دارو در ایران: کمیاب در داروخانه، فراوان در بازار آزاد
نظام توزیع دارو در ایران مشکلات فراوانی دارد. دولتهای مختلف در جمهوری اسلامی هنگام آغاز کار خود وعده حل این مشکلات را دادهاند اما وضعیت در این زمینه تغییر خاصی نکرده است. عمدهترین مشکل، کمبود و نبود برخی داروها در داروخانهها و فروخته شدن آنها در بازار آزاد است.
یک شهروند درباره مشکلات موجود در نظام توزیع دارو در ایران میگوید وقتی شفافیت نباشد، چنین وضعیتی پیش میآید: «از ۸۵ میلیون جمعیت، ۱۰۰ میلیون دفترچه بیمه داریم! بعضیها چند دفترچه بیمه دارند؛ طرف میرود با یک پزشک میبندد. او برایش دارو مینویسد، این میرود از داروخانه میخرد. پولش را بیمه میدهد. میآید در بازار آزاد میفروشد.»
شهروند دیگری از نایاب شدن برخی داروهای بیمارستانی و فروش آنها در بازار آزاد خبر داده است.
روز چهارشنبه ۲۳ اسفند، روزنامه هممیهن در گزارشی به وضعیت بازار دارویی کشور که با «تشدید محدودیت توزیع و کمبود» مواجه است، پرداخت و از «نشت دارو» در بازار آزاد خبر داد.
در بخشی از این گزارش آمده است: «داروخانهها با کمبود داروهای خاص مواجه هستند اما همان داروها بهراحتی در بازار آزاد موجود است.»
سجاد اسماعیلی، سخنگوی سازمان غذا و دارو تایید کرده است که «نشت دارو» وجود دارد اما گزارشها در این حوزه «بسیار کم» است: «گزارشهایی داریم درباره اینکه بیماران پس از دریافت داروهایشان تعداد کمی را مصرف میکنند و بقیه را در بازار آزاد میفروشند.»
به گفته این مقام سازمان غذا و دارو، نمونههای گستردهای از عرضه داروهای بیماران سرطانی در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی وجود دارد. برخی بیماران این داروها را خریداری کردهاند و بعد از ارسال آنها به سازمان غذا و دارو، مشخص شده است به هیچ عنوان دارای ماده موثر نیستند و تقلبی هستند: «ما دارویی را که از داروخانه تهیه شده باشد، تایید میکنیم و درباره داروهای تهیه شده از مجراهای دیگر پاسخگو نیستیم.»
همزمان، بر اساس گزارش هممیهن، پرتکرارترین جملهای که در داروخانهها شنیده میشود، این جمله است: «فعلا موجود نیست!»
در چنین شرایطی بیمار راهی جز مراجعه به بازار آزاد برای یافتن داروی مورد نظر خود ندارد و در نتیجه ممکن است در معرض کلاهبرداری قرار گیرد.
یک هفته مانده تا آغاز سال جدید، بار دیگر دسترسی به برخی از داروهای خاص سخت شده، روندی که به گزارش هممیهن، از چند ماه پیش آغاز شده است: «مصرفکنندگان داروی وارفارین با نبود دارو مواجهاند. انسولینهای خارجی یکی در میان پیدا میشوند. قطرههای چشمی، داروهای پیوندی، متیمازول، ریتالین و ... هم از فهرست کمبود داروخانهها خط نمیخورند. بیماران به هزار و یک آشنا وصل میشوند تا چند بسته بیشتر داروهای کم شده را بخرند؛ اتفاقی که خود باعث تشدید کمبودهاست.»
اول بهمن ماه امسال، وحید محلاتی، نایب رییس هیات مدیره انجمن شرکتهای پخش دارو و مکمل، با بیان اینکه سال آینده کسری ذاتی در حوزه دارو وجود خواهد داشت، گفت: «در آستانه کمبود قطعی یک سری از داروها در کشور هستیم و اگر مسوولان به موقع راهکار اساسی نداشته باشند، کمبود دارو قطعی خواهد بود.»
محلاتی در نشست خبری چالشهای دارویی کشور که در سندیکای داروهای منابع انسانی برگزار شد، گفت: «تا پایان امسال ۶۲ میلیارد عدد دارو میزان فروش داروی کشور بوده که ۹۸/۵ درصد آن تولید داخل است.»
او اضافه کرد هر یک از این داروها دچار کمبود شوند، امکان واردات آن وجود نخواهد داشت.
به گفته نایب رییس هیات مدیره انجمن شرکتهای پخش دارو، برای سال آینده ۸۶ هزار میلیارد تومان برای اجرای طرح دارویار در نظر گرفته شده که حداکثر ۵۰ هزار میلیارد تومان آن تامین خواهد شد: «با وجود این، کسری ذاتی در حوزه دارو وجود دارد.»
طرح دارویار از تیر ماه سال گذشته و با شعار «اصلاح یارانه دارو» از سوی دولت ابراهیم رئیسی اجرا شد اما این طرح از همان ابتدا با مشکلاتی جدی مواجه بود.
۲۹ دی ماه امسال، محمدعلی محسنی بندپی، عضو کمیسیون بهداشت مجلس گفت به دلیل کمبود دارو در کشور، برخی شهروندان داروی تاریخ گذشته مصرف یا دارو را از بازار سیاه تهیه میکنند.
دو سال و نیم پیش، علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، خواستار برخورد با اخلال در شبکه توزیع دارو شد و گفت: «دارو باید در اختیار مردم قرار بگیرد.»
خامنهای گفت که میشنود دارو در داروخانهها یا بیمارستانها نیست یا کم است یا به زحمت به دست میآید اما در بازار آزاد با چند برابر قیمت وجود دارد.
شخص اول نظام، این مساله را نشاندهنده «مشکل اساسی در شبکه توزیع» دانست که همچنان باقی است.
دارو در ایران: کمیاب در داروخانه، فراوان در بازار آزاد | ایران اینترنشنال
از آخرین روزهای اسفند حال و هوایی متفاوت بر شهرهای ایران حاکم میشود که محصول از راه رسیدن نوروز است. جشن و سنتی چند هزار ساله در سراسر فلات ایران که زنده است و برقرار. برای بسیاری از شهروندان، جشن گرفتن نوروز راهی است برای ابراز مخالفت با جمهوری اسلامی.
در این گزارش، پیامهای شمار زیادی از مخاطبان ایراناینترنشنال در استانهای مختلف درباره همین موضوع گردآوری شده است. از آنها پرسیده شده با وجود مشکلات مختلف از جمله مالی و اقتصادی، چطور سنت نوروز را حفظ میکنند؟
بسیاری از شهروندان به ضرورت حفظ این آیین باستانی با وجود فقر و گرانی اشاره کردند و برخی دیگر، از نداشتن دل و دماغ گفتند. اما نکتهای مشترک در بسیاری از این پیامها وجود دارد: جمهوری اسلامی با وجود همراهی ظاهری خود با جشن نوروز در این سالها، حکومتی «علیه سنتهای ایرانی» است و برگزاری مناسبتهای باستانی ایران، «مقابله» با حکومتی محسوب میشود که بسیاری از شهروندان، آن را «اشغالگر» و «بیگانه» میدانند.
از حال و هوای عید در خیابانها چه خبر؟
به نظر میرسد ماهی گُلی، غایب اصلی عمده گذرهای خرید عید است. این را از لابهلای سخنان شهروندانی میتوان فهمید که حال و هوای خیابانها و معابر اصلی شهرشان را در آستانه نوروز توصیف میکنند.
در سالهای گذشته کارزارهایی عمدتا از سوی مدافعان حقوق حیوانات در رسانههای اجتماعی به راه افتاد که درباره شرایط بد نگهداری هزاران ماهی قرمز سال نو، مرگ زودهنگام آنان و از سوی دیگر بیماریهایی که این حیوانات ناقلش هستند هشدار میدادند.
گویا این اطلاعرسانیها تا حدی موثر بوده که ماهی گلی را از سفرههای هفتسین خارج کرده است.
به جز جالی خالی تنگهای ماهی در گذرها، بازار فروش سبزه و گلدان گلهای بهاری، البته از نوع ارزانش همچنان گرم است.
شهروندان در مناطق مختلف تهران و شهرهایی مانند تبریز به ایراناینترنشنال گفتند «سینهای نوروزی» در بساط دستفروشان خریداران تقریبا ثابت و پرشماری دارد.
یک شهروند با روایت مشاهداتش از منطقه نظامآباد تهران و شلوغیاش گفت بساط دستفروشهایی که تقریبا همهچیز میفروشند به راه است و مردم هم کموبیش خرید میکنند.
تعدادی دیگر از شهروندان روایت مشابهی از امامزاده حسن، مولوی، ۱۵ خرداد، بازار امینالسلطان معروف به بازار افغانها و پاساژ سپید ارائه کردند.
بر اساس روایتهای شهروندی، در تمام این مناطق بیش از هر چیز، خرید لباسهای ارزانقیمت - عمدتا از دستفروشها - رونق دارد.
برخی وضعیت را با سالهای گذشته مقایسه کردند و گفتند راستههای بازار شهرشان خلوتتر شده و کمتر از قبل میتوان حال و هوای سال نو و نوروز را دید.
پای ثابت مشاهدات مردمی از خیابانهای تهران و شماری دیگر از شهرها خالی بودن آجیلفروشیها است.
به گفته یک شهروند، عیدی ناچیز کارگرها و حتی کارمندها، کفاف خرید آجیل کیلویی ۷۰۰ هزار تا یک میلیون تومان را نمیدهد.
یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال به وضعیت کشور و اعتراضاتی اشاره کرد که از تابستان سال قبل در ایران آغاز شد و حال و هوای نوروز را بین ایرانیها کمتر کرد. او گفت: «سال به سال، دریغ از پارسال.»
به گفته او، این موضوع را حتی در استوری و پستهای اینستاگرام شهروندان هم میتوان دید که بازتابدهنده هیجان مرسوم روزهای قبل از عید نیست.
این نداشتن دل و دماغ حرف مشترک شماری از مخاطبان ایراناینترنشنال است. آنان عمده دلیل این شرایط را گرانیها، فقر و تورمی میدانند که پدرها و مادرها را جلوی فرزندانشان شرمنده کرده است.
گرانی، فقر و زورگویی حکومت عید را از رنگ و بو انداخته
یک زن با ارسال پیامی به ایراناینترنشنال گفت: «آنقدر فقر و گرفتاری و بدبختی سر مردم ریخته که حتی نمیتوانند برای عیدشان کاری کنند و لباس عید برای بچههایشان بخرند. همه کار و تلاشم بهعنوان سرپرست خانوار این است که اجاره خانه را بدهم و یک وعده غذای گرم جلوی فرزندانم بگذارم.»
شهروندی دیگر به مشکلات مالی، خفقان در جامعه، تحمیلها، زورگویی جمهوری اسلامی، دزدیها و چپاولهای مقامات اشاره کرد که به گفته او، روحیه مردم را از بین برده است.
به گفته این شهروند، عید نوروز دیگر مثل سالهای قبل زیاد از سوی مردم با آب و تاب برگزار نمیشود: «فرهنگها و ارزشهای ملی کشورمان پایمال شده است.»
یکی دیگر از مخاطبان ایراناینترنشنال با ارسال پیامی مشابه از گرانی و خرج سنگین خانوادهای چهار نفره و مستاجر گفت: «کمتر از ۱۰ روز مانده به عید اما والله حساب بانکیام خالی است و پول ندارم. خیلیها مثل من بیکار و گرفتارند. نه میتوانیم چیزی بخریم نه از کسی و جایی کمکی بگیریم نه از پس زندگی برمیآییم.»
او در ادامه گفت: «با این گرانی خدا به دادمان برسد. واقعا گیر افتادیم. نه راه پس داریم و نه راه پیش. با دو بچه کوچک، جرات اعتراض گسترده و به خیابان آمدن هم نداریم. حکومت با هر اعتراضی میبَرَد، زندانی میکند و میکُشد ...»
شهروندی نیز گفت با سخت شدن وضعیت معیشت، خیلی وقت است که هیچ انگیزه یا اشتیاقی برای نو شدن سال و حتی خرید لباس نو برای فرزندانش ندارد و سعی میکند نزدیک عید در نهایت دل بچههایش را با خریدهای کوچک که خرج زیادی ندارند، خوش کند.
شهروندی دیگر با اشاره به گرانی همه اقلام حتی مواد شوینده برای خانهتکانی قبل از عید و تلاش مقامات جمهوری اسلامی برای سرکوب هر اعتراضی از سوی مردم گفت: «سفره شب عیدمان بوی خون میدهد.»
روزنامه هفت صبح به تازگی گزارشی از هزینههای بالای مایحتاج ضروری خانوار در آستانه سال جدید و ماه رمضان منتشر کرد و نوشت یک قوطی مایع سفیدکننده دو کیلویی ۴۰ هزار تومان، جرمگیر ۲۰ هزار تومان، شیشه پاککن ۴۵ هزار تومان و مایع دستشویی ۵۰۰ میلیلیتری حدود ۵۰ هزار تومان قیمت دارد.
تقریبا تمامی مخاطبان ایراناینترنشنال در پیامهای خود به مشکلات اقتصادی و معیشتی پرداختند اما بخش بزرگی از آنان گفتند با وجود فقر گسترده، میکوشند سنت نوروز را زنده نگه دارند.
سفرههای هفتسین کوچکتر اما همچنان پابرجا
مخاطبی به ایراناینترنشنال گفت سنت مردم ایران اینطور حکم میکند که بالاخره کم یا زیاد، شب سال نو را با رسومش برگزار کنند.
شهروندی دیگر نیز گفت او و خانوادهاش تلاش میکنند هر طور شده جشن نوروز را با توان مالی اندکشان برگزار کنند و دور هم جمع شوند.
این زن در ادامه گفت شاید دیگر خبری از آجیل سفره عید نباشد و شیرینی را هم خودش در خانه درست کند اما: «نوروز امسال را با همین امکانات کم جشن خواهم گرفت.»
یکی دیگر از شهروندان احترام به سنتهای باستانی ایران را مهم و جمع شدن دور سفره هفتسین و دید و بازدید نوروزی را از نمادهای آن توصیف کرد.
او گفت: «با اینکه شرایط اقتصادی خیلی سخت شده اما باز هم نباید یادمان برود ایرانی هستیم.»
شمار دیگری از شهروندان نوروز را برای مردم ایران شادیآور و پیامآور بهار خوانده و گفتند از دیرباز ایرانیان این رسم را به هر شکلی که شده برپا میکردند.
به گفته آنان، ایرانیان اگر ناراحت یا در سوگ مرگ عزیزی بودند، سفرهای کوچک و ساده برای هفتسین پهن میکردند و اگر دلشان شاد بود، سفرهشان رونق بیشتری داشت.
یکی از مخاطبان رسمی قدیمی را یادآوری و تاکید کرد که مادربزرگش برای چهارشنبهسوری هر سال، یک آینه جدید با نیت روشنی، پاکی و شفافیت میخریده است.
شهروندی نیز تاکید کرد باید خانوادهها با شادی و خوشحالی حداقلی - حتی در شرایط سخت - دور هم جمع شوند، این روزها را پشت سر بگذارند، سنتها را حفظ کنند و آنها را برای بچههایشان به یادگار بگذارند.
یکی از مخاطبان، خانهتکانی عید، چیدن سفره هفتسینی کوچک و خرید یک شیرینی با کمترین قیمت را «تنها دلخوشی» خود و خانوادهاش برای استقبال از بهار خواند و مخاطبی دیگر گفت که امسال مبلغی پول قرض کرده تا بتواند همین موارد اندک را تهیه کند چون برگزاری عید نوروز برایش مهم و شادیآور است.
شهروند دیگری از عید نوروز در ایران و کشورهای دیگری که آن را جشن میگیرند با عشق و علاقه یاد کرد و گفت: «نوروز با تمام آداب و رسومش، وارد خون و ژن ما شده است. این مراسم هرگز از ما جدا نمیشود و ما باید آن را به هر شکلی که شده حفظ کنیم.»
او گفت شاید آب و رنگ نوروز کمرنگتر از سالهای قبل شده باشد اما همچنان زنده است چون هویت ایرانیان زنده و جاری است: «همانطور که تاریخ، عیدها، سوگواریها، داستانهای حماسی، ادبیات و هنر ایرانی زنده است و حتی با تلاش جمهوری اسلامی هم از بین نرفته و نمیرود.»
شمار دیگری از شهروندان همچون این شهروند، به دشمنی جمهوری اسلامی با آیینهای ایرانی به ویژه جشنهایش اشاره کردند و گفتند با اینکه علی خامنهای و روسای دولت هر سال پیام نوروزی منتشر میکنند اما: «این همراهی ظاهری با جشنهای باستانی، تصنعی است.»
حفظ سنتهای نوروز، نمادی از مبارزه با ایدئولوژی جمهوری اسلامی
مخاطبی با ارسال پیام به ایراناینترنشنال گفت: «هدف حکومت آخوندی از اساس و ابتدای روی کار آمدنش از بین بردن همین آیینها و سنت اصیل ایرانی و در کنارش گرسنه نگه داشتن مردم بوده تا بتواند بر سرشان بزند و عقاید و استبدادش را بر مردم تحمیل کند.»
او با اشاره به صرف هزینه ۴۰ سال حکومت روی این ایدئولوژی، تاکید کرد مردم باید آگاهانه در جهت عکس عمل کنند و با جان و دل و حتی صرف کمترین هزینه، آیینها و سنتهای ایرانی را حفظ کنند و اجازه ندهند «هر بیگانهای آن را از بین ببرد».
شهروندی دیگر گفت با وجود وضع نامناسب مالی، علاقه مردم و جوانان به برگزاری آیینها و جشنهای ایرانی و باستانی مانند نوروز، چهارشنبهسوری و یلدا بیشتر شده و برگزاری آن را در هر شرایطی، «نوعی مبارزه و وظیفه ملی» خود میدانند.
مخاطبی دیگر در پیامی صوتی گفت: «با تمام وجود سعی میکنیم عید باستانی نوروز را حفظ کنیم چون آخوندها و جمهوری اسلامی دلشان میخواهد ما از سر گرانی و فقر، آیینهایمان را فراموش کنیم. ما هرگز این اجازه را نمیدهیم و حتی با دست خالی، عید نوروز را جشن میگیریم.»
شهروندی هم تاکید کرد هر چقدر عمر جمهوری اسلامی و تلاشش برای سرکوب امید و روحیه مردم طول بکشد، باز هم آیین شادی و جشن گرفتن عید، در خون مردم ایران است.
تعدادی از مخاطبان ایراناینترنشنال به حضور پرشمار مردم در جشن چهارشنبهسوری اشاره کردند و گفتند که «مردم همیشه در صحنه» در این مراسم بودهاند نه در صف رای.
مخاطبانی نیز با آرزوی سرنگونی جمهوری اسلامی که به اعتقادشان حکومتی اشغالگر و بیگانه است، تاکید کردند اگر این اتفاق بیفتد، سرانجام نوروز واقعی را با دلی شاد جشن میگیرند.
پس از غیبت مهسا قربانی در عکس یادگاری داوران دربی، خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران اعلام کرد حضور او در اتاق VAR بازی استقلال و پرسپولیس منتفی شده و دربی ۱۰۳ بدون داوران زن برگزار میشود. پیش از این فدراسیون فوتبال به بهانه یک عکس، مهناز ذکایی را از دربی حذف کرده بود.
بازی دو تیم استقلال و پرسپولیس روز چهارشنبه ۲۳ اسفند از ساعت ۲۰ به وقت تهران برگزار میشود.
چهار روز پیش خبرگزاری فارس، دیگر رسانه وابسته به سپاه پاسداران، از راهاندازی کمپینی علیه حضور داوران زن در دیدار تیمهای استقلال و پرسپولیس در هفته بیستم رقابتهای لیگ برتر فوتبال ایران خبر داد و نوشت: «پویشی با عنوان مخالف حضور داور زن در دربی هستیم در سامانه "فارس من" به ثبت رسیده است.»
پس از کمپین فارس، تصویری از حضور ذکایی با کلاه هواداری پرسپولیس منتشر شد و همین عکس بهانهای برای خط خوردن او از جمع داوران دربی ۱۰۳ تهران شد.
فدراسیون فوتبال قصد داشت از دو داور زن فوتبال در اتاق VAR استفاده کند که با مخالفتهای اینچنینی مواجه شد.
فارس به نقل از شخصی که این کمپین را راه انداخته، نوشت: «لزومی ندارد داور زن به عنوان کمک داور ویدیویی در این بازی حضور داشته باشد. با اختلاط محیطهای مردانه و زنانه و کمرنگ شدن حریمهای شرعی، کمکم ارزشها و هنجارهای اخلاقی از بین خواهد رفت. ظاهرا حضور زنان در مسابقات فوتبال آقایان به مذاق فدراسیون فوتبال خوش آمده و حالا به دنبال داور زن برای مسابقه دربی رفته است.»
این مخاطب فارس گفته بود که باید از اجرای این تصمیم جلوگیری شود وگرنه داوران زن به وسط زمین خواهند آمد: «از دستگاههای نظارتی به خصوص منتخبان جدید ملت در مجلس درخواست داریم جلوی این اقدام که با فرهنگ ایرانی -اسلامی مغایرت دارد بایستند، چرا که ما مردم انقلابی با این انتخاب همچنین با پخش تصاویر ورزشی از زنان از رسانهها و شبکههای اجتماعی مخالف هستیم.»
پس از اعلام انتخاب دو داور زن برای اتاق VAR، محمدرضا فغانی، داور فوتبال به ایراناینترنشنال گفته بود فدراسیون فوتبال چون نتوانسته داور خارجی برای استفاده از VAR در دربی به ایران بیاورد، سراغ داوران زنی که مجوز VAR دارند رفته است.
مدتی بعد اعلام شد که چند داور دیگر ایرانی، مجوز داوری با کمکداور ویدیویی را کسب کردهاند.
مهناز ذکایی پس از حذف از جمع داوران VAR دربی ۱۰۳ تهران به خبرگزاری ایسنا گفت: «من هیچوقت در کارم به عنوان یک داور حرفهای برای تیمی جانبداری نکردهام و برای من عجیب است که چنین اتفاقی رخ داد. تصور میکنم که این اتفاق از درون جامعه فوتبال رخ داده است.»
ذکایی درباره هواداری از پرسپولیس گفت: «این دیدار اولین حضور بانوان در ورزشگاه آزادی پس از سالها بود. اگر یادتان باشد رییس فیفا هم در این بازی حضور داشت. باید این را بگویم که در آن بازی بحث استقلال و پرسپولیس نبود و بانوان علاقهمند به فوتبال میخواستند از فرصت پیش آمده استفاده کنند و برای تماشای فوتبال به ورزشگاه آزادی بروند.»
جوردون استیل-جان، سخنگوی روابط خارجی حزب سبزهای استرالیا در مجلس سنای استرالیا و تیم رید، عضو پارلمان ایالت ویکتوریا، هر دو از حزب سبزها، در نامهای به وزیر امور خارجه این کشور و سفیر جمهوری اسلامی در استرالیا، در مورد وضعیت سلامت رضا رسایی و مجاهد کورکور ابراز نگرانی کردند.
رسایی و کورکور دو معترض زندانی محکوم به اعدام هستند. تیم رید، کفیل سیاسی کورکور است.
مجاهد (عباس) کورکور، از بازداشتشدگان خیزش انقلابی در ایذه، روز ۲۹ آذر ۱۴۰۱ با حمله مسلحانه ماموران امنیتی و انتظامی به روستای پرسوراخ در اطراف ایذه بازداشت شد. قوه قضاییه او را به عنوان «متهم اصلی» پرونده کشته شدن کیان پیرفلک معرفی کرده اما خانواده کیان بارها به صراحت اعلام کردهاند قاتلان فرزندشان نیروهای حکومتی بودهاند.
رضا رسایی به اتهام قتل یک نیروی امنیتی به نام نادر بیرامی به اعدام محکوم و این حکم در دیوان عالی کشور تایید شده است. بیرامی روز ۲۷ آبان ۱۴۰۱ در جریان یک تجمع اعتراضی «زن، زندگی، آزادی» در شهرستان صحنه و در نتیجه به خشونت کشیده شدن این تجمع به دلیل حمله نیروهای امنیتی و انتظامی به معترضان کشته شد.
رسایی، شهروند پیرو آیین یارسان، حدود یک هفته پس از این حادثه و در روز سوم آذر ۱۴۰۱، صرفا به دلیل حضور در تجمع اعتراضی و به اتهام مشارکت در ضرب و جرح بیرامی همراه با ۱۰ شهروند دیگر بازداشت شد.
نهادهای امنیتی قتل بیرامی را در حالی به رسایی نسبت دادند که به نوشته دادبان، مرکز مشاوره و آموزش حقوقی ویژه کنشگران، هیچ «مدرک، شاهد یا مستندانی» برای اثبات جرم او وجود ندارد و دادنامه صادره از سوی دادگاه بدوی دچار ایرادات شکلی و ماهوی فراوان است.
در تصاویر منتشر شده از رویداد مورد اشاره نیز اثری از رضا رسایی نیست و او پس از کشته شدن بیرامی در محل حاضر میشود.
بر اساس گزارشها این شهروند ۳۴ ساله در جریان بازداشت و بازجویی تحت شدیدترین شکنجهها بوده و چندین شکستگی و جراحت ثبت شده دارد.
در نامه دو سیاستمدار استرالیایی آمده است که امیررضا خوش منظر (رضا رسایی) قهرمان بوکس است که در جریان اعتراضات در مراسم مهسا ژینا امینی در اکتبر سال ۲۰۲۲ بازداشت شد: «او به محاربه متهم شده است که مجازات آن اعدام است.»
در نامه استیل-جان و رید، درباره کورکور آمده است: «او به قتل متهم شده است. اتهامی که او و خانواده فرد کشته شده شاهد این حادثه [خانواده کیان پیرفلک]، آن را انکار میکنند.
در ادامه این نامه آمده است: «ما به شدت نگران سلامتی آنها هستیم و همانطور که سازمانهای حقوق بشری توضیح دادهاند، ما عمیقا نگران این هستیم که روند قانونی از سوی پلیس و قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران رعایت نشود.»
جمهوری اسلامی یکی از امضاکنندگان میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی و به مفاد آن ملتزم است.
اعضای حزب سبزهای استرالیا تاکید کردند این حق و وظیفه هر یک از اعضای سازمان ملل متحد است که جمهوری اسلامی را در قبال نقض حقوق بشر پاسخگو کند: «حقوق شهروندان و معترضان بر اساس قوانین بینالمللی و بر اساس موازین بینالمللی حقوق بشر مصون از تعرض است. ما از شما میخواهیم در مورد حمایتی که دولت استرالیا در رابطه با آقایان کورکور و خوشمنظر انجام داده است، بهروز رسانی کنید و علنا از آقایان کورکور و خوش منظر در برابر حکم اعدامشان دفاع کنید.»
به گفته این سیاستمداران، بسیار مهم است که احکام اعدام این دو نفر لغو و برایشان محاکمههایی شفاف و عادلانه برگزار شود.
در حال حاضر دستکم ۳۳ زندانی در ایران با اتهامات سیاسی زیر حکم اعدام هستند. وبسایت هرانا ۲۱ بهمن ماه ۱۴۰۲ در گزارشی به بهانه ۴۵ سالگی انقلاب سال ۵۷ و تغییر نظام حکومتی در ایران نوشت این افراد با اتهامات سیاسی یا امنیتی در نقاط مختلف کشور در زندان به سر میبرند.
این گزارش به معرفی و بررسی آخرین وضعیت زندانیان سیاسی و امنیتی محکوم به اعدام در ایران پرداخته است.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی نوشت محمد مصدق کهنمویی، معاون اول این قوه از سمت خود استعفا داده و این استعفا با موافقت غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه همراه شده است. استعفای مصدق کهنمویی به دنبال محاکمه دو پسر او به اتهام فساد است.
محسنی اژهای در پاسخ به استعفای معاون اول خود نوشت: «اگر چه حضور شما در این منصب در رسیدگی به پرونده مورد اشاره مدخلیت و تاثیری نداشته و نخواهد داشت اما با توجه به درخواست حضرتعالی و نکاتی که مطرح کردید، استعفای شما مورد پذیرش قرار میگیرد.»
تا کنون سه جلسه از جلسات محاکمه دو فرزند معاون اول قوه قضاییه به نامهای محمدصادق مصدق کهنمویی و امیرحسین مصدق کهنمویی و ۲۱ نفر دیگر، به اتهام «تشکیل شبکه اعمال نفوذ و پولشویی در پروندههای کلان اقتصادی» برگزار شده است.
به گفته نماینده دادستان، متهمان مجموعهای را به منظور اعمال نفوذ بر پروندههای قضایی، از جمله پروندههای کلان اقتصادی تشکیل داده بودند و با سوءاستفاده از افراد صاحب منصب، اقدام به دریافت وجوه میکردند.
میزان در ادامه گزارش خود از استعفای مصدق کهنمویی نوشت که این استعفا با هدف «جلوگیری از ایجاد هر گونه شائبه اعمال نفوذ یا تاثیرگذاری در پرونده مطروحه و همچنین جلوگیری از سوءاستفادهمعاندان و بدخواهان» انجام گرفته است.
بر اساس این گزارش، مصدق در متن استعفای خود نوشته است تا کنون با هیچ کدام از قضات و سایر عوامل رسیدگی به پرونده اتهامات دو پسرش ارتباطی برقرار نکرده است.
او همچنین خود را «سرباز کوچک نظام و مقام معظم رهبری» خواند و تاکید کرد «در راه آرمانهای انقلاب تا پای جان» ایستاده است.
پسران محمد مصدق کهنمویی با گروهی از مفسدان اقتصادی که پرونده آنها زیر دست پدرشان در قوه قضاییه بود، وارد تعامل شده بودند.
به گفته نماینده دادستان، این مجموعه با تشکیل یک دفتر غیرقانونی، وجوهی را به منظور جلب رای مورد نظر متهمان در دادگاه دریافت میکردند و در این پرونده «سوءاستفاده فرزندان معاون اول قوه قضاییه از نام پدرشان» مشهود است.
اوج فعالیتهای این مجموعه در چهار سال گذشته مربوط به دو پرونده تخلیه ورزشگاه شهدای قیطریه و یک ابر بدهکار بانکی به نام محمد رستمی صفا بوده است.
مجموعه شکل گرفته، تنها در پرونده رستمی صفا حدود ۲۰۰ میلیارد تومان «مال نامشروع» کسب کرده است و وجوه دریافتی در فرایند پولشویی، تبدیل به املاک، خودروهای لوکس، ویلا و موارد دیگر شدهاند.
محمد مصدق کهنمویی پیش از انتصاب به عنوان معاون اول دستگاه قضایی جمهوری اسلامی از سوی محسنی اژهای، در دوران ریاست ابراهیم رئیسی بر قوه قضاییه، رییس دیوان عدالت اداری و پیش از آن معاون حقوقی رییس قوه قضاییه بود.
عباس ایروانی که کارش را از ۱۷ سالگی در راسته قفل و لولای بازار تهران آغاز کرده بود، بعدها مدیر هلدینگ عظام شد و یک شبکه بزرگ از قاچاق سازمانیافته و ارتشا در گمرکات راه انداخت.
از سال ۱۳۹۹ در دادگاه ویژه جرایم اقتصادی دو پرونده از گروه قطعهسازی عظام در دست بررسی بوده که متهم ردیف اول هر دو پرونده، عباس ایروانی است. این دو پرونده ۱۰ متهم دیگر هم داشت که به زندانهای درازمدت و رد اموال محکوم شدهاند.
عباس ایروانی در پرونده اول به اتهام «اخلال عمده در نظام اقتصادی کشور با توسل به قاچاق سازمانیافته و حرفهای قطعات خودرو به صورت عمده و کلان به میزان بیش از ۶۶۴ میلیون دلار و رهبری گروه مجرمانه و سازمانیافته قاچاق قطعات خودرو»، به ۲۵ سال حبس و ضبط کلیه اموالی که خلاف قانون بهدست آورده، محکوم شد.
در پرونده دوم به اتهام «مشارکت در اخلال عمده در نظام اقتصادی کشور» از مجرای اخلال در نظام پولی و ارزی کشور از طریق «تحصیل اموال و وجوه کلان از شبکه بانکی از طرق نامشروع و غیر قانونی» مجموعا به میزان بیش از یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون درهم امارات، ۴۸ میلیون دلار آمریکا، ۱۳ میلیون یورو و ۲۶۰۰ میلیارد ریال به ۲۵ سال حبس و ضبط کلیه اموالی محکوم شده که غیرقانونی به دست آورده است.
عباس ایروانی کیست؟
عباس ایروانی دهم اسفند ماه ۱۳۳۵ در تهران، میدان اعدام (محمدیه فعلی)، کوچه شاه نمازخوان متولد شد. او که فرزند پنجم خانواده بود، در سال ۱۳۵۲ و در ۱۷سالگی نخستین مغازه خود را در بازار تهران و در راسته قفل و لولا میخرد.
در سال ۱۳۶۵ ایروانی ترجیح میدهد فعالیت تجاری خود را به سمت واردات قطعات خودرو و گرفتن نمایندگی از مهمترین تولیدکنندگان قطعات خودروی جهان تغییر بدهد. او شرکتی به نام «پارس نهال» تاسیس میکند که بعدها به «پایا نهال» تغییر نام میدهد. دفتر اصلی شرکتهای او در خیابان سپه و میدان شیخ هادی بود.
هلدینگ گروه عظام براساس اطلاعات موجود در وبسایت رسمی آن، متشکل از بیش از ۱۰ شرکت به نامهای شرکت پیستون ایران، شرکت فرآوری و ساخت، شرکت پایاکلاچ، شرکت سازه سیمپویش، شرکت استامصنعت، شرکت والا قطعه، شرکت صنایع طه، شرکت پایا ذوب کاوه، شرکت تارا ذوب، شرکت پایا خودرو نوین، شرکت پویانصنعت نهاد و... است که در کنار شرکت کروز به دو غول صنعت قطعهسازی ایران معروف شدهاند.
اما بررسیها نشان میدهد شبکه الیگارشی خانوادگی عباس ایروانی متشکل از برادرش مصطفی ایروانی، فرزندانش به نامهای محمدحسن، مرضیه، علیرضا ایروانی، برادرزادهاش به نام مجید و سایر بستگان سببی و نسبی شامل محمدرضا، محمد، حسین، عباس و حامد ایروانی، در بیش از این ۱۰ شرکت است و حداقل ۱۰۰ شرکت تو در تو در داخل و خارج از کشور به این شبکه کمک میکنند.
به همین دلیل، شرکت عظام در بازار ۲۶میلیارد دلاری خودرو ایران که شامل حدود ۶۰۰ شرکت فعال در این حوزه است، به تنهایی ۳۰ درصد از سهم بازار را دراختیار دارند.
بر اساس اسناد موجود، گروه عظام در حوزه قطعات خودرو سالانه بیش از هزار میلیارد تومان به دو شرکت سایپا و ایران خودرو قطعه میفروشد.
ایروانی دستگیر میشود
انتشار خبر دستگیری عباس ایروانی، مدیر عامل گروه قطعهسازی عظام در رسانهها، در شرایطی اتفاق افتاد که بسیاری از دستگیری همین فرد در سالهایی که کشور درگیر جنگ بود، بیاطلاع بودهاند.
درست یک سال پس از آنکه عباس ایروانی در سال ۱۳۶۶، نخستین شرکتش را برای واردات قطعات خودرو راهاندازی کرد، به جرم فعالیت در باند رشا و ارتشا با صدور قرار از سوی شعبه ۱۵ دادسرای عمومی و انقلاب تهران بازداشت شد.
البته ایروانی بعدها، زمانی که بار دوم بازداشت شد، ترجیح داد بیش از اینکه به علل بازداشت خود اشاره کند، همرزم بودن با مصطفی چمران را پیش بکشد و به اتهامات مطرح شده علیه خود پاسخی ندهد.
با این حال دادستانی در کیفرخواست اتهامات بسیاری را متوجه او کرد: «متهم، عباس ایروانی برای تامین منافع خود در ارگانهای مهمی مثل مجلس شورای اسلامی، شورای اسلامی شهر تهران، بانکها، شهرداری، سازمان بازرسی کشور، وزارتخانههای صنعت، معدن، تجارت، نفت و ارتباطات و نهاد ریاست جمهوری نفوذ کرده است و اقدام به تشکیل شبکه ارتشا نموده است.»
هرچند در کیفرخواست عباس ایروانی، نامی از مرتبطان او در هسته سخت قدرت آورده نشده بود، اما با بررسی شبکههای تو در توی شرکتهای وابسته به خاندان او، ردپای بسیاری از مقامات و مسوولان جمهوری اسلامی در فرایند فساد اقتصادیاش به چشم میخورد. از جمله زهرا مشیرالاستخاره، همسر محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی؛ علی جنتی، پسر احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان؛ علی کریمی قدوسی، برادر نماینده مجلس؛ محسن بخارایی، از اعضای حزب موتلفه اسلامی؛ سید محمد بهشتی، ر ییس اسبق سازمان میراث فرهنگی؛ منسوبین سیدعلی شهرستانی، نماینده تامالاختیار سیدعلی سیستانی در ایران که داماد سیستانی است و همچنین علوی بروجردی، نوه سیدحسین طباطبایی بروجردی در قم، معصومه آباد، عضو سابق شورای شهر تهران، سید مهدی تشکری هاشمی، برادر سیدجعفر عضو شورای اسلامی شهر تهران، محمدرضا واعظ مهدوی، سیدمحمد ایازی و سیدمحمدجواد شوشتری.
علاوه بر این افراد، معصومه آباد، عضو سابق شورای شهر تهران، سید مهدی تشکری هاشمی، برادر سیدجعفر تشکری هاشمی عضو شورای اسلامی شهر تهران؛ محمدرضا واعظ مهدوی، سیدمحمد ایازی و سیدمحمدجواد شوشتری هم با پرونده فساد ایروانی مرتبط بودهاند.
از همه مهمتر ارتباط ویژه عباس ایروانی با صادق خرازی در انتشارات عظام هنر است. ایروانی به همراه خرازی عظام هنر را از سال ۸۰ بهعنوان یک موسسه فرهنگی راهاندازی کرد تا به خرید و فروش تابلوهای گرانقیمت و راهاندازی شبکه ماهوارهای ثامن و همچنین چاپ قرآنهای نفیس موزهای بپردازد.
نکته قابل تامل آنکه رسانههای داخلی تصاویری از اهدای قرآنهای نفیس از سوی صادق خرازی به علی خامنهای منتشر کردند. در بازرسی از محل کار ایروانی بعد از محرز شدن اتهاماتش، انبوهی از عتیقهها و میراث گرانبهای فرهنگی به ارزش میلیونها دلار یافته شد که ارزش آنها شاید برابر با تمام بدهی او به شبکه بانکی کشور بود.
البته عباس ایروانی به همین مقدار هم بسنده نکرده و بزرگترین مرکز مغز و اعصاب خاورمیانه را با مشارکت مجید سمیعی، پزشک و جراح مغز و اعصاب ایرانی-آلمانی در زمینی به مساحت ۳۰هزار متر مربع در منطقه ۲۲ شهرداری تهران در حال ساخت دارد. این مجموعه ابتدا زیر نظر بنیاد خیریه امام رضا در حال ساخت بود که بسیاری از رسانهها به تخلفات در واگذاری زمین به این خیریه اشاره کرده و پرسیدند: «آیا واگذاری ٤٩ هزار و ٦٠٨ متر زمین در منطقه ٢٢ به خیریهای که همسر قالیباف عضو هیأت امنای آنجاست، به قیمت هر متر ١٤٩ هزار تومان از مصادیق خدمت به شهداست؟»
همه اتهامات عباس ایروانی
در مجموع برای رسیدگی به اتهامات عباس ایروانی پنج جلسه دادگاه برگزار شد که با بررسی محتوای آن دادگاهها و متن کیفرخواستهای صادر شده علیه او در شعبات ۸ بازپرسی شعبه هشتم دادسرای ناحیه ۳۲ تهران، شعبه یکم بازپرسي ناحيه ۳۶ و همین طور کیفر خواست مرتضی تورک، معاون دادستان عمومی و انقلاب تهران و سرپرست دادسرای رسیدگی به جرایم پولی و بانکی ناحیه ۳۶، در نهایت عباس ایروانی متهم شده است به «افساد فیالارض از مجرای اخلال عمده در نظام اقتصادی کشور با توسل به قاچاق سازمانیافته و حرفهای قطعات خودرو به صورت عمده و کلان به میزان ۶۶۴/۰۳۷/۴۲۵ دلار، رهبری گروه مجرمانه سازمانیافته قاچاق قطعات خودرو، معاونت در جعل اسناد، معاونت در استفاده از اسناد مجعول، معاونت در پرداخت رشوه و مشارکت در فراری دادن متهم حامد خاتمیپور.»
در کیفرخواست صادره آمده است: «متهم عباس ایروانی با استفاده از ایجاد شبکه ارتشا در گمرکات کشور، اقدام به ورود غیرمجاز قطعات خودرو مینماید. لازم به ذکر است این شبکه فساد در گمرک ایران، تهران، شهریار، قزوین و فرودگاه امام خمینی شکل گرفته است.»
همچنین این کیفر خواست به ۴۰۰ میلیارد تومان واردات غیرقانونی سالانه عباس ایروانی اشاره کرده است.
در این کیفرخواست تاکید شده که حجم قاچاق سازمانیافته و حرفهای در زمان مدیرعاملی ایروانی در شرکت سازهپویش و گروه برق و الکترونیک گروه عظام شامل شرکتهای سازهپویش، سازهسیم و استامصنعت حداقل ۲۰۱ میلیون و ۶۲۹ هزار و ۸۳۹ دلار بوده است.
همچنین بر اساس گزارش سازمان اطلاعات سپاه، ایروانی شبکهای از افراد مختلف در گمرکات کشور برای قاچاق ایجاد کرده بود که شامل افراد مختلفی از جمله مصطفی بهرامی، جانشین سابق معاونت گمرک، علیرضا کلانتری، رییس درب خروج گمرک، مرادعلی کرمنیا رییس درب خروج گمرک، جلیل رسولی و مهرداد جعفری و مهدی روایتی، علی قنبرزاده کارشناس گمرک، یدالله صادقی، کارشناس بیجک بین، محمد خورشیدنژاد، کارشناس ترانزیت، مهدی روایتی و محمد آغاسی ارزیاب گمرک میشد.
در این میان، در کیفر خواست منتشر شده، به ۱۳ درصدی که عباس ایروانی از پرداخت نکردن عوارض گمرکی با روش متقلبانه به جیب میزده اشاره شده است.
در این کیفر خواست با اشاره به معوقات بانکی ۱۶ هزار میلیارد تومانی عباس ایروانی آمده که اصل تسهیلات دریافتی گروه عظام از شش بانک، مثلا ۹۵۷ میلیارد و ۲۵۷ میلیون و ۶۱۴ هزار و ۴۶۵ تومان. معوقات بانکی گروه عظام شامل مجموع اصل، سود و جرایم تنها در خصوص تسهیلات و اعتبارات دریافتی از شش بانک، تا پایان آبان ماه سال ۱۳۹۸ به میزان۱۵ هزار میلیارد و ۷۵۳ میلیارد و ۲۶۶ میلیون ۶۱۵ هزار و ۴۲۸ تومان رسیده است.»
سرانجام پرونده عباس ایروانی
پس از صادر شدن رای محکومیت عباس ایروانی، او که مدتها متواری بود در نهایت در ۱۷ اسفند توسط وزارت اطلاعات دستگیر و تحویل مراجع قضایی شد. رسانههای داخلی اعلام کردند او بازداشت و به زندان معرفی شده تا حکمش اجرا شود.
در نهایت، عباس ایروانی در این پرونده به اتهام اخلال عمده در نظام اقتصادی کشور با توسل به قاچاق سازمانیافته و حرفهای قطعات خودرو به صورت عمده و کلان به میزان بیش از ۶۶۴ میلیون دلار و رهبری گروه مجرمانه سازمان یافته قاچاق قطعات خودرو به تحمل ۲۵ سال حبس و ضبط کلیه اموالی که متهم از طریق خلاف قانون به دست آورده، محکوم شد.
همچنین ایروانی به اتهام معاونت در جعل اسناد به تحمل هشت ماه حبس و جبران خسارت وارده، به اتهام معاونت در استفاده از اسناد مجعول به تحمل دو سال و یک ماه حبس، به اتهام معاونت در پرداخت رشوه به تحمل دو سال و یک ماه حبس و به اتهام مشارکت در فرار دادن حامد خاتمیپور به تحمل یک سال و یک ماه حبس محکوم شد.
جالب آنکه عباس ایروانی که در سایت شخصی خود آورده بود در پروژههای ساخت ضریح حسین بن علی و علیالنقی، امامان شیعه نقش اسپانسری داشته است. اما ظاهرا این دو پروژه نیز موجب نشده بود که امثال خاندان عباس ایروانی از فساد اقتصادی و تاراج سرمایههای ملی ایران دست بردارند.
یک« ایروانی» مشکوک
با وجود اخباری که درباره خاندان ایروانی در رسانه ها منتشر شده، هیچگاه به نقش یک «ایروانی» دیگر در قلب صنعت نفت و انرژی کشور اشاره نشده است.
محمد ایروانی، برادر عباس ایروانی که به نامش ۲۷ شرکت در روزنامه رسمی کشور ثبت شده، عمده فعالیت شرکتهایش در حوزه نفت و انرژی و معروفترین شرکت او «دانا انرژی» است. محمد ایروانی از یک سو سر سفره علینقی خاموشی، پدر معنوی مافیای پتروشیمی ایران نشسته و از سوی دیگر با برخی از وزرا و فرزندان وزرای نفت و انرژی سابق و اسبق شراکت داشته است.
از پسر سید کاظم وزیری هامانه، وزیر نفت دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد گرفته تا بیژن نامدار زنگنه، وزیر نفت دوران ریاست جمهوری حسن روحانی و پسر حمید چیتچیان، وزیر نیرو در دوره روحانی از جمله شرکای شرکت های محمد ایروانی هستند.
محمد ایروانی تنها فردی از خاندان ایروانیهاست که ظاهرا در گروه عظام هیچ نقشی ندارد.
به نظر می رسد این روزها که فساد پروندههای اقتصادی بسیاری افشا میشود، برخی از شرکتهای خانوادگی که خود را در معرض این افشاگریها می بینند، بر آن شدهاند که با ترفندهای خاص، اموالی را که از راه زد و بند و رانتهای سیاسی به دست آوردهاند، به نقطه امنی انتقال دهند.
از شواهد امر پیداست محمد ایروانی نقطه امن خاندان ایروانی است. در این شرایط چندان هم دور از ذهن نیست که او به عنوان پوششی برای پولشویی منابع غارتشده از سوی خاندان ایروانی در حال فعالیت باشد.