نتایج یک پژوهش: آموزش و پرورش در ایران گرفتار بحران کیفیت، عدالت و مشروعیت است
گروهی از متخصصان و کارشناسان با انتشار گزارشی تفصیلی، به بررسی بحرانهای آموزش و پرورش در ایران پرداختند. بر اساس نتایج پژوهش آنان، نظام آموزشی کشور دچار «بحران کیفیت، عدالت و مشروعیت» است و رویکردهای حکمرانی منجر به ناکارآمدی و مزمن شدن مشکلات این حوزه شده است.
نتایج یک پژوهش: آموزش و پرورش در ایران گرفتار بحران کیفیت، عدالت و مشروعیت است | ایران اینترنشنال
روزنامه اعتماد روز چهارشنبه هشتم آذر، خلاصهای از گزارش تفصیلی ۵۰ نفر از محققان، کارشناسان، مدیران، معلمان و کنشگران حوزه تعلیم و تربیت منتشر کرد که به دعوت محمد خاتمی، رییسجمهوری اسبق ایران گرد هم آمدند.
به گفته اعتماد، این گروه به «هماندیشی» در بررسی بحرانها و تحلیل ناکامیهای نظام آموزش و پرورش درباره گذار به فرایند حل مساله پرداختند تا به این سوال پاسخ دهند که آیا این حوزه در مسیر «توسعه پایدار و کرامت انسانی» عمل میکند؟
بر اساس آمارهای رسمی، جمعیت دانشآموزان ایران حدود ۱۶ میلیون نفر است.
این گروه در بخشی از ارزیابی خود بر ضرورت بازاندیشی در نهاد تعلیم و تربیت تاکید و مسایل و تنگناهای فراوان آموزش و پرورش را در قالب سه بحران «کیفیت، عدالت و مشروعیت» صورتبندی کرد.
کیفیت پایین آموزش و افت سواد خواندن و نوشتن
نتایج تحقیق انجام شده نشان میدهد نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی نه تنها در تامین کیفیت یادگیری شکست خورده است، بلکه مبناییترین اهداف یعنی گسترش سواد پایه شامل خواندن، نوشتن، علوم و ریاضی نیز از وضعیت مناسبی برخوردار نیست.
اعتماد بر اساس نتایج سنجش بینالمللی پرلز در «سواد خواندن» نوشت که حدود ۴۰ درصد دانشآموزان ایرانی نتوانستهاند حداقل نمره معیار را کسب کنند و به همین دلیل ایران از میان ۵۷ کشور، رتبهای بهتر از ۵۳ کسب نکرده است.
حدود یک میلیون نفر از کودکان و نوجوانان در ایران در سن مدرسه از تحصیل بازماندهاند و جمعیت بزرگی از نوسوادان و بیسوادان (حدود ۱۸ میلیون نفر)، فرصت یادگیری با کیفیت را از دست دادهاند.
پیشتر یوسف نوری، وزیر سابق آموزش و پرورش در یک برنامه تلویزیونی از حدود ۹ میلیون بیسواد مطلق در کشور خبر داده بود.
به گفته او، بر اساس آخرین گزارشها حدود ۸۲۰ هزار نفر «بازمانده از تحصیل» در کشور وجود دارد و ۱۶۰ هزار و ۳۷۳ کودک نیز جذب «دوره ابتدایی» نشدهاند.
بر اساس تحقیقی که اعتماد نتایجش را منتشر کرده، علاوه بر سواد پایه، کیفیت یادگیری دروس نیز در گزارشهای متعددی پایش شده که گویای وضعیت نامطلوب سطح درسی است.
به عنوان نمونه، میانگین نمرات آزمونهای نهایی پایه دوازدهم در سالهای اخیر همواره کمتر از ۱۳ بوده است.
مدارس غیرمستحکم، فاقد امکانات بهداشتی و نبود عدالت آموزشی
نتایج این پژوهش نشان میدهند علاوه بر دانشآموزان، تواناییهای کیفی و کمبود کمی معلمان هم با ضعفهای جدی مواجه است؛ بهطوری که حدود ۳۴ درصد کلاسهای درس استحکام کافی ندارند.
از مجموع ۱۰۶ هزار مدرسه دولتی، بیش از هشت درصدشان فاقد سرویس بهداشتی و بیش از ۱۱ درصد فاقد آب آشامیدنی لولهکشی هستند.
بر اساس گزارشها، فرصتهای یادگیری برای کودکان و نوجوانان در مناطق و مدارس مختلف شهرها و روستاهای استانهای برخوردار و کمبرخوردار از کیفیت یکسان یا نزدیک به هم برخوردار نیست و همه به شکلی برابر به آموزش دسترسی ندارند.
نتایج پژوهش این گروه نشان داد شدت گرفتن روند خصوصی شدن آموزش و طبقاتی شدن کنکور، به شکاف آموزشی دامن زده است.
تراکم کلاس، اتصال مدرسه به شبکه اینترنت و برخورداری مدرسه از تجهیزات و کارگاههای تخصصی مانند رایانه از مواردی هستند که توزیعی بسیار نابرابر در جغرافیای ایران دارند.
یکم مهر امسال روزنامه شرق در گزارشی به وضعیت کودکان کار در استان سیستان و بلوچستان و ترک تحصیل پس از مقطع ابتدایی پرداخته و نوشته بود فاصله بعضی روستاهای این استان تا مدرسه به ۲۰ تا ۵۰ کیلومتر میرسد.
گزارش اخیر مرکز پژوهشهای مجلس نیز نشان میدهد بیشترین آمار بازماندگان از تحصیل متعلق به سیستان و بلوچستان است که بسیاری از شهروندانش یا به مدرسه دسترسی ندارند یا در مدارس کپری درس میخوانند.
بحران مشروعیت
نتایج پژوهش این گروه ۵۰ نفره نشان میدهد آموزش و پرورش با بحران مشروعیت دست به گریبان است؛ بهطوری که بین انتظارات خانواده و دانشآموز از یکسو و جهتگیریهای نظام آموزشی از سوی دیگر «گسست جدی» وجود دارد.
در بخشی از این پژوهش آمده است: «نفی اختیار و انتخاب، ترویج روشهای قیممآبانه و رویههای مطیعپروری به تدریج تار و پود نظام آموزش و پرورش را درنوردیده است.»
بخشی دیگر از این پژوهش به ریشهیابی این سه بحران اختصاص یافته است.
به گفته پژوهشگران، «طراحی غلط، نگرش جزیی و غیرسیستمی» به اجزای نظام آموزشی سبب ناتوانی آموزش و پرورش در تحقق اهداف کیفی خود شده است.
این گروه تاکید کردند نظام حکمرانی فهم روشنی از ماموریت آموزش و پرورش ندارد و از طرف دیگر، آموزش و پرورش به عرصهای برای پیگیری اهداف روزمره حکمرانان در عرصه سیاست تبدیل شده است.
تغییر پیاپی کتابهای درسی به نفع ایدههای سیاسی، مداخلات گسترده در نظام تربیت معلم و تحمیل نیروی انسانی به آموزش و پرورش از دیگر مشکلاتی هستند که حکومت به این حوزه تحمیل کرده است.
ایوب کریمی، زندانی عقیدتی اهل سنت بامداد چهارشنبه هشتم آذر در زندان قزلحصار کرج اعدام شد. کریمی که از حدود ۱۴ سال پیش زیر سایه حکم اعدام در زندان بود، روز یکشنبه ۲۸ آبان برای اجرای حکم به سلول انفرادی منتقل شده بود.
سازمان عفو بینالملل در روزهای گذشته نسبت به خطر اعدام قریبالوقوع ایوب کریمی هشدار داده و خواهان لغو اجرای حکمش شده بود.
با وجود این درخواست و موارد مشابه، ایوب کریمی بامداد امروز همراه با شش زندانی دیگر که هویتشان تا لحظه تنظیم این خبر مشخص نشده است، به دار آویخته شد.
ایوب کریمی در حالی بامداد امروز اعدام شد که به او فرصت آخرین ملاقات با خانواده داده نشد.
پیش از این و در روز ۱۴ آبان، حکم اعدام قاسم آبسته، یکی از همپروندهایهای کریمی به شکل مشابهی اجرا شده بود.
ایوب کریمی و قاسم آبسته در سال ۱۳۸۸ همراه با پنج شهروند کرد دیگر به نامهای داوود عبداللهی، انور خضری، خسرو بشارت، کامران شیخه و فرهاد سلیمی به وسیله نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
آنها پس از بازداشت به بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه منتقل شدند و پس از ماهها نگهداری در بازداشتگاه این نهاد امنیتی به تهران منتقل شدند.
این زندانیان شش ماه نیز در سلولهای انفرادی بندهای ۲۴۰ و ۲۰۹ زندان اوین تحت بازجویی قرار گرفتند.
این زندانیان عقیدتی نهایتا در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۳۹۱ به زندان رجاییشهر کرج انتقال یافتند و مرداد امسال، پس از تعطیلی زندان رجاییشهر به زندان قزلحصار کرج منتقل شدند.
این هفت زندانی اهل سنت، اسفند ۱۳۹۴ از سوی محمد مقیسه، رییس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران محاکمه و به اعدام محکوم شدند.
حکم صادر شده برای این زندانیان، بهمن ۱۳۹۸ پس از سالها کشمکش قضایی از سوی شعبه ۴۱ دیوان عالی کشور تایید شد و در شهریور ۱۳۹۹ درخواست اعاده دادرسی آنها نیز در دیوان عالی کشور رد شد.
این افراد با اتهاماتی از جمله «محاربه»، «افساد فیالارض»، «هواداری از گروههای سلفی» و «قتل» عبدالرحیم تینا که در تاریخ هفت مهر ۱۳۸۷ به دست افراد ناشناس کشته شده بود، متهم شده بودند.
عبدالرحیم تینا، امام جماعت مسجد خلفای راشدین شهرستان مهاباد بود.
تمامی افراد متهم در این پرونده، بارها در نامههایشان که در سالهای گذشته به وسیله نهادهای حقوق بشری منتشر شده، بر بیاساس بودن اتهامهای انتسابی به خود تاکید کرده بودند.
پارلمان اروپا روز دوم آذر در بخشی از یک قطعنامه در محکومیت نقض گسترده حقوق بشر در ایران، اقدامات جمهوری اسلامی را در افزایش نگرانکننده صدور و اجرای احکام اعدام بهشدت محکوم کرد.
کمیته حقوق بشر سازمان ملل نیز روز ۱۲ آبان درباره «تعداد بسیار بالای اعدامها در ایران» عمیقا ابراز نگرانی کرد و یافتههایش را درباره وضعیت حقوق بشر در ایران ارائه داد.
آلودگی هوای کلانشهرهای ایران ادامه دارد و از روز چهارشنبه هشت آذر تا اواسط هفته آینده بار دیگر غلظت آلایندهها افزایش مییابد. روزنامه شرق در گزارشی با عنوان داستان تکراری اصرار و انکار مازوتسوزی در تهران، به اظهارات ضد و نقیض مسوولان درباره این ماجرا پرداخت.
مرکز ملی پیشبینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا پیشبینی کرد از امروز تا اواسط آذر غلظت آلایندههای جوی در شهرهای صنعتی تهران، کرج، اراک، اصفهان و تبریز افزایش و کیفیت هوا کاهش پیدا کند.
بر اساس پیشبینیها، «پایداری جو و سکون نسبی هوا» آلودگی هوای این پنج شهر را در پی خواهد داشت.
با رسیدن فصل سرما، آلودگی هوا در ایران همچون سالهای گذشته شدت گرفته است و طی هفتههای اخیر شماری از شهرها وضعیتی بحرانی و خطرناک را پشت سر گذاشتند.
مقامات، آلایندههای ناشی از دودکش کارخانهها و کارگاههای صنعتی، دودکش وسایل نقلیه و گاز ناشی از سوختهای فسیلی را دلایل آلودگی در تهران معرفی میکنند.
مازوتسوزی یکی از دلایل اصلی آلودگی هوا در برخی کلانشهرها مانند تهران است که طی چند سال اخیر بارها از سوی مسوولان مختلف تایید و تکذیب شده است.
اعتماد به تازگی در گزارشی نوشت که روزهای پاک سال ۱۴۰۱ در تهران تنها دو روز بوده و طبق بررسی آماری در سالهای گذشته، تعداد روزهای پاک روندی کاهشی داشته است.
این گزارش همچنین از مراجعه دو برابری ساکنان تهران به اورژانس در هوای آلوده پایتخت خبر داده و نوشته بود بروز علایمی مانند تنگی نفس، درد قفسه سینه، سردرد و سرگیجه از یک تا ۲۷ آبان افزایشی چشمگیر داشته است.
مازوتسوزی در تهران
شرق روز چهارشنبه هشتم آذر در گزارشی به داستان تکراری تایید و تکذیب مازوتسوزی پرداخت و نوشت که در جلسه روز هفت آذر شورای شهر تهران، دو عضو شورا از مازوتسوزی در پایتخت خبر دادند.
سوده نجفی، عضو هیات رییسه شورای شهر تهران احتمال مازوتسوزی در تهران را مطرح کرد و گفت شهروندان بدانند یکی از دلایل آلودگی هوای شهر تهران در شش ماه دوم سال، مازوتسوزی و موارد این گونه است.
علی سلاجقه، رییس سازمان حفاظت از محیط زیست هفته گذشته در مصاحبهای گفته بود: «نمیتوانم قول بدهم در زمستان مازوتسوزی نداشته باشیم.»
به گفته نجفی، این اظهار نظر نشاندهنده مازوتسوزی و به تبع آن آلودگی هواست.
مهدی پیرهادی، رییس کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری شورای شهر تهران در جلسه روز سهشنبه شورا به نقل از یک مقام آگاه و «طراز اول» که نامی از او نبرد، گفت: «مازوتسوزی در نیروگاههای اطراف تهران نیز انجام میشود.»
مهدی چمران، رییس شورای شهر در واکنش مازوتسوزی را تکذیب کرد و خطاب به پیرهادی گفت امیدوار است آن مقام مسوول «درست نگفته باشد».
او به اعلامهای رسمی استناد کرد که گفته شده سیستم سوخت مازوت در تهران پلمب شده است اما شاید در دیگر نقاط ایران مازوتسوزی همچنان ادامه داشته باشد.
مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم، بهمن سال گذشته مازوتسوزی در ۱۴ نیروگاه بخاری کشور شامل نیروگاه طوس در خراسان رضوی، مفتح در همدان، سهند بناب در آذربایجان شرقی، ایرانشهر در سیستان و بلوچستان، منتظری در اصفهان، منتظر قائم در البرز و رجایی در قزوین و هرمزگان را تایید کرد.
سوزانده شدن مازوت باعث تولید گوگرد میشود و آلودگی ناشی از دی اکسید گوگرد، عوارض پرشماری مانند تنگ شدن راههای تنفسی، آسم، اسپاسم برونشها، سرفه شدید، سوزش چشم و مجاری تنفسی، کاهش کارایی تنفسی، کم شدن عمق تنفسی، تشدید عوارض قلبی و عروقی و تنفسی، تاثیرات روانی و گوارشی به همراه دارد.
بر اساس آخرین آمارها، با وجود این مخاطرات، بیش از ۸۰ درصد نیروگاههای بخار در ایران مازوت میسوزانند.
گوگرد، خطرناکتر از مازوت
رییس شورای شهر تهران استفاده از گازوئیل در اتوبوسها را خطرناکتر از مازوت دانست و گفت حداکثر گازوئیل استاندارد ۵۰ پیپیام است اما گازوئیل مورد استفاده اتوبوسهای تهران و دیگر شهرهای ایران در حد «پنج هزار پیپیام» است که تصفیه را بسیار مشکل میکند.
شرق در گزارش خود یادآور شد گازوئیل مورد استفاده کارخانهها، مقدار گوگرد بیشتری نسبت به اتوبوسها دارد و حتی میزان آن به هفت هزار پیپیام نیز میرسد.
بر همین اساس، به نظر میرسد عامل افزایش گوگرد در هوا که منجر به این سطح از آلودگی شده، مربوط به مشکلات جانبی گازوئیل مانند کیفیت آن است.
بهمن سال گذشته روزنامه اعتماد گزارش کرده بود غلظت دیاكسید گوگرد در هوای تهران ناشی از سوزاندن مازوت، در سال ۱۴۰۱ نسبت به سال ۹۸ بیش از ۳۲ درصد افزایش یافته است.
به گفته شرق، بهرهگیری از سوختهای بیکیفیت و بهکارگیری وسایل نقلیه فرسوده و وجود تعداد زیادی کارخانه صنعتی در مجاورت محدوده شهر تهران که بسیاریشان از سوختهای سنگین فسیلی برای ماشینآلات خود استفاده میکنند منجر به افزایش سطح آلودگی هوای پایتخت در تمام طول سال شده است.
بر اثر این آلایندهها و تبعاتش، هر سال بیش از ۲۰ هزار ایرانی جان خود را از دست میدهند.
۱۴ زن زندانی سیاسی در نامهای از زندان اوین ضمن ابراز همدردی با خانواده آفاق خسرویزند، رنج و استقامت این شهروند بهائی را در ایرانِ تحت حاکمیت جمهوری اسلامی روایت کردند. پس از صادر نشدن اجازه دفن در آرامگاه بهائیان، خانواده خسرویزند پیکر او را برای تحقیقات پزشکی اهدا کردند.
آفاق خسرویزند (رحیمیان) که از تاریخ ۲۲ آبان به دلیل عفونت شدید ریه در بخش آیسییو بستری شده بود، روز سهشنبه ۳۰ آبان از دنیا رفت.
پس از درگذشت این شهروند بهائی و صادر نشدن اجازه دفن او در «گلستان جاوید تهران»، آرامگاه متعلق به بهائیان، از خانواده رحیمیان خواسته شد پیکر مادرشان را در گورستان خاوران دفن کنند.
فرزندان خسرویزند از این کار سر باز زدند و در اطلاعیهای اعلام کردند پیکر مادرشان را برای «حفظ استقلال جامعه بهائی»، «احترام به حریم آرامگاه خاوران» و «میل مادرشان به یادگیری»، به دانشکده پزشکی دانشگاه تهران اهدا کردند.
تصویر نامه اهدای پیکر «آفاق خسروی زند» به دانشگاه علوم پزشکی تهران
محروم شدن پیروان آیین بهائی در ایران از حق کفن و دفن با رعایت مراسم خود و در آرامگاه خودشان، یکی از نمونههای سرکوب و آزار جامعه بهائیان به دست جمهوری اسلامی است.
آنها همواره از دفن اجباری درگذشتگان خود در محل گورهای دستهجمعی خاوران خودداری کردهاند.
فعالان جامعه بهائی و سازمانهای حقوق بشری در یک سال گذشته گزارشهای متعددی دادهاند که بر اساس آنها مقامهای جمهوری اسلامی مانع دفن پیکر بهائیان در «گلستان جاوید تهران»، آرامگاه متعلق به بهائیان شدهاند و برخی از درگذشتگان بهائی را بدون اطلاع خانوادههایشان در آرامگاه خاوران دفن کردهاند.
آرامگاه خاوران محل دفن پیکر اعدامشدگان دهه ۶۰ و به ویژه قربانیان اعدامهای گسترده سیاسی در سال ۶۷ است.
فعالان بهائی معتقدند دفن پیکر بهائیان در آرامگاه خاوران از سوی حکومت نه تنها با هدف آزار بهائیان بلکه به منظور مخدوش کردن آثار دفن جمعی اعدامشدگان در این آرامگاه صورت میگیرد.
زندانیان سیاسی: آفاق با بیعدالتی و خشونت در ستیز بود
۱۴ زن زندانی سیاسی در نامهای که نسخهای از آن به دست ایراناینترنشنال رسیده، از ۱۵ فروردین ۱۳۶۳ که خبر تیرباران رحیم رحیمیان، همسر آفاق خسرویزند را به او دادند به عنوان روزی یاد کردند که «آفاقِ جوان ناگهان با روی دیگر زندگی مواجه شد».
به گفته آنها، «آن روز سرد و سخت زندگی» تا آخرین نفس همراه آفاق بود.
رحیم رحیمیان به دلیل بهائی بودن تیرباران شد و ماموران هرگز پیکرش را به خانواده تحویل ندادند.
احتمال میرود پیکر او در آرامگاه خاوران به خاک سپرده شده باشد.
مصادره خانه و تمامی وسایل متعلق به این خانواده بهائی، ریختن کتابهای درسی دو پسر خردسال در چمدانی که اجازه داده بودند آفاق با خود از خانه خارج کند و ترک خانه بیمجالی برای سوگواری، بخشی از رنجی است که این زندانیان از زندگی این زن بهائی روایت کردهاند.
امضاکنندگان این نامه، آفاق خسرویزند را زنی با استقامت توصیف کردند که ناملایمات زندگی او را از «مدارِ مدارا» خارج نکرد و با ضعف و زبونی و بیعدالتی و خشونت در ستیز بود.
آنها با اشاره به اینکه آفاق معنای «سلب حق حیات» را زندگی کرده و درد آن را با تمام وجود کشیده بود، او را انسانی توصیف کردند که قدرت روحیاش از عشق بیکرانش به حق حیات سرچشمه میگرفت.
در این نامه به زندانی شدن کامران و کیوان رحیمیان، دو پسر آفاق و عروسش فاران حسامی، در سال ۱۳۹۰ اشاره شده و آمده که وقتی آنها زندانی شدند، آفاق سرپرستی دو نوه خردسالش، ژینا و آرتین را بر عهده گرفت.
بر اساس این نامه، آفاق سالها این دو کودک را برای دیدن والدینشان به زندان اوین و زندان گوهردشت میبرد.
کامران رحیمیان و همسرش فاران حسامی در سال ۱۳۹۰ به دلیل تدریس در دانشگاه مجازی بهائیان ایران بازداشت و چهار سال زندانی شدند.
کیوان رحیمیان، مترجم و روانشناس نیز پس از تحمل پنج سال حبس به اتهام تدریس به جوانان محروم از تحصیل بهائی، در سال ۱۳۹۶ از زندان رجایی شهر کرج آزاد شد.
به گفته نویسندگان این نامه، کامران رحیمیان صاحب نوآوری در گسترش مکتب روانشناسیِ «ارتباط بدون خشونت» در ایران است.
این زنان زندانی در ادامه به دلیل بستری شدن آفاق در بیمارستان پرداخته و نوشتند: «آفاق پس از دستگیری مجدد پسرش کیوان و بیخبری و دوریِ دوباره از او، در بستر بیماری افتاد و عصر ۲۷ آبان ۱۴۰۲ در کشاکش آخرین نبردش در حالی که تصویر زندان اوین دوباره به قاب زندگیاش بازگشته بود، درگذشت.»
مسوولان زندان پیش از درگذشت آفاق و با وجود وضعیت وخیم او، با مرخصی پسرش کیوان رحیمیان که از ۲۷ تیر ۱۴۰۲ بهصورت بلاتکلیف در زندان اوین بود، موافقت نکردند.
این زندانی عقیدتی در نهایت روز چهارم آذر برای سه روز و به منظور شرکت در مراسم ترحیم مادرش با تودیع قرار وثیقه به مرخصی اعزام شد.
این ۱۴ زن زندانی سیاسی در پایان نامهشان ضمن تسلیت به خانواده و نزدیکان آفاق خسرویزند، خطاب به آنها نوشتند: «امیدواریم رهایی او از رنج و محنت این زندگی و حیاتِ سراسر استقامت و پربارَش سبب تسلای خاطر شما باشد.»
منابع غیررسمی میگویند بیش از ۳۰۰ هزار شهروند بهائی در ایران زندگی میکنند اما قانون اساسی جمهوری اسلامی تنها ادیان اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتیگری را به رسمیت میشناسد.
بهائیان بزرگترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران هستند که از زمان انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ و استقرار جمهوری اسلامی به طور سیستماتیک هدف آزار و اذیت قرار دارند.
حاشیههای افشای سندی درباره مجوز وزارت کشور برای حضور حجاببانان در متروی تهران با وجود انکار احمد وحیدی ادامه دارد. رویداد ۲۴ در گزارشی نوشت وزیر کشور باید به خاطر دروغگویی، ریاکاری و نداشتن شفافیت، عذرخواهی کرده و برکنار شود.
روز یکشنبه پنج آذر روزنامه اعتماد تصویری از بخشنامه وزیر کشور در تاريخ ۹ خرداد امسال را با عنوان «خیلی محرمانه» منتشر کرد که در آن از پلیس خواسته شده بود مخالفان حجاب اجباری را بازداشت کند.
پس از انتشار این سند، دادستانی تهران علیه «اعتماد» به اتهام استفاده از سند طبقهبندی شده وزارت کشور اعلام جرم کرد اما یک روز بعد، روزنامه توسعه ایرانی در شماره ششم آذر خود تیتر اصلیاش را به این موضوع و بازنشر سند مورد اشاره اختصاص داد.
این روزنامه «خیلی محرمانه» تلقی کردن چنین سندی را «خودسرانه» خواند و آن را نقض آشکار قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات دانست.
سند خیلی محرمانه درباره چه بود؟
در سندی که روزنامه اعتماد آن را منتشر کرد، وزارت کشور صراحتا از پلیس خواسته است تا از افراد «هنجارشکن» تصویربرداری و مراکزی را که مخالفان حجاب اجباری در آن حضور دارند، پلمب کند.
سازمان اطلاعات فراجا، سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات نیز ملزم به «تصویربرداری و تهیه مستندات و احزار هویت» مخالفان حجاب اجباری شدهاند.
بر اساس یکی از بندهای این نامه، ورود افراد «بدون پوشش قانونی» به اماکن دولتی و مترو ممنوع اعلام و تاکید شده است: «از تمام بخشهای مترو عکسبرداری شود.»
انتشار این سند و پرسشها درباره مسوولیت وزارت کشور در شرایطی است که احمد وحیدی، وزیر کشور، روز اول آذر در گفتوگو با خبرنگاران در حاشیه جلسه هیات دولت، سازماندهی حکومتی گروههای حجاببان را رد کرد و مدعی شد این گروهها مردمی هستند.
او گفت: «ما مجوز خاصی برای این کار صادر نکردهایم. در واقع تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر ظاهرا گروههای مردمی اقدام میکنند و کارشان در این چارچوب است.»
وحیدی مدعی شد مردم میتوانند با «الفاظ و ادبیات خوب» صرفا تذکر لسانی بدهند و اقداماتشان در این حد مجاز است و نیازی به دریافت مجوز ندارد.
علیرضا زاکانی، شهردار تهران نیز حجاببانها را نیروهای مردمی و خودجوش خواند.
این اظهارنظرها موجب شد تا ناصر امانی، عضو شورای شهر تهران خواهان مشخص شدن موضوع و رفع ابهامها شود.
او روز دوم آذر گفت: «اگر نیروهای مردمی هستند، بدون مجوز نمیتوانند در مترو مستقر شوند.»
این ابهامها در شرایطی مطرح است که تصاویر منتشر شده نشان میدهند هم نیروهای زن و هم نیروهای مرد مستقر در مترو «یونیفرم و آرم» دارند که به گفته امانی این مساله باید «پیگیری و روشن» شود.
چند روز پس از طرح این تناقضها و انکارها، سند وزارت کشور منتشر شد و ماجرا ابعادی دیگر به خود گرفت.
آیا میتوان این سند را محرمانه دانست؟
رویداد ۲۴ روز هفت آذر در گزارشی با اشاره به اعلام جرم دادستانی علیه روزنامه اعتماد، نوشت که در ایران «تقریبا همه چیز» از قرارداد بازیکنان فوتبال تا نرخ تورم، آمار مهاجرت، خودکشی، میزان فروش نفت و آمار کشتهشدگان «امنیتی» است.
از سوی دیگر طی سالهای اخیر نامههایی که مهر «محرمانه» و «سری» و «خیلی محرمانه» روی آن خورده، بهطرز عجیبی افزایش یافته است.
بر اساس این گزارش، دولت قرار است به ماده قانونی «انتشار اسناد محرمانه» استناد کند اما نامه مورد اشاره وزارت کشور به نهادهای مختلف نشان میدهد درباره مسایل عمومی، تصمیمی در «پستوهای تاریک» گرفته شده است.
رویداد ۲۴ تاکید کرد: «مساله نه به جنگ ارتباطی داشته، نه اطلاعات خاصی از نهادهای نظامی افشا شده، نه نقشه اماکن خاصی انتشار یافته. بلکه صرفا افشا شده که وزیر کشور در ماجرای حجاببانان دروغ گفته است.»
به گفته این رسانه، دولت حق ندارد بدون اطلاع مردم برایشان تصمیمگیری کند و مدعی باشد که صلاح مردم را بهتر میداند.
در بخشی از این گزارش آمده است: «بدتر آنکه این اقدام در جهت منافع عمومی نبوده بلکه به نهادهای امنیتی دستور داده شده کسب و کار مردم پلمب شود و از شهروندان فیلمبرداری و عکسبرداری کنند تا اسناد [وقوع] جرم جمعآوری شود.»
ضرورت استعفا و عذرخواهی وزیر کشور
طی دو هفته گذشته تصاویری از حضور گسترده نیروهای حجاببان در ورودی متروهای تهران به ویژه ایستگاه «تئاتر شهر» منتشر شد که علاوه بر کاربران شبکههای اجتماعی، برخی رسانهها و چهرههای جریان نزدیک به راس حکومت و مشهور به اصولگرا نیز از این روند انتقاد کردند.
روزنامه فرهیختگان روز ۲۵ آبان با اشاره به مردانی که از مسافران فیلم میگیرند، آن را ناقض قوانین شخصی و حریم خصوصی خواند و نوشت: «این تصاویر دقیقا برای چه کاری استفاده خواهند شد و به دست کدام نهاد میرسند؟»
در این مدت تصاویر و اطلاعاتی به ایراناینترنشنال رسیده است که نشان میدهند حجاببانها گروههایی از زنان و مردان با لباسهای فرم نیروی پلیس یا در قالب لباس شخصی هستند که در ایستگاههای مختلف مستقر شده و در بدو ورود مسافران از آنان فیلمبرداری میکنند و به زنانی که به حجاب اجباری تن ندادهاند، تذکر میدهند.
به گفته شهروندان، در صورتی که فرد مخالف حجاب اجباری به تذکر نخست بیتوجهی کند، تعداد حجاببانها همراه با فیلمبرداران بیشتر و پیگیری آنان شدیدتر میشود.
در تذکر سوم، این افراد دنبال زنان راه میافتند که گزارشها حاکی از برخوردهای توهینآمیز و فیزیکیشان است.
فعالان مدنی، فیلمبرداری این نیروها از شهروندان را خلاف حقوق حریم خصوصی افراد دانستند.
رویداد ۲۴ در بخشی دیگر از گزارش خود با اشاره به اینکه طی دو هفته اخیر هیچ نهادی حضور این گروه را با لباس یکدست در مترو گردن نگرفته و مسوولیتشان را نپذیرفته است، نوشت که با انتشار سند وزارت کشور مشخص شد وزیر و شهردار تاکنون دروغ میگفتهاند.
بر اساس این سند، این افراد نه تنها «مردمی» نیستند بلکه از سوی نهادهای امنیتی موظف به تهیه مستند و جمعآوری مدرک و عکس گرفتن از شهروندان هستند تا «یکی یکی آنها را مجازات کنند».
این وبسایت خبری تاکید کرد اگر چنین اتفاقی در کشوری توسعهیافته و دارای حداقل دموکراسی رخ داده بود، احتمالا مقام مسوول به خاطر دروغگویی، ریاکاری و عدم شفافیت عذرخواهی میکرد و اگر دموکراسی کاملتر بود، احتمالا مدیر دروغگو برکنار میشد.
رویداد ۲۴ در ادامه نوشت: «اما اینجا ایران است و به جای آنکه با "مدیری که به دوربین نگاه میکند و حقیقت را وارونه جلوه میدهد" برخورد شود، با روزنامه افشاکننده دروغ برخورد شده است.»
با وجود حضور پر شمار حجاببانها در معابر عمومی، تدوین قوانین محدودکنندهتر برای زنان و برخوردهای امنیتی و سرکوبگرانه حکومت، مبارزه مدنی مخالفان حجاب اجباری ادامه دارد.
بسیاری از زنان میگویند از حق خود برای آزادی پوشش صرفنظر نمیکنند.
تابعیت آمریکایی سیاوش سبحانی، پزشک ایرانیتباری که ۶۱ سال است در ایالات متحده زندگی میکند، لغو شده است. بر اساس گزارش واشینگتن پست، سبحانی هنگامی که در ماه فوریه ۲۰۲۳ برای تمدید گذرنامه خود اقدام کرد، با پاسخ منفی وزارت امور خارجه آمریکا مواجه شد.
یک مقام وزارت امور خارجه ایالات متحده در نامهای به سبحانی اعلام کرده از آن جا که در هنگام تولد او، پدرش به عنوان دیپلمات سفارت ایران در آمریکا حضور داشته، طبق قوانین آمریکا اعطای شهروندی به او اشتباه بوده است.
در این نامه آمده است با توجه به مصونیت دیپلماتیک خانواده سبحانی و صدق نکردن قوانین قضایی ایالات متحده در مورد آنها، سیاوش سبحانی نمیتوانسته شهروندی آمریکا را در بدو تولد احراز کند.
سیاوش سبحانی که در آمریکا به دنیا آمده و تحصیل کرده است، اکنون اجازه خروج از این کشور ندارد و مجبور شده است برای دریافت اقامت دائم ایالات متحده اقدام کند.
او که به مدت بیش از ۳۰ سال در آمریکا طبابت کرده و حالا در ایالت ویرجینیا ساکن است، هماکنون در انتظار طی شدن روند اداری و انجام مصاحبه به منظور دریافت اقامت دائم آمریکاست.
تابعیت آمریکایی سبحانی در حالی لغو شده که او پیش از این چندین بار برای تمدید گذرنامه خود اقدام کرده و با مشکلی مواجه نشده بود.
سبحانی که ماه گذشته ۶۲ ساله شد، شرایط پیش آمده را «آشفتهکننده و آزاردهنده» خوانده و گفته است در برزخ به سر میبرد.
به گزارش واشینگتن پست، این پزشک ایرانیتبار تاکنون ۴۰ هزار دلار برای حل مشکل خود هزینه کرده اما هنوز مشخص نیست تلاشهای او به سرانجامی خواهد رسید یا نه.
سبحانی به این روزنامه گفته است پدر همسرش که در لبنان زندگی میکند به شدت بیمار است و در صورت فوت او، سبحانی نخواهد توانست حتی به مراسم تشییع او برود.
او با اشاره به اینکه سالها به عنوان یک آمریکایی مالیات پرداخت کرده، بارها در انتخابات ریاست جمهوری این کشور رای داده و حتی در زمان همهگیری کرونا جان خود را به عنوان یک پزشک برای سلامتی جامعه به خطر انداخته است، شرایط کنونی خود را شوکهکننده خوانده است.