گزارش راهبرد امنیت ملی امریکا در سال ۲۰۲۵، تصویری شفاف از نگاه تازه کاخ سفید به جمهوری اسلامی ترسیم می کند. این سند که با امضای دونالد ترامپ منتشر شده، جمهوری اسلامی را نه یک پرونده دیپلماتیک، بلکه یک تهدید امنیتی فعال معرفی می کند.
در این راهبرد، تضعیف توان هسته ای، مهار نفوذ منطقه ای و محدودسازی شبکه های نیابتی تهران به اهداف علنی سیاست خارجی امریکا تبدیل شده است. این تغییر نشان می دهد که واشینگتن وارد مرحله تازه ای از تقابل مستقیم با جمهوری اسلامی شده است.
گزارش «راهبرد امنیت ملی امریکا» یکی از مهم ترین اسناد سیاست خارجی این کشور است که هر سال یا در مقاطع حساس راهبردی منتشر می شود تا تصویری از تهدیدها، اولویت ها و جهت گیریهای کلان ایالات متحده در عرصه جهانی ارائه دهد.
این سند تنها یک متن تشریفاتی نیست، بلکه نقشه راه هماهنگی میان ارتش امریکا، دستگاه اطلاعاتی، سیاست خارجی، اقتصاد، انرژی و فناوری به شمار می رود. به زبان ساده، این گزارش مشخص می کند آمریکا چه میخواهد، چه تهدیدهایی را جدی میداند و برای مقابله با آنها از چه ابزارهایی استفاده خواهد کرد.
راهبرد امنیت ملی امریکا در سال ۲۰۲۵ که با امضای مستقیم دونالد ترامپ منتشر شده، بازتاب بازگشت کامل دکترین «اول امریکا» به سیاست خارجی این کشور است. در این سند به روشنی گفته میشود که دوره جهانگرایی پرهزینه، مداخلات نامحدود و جنگهای فرسایشی پایان یافته و تمرکز دولت جدید بر منافع مستقیم ملی آمریکا قرار گرفته است. امنیت مرزها، بازسازی توان صنعتی، تسلط بر منابع انرژی، برتری در فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی و تقویت بازدارندگی هستهای، ستون های اصلی این راهبرد معرفی شدهاند.
جمهوری اسلامی در مرکز فصل خاورمیانه
در فصل مربوط به خاورمیانه، جمهوری اسلامی بهطور شفاف بهعنوان مهمترین عامل بیثباتی منطقه معرفی شده است. این سند تاكید میكند كه جمهوری اسلامی پس از حملات اسرائیل در مهر ۱۴۰۲ و سپس عملیات مستقیم ایالات متحده در خرداد ۱۴۰۴ با عنوان «عملیات چكش نیمه شب»، بهطور جدی تضعیف شده و بخش قابل توجهی از توان هستهای آن آسیب دیده است.
این برای نخستین بار است كه در یک سند رسمی راهبرد امنیت ملی آمریكا، به عملیات مستقیم علیه زیرساخت های هسته ای جمهوری اسلامی با چنین صراحتی اشاره میشود. در راهبرد جدید، مواجهه آمریكا با جمهوری اسلامی دیگر بر پایه مدیریت تنش یا مهار نرم تعریف نشده، بلكه بر مبنای مهار سخت، بازدارندگی نظامی و تضعیف ساختاری قدرت منطقهای تهران استوار شده است.
كاخ سفید به روشنی مینویسد كه جلوگیری از بازسازی توان هستهای جمهوری اسلامی، تضمین امنیت اسرائیل، باز نگه داشتن تنگه هرمز، جلوگیری از تبدیل خاورمیانه به پایگاه صدور تهدید علیه منافع آمریكا و مهار شبكههای نیابتی تهران از اهداف مستقیم این راهبرد است.
همزمان در این سند تاكید شده كه دوران جنگهای طولانی و ملتسازی در خاورمیانه پایان یافته، اما این به معنای كاهش حساسیت واشینگتن نسبت به تهدید جمهوری اسلامی نیست. بلكه آمریكا تلاش میكند با تركیبی از قدرت نظامی، فشار اقتصادی و ائتلافسازی منطقهای، بدون ورود به جنگ گسترده، رفتار تهران را برای این حکومت پرهزینه نگه دارد.
تفاوت بنیادین با راهبرد سال گذشته
مقایسه راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵ با اسناد سالهای گذشته، به ویژه دوران دولت بایدن، یک تغییر بنیادین را نشان میدهد. در اسناد پیشین، جمهوری اسلامی هنوز در قالب یک پرونده هستهای قابل مذاكره تعریف میشد و راه بازگشت به توافق بهصورت نظری باز بود. زبان اسناد آن دوره مبتنی بر دیپلماسی مشروط، مدیریت بحران و مهار تدریجی بود.
اما در راهبرد دونالد ترامپ، جمهوری اسلامی دیگر یک مساله دیپلماتیک نیست، بلكه یک تهدید امنیتی فعال تعریف میشود. در این سند به جای تاكید بر مذاكره، از تخریب زیرساختها، افزایش بازدارندگی و محدودسازی نقش منطقهای جمهوری اسلامی سخن گفته میشود. این تغییر لحن، نشانه عبور رسمی واشینگتن از استراتژی گفتوگو به سمت استراتژی فشار امنیتی است.
نكته مهم دیگر این است كه در سند جدید، جمهوری اسلامی نه در سطح روسیه و چین بهعنوان قدرتهای بزرگ جهانی، بلكه در سطح یک تهدید منطقهای قابل مهار طبقهبندی شده است. این تنزل جایگاه، نشاندهنده تغییر نگاه راهبردی آمریكا به وزن ژئوپلیتیک تهران پس از عملیات اخیر است.
نگاه تحلیلگران كاخ سفید به وضعیت جمهوری اسلامی
برداشت غالب تیم امنیت ملی دولت ترامپ از وضعیت كنونی جمهوری اسلامی، تركیبی از تضعیف نظامی، فشار اقتصادی شدید، فرسایش نفوذ منطقهای و شكنندگی داخلی است. در این سند، جمهوری اسلامی دیگر بازیگری در آستانه جهش هستهای تصویر نمیشود، بلكه نظامی تحت فشار معرفی میشود كه بخشی از ابزارهای ایجاد تنش منطقهای خود را از دست داده است.
با این حال، راهبرد امسال هشدار میدهد كه تضعیف جمهوری اسلامی به معنای كاهش خطر نیست، بلكه ممكن است این وضعیت، تهران را به سمت رفتارهای پرریسک و غیرقابل پیشبینی سوق دهد. به همین دلیل، دكترین «صلح از طریق قدرت» مبنای سیاست آمریكا قرار گرفته است.
در عین حال، سند تاكید میكند كه آمریكا بهدنبال اشغال یا تغییر نظام با جنگ مستقیم نیست، بلكه هدف اصلی، مهار مستمر جمهوری اسلامی و جلوگیری از بازسازی توان راهبردی آن در حوزه هستهای، موشكی و منطقهای است.
با توجه به این گزارش راهبردی میتوان به نقش خود مردم در ایران برای تغییر رژیم توجه داشت، چرا که هر نوع حمایت از تغییر از سوی قدرتها فقط با ورود مردم به کارزار میسر خواهد بود.
جان فترمن، سناتور دموکرات، با دفاع از حمله آمریکا به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی در جریان جنگ ۱۲ روزه، این اقدام را برای ایجاد بازدارندگی مقابل تهران و نیروهای نیابتیاش ضروری خواند.
این سناتور که بهتازگی از سوی کنگره جهانی یهود بهخاطر حمایت پیوستهاش از اسرائیل مورد تقدیر قرار گرفته است، چهارشنبه ۱۹ آذر در کنفرانس اورشليمپست در واشينگتن از هزینه سیاسی موضعگیری خود درون حزب دموکرات که از زمان آغاز جنگ غزه بیش از پیش بر سر اسرائیل دچار شکاف شده است، سخن گفت.
او به حاضران گفت: «اگر اوضاع بههم بریزد، همانطور که قبلا هم گفتهام، کاملا با اسرائیل خواهم بود.»
فترمن گفت فشار شدید برای آتشبس در ماههای نخست جنگ غزه، تهدیدهای اصلی را دستنخورده باقی میگذاشت و افزود اگر اسرائیل به این مساله تن میداد، «یحیی سنوار زنده بود، حماس همچنان قدرتمند میماند و حزبالله هم به شلیک هزاران راکت ادامه میداد».
این سناتور در بخش دیگری از این نشست گفت او تنها سناتور دموکرات آمریکاست که خواهان بمباران تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی شده بود.
او تاکید کرد برنامه هستهای جمهوری اسلامی فضای چندانی برای ابهام باقی نگذاشته است و افزود هیچ هدف صلحآمیزی برای غنیسازی اورانیوم ۹۰ درصد وجود ندارد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، از زمان اجرای عملیات «چکش نیمهشب» و حمله به سایتهای نطنز، فردو و اصفهان، بارها آن را شگفتانگیز و کارآمد خوانده است.
او ۱۱ آذر گفت آمریکا با بمبافکنهای بی–٢ تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی را کاملا نابود کرد.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، نیز نهم آبان گفته بود سانتریفیوژهای جمهوری اسلامی در این حمله کاملا آسیب دیدند و برنامه هستهای تهران «بهطور قابل توجهی» متوقف شد.
گروسی در یک ماه اخیر چند بار اشاره کرد جمهوری اسلامی اکنون بهطور فعال غنیسازی اورانیوم انجام نمیدهد، اما آژانس اخیرا تحرکاتی تازه در سایتهای هستهای ایران شناسایی کرده است.
فترمن با اشاره به این تهدیدات هشدار داد اگر برنامه هستهای جمهوری اسلامی ادامه يابد، بار دیگر از «حمله و نابود کردن تاسيسات آن» حمايت خواهد کرد.
مقامهای ارشد نظامی جمهوری اسلامی در هفتههای اخیر تهدید کردهاند در صورت هرگونه حمله دوباره اسرائیل، «حمله موشکی گسترده» انجام خواهند داد.
نتایج نظرسنجی موسسه رونالد ریگان نشان میدهد ۶۰ درصد آمریکاییها تصمیم ترامپ برای حمله به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی را مثبت ارزیابی میکنند.
وزارت میراث فرهنگی، حاضر به پرداخت پنج ماه حقالزحمه مرمتگران با تجربه نیست. در همین حال، این وزارتخانه با سپردن پروژهها به پیمانکاران کم تجربه در یک سال اخیر، لطمات بزرگی به آثار باستانی ایران زده است.
سال ۱۴۰۳، پس از کشف کهنترین نگارکند عیلامی، سیروس زارع، سرپرست تیم مرمت کورانگون شد. این نگارکند در شهرستان رستم در استان فارس واقع شده است.
زارع که از استادکاران مرمت سنگ بهشمار میرود، در پروژههایی نظیر مرمت آرامگاه کوروش و تخت جمشید حضور داشته است.
زارع در گفتوگو با روزنامه پیامما گفت اداره میراث فرهنگی استان فارس، پس از ماهها دوندگی، حاضر به پرداخت حقالزحمه او و تیمش نیست.
نگارکندی عیلامی که زارع آن را ترمیم کرده است، قدمتی حدود ۴۵۰۰ سال دارد. زارع گفت بهدلیل علاقهاش به آثار باستانی این پروژه را پذیرفته است. تیم او، حدود ۹ ماه زمان صرف مرمت این پروژه کرد. با اینحال، اداره میراث فرهنگی استان فارس، تنها هزینه چهار ماه را پرداخت کرد و حاضر به پرداخت باقیمانده دستمزد زارع نیست.
موقعیت این اثر باستانی در ارتفاع قرار دارد، استادکاران برای مرمت آن در این ارتفاع کار کردند.
زارع گفت بهدلیل بدهکاری ناشی از عدم پرداخت حقالزحمه مرمت این اثر، حسابهای او بسته شده است. اداره میراث فرهنگی فارس، نه تنها خود حاضر به پرداخت حقالزحمه این پروژه نیست، بلکه زارع را بابت دریافت مبلغی ناچیز از فردی خیر مواخذه کرده است.
در یکسال اخیر سپردن پروژههای مرمت آثار تاریخی به مرمتگران کم تجربه، افزایش یافته است.
اسفند ۱۴۰۳، کارشناسان، مرمت یک نقاشی در کاخ گلستان را «فاجعه مرمتی» توصیف کردند.
دیماه ۱۴۰۳، در جریان بازدید شماری از مرمتگران از روند مرمت مدرسه خان شیراز بازدید کردند. در آن بازدید روشن شد، پیمانکار پروژه، این بنای تاریخی را با سیمان سفید بندکشی کرده است. موضوعی که مرمتگران آن را «فاجعه مرمتی» توصیف کردند.
در اسفندماه ۱۴۰۳، تصاویری از مرمت یک اثر تاریخی در کاخ گلستان، بار دیگر موجب اعتراض مرمتگران ایرانی شد. تصاویر قبل و بعد از مرمت یک نقاشی کاخ گلستان آنقدر تضاد داشت، که غیرواقعی به نظر میرسید.
پروژه مرمت مدرسه خان شیراز، به پیمانکار بی تجربه سپرده شده بود. این پیمانکار با سیمان سفید، این اثر تاریخی را بندکشی کرده بود.
فتحالله نیازی، رییس انجمن صنفی مرمتگران، درباره آن مرمت که «فاجعه مرمتی» توصیف شد، گفت: «ساختارهای غیررسمی و مافیا در انتخاب پیمانکاران دخالت دارند و افراد غیرمتخصص با استفاده از روابط شخصی، پروژههای مرمتی را میگیرند.»
مهرماه، ابوالحسن میرعمادی، مرمتگر پیشکسوت و از معماران نسل اول مرمت آثار تاریخی، در گفتوگو با خبرگزاری ایسنا گفت: «مرمت بناهای تاریخی در قالب ساختار اداری و پیمانکاری دولتی به بیهویتی آثار منجر شده است.»
او افزود: «در گذشته تیمهای مرمت را استادکاران خبره تشکیل میدادند و کارها با دقت و اصالت ایرانی انجام میشد، اما امروز پروژهها به شرکتهایی سپرده میشود که تخصص کافی ندارند.»
کاظم جلالی، سفیر جمهوری اسلامی در مسکو خبر داد که پزشکیان و پوتین در ترکمنستان با یکدیگر دیدار خواهند کرد.
پیشتر سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی از سفر قریبالوقوع عباس عراقچی به روسیه و بلاروس خبر داده بود، اما سخنگوی کرملین این خبر را تکذیب کرد.
سخنگوی کرملین سهشنبه اعلام کرد که ولادیمیر پوتین در هفته آینده هیچ دیداری با وزیر خارجه ایران نخواهد داشت و برنامه بعدی در دست بررسی است.
ابراهیم عزیزی، رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، نیز در مجمع پارلمانی کشورهای عضو سازمان پیمان امنیت جمعی در دومای دولتی روسیه گفت نگاه ایران به روسیه راهبردی و بلندمدت است و بر پایه اندیشههای رهبر جمهوری اسلامی در راستای منافع ملت ایران شکل گرفته است.
عزیزی امنیت ایران و روسیه را «در هم تنیده» دانست و گفت هر دو کشور با تهدیدات مشترکی از سوی غرب مواجهاند.
او تحریمهای یکجانبه غرب علیه تهران و مسکو را نشانه خصومت غرب دانست و تاکید کرد همین فشارها اهمیت گسترش همکاریهای دو کشور را افزایش داده است.
کمبود گسترده دارو، صفهای طولانی و افزایش بیوقفه قیمتها در حالی میلیونها بیمار را گرفتار کرده که ذخایر دارویی کشور به زیر یک ماه رسیده است. بر اساس گزارش رسانهها، حذف ارز ترجیحی بیماران خاص، برخی خانوادهها را در آستانه فروش اعضای بدن برای نجات جان فرزندانشان قرار داده است.
همزمان با هشدار سازمان غذا و دارو درباره سقوط ذخایر دارویی کشور به زیر یک ماه، دولت در تصمیمی ناگهانی ارز ترجیحی داروهای وارداتی و تجهیزات بیماران خاص را حذف کرده است؛ اقدامی که انجمن تالاسمی آن را «مهر تایید بر مرگ بیماران» توصیف میکند.
روزنامه پیام ما چهارشنبه ۱۹ آذر گزارش داد افزایش قیمتها و کمبود دارو با رشد نرخ ارز، فشار مضاعفی ایجاد کرده و خانوادههای بیماران توان تامین داروهای حیاتی را از دست دادهاند.
این روزنامه به نقل از انجمن تالاسمی نوشت حذف ارز ترجیحی، زندگی ۲۰ هزار خانواده دارای فرزند تالاسمی را در معرض خطر قرار داده است.
یونس عرب، مدیرعامل این انجمن، میگوید با انتقال برخی داروها از «تالار یک» به «تالار دو»، واردات آنها به سه تا چهار برابر نقدینگی بیشتری نیاز دارد و بیمهها بهدلیل بدهیهای سنگین قادر به جبران این هزینهها نیستند.
او هشدار میدهد برخی خانوادهها برای خرید داروی فرزندشان حتی پیشنهاد «فروش کلیه یا قرنیه» میدهند.
بحران دارو، علاوه بر تالاسمی، بیماران سیستینوزیس را نیز دچار مشکل کرده است. این بیماران و خانوادههایشان دو ماه گذشته چندین بار بهدلیل جهش قیمت داروی «سیستاگون» مقابل وزارت بهداشت تجمع کردهاند.
بیماران مبتلا به بیماریهای خودایمنی نیز از نایابشدن داروهایی مانند متوترکسات خبر میدهند؛ داروهایی که قطع آنها حتی یک روز نیز ممکن نیست.
مقامات سازمان غذا و دارو میگویند موجودی کارخانهها و شرکتهای پخش بهشدت کاهش یافته و دهها قلم داروی حیاتی با کمبود مواجه است.
انجمن پخش دارو گزارش داده مطالبات معوق این صنعت از دولت و بیمارستانها به ۱۵۷ هزار میلیارد تومان رسیده است.
این وضعیت میتواند در هفتهها و ماههای پیشرو کمبودها را تشدید و خطوط تولید دارو را متوقف کند.
روزنامه شرق ۱۹ آذر با استناد به گزارشی میدانی از چند داروخانه بزرگ و محلی تهران نوشت کمبود دارو، گرانی لحظهای قیمتها و تاخیر بیمهها، دسترسی مردم به داروهای ضروری را به شدت مختل کرده است.
در «داروخانه مرکزی هلالاحمر» صفهای طولانی، صندلیهای پر و مراجعهکنندگان خسته، تصویری آشناست.
داروسازان میگویند مصرف خودسرانه داروهای اعصاب و روان بالا رفته و همین موضوع، کمبود این داروها را تشدید کرده است.
کمبود آنتیبیوتیکها، وارفارین و بسیاری از داروهای سرطان باعث شده بیماران ساعتها در صف بایستند و حتی در نهایت دست خالی برگردند.
بسیاری از مراجعهکنندگان میگویند دارو میرسد اما آنقدر کم است که ظرف چند ساعت تمام میشود.
در داروخانههای محلی مانند «ابنیمین» در دریاننو نیز شرایط مشابه است؛ بیماران دیابتی یا افراد نیازمند داروهای اعصاب میگویند روزهاست میان داروخانههای مختلف سرگرداناند.
مدیر داروخانه تاکید میکند کمبود دارو بهجای خود، مشکل اصلی این است که بیمه تامین اجتماعی، پرداختهایش را هر سه ماه یا حتی پنج ماه یکبار انجام میدهد.
این تاخیرها باعث شده بسیاری از داروخانههای خصوصی از همکاری با بیمه سر باز بزنند و بیماران برای خرید داروهای چندمیلیونی مجبور به تحمل صفهای بلند داروخانههای دولتی شوند.
در مناطق دیگر تهران، از کارون شمالی تا میدان فردوسی، روایتها مشابهاند؛ مردم بسیاری از داروهای نسخهشان را حذف میکنند، مکملها و ویتامینها را نمیخرند و حتی داروهای ضروری را «انتخابی» برمیدارند تا هزینه کمتر شود.
افزایش قیمت روزانه داروها، فروش بدون نسخه آنتیبیوتیک و کمبود داروهای اعصاب، بخشی از این چرخه است.
همزمان شکلگیری بازار سیاه و ناتوانی بیمهها در پرداخت معوقات، فشار مضاعفی بر داروخانهها وارد کرده است.
نمایندگان مجلس میگویند با ادامه این روند، طی سه ماه آینده فهرست داروهای کمیاب بیشتر خواهد شد.
محمد عبدهزاده، رییس کمیسیون اقتصاد سلامت اتاق بازرگانی تهران، ۱۸ آذر با اشاره به مشکلات تامین ارز گفت در ماههای آینده هم کمبود دارو به دلیل وضعیتی فعلی، شدیدتر میشود.
او افزود: «وقتی ارز حواله یا به موقع تامین نمیشود، مواد اولیه دارو یا کلا وارد کشور نخواهد شد یا به شکل منظم تامین نمیشود و نتیجه آن کمبود دارو در کشور است.»
به گفته عبدهزاده، جمع مطالبات شرکتهای داروسازی از شرکتهای دولتی و خصوصی و داروخانههای هر دو بخش به بیش از ۱۵۰ هزار میلیارد تومان رسیده است.
شرق نوشت بیمارانی که برای داروهای حیاتی میان داروخانهها سرگرداناند، نگراناند اگر این چرخه معیوب ادامه پیدا کند، دسترسی به درمانهای ضروری از این هم دشوارتر شود.
در پی فعال شدن مکانیسم ماشه علیه جمهوری اسلامی و بازگشت تحریمها، گزارشهای مردمی رسیده به ایراناینترنشنال حاکی است قیمت دارو در ایران، از داروهای خاص گرفته تا قرص و شربت سرماخوردگی، چندین برابر شده و شهروندان برای تهیه اقلام مورد نیازشان گاهی باید به چندین داروخانه سر بزنند.
گورستان تاریخی گیلیارد که در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده و یکی از مهمترین آرامستانهای مربوط به جامعه یهودیان در ایران است، طی ماههای اخیر با روندی فزاینده در معرض تخریب، رهاشدگی و آلودگی قرار گرفته است. این گورستان در غرب شهر دماوند واقع شده است.
سایت حقوق بشری هرانا، چهارشنبه ۱۹ آذر به نقل از منابع محلی گزارش داد که بخشهایی از این گورستان به محل انباشت زباله و نخاله تبدیل شده و شمار زیادی از سنگقبرها دچار شکستگی، جابهجایی یا تخریب شدهاند.
همچنین آثار متعدد حفاریهای غیرمجاز در نقاط مختلف این گورستان مشاهده شده است؛ حفاریهایی که در برخی موارد به شکل حفرههای عمیق در میان قبور مشاهده شده است.
هرانا نوشت احتمالا این امر با هدف یافتن اشیای تاریخی یا بهدستآوردن اموال همراه با متوفیان انجام شده و علاوه بر جنبه مجرمانه، به ساختار تاریخی آرامستان آسیبهای جدی وارد کرده است.
این نخستینبار نیست که اماکن مذهبی و فرهنگی در ایران با رهاشدگی، تعرض یا تخریب مواجه میشوند.
در سالهای گذشته موارد متعدد مشابه در مورد آرامستانهای یهودیان، بهائیان، ارامنه و سایر اقلیتها گزارش شده است.
دوم شهریور نیز یک کنشگر میراث فرهنگی از تخریب و به آتش کشیدن سنگ گورهای تاریخی آرامستان هزار ساله «دارالسلام» شیراز و ساخت سازهای در حریم و عرصه این اثر ثبت ملی خبر داد.
هرانا با استناد به مشاهدات میدانی و گزارشهای محلی نوشت گورستان گیلیارد فاقد حصار ایمن، نگهبانی و برنامه منظم پاکسازی است.
پژوهشهای تاریخی نشان میدهد که آرامستان گیلیارد از دو بخش قدیم و جدید تشکیل شده و بر روی بسیاری از سنگقبرهای آن کتیبههای عبری، تصاویر «منورا» و نماد ستاره داوود حک شده است؛ بخشهایی از این محوطه قدمتی چندصد ساله دارند و نشاندهنده حضور دیرینه جامعه یهودیان در منطقه هستند.
در همین حال، یک شاهد محلی در گفتوگو با این سایت حقوق بشری گفته است: «اینجا کاملا رها شده است. نه حفاظتی وجود دارد، نه مرمتی و نه اقدامی برای جلوگیری از حفاریهای شبانه. پیگیریهای محلی نیز بیپاسخ مانده است.»
در بخش دیگری از گزارش هرانا آمده است که بیتوجهی به گورستان گیلیارد، افزون بر تخریب میراث فرهنگی، نقض همزمان چند تعهد قانونی جمهوری اسلامی در حوزه حقوق اقلیتهای دینی و حفاظت از آثار ثبتشده محسوب میشود.
بر اساس گزارش هرانا، رهاشدگی و تخریب گورستان گیلیارد نقض همزمان تعهدات داخلی و بینالمللی جمهوری اسلامی است.
طبق اصل ۱۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی، قانون حفظ آثار ملی و برنامه ششم توسعه، حکومت موظف به حفاظت، مرمت و جلوگیری از حفاری و تعرض به این اثر ثبتشده و سایر اماکن فرهنگی مشابه است و با پذیرش میثاق حقوق مدنی و سیاسی نیز متعهد شده از اماکن فرهنگی و هویت مذهبی جامعه یهودی پاسداری کند.
این گزارش تاکید کرده که گورستان گیلیارد بخشی از میراث مشترک فرهنگی ایران به شمار میرود و وضعیت کنونی آن، افزون بر تهدید حافظه تاریخی منطقه، نگرانیها درباره تبعیض ساختاری و نبود سازوکار مؤثر برای حفاظت از اماکن متعلق به اقلیتها را افزایش داده است.