روز جمعه هشتم تیر ۱۴۰۳ را بیشک میتوان رفراندومی با یک «نه» قاطع از جانب اکثریت مردم به شخص علی خامنهای، کلیت نظام جمهوری اسلامی و سیاستهای واپسگرایانه جریان اصولگرا، جبهه انقلاب، بنیادگرایان و عبور از وعدههای پوشالی جریان اصلاحطلبی در ایران دانست.
همصدایی و فریاد بلند تحریمکنندگان انتخابات نمایشی چهاردهمین دوره ریاستجمهوری در ایران که یکی از پرچمهای برافراشته آن در دست خانوادههای دادخواه قربانیان بیش از چهار دهه سرکوب و کشتار جمهوری اسلامی بود، به ادعای ستاد انتخابات وزارت کشور، نشان از تحریم ۶۰ درصدی واجدین شرایط داشت؛ شکستن رکورد پایینترین میزان مشارکت در انتخابات ریاستجمهوری، در طول تاریخ جمهوری اسلامی.
خانوادههای دادخواه در شبکههای اجتماعی اعلام کردند که انتخابات را در مرحله دوم هم تحریم میکنند
نتیجهای که میتوان آن را پیروزی بزرگ و هویت بخشی جدید به مخالفان جمهوری اسلامی، از جنبش دادخواهی، زندانیان سیاسی و فعالین مدنی و اجتماعی، تا شهروندانی دانست که از سایه انفعال بیرون آمدند و با آگاهی و کنشگری مسئولانه، تن به مشروعیتبخشی نظام جمهوری اسلامی ندادند.
چهرههای حامی تحریم اعلام کردهاند که در مرحله دوم نیز با نمایش انتخابات مهندسیشده جمهوری اسلامی همراهی نخواهند کرد.
گم شدن صدای رهبران اصلاحطلب در میان فریادهای دادخواهی
بعد از مرگ ابراهیم رئیسی براثر سقوط بالگرد و زمزمه برگزاری انتخابات ریاستجمهوری زودهنگام، خانوادههای کشتهشدگان در جمهوری اسلامی که بهعنوان خانوادههای دادخواه شناخته میشوند، از همان روزهای ابتدایی، از تحریم انتخابات و عدم مشارکت در آن سخن گفتند.
از زمان آغاز تبلیغات آنچه از سوی این خانوادهها و شهروندان مخالف جمهوری اسلامی با عبارتهای مختلفی از جمله «انتخابات نمایشی»، «سیرک انتخابات» و «دموکراسی فرمایشی» از آن یاد شد، چهرههای شناخته شده جبهه اصلاحطلب از «محمد خاتمی»، رییسجمهور پیشین، «مهدی کروبی»، از رهبران جنبش سبز تا محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه دولت حسن روحانی، اقدام به حمایت از مسعود پزشکیان کردند.
کاندیدایی که برخلاف حمایت حداکثری چهرههای مختلف اصلاحات، خود را متعلق به هیچ حزبی نمیداند و مدام در تلاش برای قرار گرفتن زیر سایه علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی و منویات اوست.
اصلاحطلبان با وجود ورود همهجانبه نتوانستند صدایی بلندتر از خانوادههای دادخواه داشته باشند
بااینهمه، تمام بلندگوهای اصلاحطلبان، سخنرانیها و میتینگهای تبلیغاتی، پوسترهایی که در سرتاسر ایران در مقابل چشم شهروندان قرار گرفت و وعدههای توخالی او درباره موضوعات پر اهمیت اجتماعی و سیاسی که کوچکترین قدرتی برای تغییر آن را ندارد هم، در مقابل صدای بلند دادخواهی و تصمیم برای تحریم انتخابات راه به جایی نبرد.
فریادهای جبهه اصلاحطلبان که خود را برای رسیدن دوباره به مسند قدرت پشت سر او قطار کردند، در مقابل قدرت استفاده از حق مدنی شهروندان با تاثیر انکارناپذیر خانوادههای دادخواه در تحریم انتخابات در دور اول، چنان گم شد، که نهتنها افتخاری برای آنها دست و پا نکرد، که بیش از پیش به لاشه تاریخ مصرف گذشته این حزب سیاسی نور تاباند.
تقلیل دادن «نه» بزرگ به «قهر» با صندوقهای رای
براساس آمار و ارقام نتایج نهایی اعلام شده از مشارکت دور اول انتخابات از سوی جمهوری اسلامی که در میان کارشناسان و متخصصان بر صحت آن تردید وارد است، ۶۰ درصد از واجدین شرایط پای صندوقهای رای نرفتهاند؛ کنشگری بالغانه و خرد جمعی که در میان سیاسیون، به «قهر با صندوقهای رای» تقلیل داده شده است.
این در حالی است که در روزهای منتهی به دور اول انتخابات، خانوادههای دادخواه، فعالین سیاسی و اجتماعی، گروههای مختلفی از زندانیان محبوس در زندانهای جمهوری اسلامی، تشکلهای دانشجویی و دانشآموزی، خانوادههای محکومین به اعدام، زندانیان سابق سیاسی، چهرههای شناخته شده مخالف جمهوری اسلامی از گروهها و طیفهای مختلف مذهبی، دینی، گروههای بهحاشیهرانده شده جنسی و جنسیتی و هر آنکس که حق حیات، کرامت حقوق شهروندی آنها تحت حکومت جمهوری اسلامی از بین رفته است، عدم شرکت در انتخابات را «یک انتخاب آگاهانه»، «وظیفه شهروندی» و «استفاده از حق مدنی عدم مشارکت» خود خواندند.
شکست خامنهای در برابر خانوادههای دادخواه
رهبر جمهوری اسلامی که پیش از برگزاری انتخابات ریاستجمهوری، حضور پای صندوقهای رای را «مایه سرافرازی جمهوری اسلامی» و «حمایت از نظام» عنوان کرده بود، در برابر اکثریت مخالفان که صدای واقعی آنها با پرچمداری جنبش دادخواهی از همیشه بلندتر است، به شکست و مشارکت پایین در انتخابات اعتراف کرد.
او با اشاره به دور دوم انتخابات ریاست جمهوری در ۱۵ تیر ۱۴۰۳، مشارکت بیشتر شهروندان را موجب توانایی نظام جمهوری اسلامی در نیات و مقاصدش در داخل و در مجموعه امتداد راهبردی کشور خواند.
او مشارکت پایین مردم را به «مشکل و گرفتاری» و همینطور «نداشتن حوصله و وقت» تقلیل داده و با چشمپوشی و انکار دلایل روشن و اصلی عدم حضور مردم پای صندوقهای رای، مدعی شد «اگر کسی تصور کند که این عدهای که رای ندادند به خاطر این بود که با نظام مخالف بودند، سخت در اشتباه است. این برداشت، این فهم صددرصد اشتباه است.»
خامنهای نتوانست بزرگی شکست خود و جمهوری اسلامی در این انتخابات را قبول کند
تلاشی که نمایانگر فروپاشی روانی رهبر جمهوری اسلامی است؛ کسی که در بهار ۱۳۸۰، مشارکت ۴۰ درصدی در انتخابات ریاستجمهوری در برخی کشورها را «مایه ننگ» خوانده بود، حالا در مقابل اکثریتی قرار گرفته است که با صدایی رسا، به آنچه به جمهوری اسلامی هویت میبخشد، پاسخ رد دادهاند.
در این میان اما خانوادههای دادخواه با راهاندازی کارزارهای جدید در شبکههای اجتماعی از جمله با هشتگهایی مثل «اقلیت خائن»، با اشاره به میزان بسیار پایین مشارکت در انتخابات، در تلاشی گسترده برای تحریم دوباره صندوقهای رای هستند.
نرگس شهپرنیا، خواهر رضا شهپرنیا معترض ۲۲ ساله که در اعتراضات به قتل حکومتی مهساژینا امینی براثر اصابت بیش از صد گلوله ساچمهای به چشمها، دندان و بدنش جان باخت، در شبکه اجتماعی ایکس با استفاد از این هشتگ خطاب به رایدهندگان نوشت: «نمیدونم چه کسی به رضا شلیک کرد و کشتش ولی جمعه لابهلای شما#اقلیت_خائن میره رای میده.»
فرهاد محمودی، برادر فریدون محمودی از دیگر کشتهشدگان جنبش «زن، زندگی، آزادی» نیز، صدای رای دهندگان را پوشالی دانست و خطاب به آنها نوشت: «اگر چه رسانه و بودجه نداریم اما به این#اقلیت_خائن، اجازه نمیدیم، صدای پوشالیشون، بلندتر از ما، اکثریت مردم ایران، باشه.»
همچنین فاطمه حیدری، خواهر دادخواه جواد حیدری از کشتهشدگان شهریور ۱۴۰۱ در قزوین با انتشار تصویری از یک دیوار نوشته در ایران، با ادامه و امتداد یافتن این اعتراض همراهی کرد.
در این میان مواضع شجاعانه بهاره هدایت، فعال پیشین دانشجویی و زندانی سیاسی، در مصاحبهای با ایران اینترنشنال که اعلام کرد حامیان و فعالان حضور در انتخابات برای بقای نظام و کمک به «حیات جمهوری اسلامی» فعالیت میکنند.
از طرفی دیگر مهدی محمودیان، فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی پیشین و فرهاد میثمی، زندانی سیاسی پیشین هم از چهرههایی هستند که اعلام کردهاند همچنان در مرحله دوم رای نخواهند داد.
پیش از دور اول انتخابات ریاستجمهوری نیز خانوادههای دادخواه با استفاده از هشتگ «تَکرار_میکنند»، مردم را به عدم مشارکت در پای صندوقهای رای دعوت کردند.
رسانههای اجتماعی، همان بستری که دو کاندیدای باقیمانده در این دموکراسی فرمایشی در سخنرانیها و مناظرههای خود بر سر فیلتر ماندن یا نماندن آن باهم دست به گریبان برای جنگی زرگری شدند، این روزها به بلندگوهایی تبدیل شده که مواضع این خانوادهها را در در برابر مشروعیت بخشی به جمهوری اسلامی با مشارکت در انتخابات ریاستجمهوری روشن کرده است. از جمله خواهر محسن محمدی کوچکسرائی، از دیگر کشتهشدگان جنبش «زن، زندگی، آزادی»، در استوری اینستاگرام خوب نوشت: «زمانی که شما بین بد و بدتر بد رو انتخاب میکنید، این بدان معناست که شما به بد، فرصت بدتر شدن دادهاید.»
ایمان آقایاری، فعال سیاسی، در گفتوگو با ایراناینترنشنال به زنجیرهای از نقضهای گسترده حقوق بشر در خلال برگزاری پروسه انتخابات ریاستجمهوری اشاره کرد.
او در این زمینه از اعدامها، نقض حقوق زنان و زندانیان، احضارها، بازداشتها و صدور احکام سنگینی چون اعدام برای شریفه محمدی، فعال کارگری نام برد.
این فعال سیاسی تحریم انتخابات را بسیار معنادار توصیف کرد و گفت: «صدای واقعی مردم ایران در تحریم گسترده انتخابات بلندتر و صدای کارگزاران جمهوریاسلامی کمرنگتر میشود.»
روحالله رحیمپور، تحلیلگر سیاسی در گفتوگو با ایراناینترنشنال به ارزیابی واکنش علی خامنهای نسبت به تحریم ۶۰ درصدی انتخابات و پیشبینی خود از حفظ همین رویکرد در دور دوم انتخابات پرداخت.
او گفت رهبر جمهوری اسلامی بر خلاف ادوار پیشین در سخنانی دیرهنگام پس از انتخابات، هیچ معنای خاصی به رای مردم نداد؛ چرا که از یک طرف نمیخواست واکنشی منفی در جامعه شکل بدهد و از طرف دیگر از مشارکت ناامید است.
این تحلیلگر سیاسی یادآوری کرد که خامنهای پس از دور اول انتخابات گفت «با وجود حدسهایی که زده میشد، میزان مشارکت کمتر از توقع ما بوده» و حالا گفته است: «شنیدهام شوق و علاقه مردم به مشارکت در دور دوم بیشتر است.»
به گفته رحیمپور، این تغییر لحن نشانه «ناامیدی و استیصال» اوست.
بهاره هدایت، فعال و زندانی سیاسی، در گفتگویی اختصاصی با ایراناینترنشنال با اعتراض به روشنفکران و نخبگانی که مردم را به شرکت در انتخابات دعوت میکنند، خواستار گردن گذاشتن به نظر مردم و نه قاطع آنها به جمهوری اسلامی شد.
او در این مصاحبه در عین حال، عملکرد اپوزیسیون جمهوری اسلامی را مورد انتقاد قرار داد و گفت مجادلات آنها مخالفان را مستهلک و مردم را ناامید کرده است.
بهاره هدایت روز پنجشنبه ۱۴ تیر، در برنامه «چشمانداز با مهدی مهدوی آزاد» افزود: «قشری از روشنفکران و نخبگان نه تنها کمکی به شنیده شدن صدای این مردم بیقدرت و بیصدا نکردند بلکه حتی پیروزی مردم در هفته گذشته را بهرسمیت نمیشناسند و دارند همه تلاش خود را میکنند که بسجی در حد چند میلیون نفر، حداکثر سه تا چهار میلیون، علیه پیروزی هفته گذشته مردم ایران به راه اندازند.»
هدایت گفت:« جناح اصلاحطلب در مورد بقای جمهوری اسلامی خیلی روشن سمت حکومت را گرفته است. اصلا عنوان اصلاحطلبی دیگر برای آنها روشنگر نیست و نمیتوان آنها را با این عنوان خطاب قرار داد زیرا قرار بوده آنها تغییر و تحولی بنیادین در نظام موجود پدید بیاورند، اما نه تنها از این موضع عقب نشستهاند بلکه در موقعیتی محافظهکارانه قرار گرفتهاند و این نکته را هم اظهار میکنند و میگویند برای بقای نظام آمدهاند. یعنی بین اینکه اصلاح و تحولی اندک هم به نفع مردم و برای بهبود شرایط بگیرد یا حفظ وضع موجود و بقای نظام، دومی را انتخاب کردهاند.
بهاره هدایت، کنشگر ۴۲ ساله که فعالیت سیاسی خود را با خط فکری اصلاحطلبی از اوایل دهه ۸۰ شمسی شروع کرد و تاکنون سالها زندان از جمله هفت سال حبس بعد از اعتراضها به نتایج انتخابات سال ۱۳۸۸ را تحمل کرده است. او در سالهای اخیر با تجدیدنظرهایی در دیدگاه سیاسیاش خواهان براندازی جمهوری اسلامی شده است. بهاره هدایت دی ماه سال گذشته با انتشار نامه مفصلی از زندان اوین با عنوان «ما لیبرالها کجای میدان براندازی ایستادهایم؟»، خواستار تقویت حضور نیروهای لیبرال در عرصه سیاست شد.
دلیل انجام مصاحبه: نخبگانی که رای دادند
هدایت که اکنون برای تحمل چهار سال حکم حبس بهدلیل اعتراض به سرنگونی هواپیمای اوکراینی از سوی سپاه پاسداران، در زندان اوین زندانی است، برای درمان پزشکی به مرخصی آمده است، در گفتگوی اختصاصی با ایراناینترنشنال، با اشاره به شرایط خود و وضعیت سیاسی کشور، پس از پاسخ به سوال اول مهدی مهدوی آزاد، گفت: «باید در مورد این مصاحبه توضیحی بدهم. علیرغم اینکه حدس میزنم مرا بعد از این مصاحبه دوباره به زندان برگردانند و با توجه به اینکه از نظر پزشکی هم هنوز روند بهبود طی نشده، با این همه پذیرفتم این مصاحبه را انجام بدهم زیرا احساس میکنم مردم حرف خود را هفته گذشته زدند، بدون اینکه به رسانههای عجیب و غریبی دسترسی داشته باشند، صدایشان بهطور مستقیم شنیده شود یا حتی در نظرسنجیهای پیش از انتخابات آمار بالای مشارکت داده میشد، با این همه مردم آمدند و حرفشان را زدند.»
او افزود: «نگرانی و تاسف من و اصلا دلیل انجام این مصاحبه این است که اعتراض خود را به گوش بقیه برسانم و به آن دسته از روشنفکران و نخبگانی که در این چند روز مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کردند اعتراض کنم.»
بهاره هدایت پیامدهای این اقدام را مورد پرسش قرار داد و گفت:«همه ما مطمئنیم که تحولاتی پیش خواهد آمد. ما دوباره در بزنگاههایی نیاز داریم که این بدنه اجتماعی به نخبگان خود اعتماد کند و این دو با هم پیوندی راستین ایجاد کنند تا برای یک بار که شده بتوانیم پروژه تحولخواهی یا براندازی را یک گام به پیش ببریم.»
او افزود: «متاسفانه در این چند روز خلاف این را مشاهده کردیم. من پروایی ندارم و اسم هم میبرم. اینها خود بهطور عمومی اظهارنظر میکنند و میگویند که در انتخابات شرکت میکنند. آقایان مهندس کیوان صمیمی و علیرضا رجایی. من واقعا متاسفم. یک سری اقتصاددانان چپ و راست و عدهای دیگر از نخبگانی که به هر حال دست اندرکار بخشی از سیاستورزی در محاق در ایران هستند، آمدهاند و اعلام حمایت کردهاند. من از آنها میپرسم از چه چیزی دارید حمایت میکنید؟ چطور شما نمیتوانید صدای مردم را بشنوید؟»
هدایت گفت:«مهمترین ایرادی که گرفتهاند این بوده است که براندازی چه برنامهای دارد؟ گام بعدیاش چیست؟ این نقد به نیروهای سیاسی که مدعی این پروژه هستند وارد است، من هم نقد دارم؛ اما چه کسی باید برنامهریزی کند؟ چه کسی باید مسیر راه را تعیین کند؟ جز همین نخبگان؟ اینها دارند نشان میدهند که در این بزنگاه که این عده به دلایل مختلف اصلا از براندازی، از نبودن و فقدان جمهوری اسلامی واهمه دارند.»
او این موضوع را بسیار ناامیدکننده دانست اما در عین حال تاکید کرد: «مردم کماکان کار خود را انجام خواهند داد. اکثریتی که جمعه گذشته به جمهوری اسلامی گفت نه، این جمعه نیز این نه را تکرار خواهد کرد.»
بهاره هدایت تاکید کرد: «مساله شکافی است که بین نخبگان و مردمی که بهدرستی و بهحق به وضعیت موجود معترضاند، پدید آمده است و متاسفانه این مردم حمایتی از سوی نخبگان خود دریافت نمیکنند.»
چرا تحریم؟
او در توضیح علت تحریم انتخابات برای تعیین جانشین ابراهیم رئیسی گفت:« من جزو کسانی بودم که در سال ۹۴ و ۹۶ با همین دست استدلالها رای دادم. با این مدل تبلیغات هم کاملا آشنا هستم. اما مساله این است که پروژه اصلاحطلبی معنا و مفهوم مشخصی دارد و جلوتر هم که رفت شکست خورد. شما نمیتوانید منکر این شکست شوید. اصلاحطلبی عناصر خود در حاکمیت را از دست داده و یا اصلا از اول نداشته، امکان پیشرفت ندارد. در زمانی که مجلس و دولت را در دست داشتند نتوانستند یک گام به جلو بردارند. الان با این مجلس تندرو شما چه کسی را میخواهید به آنجا ببرید که رای اعتماد بگیرد؟ بنابراین این طور نیست که مثلا جلیلی بد است پزشکیان خوب و یا پزشکیان بد است و جلیلی بدتر.»
به گفته بهاره هدایت، «مساله این است که زمین سیاست دولتی در ایران پیشاپیش تصرف شده است و چیزی برای تصرف شدن از سوی اصلاحطلبان و یا هر نیروی دیگر وجود ندارد. امثال تیم جلیلی این زمین را تصرف کردهاند و شما زوری ندارید که اینها را کنار بزنید.»
او با اشاره به اظهارات عمومی پزشکیان گفت: «ایشان آمده میگوید منویات رهبری را قبول دارم و ایشان را میپرستم و ذوب در ولایتم، این عبارت را عینا به کار برد، خب چنین شخصی اصلا این جایگاه و اعتبار را دارد که برود و چانهزنی کند که حق مردم معترض را بگیرد؟ این زمین تصرف شده. فکر میکنید ما که میگوییم براندازی و انقلاب، عاشق انقلابیم؟ از مخاطرات آن آگاه نیستیم، ما مسیرهای دیگر را آزمودیم و جواب نداد و این وظیفه ما است. اگر این مردم رنج میبرند و نمیتوانند آینده خود را حتی برای دو ماه از نظر اقتصادی، سیاسی و حتی حمایت و حفاظت از فرزندشان پیشبینی کنند، ما نیز مسئولیت داریم.»
بهاره هدایت با طرح این نکته که هیچ یک از این نخبگان در پیشبینی مخاطرات و ارائه راه حل هیچ کاری نکردهاند، گفت:«آمدهاند از شعار «نجات ایران» که برای زمینهچینی شکل دادن به ائتلافی از نخبگان داخل کشور برای براندازی مطرح شد، برای چنین انتخاباتی سوءاستفاده میکنند و چنین کاری بسیار بسیار شرمآور است.»
او گفت:«کسانی که منتسب به واقعه ۵۷ هستند، عموما بهدلیل مختلف از انقلاب و براندازی میپرهیزند. بخشهایی از آنها، اگر نه همه، بر این باورند که در آینده ایران خط مشی آنها جایی ندارد و به همین دلیل، انواع و اقسام تردیدها و دلسردیها را از آنها میبینم. ولی نباید این امر را فقط به پنجاه و هفتیها محدود کرد. بعضی برای حفظ مقام و موقعیت خود شرکت میکنند. بعضیها هم واقعا نگران آینده این مملکت هستند.»
گردن گذاشتن به نظر مردم
بهاره هدایت افزود:«من به شهروندان عادی که تحت فشار و در مضیقه هستند و ممکن است با امید به اینکه وضعیت کمی بهتر شود، کار ندارم و آن را میفهمم. ما باید بپذیریم. اصلا همه حرف من این است. ما باید به نظر و رای مردم گردن بگذاریم. هفته پیش هم مردم گفتند نه. ما باید گردن بگذاریم. ما حق نداریم این بسیج را بشکنیم و مضمحل کنیم و این پیروزی را به روزنهگشایانی نسبت بدهیم که هنوز نام اصلاحطلبی را با خود حمل میکنند. ما اجازه نداریم چنین کاری بکنیم.»
بهاره هدایت تاکید کرد: «مازاد سیاسی که در حال تولید است، اهمیت دارد. این احیای گفتمان به محاقرفته اصلاحطلبی است و از آن نمیتوانیم بگذریم. این عده علیه براندازی، علیه تحول و علیه انقلاب عمل کردید و دارید آن گفتمان به محاقرفته را زنده میکنید و این به معنای جان گرفتن دوباره جمهوری اسلامی علیرغم همه جانفشانیهایی است که جوانان این سرزمین در سالهای گذشته انجام دادند.»
وظیفه روشنفکران و اپوزیسیون
او در پاسخ به این سوال که در ایران امروز و در همین مقطع، وظیفه یک روشنفکر چیست؟ گفت: «امکانی که ما الان داریم و نباید آن را به تاخیر بیندازیم اشاعه گفتمانها است. اگر گفتمانهای موجود را کافی نمیدانیم، گفتمانهای مورد نیاز را ایجاد کنیم. با سه ضلع مشخص که بتوانند گذشته را توضیح دهند، امروز را صورتبندی کنند و از همه مهمتر چشماندازی را برای آینده ترسیم کنند که قابل تحقق هم باشد.»
بهاره هدایت افزود: «در یک بحث روشنفکری این امکان وجود دارد که شما از واقعیت موجود خیلی انتزاع پیدا کنید. اما در سطح کنش و نیروی سیاسی، شما باید انتظارات و اهدافی را انتخاب کنید که قابل تحقق هم باشد.»
او گفت: «در حال حاضر عدهای از مردم معترض به جریان پادشاهیخواهی منتسب شده و یا با گفتمان پادشاهی متقاعد شدهاند و آن را پذیرفتهاند. اکثر روشنفکران با این جریان زاویه دارند و این حق آنها است. اما مساله این است که این واقعیت روی زمین را باید پذیرفت و اگر بخواهید گفتمانی برای عبور از وضعیت فعلی بسازید، این بخش را بهعنوان واقعیت موجود روی زمین باید به رسمیت بشناسید.»
هدایت گفت: «الان همه تلاشها صرف این دوگانگی میشود. این تلاش در مواجهه بین جبهه پادشاهیخواهی و جبهه غیرپادشاهیخواهی دیگری که خودش بسیار پراکنده است و نمیتوان با یک نام آن را معرفی کرد و شاید بتوان گفت که فقط همه ضدپهلوی هستند، اپوزیسیون را فرسوده و مستهلک کرده است. منظورم این نیست که همه ایرادها متوجه ضدپهلویها است. متاسفانه نحوه کنش و رفتار طرفداران سلطنت هم بهگونهای است که اصولا قرار نیست دیگری را به رسمیت بشناسند. این وضعیت مردم را ناامید و اپوزیسیون را مستهلک کرده است.»
او در پاین این گفتگو گفت: «من درباره روشنفکرانی که در این انتخابات مفتضح جمهوری اسلامی شرکت میکنند حرف زدم، ولی نمیتوانم نادیده بگیرم که در اپوزیسیون چه اتفاقی افتاد و چه ناامیدی ایجاد کرد. مردم، علیرغم همه جدلهای اپوزیسیون و همه ویرانی که در آن چشمانداز قابل حصول پدید آوردید، روز جمعه به نمایش انتخابات تن ندادند. این یک سرمایه است که اپوزیسیون باید از آن استفاده کند.»
شماری از چهرههای مدنی، دادخواهان و زندانیان سیاسی کنونی و سابق بر ضرورت تحریم انتخابات نمایشی پافشاری کردند. پیام سپیده قلیان و امیرسالار داودی، از زندان و در آستانه برگزاری دور دوم انتخابات زودهنگام ریاستجمهوری منتشر شد. فرهاد میثمی، احتمال رای دادن در دور دوم را تکذیب کرد.
دور نخست انتخابات چهاردهمین دوره ریاستجمهوری طبق آمارهای اعلام شده از سوی حکومت با مشارکت نکردن ۶۰ درصد ایرانیان واجد شرایط رای دادن، روز هشتم تیر برگزار شد و این رقابت میان مسعود پزشکیان و سعید جلیلی، به دور دوم کشیده شد.
پیامهایی از زندان درباره مرحله دوم
محمد نوریزاد، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین بر ضرورت تحریم انتخابات تاکید کرد.
نوریزاد که پس از چند هفته اجازه ملاقات با خانواده خود را یافته بود، در ارتباط با انتخابات به آنها گفت: «مردم ما هیولای جمهوری اسلامی را به خود واگذارند و صندوقهای رای را بر کله همین اهریمن و هیولای سرطانی بکوبند.»
امیرسالار داودی، وکیل محبوس در زندان اوین، پنجشنبه ۱۴ تیر در نامهای از زندان، انتخابات را «انتصابات» خواند و گفت در آن شرکت نکرده و نخواهد کرد.
این وکیل دادگستری زندانی، هماکنون پنجمین سال از دوران محکومیت ۱۰ ساله خود را در زندان اوین میگذراند، در پیام خود تاکید کرد: «نظام جمهوری اسلامی تا به امروز نشان داد خطی به جز دروغ و فریبکاری را طی نمیکند.»
داودی از بزنگاهی گفت که میان «به اصطلاح روشنفکران و داعیهداران تغییرات بنیادین، میان انتخاب کردن و نکردن جدل افتاده است» و ادامه داد: «من راهی را خواهم رفت که از ابتدا به دلیلش حکم گرفتم و محبوسم و آن چیزی نیست جز تغییر کل نظام و حاکمیت با تکیه بر قدرت مردم.»
سپیده قلیان، یکی دیگر از زندانیان سیاسی با انتشار پیامی از اوین، «رای ندادن» را در شرایط کنونی، «نوعی از مقاومت مدنی» خواند که به نبود مکانیسمهای دموکراتیک اعتراض میکند.
او شرکت در انتخابات نمایشی جمهوری اسلامی را فرصتی برای حکومت دانست تا تصاویر مشارکت را به عنوان «چهرهای از مشروعیت جعلی خود» به ویژه در مجامع بینالمللی به نمایش بگذارد.
این زندانی سیاسی تاکید کرد جمهوری اسلامی پس از سرکوبهای شدید و خونین مانند آنچه در جنبش «زن، زندگی، آزادی» گذشت، به دنبال مشروعیت جهانی است و برای همین پیام مهم تحریمکنندگان به جامعه جهانی درباره وضعیت اسفبار سیاسی و اجتماعی ایران، اهمیت ویژهای دارد.
قلیان پیام خود را با امید به «سرنگونی جمهوری اسلامی» تمام کرد.
اعتراض چهرههای مدنی و فعالان سیاسی
۱۱۰ معلم با اعلام حمایت از بیانیه اسماعیل عبدی و عزیز قاسمزاده، فعالان صنفی معلمان و زندانیان سیاسی پیشین، در خصوص تحریم انتخابات گفتند: «انتخابات زمین بازی فعالان صنفی و مدنی نیست.»
این معلمان تاکید کردند صرفنظر از نتیجه انتخابات «حق پیگیری مطالبات بر حق و قانونیمان را با تاکید بر همبستگی صنفی همچنان برای خود محفوظ میدانیم.»
محمود بهشتی لنگرودی، فعال صنفی معلمان و زندانی سیاسی پیشین هم اعلام کرد که در دور دوم انتخابات نیز شرکت نخواهد کرد.
محمدرضا فقیهی، وکیل دادگستری و زندانی سیاسی پیشین هم با تاکید بر تحریم انتخابات گفت رییسجمهوری همواره نقش «کارمند بیت رهبری» را ایفا کرده است.
فقیهی با اشاره به اینکه حضور در انتخابات برای تعیین چنین رییسجمهوری، «امری عبث، غیرمنطقی و بیفایده» است، گفت است: «با گفتن یک "نه" آشکار، شرکت در این نمایش مضحک را تحریم کنیم.»
جعفر پناهی، فیلمساز ایرانی و زندانی سیاسی سابق نیز پنجشنبه ۱۴ تیر در اینستاگرام خود با اشاره به اینکه تحریم انتخابات از سوی دستکم ۶۰ درصد مردم «شکستی تاریخی» است، نوشته این اتفاق، نظام را با «وحشت عدم مشروعیت» روبهرو کرده است.
این هنرمند منتقد همچنین با اشاره به تلاش حکومت برای بالا بردن آمار مشارکت در دور دوم انتخابات، گفت در چنین حالتی، جمهوری اسلامی فرصتی به دست میآورد تا با تجدید قوا و تقویت ساختارهای سرکوبش، با فشار بر مردم از طریق تحمیل سبک زندگی و «تحمیق افکار متحجرانه خود» در تار و پود جامعه، بر قدرتش بیفزاید.
پناهی شرکت نکردن در انتخابات را «سادهترین و کمهزینهترین» شکل از بروز مخالفت مدنی شهروندان با سیاستهای حکومت و راهی برای «تحقق آرمانهای دمکراسیخواهانه» توصیف کرد.
فرهاد میثمی، فعال مدنی و زندانی سیاسی پیشین، شامگاه چهارشنبه ۱۳ تیر با انتشار پستی در اینستاگرام، با «سراسر کذب» خواندن خبر شرکتش در انتخابات، نوشت: «من خود زنده و قادر به ابراز نظر و موضع هستم و نیاز به وکیل و وصی در چنین امر خطیری ندارم.»
واکنش میثمی به انتشار خبری درباره شرکتش در انتخابات ریاستجمهوری از سوی شماری از فعالان سیاسی اصلاحطلب مانند محمدرضا جلاییپور بود.
این فعال مدنی از این موضوع ابراز تاسف کرد و از منتشرکنندگان این «خبر مطلقا کذب» خواست فورا برای تکذیب و اصلاح آن اقدام کنند.
همزمان، ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی پیشین پیامی منتشر کرد و گفت: «من در مرحله دوم این نمایش انتخاباتی نیز بر تحریم اصرار میورزم.»
او تاکید کرد: «گرهگشای کار این مرز و بوم، تغییر نظام استبداد دینی حاکم بر ایران به نظام جمهوری دموکراتیک سکولار با ایستادگی از طریق مقاومت مدنی و سیاسی است.»
مطهره گونهای، دانشجوی تبعیدی و از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری هم با تاکید بر اینکه رای نمیدهد، در ایکس نوشت: «چون برای فردای بهتر، خط قرمز من کرامت انسانی و دفاع از حقوق شهروندی است نه منویات رهبری و مشی جمهوری اسلامی.»
او خطاب به مسعود پزشکیان، نماینده اصلاحطلبان گفت: «ای کاش خط قرمزتان، نه سیاستهای مستبدانه نظام و رهبری، که کرامت انسانی بود.»
گونهای تاکید کرد «فردای روشن» را مردمی میسازند که دیگر «دل در گروی این حکومت» ندارند.
گونهای که دبیر سیاسی پیشین انجمن اسلامی دانشگاه تهران است چهارشنبه ۱۳ تیر و ساعاتی پیش از انتشار این نامه سرگشاده، اعلام کرد به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام به نفع رسانههای ضد انقلاب» به یک سال حبس تعزیری محکوم شده است.
اعتراض دامنهدار خانوادههای دادخواه
شماری از خانوادههای دادخواه و شهروندان هم در رسانههای اجتماعی بر تحریم انتخابات ریاستجمهوری در دور دوم مانند دور نخست آن تاکید کردند.
دایه شریفه، مادر رامین حسینپناهی، زندانی سیاسی اعدام شده اعلام کرد: «ما مردم متحد میتوانیم بر دیکتاتور غلبه کنیم، بین ما و این جنایتکاران دریای از خون است. ما به جلادان فرزندانمان رای نخواهیم داد.»
این مادر دادخواه تاکید کرد: «در جمهوری اسلامی، هر رای یعنی یک گلوله برای شلیک به سینه فرزندانمان.»
البرز صادقی، از خانوادههای دادخواه سرنگونی هواپیمای اوکراینی در ایکس نوشت: «جلیلی و همفکرانش هواپیمای عزیزمان را موشکباران کردند، پزشکیان و همفکرانش دنبال علاج جنایت سپاه تروریستی پاسداران؛ کدام را انتخاب کنیم؟»
صادقی با استفاده از هشتگ «رای بی رای»، نوشت: «میان ما و شما دریایی خون فاصله است. نه به اصل حکومت تروریستی.»
امجد امینی، پدر مهسا ژینا امینی در یک استوری اینستاگرامی نوشت که او و خانوادهاش مبلغ هیچ کاندیدای خاصی نیستند و به «تحقق عدالت در آینده» امید چندانی ندارند.
هنگامه چوبین، مادر آرتین رحمانی، نوجوان کشتهشده هم در شبکه ایکس نوشت: «این شکاف عمیقی که بین ملت و حکومت به وجود آمده با این مناظرات مسخره و شعارهای پوشالی کاندیداها پر شدنی نیست.»
آرتین رحمانی، نوجوان ۱۷ سالهای بود که در جریان خیزش انقلابی با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی در ایذه کشته شد.
در هفتههای گذشته دهها تن از اعضای خانوادههای شهروندانی که در طی بیش از چهار دهه اخیر به دست جمهوری اسلامی کشته شدند با انتشار مطالبی، انتخابات ریاستجمهوری را سیرک و نمایش خوانده و گفتهاند در آن مشارکت نخواهند کرد.
بررسی دو مناظره انتخاباتی بین مسعود پزشکیان و سعید جلیلی نشان میدهد پزشکیان در مناظره اول به طور میانگین در هر ۶/۵ دقیقه و در مناظره دوم در هر ۱۳/۳ دقیقه، یک حدیث از نهجالبلاغه یا آیه قرآن خواند. رقیب او، جلیلی، در مناظره اول سه بار و در مناظره دوم یک بار قرآن یا حدیث خواند.
خواندن احادیث و آیات به زبان عربی به وسیله پزشکیان، نامزد مورد حمایت اصلاحطلبان، از رقابتهای دور اول انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳ مورد توجه مخاطبان قرار گرفت.
پزشکیان در مناظرههای دور دوم انتخابات که در روزهای ۱۱ و ۱۲ تیر برگزار شد، همین رویه را ادامه داد.
افراط او در این زمینه کار را به جایی رساند که رقیبش، جلیلی، خطاب به او گفت: «نکاتی که آقای پزشکیان فرمودند، از اینکه احادیثی میخوانند و متبرک میشود خوب است ولی این احادیث را امام جماعتها هم میخوانند.»
اصلاحطلبان برای پیروزی روی رایهای خاموش حساب باز کردند؛ جمعیتی که به طور مشخص با جمهوری اسلامی موافق نیستند. اصلیترین ویژگی جمهوری اسلامی، همانطور که از نامش پیداست، دخالت دین در سیاست است. با وجود این، نامزد مورد حمایت اصلاحات مدام در پاسخ به سوالات مجری برنامه از اقتصاد و فرهنگ گرفته تا سیاست داخلی و خارجی، از نهجالبلاغه و قرآن نقل قول کرد.
مناظره اول، هر ۶/۵ دقیقه یک حدیث و آیه
پزشکیان در دور اول مناظرات مجموعا حدود ۶۷ دقیقه صحبت کرد. در این ۶۷ دقیقه او پنج نقل قول از نهجالبلاغه، یک حدیث «غیر معتبر» و چهار آیه قرآن خواند. به عبارتی به طور میانگین، او حدودا هر شش و نیم دقیقه، یک حدیث یا آیه خواند.
عهدنامه با مالکاشتر- در دقیقه ۱۷ مناظره اول، پزشکیان بخشی از عهدنامه امام اول شیعیان با مالک اشتر را خواند که با «و إنما عماد الدين و جماع المسلمين» شروع میشود. در نقل قولی که پزشکیان مطرح کرد «تودههای مردم» به عنوان ساز و برگ مالک اشتر معرفی شده است.
محل فرود شیطان- دو دقیقه بعد، در دقیقه ۱۹ مناظره، پزشکیان این بار از سوره شعرا، آیههای ۲۲۱ و ۲۲۲ را نقل کرد. در این دو آیه آمده است شیاطین در بین دروغگویان فرود میآیند.
حق والی بر رعیت- دفعه بعد که نوبت به پزشکیان رسید، این بار در دقیقه ۳۶ مناظره، او از خطبه ۲۱۶ نهجالبلاغه نقل قول کرد. این بخش نهجالبلاغه به «حقوق میان والی و رعیت» اشاره کرده است.
حدیث نامعتبر- یک دقیقه و نیم بعد از خطبه نهجالبلاغه، پزشکیان سراغ حدیثی رفت که بخشی از مسلمانان آن را معتبر نمیدانند.
او در دقیقه ۳۷ به حدیث «الملك يبقى مع الكفر و لا يبقى مع الظلم» اشاره کرد.
نامه به مالک اشتر- در دقیقه ۴۳،وقتی دوباره نوبت پزشکیان شد، او باز گریزی به نهجالبلاغه زد و بخشی از نامه شماره ۵۳ امام اول شیعیان به مالک اشتر را خواند که درباره عهدنامهها و وفای به قول و قرار است.
ماجرای پیمان از پیامبران- یک دقیقه بعد و در دقیقه ۴۴ مناظره، پزشکیان سراغ قرآن رفت و آیههای هفتم و هشتم سوره احزاب را خواند. این دو آیه درباره قول گرفتن خدا از پیامبران و وعده عذاب برای کافران است.
موعظه- هنوز ۱۰ دقیقه از قرآن خواندن پزشکیان نگذشته بود که در دقیقه ۵۲، پزشکیان باز سراغ نهجالبلاغه رفت و خطبه ۱۰۵ آن را خواند.
این بخش از نهجالبلاغه درباره وظایف امام، از جمله موعظه کردن است.
هلاکت خودکامگان- حدود یک ساعت، پزشکیان حدیث و آیه جدیدی نخواند تا اینکه در دقیقه ۱۱۶ مناظره، گریزی به حکمت شماره ۱۶۱ نهجالبلاغه زد. بخشی که به هلاکت خودکامگان پرداخته است.
در راه خدا- پنج دقیقه بعد از نهجالبلاغه، پزشکیان سراغ آیه ۶۹ سوره عنکبوت رفت. آیهای که درباره پاداش خدا به کسانی است که به راه او رفتهاند.
امام خلق- دفعه بعد که تریبون به پزشکیان رسید، حول و حوش دقیقه ۱۴۰ مناظره، او دوباره سراغ قرآن رفت و این بار آیه ۱۲۴ سوره بقره را خواند.
در این آیه آمده است که «امامت خلق» پاداشی بوده که خدا به ابراهیم داده است.
مناظره دوم، هر ۱۳ دقیقه یک حدیث و آیه
در مناظره دوم، پزشکیان به طور میانگین در هر ۱۳/۳ دقیقه از صحبتهایش، یک حدیث یا آیه قرآن خواند.
او در این مناظره که ۱۲ تیر ۱۴۰۳ انجام شد، با آیه ۸۰ سوره اسرا صحبتهایش را آغاز کرد.
این آیه به صورت دعا، از خدا خواسته حجتی برای کمک به او بفرستد.
صدای مسلمانان را بشنوید- پزشکیان تا میانههای مناظره دوم و دقیقه ۸۱، آیه و حدیث جدیدی نخواند اما در این دقیقه، حدیثی خواند که در آن از مسلمانان خواسته شده به درخواست کمک از سوی دیگر مسلمانان پاسخ دهند.
توجه به امور مسلمین- بلافاصله پس از حدیث قبلی، او حدیث دیگری خواند. موضوع این حدیث مثل مورد قبل، درباره کمک و همیاری بین مسلمانان بود.
خدا چه کسی را رحمت میکند- دو دقیقه از حدیث قبلی نگذشته بود که این بار پزشکیان به حدیث دیگری از امام اول شیعیان پرداخت. موضوع این نقل قول درباره این بود که «خدا کسی را که بداند از کجا، در کجا و به کجاست، رحمت میکند».
گردنم را میگذارم- در اواخر مناظره، پزشکیان آخرین حدیث خود را از خطبه ۱۶ نهجالبلاغه خواند؛ «ذمتی بما اقول رهینه و انا به زعیم» که به فارسی یعنی: «آنچه مىگويم در عهده خویش مىدانم و خود آن را پایبندم.»
البته خود پزشکیان آن را اینطور ترجمه کرد: «گردنم را در مقابل حرفهایم گرو میگذارم.»
جلیلی چه کرد؟
جلیلی در مناظره اول، دو بار از قرآن گفت و یک حدیث نامعتبر هم ارائه کرد. او در مناظره دوم فقط یک بار به احادیثی پرداخت که پزشکیان روایت کرده بود.
جلیلی در دقیقه ۴۶ مناظره اول، بخشهایی از آیه ۲۹ سوره اعراف و آیه۲۷ سوره حدید را خواند.
او در دقیقه ۹۹ نیز اشارهای به آیه ۹۷ سوره نساء کرد.
در اواخر مناظره و دقیقه ۱۲۳ هم حدیث نامعتبر «الطرق الی الله بعدد انفاس الخلائق» را خواند که به معنی این است که راههای رسیدن به خدا به تعداد خلایق است.
قرآن خواندن و حدیث گفتن کسی مثل جلیلی عجیب نیست. عنوان پایاننامه دوره کارشناسی ارشد او «سیاست خارجی پیامبر اسلام» و رساله دکتریاش «بیان اندیشه سیاسی اسلام در قرآن» بوده است.
در رقابت این دو، این ظاهرا پزشکیان است که به دوران دهه ۶۰ بازگشته و آرمانش حکومت امام اول شیعیان است.
نامزد مورد حمایت اصلاحطلبان در آخرین مناظره رو به دوربین گفت: «امام من حضرت علی است و تا زنده هستم، همان ایده و روش را ادامه خواهم داد.»
این اشاره او چندان بیراه هم نیست. او وقتی در دانشگاه مسئولیت داشت، کلاسهای تفسیر نهجالبلاغه برگزار میکرد. علاقه او به امام اول شیعیان که حالا میخواهد دولتی بر پایه آموزههای او تشکیل دهد، شاید از زمانی آغاز شده که به گفته خودش حجاب اسلامی را الزامی کرد؛ آن هم زمانی که هنوز قانونی برای حجاب اسلامی در جمهوری اسلامی تصویب نشده بود.