ سال افزایش داشته است.»
لازم به ذکر است که گزارههای این مقام اتحادیهای به نظر دقیق نمیرسد چون افزایش قیمت این ۵ ماهه نه ۶۰ درصد که ۷۰ درصد است. به این ترتیب، اگر سیر افزایش قیمت شیر خام را در این ۶۰ سال به شکل یکنواخت صعودی در نظر بگیریم میتوان گفت این رشد ۵ ماهه معادل ۴۲ سال رشد یا جهش قیمت شیر خام است.
ظفری در ادامه گفتوگو با ایلنا افزود قیمت تمام محصولات لبنی بهدلیل این موضوع تغییر کرده و این روند باز هم ادامه مییابد، زیرا مواد اولیه همه آنها شیر خام است.
رییس اتحادیه فرآوردههای لبنی هشدار داد با افزایش قیمت لبنیات، تقاضا برای خرید کاهش یافته است و این اتفاق در نهایت به تعطیلی کارخانهها یکی پس از دیگری منجر خواهد شد.
اردیبهشت امسال نیز قیمت شیر ۲۷.۷ درصد افزایش یافته و از ۱۸ هزار تومان به ۲۳ هزار تومان رسیده بود.
رسانهها میگویند ریشه این بحران در فشارهای ناشی از خشکسالی بر دامداران و افزایش چشمگیر هزینههای تولید در بخش دام و طیور است.
همشهری آنلاین ۲۵ آبان گزارش داد در دو هفته اخیر، محصولات لبنی پرمصرف هر روز با قیمتی جدید توزیع شدهاند و روند قیمتها در کل این بازار صعودی بوده است.
صنایع لبنی در پاسخ به انتقادات میگویند برای جبران هزینههای اولیه، باید به ازای هر یک واحد درصد افزایش قیمت شیر خام، قیمت محصولاتشان را بهطور میانگین ۰.۷ درصد افزایش دهند.
با این حال، افزایش قیمت محصولات لبنی در بازار همواره بیش از این درصد بوده است.
با افزایش ۷۰ درصدی قیمت شیر خام پیشبینی میشود میانگین قیمت محصولات لبنی نیز حدود ۴۹ درصد بالا برود.
همشهری گزارش داد در هفته گذشته شرکتهای مختلف لبنیات بهطور میانگین قیمت بطری شیر کمچرب و پرچرب را بیش از ۵۰ درصد افزایش دادند.
محصولات لبنی خردادماه نیز با بالا رفتن قیمت شیر خام، با رشد ۴۲ درصدی قیمت مواجه شده بودند.
در سالهای اخیر، خوراکیهای پرمصرف خانوار در زمره کالاهایی بودهاند که یکی از بیشترین جهشهای قیمتی را ثبت کردهاند.
مرکز آمار ایران نرخ تورم سالانه شهریور را ۳۷.۵ درصد، نرخ تورم نقطه به نقطه را ۴۵.۳ درصد و نرخ تورم ماهانه شهریور را ۳.۸ درصد اعلام کرد.
کارشناسان معتقدند این ارقام بهدلیل سوگیری سیاسی در محاسبات، معمولا مثبتتر از شرایط واقعی بازار است.
فریدون رستمی، کارمند شهرداری مریوان، در اعتراض به فشار، تهدید و برخوردهای تحقیرآمیز از سوی حراست این نهاد در برابر محل کارش خود را به آتش کشید. این سومین خودسوزی گزارششده ظرف دو هفته گذشته و هفتمین خودکشی رسانهایشده از ابتدای آبان است.
به گزارش رسانه حقوق بشری ههنگاو، همکاران رستمی با استفاده از کپسول آتشنشانی جان او را نجات دادند اما «ماموران امنیتی مستقر در شهرداری شهرک کانیدینار» از توابع مریوان او را محاصره کردند و به ناظران اجازه نداند پس از خاموش شدن آتش، از وضعیت فریدون رستمی مطلع شوند.
بر اساس این گزارش، رستمی با شش سال سابقه در بخش اداری شهرداری کانیدینار، شش ماه پیش با فشارها و اعمال نفوذ یکی از کارمندان حراست که «شیما محمدی، دختر کریم محمدی از اعضای ادارهکل اطلاعات مریوان» معرفی شده است، اخراج شده بود.
او پس از استخدام دوباره، به بخش دیگری از این نهاد منتقل شده بود. رستمی در روزهای گذشته به بخش خدماتی شهرداری انتقال یافته و به گفته ههنگاو به جارو زدن و جمعآوری زباله از خیابانها مجبور شده بود.
کارشناسان توصیه میکنند هرگاه با فردی روبهرو شدید که درباره افسردگی، ناامیدی یا تمایل به پایاندادن به زندگی صحبت میکند، او را تشویق کنید با یک پزشک معتمد، مراکز تخصصیِ حمایت روانی یا فردی مورد اعتماد درباره نگرانیهای خود گفتوگو کند.
اگر خودِ شما افکار مرتبط با خودکشی یا خودسوزی در ذهن دارید، در ایران میتوانید با اورژانس اجتماعی به شماره ۱۲۳ تماس بگیرید.
سه خودسوزی اعتراضی از ۱۴ تا ۲۶ آبان
خودسوزی فریدون رستمی سومین مورد از ۱۴ آبان تا کنون است. احمد بالدی، ۱۴ آبان در اعتراض به تخریب دکه اغذیهفروشی خانوادهاش به دست ماموران شهرداری اهواز خودسوزی کرد و سهشنبه ۲۰ آبان در بیمارستان جان باخت.
بالدی که همزمان با تحصیل در دانشگاه در دکه تغذیهفروشی خانوادگیشان هم کار میکرد، پس از تخریب دکهشان در حمله کارکنان شهرداری، دست به خودسوزی زده بود.
رییس سازمان آتشنشانی سنندج ۲۱ آبان اعلام کرد که آتشنشانی به نام شاهو صفری، در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق و دستمزدهای بهتعویقافتادهاش در ساختمان مرکزی آتشنشانی خودسوزی کرد. همان زمان حال او وخیم گزارش شد.
خودکشیهایی که رسانهای شدند
بر اساس اخبار منتشر شده در رسانهها، از ابتدای آبان تاکنون دستکم دو زن جوان از کادر درمان، یک روزنامهنگار و تحلیلگر و یک زندانی سیاسی دست به خودکشی زدهاند.
روزهای نخست آبان خبر خودکشی یک رزیدنت رشته زنان و زایمان در دانشگاه علوم پزشکی تهران به نام یاسمن شیرانی منتشر شد.
۱۱ آبان خبری مشابه درباره یک پزشک عمومی ۳۶ ساله به نام نادیا متقی در شیراز منتشر شد و در روزهای بعدی، خبر درگذشت فواد شمس، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، یک جوان در الیگودرز و یک زندانی سیاسی به نام مهرداد احمدینژاد بر اثر خودکشی در رسانهها بازتاب یافت.
خانوادههای کشتهشدگان و مجروحان «جمعه خونین زاهدان» اعلام کردند که با وجود وعدههای مقامهای قضایی درباره پرداخت دیه و رسیدگی به وضعیت آنان، هیچ نهادی تاکنون پاسخ روشنی ارائه نداده است.
کمپین فعالین بلوچ گزارش داد که پس از اعلام صدور رای نهایی متهمان تیراندازی هشتم مهر ۱۴۰۱ و وعده پرداخت دیه، چندین خانواده در مراجعههای مکرر به دادگاه نظامی، استانداری و نهادهای مرتبط با «بیاحترامی و بیپاسخی کامل» روبهرو شدند.
شماری از خانوادهها به این کمپین گفتند: «هیچکس پاسخ نمیدهد و وعدهها فقط در حد حرف باقی مانده است.»
هفت خانواده که با این کمپین گفتوگو کردهاند از بیتوجهی «علما، سران طوایف و مقامهای استانی» برای پیگیری وضعیت حقوقی یا درمانی قربانیان شکایت داشتند.
علی موحدیراد، رییس کل دادگستری سیستان و بلوچستان، ۳۰ شهریور ۱۴۰۴ از صدور حداکثر ۱۰ سال حبس برای متهمان و پرداخت دیه جانباختگان خبر داد و مدعی شد «مطالبات مردم و خانوادهها پاسخ داده شده است.»
پس از انتشار این خبر، حضور موحدیراد و مقامهای امنیتی در مسجد مکی زاهدان و تلاش برای دلجویی از برخی خانوادهها با اعتراض شهروندان و نزدیکان قربانیان روبهرو شد.
هشتم مهر ۱۴۰۱، در اوج خیزش انقلابی ژینا (مهسا) امینی، نیروهای حکومتی به نمازگزاران زاهدانی که به تجاوز فرمانده نیروی انتظامی به یک دختر ۱۵ ساله بلوچ اعتراض داشتند، آتش گشودند.
در این حمله بیش از ۱۰۰ نفر، از جمله ۱۷ کودک کشته و دستکم ۳۰۰ نفر دچار جراحات جدی نظیر قطع نخاع و نقص عضو شدند.
این رویداد سرآغاز اعتراضهای دامنهدار به جمهوری اسلامی در بسیاری از شهرهای استان سیستان و بلوچستان شد. هفتههای متوالی نمازگزاران بعد از نماز جمعه دست به تجمعهای اعتراضی میزدند.
حدود یک ماه پس از جمعه خونین زاهدان، ماموران حکومتی کشتاری مشابه را در شهر خاش رقم زدند.
علی موحدیراد، رییس کل دادگستری سیستان و بلوچستان، ۲۳ دی ۱۴۰۳ اعلام کرد که ماموران حاضر در تیراندازی هشتم مهر ۱۴۰۱ از اتهام قتل عمد تبرئه شدهاند و تنها حکم ۱۰ سال حبس برای آنها صادر شده است.
او توضیح داد که در روند بررسی پرونده، قتل عمد بهعنوان اتهام مطرح بود، اما «هیچگاه مشخص نشد چه فردی و با چه سلاحی شلیک نهایی را انجام داده» و بر همین اساس قصاص منتفی و دیه جایگزین شده است.
با این حال، خانوادههای شهدا و مجروحان در گفتوگو با کمپین تاکید کردهاند که هیچ نهادی پاسخگوی مراجعههای مکرر آنان نیست.
آنها میگویند رفتار مقامها تحقیرآمیز است و حتی برای وعده حداقلیِ پرداخت دیه یا تعیین وضعیت مجروحان بهعنوان جانباز نیز پیگیری مؤثری انجام نشده است.
خانوادههای کشتهشدگان زاهدان و خاش احکام صادر شده را نماد «نبود اراده جدی برای اجرای عدالت» میدانند و از سازمانهای حقوق بشری خواستهاند که بررسیهای مستقلی درباره نحوه رسیدگی به این پرونده انجام دهند.
پیشتر مولوی عبدالحمید، امامجمعه زاهدان، خواستار محاکمه «آمران و عاملان» تیراندازی شده بود، اما توضیحات دادگستری نشان میدهد که رسیدگی قضایی تنها محدود به تیراندازان بوده و لایههای فرماندهی مورد بررسی قرار نگرفته است. او همچنین گفته بود بر مقامهای قضایی درگیر پرونده فشار وارد میشود.
با وجود دهها کشته و صدها زخمی در زاهدان و خاش، هیچ مقام نظامی یا امنیتی تا امروز پاسخگو نشده و خانوادهها همچنان در فضایی از بلاتکلیفی و بیعدالتی زندگی میکنند.
به نقل از کمپین فعالین بلوچ، دستگاه قضایی با صدور احکام سبک و طرح ادعای انجام شده درباره پرداختها، در تلاش است مسئولیت نیروهای نظامی را کاهش دهد.
به گفته خانوادهها این الگو «مصونیت ساختاری نیروهای امنیتی» را تقویت میکند و مانع احقاق حقوق قربانیان میشود.