درخواست اخراج فوری حسین موسویان از دانشگاه پرینستون
گروه «اتحاد علیه مدافعان رژیم جمهوری اسلامی ایران» از دانشگاه پرینستون آمریکا خواست که حسین موسویان، سفیر سابق جمهوری اسلامی در آلمان و از مذاکرهکنندگان پیشین هستهای، را به دلیل «سابقه نگرانکنندهاش در ارتباط با تروریسم دولتی و نقض حقوق بشر» فورا از این دانشگاه اخراج کند.
در این بیانیه گفته شده است:«گذشته تاریک موسویان و ارتباط او با تروریسم دولتی و نقض حقوق بشر، مستلزم اقدام قاطع از سوی دانشگاه پرینستون است. توجه به این نکته ضروری است که وزارت امور خارجه آمریکا، جمهوری اسلامی ایران را حامی تروریسم اعلام کرده است و این امر فوریت درخواست ما برای پاسخگویی و اقدام را تشدید میکند.»
تحقیقات مجلس نمایندگان آمریکا درباره نحوه و علت حضور حسین موسویان در دانشگاه پرینستون پس از آن آغاز شد که او شهریور ماه گذشته در نشست سالانه فرماندهی راهبردی آمریکا حضور یافت و سخنرانی کرد.
در واکنش به سخنرانی موسویان، روسای کمیتههای نیروهای مسلح مجلس نمایندگان و سنا نیز خواستار توضیح فرماندهی راهبردی آمریکا درباره علت دعوت از این مقام سابق جمهوری اسلامی شدند.
پیش از آن نیز، سازمان اتحاد علیه ایران هستهای، با اشاره به حضور حسین موسویان در مراسم تشییع جنازه قاسم سلیمانی، فرمانده سابق نیروی قدس سپاه پاسداران، و اظهارات او در دفاع از سلیمانی در تلویزیون جمهوری اسلامی، خواستار آن شده بود که دانشگاه پرینستون باید برای همکاری با این عامل جمهوری اسلامی، پاسخگو باشد و مورد تحقیق و تفحص قرار گیرد.
اکنون نیز گروه «اتحاد علیه مدافعان جمهوری اسلامی»، به سوابق حسین موسویان پرداخته و از جمله گفته است که او به عنوان «سردبیر روزنامه تهران تایمز، نقشی محوری در تسهیل دستگاه تبلیغاتی رژیم و کمک به سرپوش گذاشتن و انکار جنایات رژیم اسلامی در سالهای شکلگیری آن داشت.»
در ادامه بیانیه همچنین به ترورهای جمهوری اسلامی در اروپا، بهویژه در دورانی که حسین موسویان سفیر جمهوری اسلامی در آلمان بود، اشاره و گفته شده است:« در هفت سالی که موسویان به عنوان سفیر در خدمت جمهوری اسلامی بود، بیش از ۲۳ ایرانی در حملات تروریستی در خاک اروپا که توسط جمهوری اسلامی ایران سازماندهی شده بود، از جمله ترور هدفمند رهبران کرد در وین، و رستوران میکونوس در برلین، کشته شدند. این اقدامات شنیع بر پیامدهای مستقیم دخالت موسویان در تروریسم دولتی ایران و نقش او در سازماندهی خشونت علیه غیرنظامیان بیگناه تاکید میکند.»
در بیانیه گروه «اتحاد علیه مدافعان رژیم جمهوری اسلامی ایران»، با استناد به شهادت شهود در دادگاه مربوط به ترور در رستوران میکونوس، گفته شده است:« دخالت موسویان در ترور مخالفان ایرانی در طول شهادت شهود در دادگاه آلمان آشکار شد. نقش او در سازماندهی خشونت علیه غیرنظامیان بیگناه، گواهی بر همدستی او در فعالیتهای شرورانه ایران است و خطرات ادامه حضور او در دانشگاه پرینستون را بیشتر نشان میدهد.»
در این بیانیه، همچنین اظهاراتی از پرویز دستمالچی، گلاله شرفکندی، نرگس اسکندری، مجید محمدی، فرهاد کیوان، مینا احدی، بهروز اسدی و لادن بازرگان نقل شده که در آنها، این افراد اطلاعات خود درباره موسویان و یا تجربه شخصی خود در برخورد با او را بیان کردهاند.
امضاکنندگان این بیانیه گفتهاند:« در پرتو این افشاگریهای نگرانکننده، ما از دانشگاه پرینستون میخواهیم تا با پایان دادن فوری به کار موسویان، تعهد خود را به اصول اخلاقی و علمی نشان دهد. پرینستون با ادامه همکاری خود با فردی با چنین سابقه تاریکی، شهرت خود را لکهدار کرده و اعتماد دانشجویان، استادان و جامعه راتضعیف میکند.»
آنها افزودهاند:«علاوه بر این، ما از پرینستون میخواهیم که کلیه مکاتبات و قراردادهای مرتبط با موسویان را که منجر به استخدام وی شده، اطلاعات مالی اهداکنندگان به برنامه وی و کلیه سفرهایی را که از زمان پیوستن به پرینستون به ایران انجام داده است منتشر کند. ادامه حضور سید حسین موسویان در محوطه دانشگاه غیرقابل دفاع و ناسازگار با معیارهای علمی، حقوق بشری و پاسخگویی است که دانشگاه پرینستون مدعی حمایت از آن است.»
آمریکا روز چهارشنبه ۱۶ اسفند در بیانیهای خطاب به اعضای شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی را «عمیقا نگرانکننده» خواند و از تهران خواست به غنیسازی اورانیوم با درصد خلوص بالا پایان دهد.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی هفته گذشته در گزارشی محرمانه به اعضای خود اعلام کرد جمهوری اسلامی بخشی از اورانیوم با درصد خلوص بالای خود را رقیق کرده و در نتیجه میزان اورانیوم ۶۰ درصدی ایران در سه ماه گذشته اندکی کاهش یافته است.
واشینگتن در بیانیه خود تاکید کرد: «ایران باید برای رقیقسازی تمام و نه فقط بخشی از ذخایر ۶۰ درصدی خود اقدام کند.»
ایالات متحده از جمهوری اسلامی خواست تولید اورانیوم غنیشده تا خلوص ۶۰ درصد را به طور کامل متوقف کند.
این بیانیه دو روز پس از آن منتشر شد که رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در جلسه شورای حکام هشدار داد هیچ پیشرفتی در حلوفصل مسایل پادمانی برنامه هستهای ایران حاصل نشده است.
گروسی گفت جمهوری اسلامی تا کنون در مورد وجود ذرات اورانیوم با منشاء انسانی در سایتهای ورامین و تورقوزآباد، توضیحاتی که از نظر فنی معتبر باشد ارائه نکرده و محل فعلی نگهداری از مواد هستهای و تجهیزات آلوده را به اطلاع آژانس بینالمللی نرسانده است.
بیانیه آمریکا، خواستار محکومیت جمهوری اسلامی نشده است. جو بایدن، رییسجمهوری آمریکا از هنگام ورود به کاخ سفید تنها در یک مورد، قطعنامهای علیه جمهوری اسلامی ارائه کرد.
از سوی دیگر، اتحادیه اروپا اعلام کرد که خطر بحران اشاعه هستهای در منطقه، در نتیجه تشدید فعالیتهای هستهای ایران در حال افزایش است.
اتحادیه اروپا با اشاره به افزایش غنیسازی اورانیوم ایران تاکید کرد که این اقدامات،هیچ توجیه غیرنظامی معتبری ندارد.
آندریا استریکر، معاون مدیر برنامه منع گسترش و دفاع زیستی FDD در واشینگتن، نیز در گفتگو با ایران اینترنشنال از این رویکرد کشورهای غربی به عنوان فلج شدن سیاست یاد کرد و گفت این وضعیت، فقدان رهبری ایالات متحده را برجسته میکند.
او گفت هدف رهبران اروپایی این است که در صورت دستیابی ایران به اورانیوم غنیشده ۹۰ درصد، که دارای درجه تسلیحات هستهای است، گزینه اعمال مجدد تمامی تحریمهای سازمان ملل را حفظ کنند.
با این حال، او میگوید که ایران با تولید اورانیوم ۶۰ درصدی بسیار غنیشده، بخش عمدهای از فرآیند دستیابی به اورانیوم با درجه تسلیحاتی را تکمیل کرده است.
استریکر به ایران اینترنشنال گفت:« بنابراین، خط قرمز اروپا عملاً بی معنی است.»
در ادامه بیانیه آمریکا درباره برنامه هستهای جمهوری اسلامی آمده است هیچ کشوری در جهان برای اهداف صلحآمیز، آنطور که جمهوری اسلامی مدعی آن است، اورانیوم ۶۰ درصدی تولید نمیکند و رفتار تهران با عملکرد سایر کشورهای عضو پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (انپیتی) در تضاد است.
ایالات متحده برخی دیگر از اقدامات جمهوری اسلامی نظیر ممانعت از ورود کارشناسان باسابقه آژانس را نیز محکوم کرد.
جمهوری اسلامی روز ۲۶ شهریور مجوز فعالیت هشت بازرس آژانس در ایران را با تابعیت فرانسوی و آلمانی لغو کرد.
محمد اسلامی، رییس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی با دفاع از تصمیم تهران گفت دلیل این اقدام، سیاسیکاری این بازرسان بوده است.
خبرگزاری رویترز روز ۱۴ اسفند گزارش داد کشورهای غربی قصد ندارند در نشست شورای حکام، جمهوری اسلامی را به دلیل همکاری نکردن با آژانس به طور جدی به چالش بکشند.
به گزارش رویترز، با توجه به مناقشه غزه و ادامه درگیریها در خاورمیانه، آمریکا مایل نیست با تصویب قطعنامهای علیه جمهوری اسلامی در شورای حکام، آتش تنشها را در منطقه شعلهورتر کند.
ابراز نگرانی روسیه از روند برنامه هستهای جمهوری اسلامی
میخائیل اولیانوف، نماینده روسیه در آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گفتوگو با بیبیسی فارسی از روند کلی برنامه هستهای ایران ابراز نگرانی کرد و نسبت به «خطر از کنترل خارج شدن اوضاع» هشدار داد.
او شرایط مربوط به برنامه هستهای جمهوری اسلامی را غیرقابل پیشبینی دانست و گفت: «هیچ تلاشی برای دیپلماسی وجود ندارد. دیپلماسی از طریق بلندگو جای تلاشهای دیپلماتیک واقعی را گرفته است.»
نماینده روسیه در آژانس بینالمللی انرژی اتمی دونالد ترامپ، رییسجمهوری پیشین ایالات متحده و تصمیم او برای خروج از برجام را مقصر وضعیت موجود معرفی و تاکید کرد: «شرایطی که گسترش برنامه هستهای ایران ایجاد کرده، نگرانکننده است .... نقش آژانس در ایران با اقدامهای تلافیجویانه تهران در مقابل سیاست فشار حداکثری آمریکا کاهش یافت.»
اولیانوف تاکید کرد بر اساس پیمان انپیتی، ایران منعی برای غنیسازی ۶۰ درصدی اورانیوم ندارد و از این اورانیوم میتوان برای «تهیه بعضی ایزوتوپهای پزشکی» استفاده کرد.
پیش از این و در روز ۹ اسفند، حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در گفتوگو با شبکه المیادین، وابسته به حزبالله لبنان، تلویحا به نقش منفی روسیه در مذاکرات احیای برجام اشاره کرد و گفت: «متاسفانه در یک مقطع به دلیل شرایطی که در اوکراین پیش آمد، نتیجه گفتوگوهای ما تحت تاثیر فضای جنگ اوکراین قرار گرفت.»
چگونه انتخابات در ایران به «بحران قانون» دامن میزند؟
در جمهوری اسلامی به طور میانگین هر یک سال و نیم یک انتخابات برگزار میشود: یکی از چهار انتخابات مجلس خبرگان، شوراهای شهر و روستا، مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری.
اگر جمهوری اسلامی حکومتی غیردموکراتیک است، چرا انتخابات - از جمله انتخابات پارلمانی - برگزار میکند؟
یکی از دلایل این امر آن است که از نیمه دوم قرن بیستم به این سو، هیچ حکومتی حاضر نیست به طور علنی خود را غیردموکراتیک بخواند و خود را از ساز و کارهایی مانند انتخابات برای اثبات «مردمی» بودن خود بینیاز بداند.
غیردموکراتیک بودن یک حکومت نه تنها پیامدهای داخلی که عواقب امنیتی، اقتصادی، سیاسی و بینالمللی خطیری برای آن به دنبال میآورند.
دلیل عمده دیگر آن، کنترل گردش نخبگان حاکم است.
در رژیمهای اقتدارگرا، رهبری نظام برای تثبیت قدرت خود، ناگزیر است از شکلگیری کانونهای قدرت مستقل و نیرومند جلوگیری کند. قدرت باید از طریق عزل و نصبها و جابهجایی مناصب نظامی و امنیتی و قضایی و اجرایی پیوسته تقسیم و شکسته شود و با ساختن فزاینده نهادهای موازی، امکان ابتکار عمل از همه جز راس نظام سلب شود.
مثلا فارغ از شخصیت، ایدئولوژی یا برنامه شخص رییسجمهوری، رهبری نظام مانع از آن میشود که شبکه قدرتی مستقل از وی برای خود بسازد. همه ريیسجمهوریها باید تضعیف شوند تا رهبری نظام قدرت خود را از دست ندهد.
انگیزه مهم دیگر برای برگزاری انتخابات، پدید آوردن شرایطی است که رهبری بتواند نه تنها در سیاستهای کلان که حتی در تصمیمگیریهای جزیی، بالاترین نقش تعیینکننده را داشته باشد و از «ولایت مطلقه» و اقتداری فراقانونی برخوردار باشد، بدون آنکه کمترین مسوولیتی بپذیرد و در برابر نتایج سیاستگذاریها و تصمیمگیریهای نظام، خود را به کسی یا نهادی پاسخگو بشناسد.
اما درباره انتخابات مجلس شورای اسلامی باید به نکتهای مهمتر نیز توجه کرد: مجلس شورای اسلامی طبق قانون اساسی یگانه مرجع قانونگذاری است ولی در واقع همواره انتخابات این مجلس در جهت سلب استقلال این نهاد در قانونگذاری صورت میگیرد.
رهبری نظام از طریق مهندسی انتخابات و تغییر مداوم آرایش پارلمانی، امکان مداخلههای غیرقانونی رهبری را افزایش میدهد؛ چه این مداخلات از طریق «حکم حکومتی» انجام شود یا دستورهای شفاهی و پنهانی از جانب «بیت رهبری»، شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت، یا شکستن حق انحصاری قانونگذاری مجلس از سوی نهادهای زیر نظر رهبری مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی.
انتخابات مجلس شورای اسلامی نه فقط برای دستکاری در فرایند قانونگذاری صورت میگیرد که در واقع به تشدید «بحران قانون» در ایران دامن میزند و با استحاله مفهوم «قانون»، از قانون و قانونگذاری در جهت قانونستیزی و قانونگریزی بهره میگیرد.
فراموش نکنیم که دموکراسی یعنی امکان آزادی و آزادی یعنی آزادی قانونگذاری و تفسیر قانون، و سرانجام برابری همه در پیشگاه قانون.
بحران بنیادین در ایران از عصر مشروطیت تا امروز همچنان «بحران قانون» است.
دیوان عالی سوئد روز چهارشنبه ۱۶ اسفند فرجامخواهی حمید نوری، مقام سابق قضایی جمهوری اسلامی را رد کرد. به این ترتیب حکم حبس ابد نوری به اتهام دست داشتن در اعدام زندانیان سیاسی دهه ۶۰ در ایران قطعی شد. این حکم در رسانههای اجتماعی با واکنش و استقبال روبهرو شده است.
ایرج مصداقی، فعال سیاسی مخالف جمهوری اسلامی در سوئد که از جمله شاکیان اصلی پرونده نوری بود، در پستی در رسانه اجتماعی ایکس حکم دیوان عالی سوئد را یک پیروزی خواند و آن را به همه دادخواهان تبریک گفت.
حمید نوری با نام مستعار «حمید عباسی» ۱۸ آبان ۱۳۹۸ در فرودگاه آرلاندا در استکهلم بازداشت شد و ۲۳ تیر ۱۴۰۱ با رای دادگاه بدوی منطقهای استکهلم، به دو اتهام «جنایت جنگی» و «قتل» حکم حبس ابد گرفت که در سوئد برابر با ۲۵ سال حبس است.
علاوه بر حبس ابد، نوری به پرداخت غرامت به خانواده جانباختهها و زندانیان سیاسی و اخراج از سوئد پس از پایان حبس خود محکوم شد.
دادگاه استیناف استکهلم روز ۲۸ آذر رای دادگاه بدوی و حکم حبس ابد صادر شده برای نوری را تایید کرد.
مجید نوری، پسر حمید نوری، در واکنش به رد فرجامخواهی پدرش، با انتشار ویدیویی در شبکه ایکس، آن را «بیعدالتی» خواند و گفت: «ما در انتها پیروز هستیم. خدا از جایی که ما نمیدانیم پیروزی نصیب ما خواهد کرد.»
ناصر کنعانی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در واکنش به تایید حکم نوری در دادگاه استیناف در آذرماه گفت: «ایران رای دادگاههای بدوی و تجدید نظر در خصوص حمید نوری را از اساس غیرقابل قبول دانسته و به شدت آن را محکوم میکند.»
کاظم غریبآبادی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه در آن زمان تهدید کرد که «این اقدام سوئد برای او بدون هزینه نخواهد بود».
زهره الهیان، رییس کمیته حقوق بشر مجلس جمهوری اسلامی روز سوم دیماه اعلام کرد خانواده نوری حکم صادر شده از سوی دادگاه استیناف سوئد را به رسمیت نمیشناسند و از سیستم قضایی سوئد در مجامع بینالمللی شکایت و موضوع را از طریق دیوان بینالمللی لاهه در هلند پیگیری میکنند.
از زمان آغاز روند رسیدگی به اتهامات نوری در سوئد، جمهوری اسلامی اقدامات تلافیجویانه علیه استکهلم و منافعش را در دستور کار قرار داد.
حکومت ایران تا کنون چندین تبعه سوئد را در خاک ایران بازداشت کرده است. یکی از آنها یوهان فلودروس، شهروند ۳۳ ساله سوئدی و دیپلمات اتحادیه اروپا است که از زمان بازداشت به دست ماموران امنیتی جمهوری اسلامی در فروردین ۱۴۰۱، در زندان به سر میبرد.
او به اتهام «افساد فی الارض از طریق اقدام علیه امنیت کشور»، «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» و «همکاری اطلاعاتی با اسرائیل» در دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد و اکنون در انتظار صدور رای به سر میبرد.
فعالان سیاسی و حقوق بشر، بازداشت و محاکمه فلودروس را تلاشی از سوی تهران به منظور تحت فشار گذاشتن دولت سوئد برای آزاد کردن نوری میدانند.
روزنامه کیهان، رسانه تحت نظر رهبر جمهوری اسلامی، روز چهارم دی با مقایسه دادگاه نوری و فلودروس نوشت در صورت اثبات اتهامات این تبعه سوئدی، از جمله «همکاری با اسرائیل»، «محکومیت سنگین و پشیمانکنندهای» میتواند در انتظار او باشد.
سازمان «عدالت برای ایران» گزارش داد ۲۰ واحد نظامی و ۵۲۶ فرد را که در جریان سرکوب خیزش انقلابی در سال ۱۴۰۱ مرتکب «جنایت علیه بشریت» شدند، شناسایی کرده است. بر اساس این گزارش، جمهوری اسلامی از نیروهای ویژه رزمی مخصوص رویارویی و کشتن جنگجویان مسلح برای سرکوب اعتراضات استفاده کرد.
این گزارش ۲۵۰ صفحهای که «اعلام جنگ به غیرنظامیان: افشای یگانهای سرکوب و جنایت علیه بشریت» نام دارد، بر اساس بررسی و تحلیل بیش از ۳۵ هزار ویدیو و تصویر از جنبش «زن، زندگی، آزادی» آماده شده است.
این ۲۰ واحد سرکوب به عنوان زیرمجموعههای سپاه پاسداران، بسیج و نیروی انتظامی جمهوری اسلامی فعالیت میکنند.
به گفته عدالت برای ایران، این برای اولین بار است که نقش تعدادی از این واحدها نظیر «گردانهای رزمی امام حسین در سپاههای استانی، لشکر سوم نیروی مخصوص حمزه سیدالشهدا، تیپ تکاور مهدی و تیپ ۱۵ نیروی مخصوص امام حسن»، در سرکوب اعتراضات مردمی در چارچوب حقوق بینالملل، «بررسی و اثبات» میشود.
عدالت برای ایران نوشت: «مقامات جمهوری اسلامی در بالاترین سطوح به اعتراضات [زن، زندگی، آزادی] تحت عنوان "جنگ ترکیبی" و به عنوان درگیری مسلحانه واکنش نشان دادند. آنها معترضان را در زمره پیکارجو یا محارب دستهبندی کردند و نیروهای ویژه رزمی متخصص در رویارویی و کشتن پیکارجویان مسلح و نیروهای امنیتی مجهز به سلاحهای جنگی مرگبار سبک و نیمهسنگین را برای سرکوب معترضان اعزام کردند. این نیروها مجاز به کشتن، آزار و ارعاب معترضان و حتی رهگذرانی بودند که بر اساس موازین بینالمللی به عنوان غیرنظامی دستهبندی میشوند.»
سازمان حقوق بشر ایران در شهریور ماه گزارش داد در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی»، دستکم ۵۵۱ معترض، از جمله ۶۸ کودک و ۴۹ زن کشته شدند. این جنبش پس از کشته شدن مهسا ژینا امینی به دست نیروهای گشت ارشاد در شهریور ۱۴۰۱ آغاز شد و در پی آن، تجمعات اعتراضی ابتدا در تهران و سپاس در بسیاری از نقاط ایران شکل گرفت.
در ادامه گزارش عدالت برای ایران آمده است نیروهای رزمی ویژه بسیج و واحدهای رزمی نیروی مخصوص کادر سپاه پاسداران برای سرکوب خیزش انقلابی در دستکم شش استان کردستان، سیستان و بلوچستان، خوزستان، آذربایجان غربی، کرمانشاه و تهران به کار گرفته شدند.
این گزارش از استفاده نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی از سلاحهای نظامی کشنده مانند سلاحهای جنگی خودکار (AK-47 و AK) و اسلحههای کمری (Zoaf، P225s و SIG Sauer P226) برای هدف قرار دادن معترضان در ۱۳ استان کشور خبر داد.
عدالت برای ایران به استقرار نیروهای تکتیرانداز مجهز به تفنگهای دقیق دوربرد در پنج استان البرز، فارس، کردستان، سیستان و بلوچستان و آذربایجان غربی برای شلیک به تظاهرکنندگان اشاره کرد و افزود نیروهای امنیتی در حداقل پنج مورد غیرنظامیان را به دلیل فیلمبرداری از اعتراضات مردمی عامدانه با گلوله جنگی هدف قرار داده و کُشتهاند.
بنا بر آمار منتشر شده در اطلس جغرافیایی خیزش انقلابی ایرانیان، بیشترین و شدیدترین اعتراضات در استانهای تهران و کردستان رخ دادند.
جزییات اطلس جغرافیایی اعتراضات ۱۴۰۱ در «ششمین همایش ملی پژوهشهای اجتماعی و فرهنگی در جامعه ایران» اعلام شد.
حملات نظاممند و از پیش برنامهریزی شده به ساختمانهای مسکونی و تجاری، مراکز درمانی، وسایل نقلیه عمومی، خودروهای عبوری و عابران از دیگر موادی است که از سوی عدالت برای ایران مستند شده است.
به گفته این سازمان، هدف نیروهای جمهوری اسلامی از این اقدامات، ایجاد رعب و وحشت در شهروندان بوده است.
این گزارش با استناد به ویدیوها و تصاویر موجود، تیراندازی به سر، اندام تناسلی، چشمها یا سایر اندامهای حیاتی تظاهرکنندگان، شلیک مستقیم گاز اشکآور به سوی معترضان و وسایل نقلیه آنها، تیراندازی به غیرنظامیان با تفنگ ساچمهای از فاصلهای کمتر از یک متر، ضربه زدن به سر معترضان با باتوم و ضرب و شتم شدید بازداشتشدگان را تایید کرد.
یافتههای تحقیقات این سازمان حقوق بشری حاکی از آن است که جمهوری اسلامی با هدف سرکوب اعتراضات، کودک-سربازان زیر ۱۵ سال را در دستکم ۹ استان به کار گرفته است.
امید شمس، از مدیران عدالت برای ایران و از نویسندگان این گزارش تاکید کرد: «با توجه به یافتههای این گزارش، جامعه بینالمللی باید با اعمال مجازاتهای حقوق بشری موثر، حمایت از مکانیسمهای مستقل حقیقتیابی و استفاده از اصل صلاحیت قضایی جهانی، مرتکبین این جنایات را پاسخگو کند.»
گزارش «اعلام جنگ به غیرنظامیان: افشای یگانهای سرکوب و جنایت علیه بشریت» در اختیار کمیته حقیقتیاب سازمان ملل متحد قرار گرفته است.
سوم آذر ۱۴۰۱ شورای حقوق بشر سازمان ملل در نشستی ویژه درباره سرکوب خیزش انقلابی ایرانیان از سوی جمهوری اسلامی، قطعنامهای را به تصویب رساند که بر اساس بندی از آن، یک کمیته حقیقتیاب بینالمللی درباره اعتراضات ایران تشکیل شد.
در آستانه هشتم مارس، روز جهانی زنان، به این پرسش فکر میکنیم که دستآوردهای جنبش «زن، زندگی، آزادی» برای زنان چه بوده است؟
حضور گسترده زنان در جنبش «زن زندگی آزادی» نه تنها ایرانیان را متعجب کرد بلکه باعث تعجب و شگفتی بینالمللی نیز شد. دستآوردهای این جنبش برای زنان ایران و جنبش دموکراسیخواهی در ایران چه بوده است؟
این جنبش با درآمیختن مبارزه علیه هر گونه تبعیض و بیعدالتی و دفاع از حقوق همه شهروندان بدون توجه به جنسیت، تعلق اتنیکی، مذهب و عقیده آنان، تعاریف فمینیستی جنبشهای اجتماعی را در دل خود داشت.
توجه به تبعیضهای چند لایحه و حضور زنان در تجمعات شهرهای کوچک و غیر مرکزی در این اعتراضات بسیار پررنگ بود. به همین دلیل زنان به حق به سردمدار این جنبش بدل شده و با مبارزه علیه اعدام و دفاع از حق زندگی، عزم راسخ خود را در مبارزه علیه استبداد به اثبات رساندند.
به طور خاص میتوان به سه دستاورد جنبش مهسا در سه حوزه متفاوت اشاره کرد:
۱- عرصه داخلی: زنان ایرانی از جنبش تنباکو تا جنبش «زن، زندگی، آزادی» نقشی فعال در اعتراضات علیه استبداد داشتهاند اما هر بار با تقلیل دادن خواستههای زنان و کوچک شمردن آنها در مقابل سایر مطالبات مردان سیاست، این زنان بودند که مجبور به سکوت شدند.
از قرار گرفتن کنار مجانین در مشروطه تا از دست دادن حقوق اساسی پس از انقلاب ۵۷، هر بار به زنان گفته شد: «فعلا مسایل مهمتری وجود دارد.»
در جنبش «زن، زندگی، آزادی» با وجود تسلط گفتمان مردسالاری در سیاست، زنان حاضر به عقبنشینی و سکوت نشدند.
زنان ایرانی پس از سالها هویت اجتماعی و سیاسی خود را بازیافتهاند و اکنون نسل جوان زنان حقوق و آزادیهای خود را بر سایر خواستهها مقدم میداند و آن را متضاد با سایر ارزشهای دموکراسی همچون آزادی و عدالت نمیبیند.
نمونه عینی این رویکرد، نرفتن به کافههایی است که تذکر حجاب میدهند و تاکید میکنند به فکر جیب ما باشید!
زنان این بار آزادی خود را قربانی دیگران نمیکنند.
۲- عرصه بینالمللی: جمهوری اسلامی از روزهای اول پس از انقلاب در حال تصویر سازی از زن مورد تایید خود و تعریف الگوی زن مسلمان ایرانی بوده است. در بسیاری از نهادهای بینالمللی، زنان با پوشش چادر به عنوان نماینده زن ایرانی حاضر شدند و سیاستمداران زن را با روسری به ایران دعوت کردند. زن ایرانی تبدیل شد به زنی که خود حجاب را انتخاب کرده و از آن راضی است!
روسریسوزان زنان ایرانی در جنبش «زن، زندگی، آزادی» به نماد نفرت آنها از حجاب اجباری و استبداد دینی تبدیل شد و سیاستمداران و به ویژه فمینیستهای غربی که حجاب را بخشی از فرهنگ و مد در ایران میدانستند، شوکه کرد.
اکنون بیش از هر زمان دیگری مشخص است زنانی که از طرف حکومت در مجامع بینالمللی شرکت میکنند، نماینده جمهوری اسلامی هستند نه نماینده زنان ایران.
۳- اپوزیسیون: سالهاست ضد زن بودن و مخالفت با حقوق زنان با نام جمهوری اسلامی گره خورده است اما پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» گنداب مردسالاری سکولار در میان مخالفان جمهوری اسلامی بیش از هر زمانی نمایان شد.
وقتی دختران شجاع ایرانی در خیابانهای کشور با وجود خطرات جانی و احتمال بازداشت و مرگ، حجاب از سر و تن برداشتند، بسیاری از مخالفان حکومت آنها را «پرستو» (اصطلاحی برای توصیف زنانی که با نهادهای امنیتی در ارتباطند تا برای سوژههای مورد نظر پروندهسازی کنند) نامیدند؛ با این استدلال که زن ایرانی با حیا و عفیف است و از آزادی پوشش فقط و فقط به دنبال برداشتن روسری است نه چیزی بیشتر.
این نگاه عمیق مردسالاری سکولار در اپوزیسیون، از روزهای اول جنبش با شکل دادن شعار «مرد، میهن، آبادی» و مخالفت با اصطلاح «انقلاب زنانه» آغاز شد و با پرستو نامیدن زنانی که خارج از استاندارهای آنها هستند، ادامه یافت.
پذیرفتن این واقعیت که مردسالاری تنها ریشه در مذهب ندارد بلکه سنتی به وسعت تاریخ است، دستآورد بسیار ارزشمندی برای جنبش ژینا است.
از این رو انقلاب پیش رو و قوانین در ایران آینده، بدون در نظر گرفتن حق برابر برای زنان و برابری جنسیتی امکانپذیر نیست و زنان نه تنها به دلیل سایر اولویتها خواستههای خود را قربانی نکرده و سکوت نمیکنند بلکه در مقابل مردسالاری چه در لباس آخوندها و چه در قامت کت و شلوار پوشان اپوزیسیون، مقاومت خواهند کرد.