دهها زندانی و فعال سیاسی: لشکرکشی علیه زنان، مردم را از مبارزه با حکومت منصرف نمیکند
گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از حضور پرشمار ماموران حکومتی در خیابانهای مناطق مرفهنشین تهران است.باوجود جنگ خیابانی خامنهای با زنان، نافرمانی مدنی مقابل حجاب اجباری ادامه دارد. دهها زندانی سیاسی و فعال مدنی در واکنش به سرکوبها، از ادامه مبارزه با خودکامگی گفتند.
براساس اطلاعات رسیده به ایراناینترشنال، ماموران حکومتی با لباسهای خاکی و در مواردی نیروهای پلیس گشت ارشاد در خیابانهای فرعی ولنجک، فرمانیه و الهیه کمین کردهاند.
این ماموران، زنانی را که حجاب اجباری بر سر ندارند از داخل ماشینها پیاده، ماشین را ضبط و در مواردی زنان را بازداشت میکنند.
پیشتر نیز گزارشهایی به ایراناینترنشنال رسیده بود که نشان میداد در جریان دور تازه برخورد با زنان برای تحمیل حجاب اجباری، علاوه بر سرقت اموال برخی از شهروندان، ماموران انتظامی از آنها تقاضای انتقال پول به حساب بانکی در قبال آزادی کردهاند.
دور تازه برخورد با شهروندان برای حجاب اجباری از روز ۲۵فروردین و پس از سخنرانی تاکیدی علی خامنهای آغاز شد.
در این مدت گزارشهای متعددی از برخوردهای خشونتآمیز با زنان و اعمال آزار و اذیت جنسی ماموران علیه برخی شهروندان در اجرای طرح موسوم به «نور» منتشر شده است.
تشدید سرکوب دانشجویان به بهانه پوشش اختیاری
علاوه بر خیابانها و معابر عمومی، گزارشهایی نیز از تشدید سرکوب در فضای دانشگاهها به بهانه حجاب اجباری منتشر شده است.
کانال دانشجویان متحد از تشدید فشارهای حراست دانشگاه نوشیروانی بابل خبر داد و نوشت از ابتدای هفته در سطح بیسابقهای با پوشش دانشجویان دختر برخورد و اقدام به ضبط کارت دانشجویان کرده است.
بر اساس اطلاعات منتشر شده از سوی این منبع، طی روزهای سوم و چهارم اردیبهشت، برخی از دانشجویان دختر امکان ورود به دانشگاه را نیافتند و چندین نفر به حراست دانشگاه احضار شدند.
این کانال تلگرامی با استناد به گزارش دانشجویان دانشگاه «علامه طباطبایی» نوشت حراست این مجموعه نیز طی روزهای اخیر اقدام به نوشتن اسامی و ضبط کارت دانشجویان دختر به بهانه حجاب کرده است.
اوایل هفته جاری گزارشهایی از تشدید سرکوب نیروهای حراست دانشگاه امیرکبیر درباره پوشش دانشجویان منتشر شد.
بر اساس این گزارشها، بعضی از دانشجویان دختر امکان ورود به دانشگاه را نیافتند یا حراست اسم آنان را برای برخوردهای بعدی یادداشت کرده بود.
چند دانشجوی پسر نیز به دلیل بر تن داشتن پیراهن آستین کوتاه بازخواست شدند.
دینا قالیباف، دانشجوی دانشگاه بهشتی که روایتش را از ضرب و جرح و تعرض جنسی ماموران گشت ارشاد به خود منتشر کرده بود، روز ۲۸ فروردین در تهران بازداشت شد.
شکایت فراجا از دروازهبان استقلال به دلیل بغل کردن یک هوادار زن
یکی دیگر از رویدادهای مرتبط با مواجهه حکومتی با زنان بدون حجاب اجباری در روزهای گذشته منتشر شد، جریمه ۳۰۰ میلیون تومانی حسین حسینی، دروازهبان استقلال به دلیل بغل کردن جیمیجامپ زن بود.
این بازیکن، پس از جریمه مالی خود درباره پرداخت این مبلغ گفته بود: «فدای سر آن هوادار خانم.»
مجازات حسین حسینی تنها به جریمه مالی ختم نشد و روز چهارشنبه پنج اردیبهشت مرکز اطلاعرسانی فراجا گفت ماموری که دروازهبان استقلال «به او توهین کرده بود و یگان خدمتیِ او» از حسینی بهخاطر «توهین و بهکاربردن الفاظِ نامناسب» شکایت کردند.
حسینی در دادسرای فرهنگ و رسانه، گفت صحبتی یا اقدامی علیه فرماندهی انتظامی نکرده و تنها برای مراقبت از آن هوادار زن دنبال آرام کردن فضا بوده است.
رفتار این بازیکن فوتبال با جیمیجامپ زنی که حجاب اجباری بر سر نداشت، با حمایت چهرههای مشهوری مانند ابراهیم حامدی (خواننده مشهور به ابی)، کوروس، امیر جعفری، پیمان معادی، رضا حسنزاده و محمد نوری (پیشکسوتان استقلال) همراه شد.
بیانیه ۱۰۰ زندانی سیاسی و فعال مدنی درباره لشکرکشی حکومت علیه زنان
با گذشت حدود دو هفته از آغاز دور جدید سرکوب مخالفان حجاب اجباری، احمدرضا رادان، فرمانده فراجا روز چهارم اردیبهشت اعلام کرد پلیس طرح موسوم به «نور» را با حمایت مجلس، دولت و قوه قضاییه با «قوت و دقت» ادامه میدهد.
احمد وحیدی، وزیر کشور نیز در همین روز گفت فراجا با «افراد آموزشدیده» طرح سرکوب زنان را اجرا میکند.
در واکنش به این طرح خشونتبار، ۱۰۰ زندانی سیاسی و فعال مدنی در ایران بیانیهای منتشر کردند و گفتند کوچه و خیابانهای ایران بار دیگر عرصه لشکرکشی حکومت علیه زنان بیپناه، آگاه و دلیر این سرزمین شده است.
این بیانیه استانداردهای دوگانه و تعارضهای آشکار جمهوری اسلامی را در قبال پوشش دلخواهش در عرصههای سیاسی، نشاندهنده «استفاده ابزاری از حجاب اجباری، سماجتورزی خصمانه بر یکسانسازی سبک زندگی افراد و تداوم نمایش شوم سوءاستفاده از قوای قهریه برای ارعاب حداکثری مردم و کنشگران» توصیف کرد.
امضاکنندگان بیانیه که در میان آنان نام افرادی چون نرگس محمدی، ویدا ربانی، اسماعیل عبدی، رضا شهابی، شهناز اکملی، صدیقه وسمقی، عالیه مطلبزاده و فرهاد میثمی دیده میشود، تاکید کردند حکومت زندگی مردم را به «سیاهچاله فلاکت، اضطراب و نابسامانیهای مداوم» تبدیل کرده است و کماکان بر طبل جنگ با مردم میکوبد.
آنان اقدامات غیرانسانی و غیرقانونی حکومت و مواجهه زنستیزانه با شهروندان را بهشدت محکوم و تاکید کردند که این بگیروببندها و لشکرکشی نیروهای مسلح نمیتواند زنان و مردان ایرانی را از تلاش برای رهایی جامعه از چنگال خودکامگی و بیدادگری منصرف کند.
به گفته امضاکنندگان بیانیه، جمهوری اسلامی با ادامه رفتارهای قیممآبانه و صغیر و برده پنداشتن مردم، تنها روزبهروز بر احتضار، قهقرا و بنبستهای سیاسی خود خواهد افزود.
صدها زن از زمان آغاز دور جدید برخوردها از سوی ماموران گشت ارشاد و انتظامی در اماکن عمومی شهرهای مختلف ایران بازداشت شدهاند.
با وجود این سرکوبها، نافرمانی مدنی زنان که بهطور گسترده پس از خیزش انقلابی ایرانیان از مهر سال ۱۴۰۱ آغاز شده است، همچنان ادامه دارد.
سنای آمریکا شامگاه سهشنبه چهارم اردیبهشت، شش طرح را برای اعمال فشار بیشتر به حکومت جمهوری اسلامی به تصویب رساند. این طرحها با ۷۹ رای موافق در برابر ۱۸ رای مخالف به تصویب رسیدند و جو بایدن رییسجمهوری آمریکا روز چهارشنبه پنجم اردیبهشت این قوانین را امضا کرد.
پیشتر مجلس نمایندگان ایالات متحده این شش طرح را مورد تایید قرار داده بود.
این شش طرح تحریمهای سختگیرانه و سایر اقدامات تنبیهی را برای مقابله با نقض حقوق بشر، برنامه هستهای، حمایت از تروریسم، برنامه موشکی و پهپادی، و سایر «رفتارهای مخرب و بیثباتکننده» جمهوری اسلامی در نظر میگیرند.
در صورت اجرایی شدن، این قوانین میتوانند گامی بلند در تغییر سیاست واشینگتن در قبال تهران تلقی شوند و به مردم ایران در مسیر سرنگونی حکومت یاری برسانند.
این شش طرح چه نام دارند و چه اهدافی را دنبال میکنند؟
طرح «منع پهلوگیری نفت ایران» موسم به طرح «SHIP»
این طرح با هدف کاهش درآمدهای نفتی جمهوری اسلامی تهیه شده است.
به گفته طراحان آن، کاهش درآمدهای نفتی میتواند حکومت ایران را از دست زدن به اقدامات بیثباتکننده، حمایت از تروریسم بینالمللی، گسترس و دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی، سرکوب مردم ایران و نقض حقوق بشر در این کشور بازدارد.
طرح «مقابله با صادرات گسترده موشکهای ایران»
این طرح توسعه برنامه موشکهای بالستیک و پهپادی حکومت ایران را هدف قرار میدهد.
در این طرح از رییسجمهور ایالات متحده خواسته شده است که از صدور ویزا برای افراد، نهادها و مسوولان کشورهایی که آگاهانه با برنامههای موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی ارتباط دارند، خودداری و اموال آنها را مسدود کند.
بر اساس این طرح، برخی اعضای بالغ خانوادههای افراد مرتبط با برنامههای موشکی و پهپادی تهران نیز تحریم خواهند شد.
طرح «منع بهکارگیری فنآوری برای تروریسم»
این طرح محدودیتهای موجود را بر سر صادرات فنآوریهای ساخت آمریکا که میتواند در برنامههای موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی استفاده شود، دائمی میکند.
بر اساس این طرح، فروش برخی اجزای پهپاد نظیر دوربین، حسگر و مدار، در صورتی که مقصد نهایی آنها ایران باشند، ممنوع است و صادرات، صادرات دوباره و حتی جابهجایی درونمرزی آنها نیاز به اخذ مجوزهای لازم دارد.
طرح «پاسخگو کردن رهبران ایران»
این طرح قصد دارد شفافیت را در خصوص مراودات مالی رهبران جمهوری اسلامی افزایش دهد.
بر اساس این طرح، رییسجمهور ایالات متحده موظف خواهد بود تا برآوردی از سرمایههای برخی رهبران حکومت ایران در داخل و خارج از این کشور ارائه کند.
وزارت خزانهداری آمریکا نیز باید برای بستن حسابهای مرتبط با این افراد در موسسههای مالی خارجی اقدام کند.
طرح «تحریم انرژی ایران-چین در سال ۲۰۲۳»
این طرح میکوشد فروش نفت و محصولات نفتی ایران به چین را کاهش دهد.
بر اساس این طرح رییسجمهور ایالات متحده باید به صورت دورهای درباره نهادهای مالی چینی که در خرید نفت و محصولات نفتی از ایران دخیل هستند، گزارش دهد.
نهادهای مالی آمریکا برای این دسته از موسسات چینی حساب باز نخواهند کرد یا حساب فعلی آنان را خواهند بست.
فایننشالتایمز روز ۳۰ فروردین گزارش داد صادرات نفت ایران به بالاترین میزان خود طی شش سال اخیر رسیده است. مشتری اصلی این محمولهها، چین بوده است.
طرح «حقوق بشر و پاسخگویی امنیتی مهسا امینی» موسوم به «قانون مهسا»
این طرح علی خامنهای، رهبر و ابراهیم رئیسی، رییس دولت جمهوری اسلامی و دفاتر آنها را به دلیل نقض حقوق بشر و حمایت از تروریسم تحت تحریم قرار میدهد.
این طرح رئیسی را ناقض حقوق بشر میخواند و نقش او را در سرکوب معترضان برجسته میکند.
این طرح به عضویت رئیسی در «هیات مرگ» جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۷ اشاره میکند. هیات مرگ کمیتهای برای تصمیمگیری درباره زنده ماندن یا اعدام زندانیان سیاسی در آن سال بود.
گزارش خبرگزاری فرانسه از خروج نیروهای جمهوری اسلامی از جنوب سوریه
خبرگزاری فرانسه به نقل از یک مقام حزبالله نوشت پس از حملات متوالی اسرائیل، حکومت ایران نیروهای خود را از جنوب سوریه خارج کرده است.
به گفته این منبع، جمهوری اسلامی نیروهای خود را از استانهای درعا و قنیطره در جنوب سوریه که در مجاورت بلندیهای جولان قرار دارند، فراخوانده است.
او افزود نظامیان ایرانی هنوز در دیگر نقاط سوریه حضور دارند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، حکومت ایران ممکن است در حال بازنگری نقش خود در سوریه باشد.
پایگاه خبری جروزالمپست در واکنش به این خبر نوشت جمهوری اسلامی، گروههای نیابتی آن و متحدان حکومت سوریه از جمله روسیه، پیشتر نیز چنین «شایعاتی» منتشر کرده بودند.
جروزالمپست افزود باید به این گزارشها با دیده شک و تردید نگریست.
روزنامه فایننشال تایمز روز ۱۶ فروردین نوشت از زمان آغاز جنگ غزه، ۱۸ عضو سپاه پاسداران در سوریه در حملات منتسب به اسرائیل کشته شدند.
در آخرین مورد از این حملات، اسرائیل روز ۱۳ فروردین به کنسولگری جمهوری اسلامی در دمشق حمله کرد که در جریان آن، هفت عضو سپاه پاسداران، از جمله محمدرضا زاهدی، فرمانده نیروی قدس سپاه در سوریه و لبنان و محمدهادی حاجی رحیمی، معاون او کشته شدند.
حماس ویدیویی از یکی از گروگانهای خود منتشر کرد
گروه حماس ویدیویی سه دقیقهای از یکی از گروگانهای اسرائیلی خود با نام هِرش گلدبرگ-پولین منتشر کرد.
او که ۲۳ سال سن دارد، در این ویدیو از دولت اسرائیل خواست برای بازگرداندن گروگانها اقدام کند.
این گروگان در حالی جلوی دوربین حماس قرار گرفت که دست چپ او قطع شده بود.
به نظر میرسد این پیام به تازگی ضبط شده باشد زیرا گلدبرگ-پولین در این ویدیو میگوید حدود ۲۰۰ روز از اسارتش در نوار غزه میگذرد.
به گفته او، حدود ۷۰ تن از گروگانهای در بند حماس تا کنون بر اثر بمباران ارتش اسرائیل جان خود را از دست دادهاند.
گلدبرگ-پولین که تابعیت ایالات متحده را نیز دارد، روز هفتم اکتبر از جشنواره موسیقی سوپرنوا در جنوب اسرائیل ربوده شد.
تجمع اعتراضی در دویستمین روز اسارت گروگانهای حماس، تلآویو، چهارم اردیبهشت
شبهنظامیان فلسطینی روز هفتم اکتبر با حمله به جنوب اسرائیل حدود هزار و ۲۰۰ نفر را کُشتند و بیش از ۲۴۰ نفر را به گروگان گرفتند که از این تعداد تا کنون ۱۱۲ تن آزاد شدهاند.
روزنامه دیلیمیل روز دوم اردیبهشت نوشت پیشبینی میشود تنها ۴۰ تن از گروگانهای باقیمانده در اسارت حماس زنده باشند.
انتشار خبر بیماری ناشناخته ترانه علیدوستی، بازیگر مخالف حجاب اجباری تنها چند ماه پس از آزادی از زندان، واکنشهای گستردهای به دنبال داشته است. در روزهای گذشته نادره حکیمالهی، مادر ترانه علیدوستی، در یک لایو اینستاگرامی از ابتلای دخترش به یک بیماری ناشناخته خبر داد.
او گفت: «حال ترانه خوب است ولی خوب نبوده. بیماری سخت است؛ بهخصوص که منشا آن مشخص نیست. من نگران بودم اما از نگرانی درآمدم. برایش عشق بفرستید و دعا کنید.»
پس از آن، «سینمااعتماد» درباره بیماری این ستاره سرشناس سینمای ایران نوشت: «ترانه علیدوستی حدود شش ماه پس از آزادی خود از زندان دچار بیماریای به نام سندروم (DRESS) شده است. این وضعیت زمانی ایجاد میشود که سیستم ایمنی واکنش بیش از حدی به برخی داروها نشان میدهد. در نتیجه این امر باعث ایجاد علایم متعددی مانند تب، ناهنجاریهای خونی و التهاب اعضا در سراسر بدن میشود.»
ترانه علیدوستی از جمله هنرمندانی است که در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ از جنبش «زن، زندگی، آزادی» حمایت کرد، حجاب اجباری خود را از سر برداشت و به همین دلیل بازداشت شد.
او ۲۶ آذر ۱۴۰۱ بازداشت و ۱۴ دی همان سال با تودیع وثیقه از زندان آزاد شد.
برخی کاربران شبکههای اجتماعی، بیماری ترانه را «ترور بیولوژیکی» از سوی حکومت خواندند. برخی نیز از «تزریق دارویی ناشناخته» به او در دوره زندان گفتند و این موضوع را عامل بیماری او برشمردند.
ماجرای بیماریهای مشکوک پس از آزادی از زندان صرفا به ترانه علیدوستی ختم نمیشود.
روز چهارم اردیبهشت، مریم کیانارثی، وکیل دادگستری خبر داد مصطفی آلاحمد، کارگردان سینما نیز «مانند برخی کنشگران دیگر، پس از آزادی از زندان، مدتهاست مبتلا به نوعی بیماری خودایمنی شده» است.
او افزود: «تکرار این دست بیماریها، فعالان حقوق بشر را با پرسشهای جدی و نگرانکننده روبهرو کرده است.»
منتشر شدن خبر بیماری مشابه ترانه علیدوستی و مصطفی آل احمد، موضوع بیماریها و مرگهای مشکوک برخی زندانیان سیاسی را مجددا به بحث روز تبدیل کرد.
بهاره هدایت، زندانی سیاسی زن که نزدیک به یک دهه از عمر خود را در زندانهای جمهوری اسلامی سپری کرده، اخیرا گفت که پزشکان به او اعلام کردهاند «در معرض ابتلا به سرطان رحم» قرار دارد.
در سالهای دورتر علیرضا رجایی، روزنامهنگار و فعال سیاسی، پس از آزادی از زندان گفت که به سرطان سینوس مبتلا شده و در نهایت در سال ۱۳۹۶، یک چشم او تخلیه و بخشی از صورت و فک او برداشته شد.
در میان شهروندان بازداشتشده در جریان خیزش انقلابی نیز موارد مشکوکی از بیماری و مرگ مشکوک پس از آزادی از زندان مشاهده شد.
آخرین نمونه این اتفاق، سارا تبریزی، زندانی سیاسی سابق بود که در تعطیلات نوروز ۱۴۰۳ به شکل مشکوکی درگذشت.
مقامات پزشکی قانونی علت مرگ او را «بلعیدن قرص» اعلام کردند.
یک منبع نزدیک به خانواده تبریزی به ایراناینترنشنال گفت: «خانواده هیچ پوکه قرصی کنار پیکر او یا در اتاقش پیدا نکردند و هنوز نمیدانند او از ترس احضار دوباره به وزارت اطلاعات قرص خورده و خودکشی کرده یا سنگکوب کرده یا ماموران او را کشتهاند و قربانی قتل حکومتی شده است.»
مریم آروین، وکیل دادگستری که به زندانیان و خانوادههای آنان مشاوره میداد، دیگر قربانی مرگهای مشکوک پس از آزادی از زندان است.
او در ماه آذر ۱۴۰۱ بازداشت شد و پس از آزادی از زندان سیرجان، در بهمن همان سال به شکل مشکوکی جان سپرد.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی علت مرگ او را خودکشی اعلام کرد اما خانواده آروین ضمن تکذیب این موضوع، گفتند که دلیل مرگ دخترشان «داروهایی بوده که در زندان به او دادهاند».
نامهای بسیاری را میتوان به این فهرست افزود: عرشیا امامقلیزاده، میلاد (آرش) فروزنده، یلدا آقا فضلی و علیرضا خاری، تنها چند تن از این نامها هستند.
برخی زندانیان سیاسی سابق پیش از این در واکنش به مرگهای مشکوک بازداشتیها و زندانیان با یادآوری خاطرات خود گفتهاند در بازداشتگاهها و زندانهای جمهوری اسلامی، آنان را وادار به خوردن داروهای مشکوک، مخرب و روانگردان کردهاند. همچنین آمپولهایی به آنان تزریق میشده است که وضعیت جسمی و روانی زندانیان را مخدوش میکرده است.
اکنون بیماری مشکوک دو سینماگر مطرح، موضوع بیماری با منشا نامشخص، مرگهای مشکوک و خودکشیهای سریالی شهروندان پس از آزادی از زندان را مجددا به مسالهای حساس برای افکار عمومی تبدیل کرده است.
کاربران شبکههای اجتماعی این سوال را مطرح میکنند که در زندانهای جمهوری اسلامی چه میگذرد و برای مقابله با این وضعیت چه باید کرد؟
وزارت راه و شهرسازی هشدار داد ۴٩ درصد جمعیت ایران روی گسترههای فرونشست و مجاور آن سکونت دارد. یک نماینده مجلس شورای اسلامی، فرونشست زمین در اصفهان را نگرانکننده خواند و گفت این وضعیت بناهای تاریخی را به شدت تهدید میکند.
به گفته علی بیتاللهی، رییس بخش خطرپذیری مرکز تحقیقات راه و شهرسازی، اکنون حدود نیمی از جمعیت کل ایران روی پهنههای فرونشستی یا مجاورت آن سکونت دارند و به زودی «زونهای مجاور» نیز به پهنه اصلی فرونشست تبدیل خواهند شد.
بیتاللهی هشدار داد تهران، مشهد، شیراز، کرمان و از همه مهمتر اصفهان «دقیقا در محدوده فرونشستی» قرار دارند.
عباس مقتدایی، نماینده اصفهان در مجلس شورای اسلامی روز چهارم اردیبهشت هشدار داد وضعیت فرونشست زمین در اصفهان به اندازهای جدی است که ساختمانهای تاریخی این شهر را تهدید میکند.
او با اشاره به تغییرات پی در پی مدیریت میراث فرهنگی اصفهان خطاب به عزتالله ضرغامی، وزیر میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری گفت: «در این شرایط، آقای وزیر در حال انجام چه کاری است؟»
فرونشست زمین پدیدهای پیچیده، چندوجهی و غیرقابل برگشت است که به گفته کارشناسان، تاثیر دائمی آن شامل مواردی از جمله از دست رفتن منابع آبی، کاهش تولیدات کشاورزی، تبدیل دشتها به کویر و ایجاد شکافهای عمیق در سطح زمین میشود.
این پدیده نه تنها به آثار تاریخی اصفهان مانند میدان نقشجهان و پلهای تاریخی آسیب وارد میکند، بلکه سازههای مسکونی، بیمارستانها، مدارس و زیرساختهای شهری را نیز تحتالشعاع قرار میدهد.
بیتاللهی با هشدار درباره گسترش سه برابری پهنه و مساحت زونهای فرونشستی ایران نسبت به پنج سال اخیر، اصفهان را یکی از مهمترین کانونهای فرونشست زمین خواند.
هر چند که به گفته او در برخی استانها مثل خراسان رضوی، مساحت نواحی فرونشست حدود پنج برابر بیشتر از اصفهان است اما در این استان، عمده فرونشست در دشتها و اراضی خارج از سکونتگاههای شهری بزرگ رخ داده در حالیکه تمام گستره شهری اصفهان درگیر فرونشست است.
بر اساس گزارشهای رسمی، پدیده فرونشست به خطر جدی برای جمعیت بیش از دو میلیون و ۷۰۰ هزار نفری اصفهان تبدیل شده که در صورت وقوع زمینلرزه، تلفات جانی و مالی گستردهای خواهد داشت.
نرخ فرونشست در اصفهان بین سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۱ تقریبا ۴۰ برابر نرخ جهانی اعلام شده است.
رییس بخش خطرپذیری مرکز تحقیقات راه و شهرسازی پیشتر هشدار داده بود تنها یک زلزله کوچک میتواند موجب فروریختن ساختمانها و رقم خوردن «یک تراژدی بزرگ» در اصفهان شود.
کارشناسان هشدار دادهاند عواملی چون خشکسالیهای پیدرپی و بهرهبرداری بیرویه از منابع آب زیرزمینی بدون مدیریت مسئولانه، تمامی کشور را در مرحله فوق بحرانی قرار داده است.
در صورت بروز زمینلرزه، فرونشست ۳۸۰ شهر و ۹ هزار و ۲۰۰ روستا را در سراسر ایران در معرض خطر قرار میدهد.
ایراناینترنشنال در اردیبهشت ۱۴۰۲ در گزارشی نوشت همزمان با بحرانیتر شدن فرونشستها در کشور، جمهوری اسلامی به عمد اطلاعات در این زمینه را از دید مردم پنهان کرده است.
علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، بر ادامه برنامه هستهای حکومت ایران تاکید کرد و تحریمها را زمینهساز «شکوفایی استعدادها» و بروز «ظرفیتهای داخل کشور» دانست.
خامنهای روز چهارشنبه پنجم اردیبهشت در سخنرانی خود در دیدار با افرادی که رسانههای داخلی آنان را «گروهی از کارگران» خواندند، از موضع آمریکا در قبال برنامه هستهای جمهوری اسلامی انتقاد کرد و گفت: «آنها میخواهند با پیشروی قدم به قدم، در نهایت تجهیزات هستهای کشور را - مانند آن کشور شمال آفریقا - جمعآوری و صنعت هستهای ایران را تعطیل کنند.»
به نظر میرسد اشاره خامنهای به تصمیم معمر قذافی، رهبر پیشین لیبی برای کنار گذاشتن برنامه هستهای این کشور در سال ۲۰۰۳ باشد.
حکومت قذافی هشت سال پس از این رویداد، در اکتبر ۲۰۱۱ سقوط کرد و او به دست مخالفانش کشته شد.
مقایسه صریح برنامه هستهای جمهوری اسلامی و لیبی از سوی خامنهای میتواند نشاندهنده نگرانی او از دچار شدن به سرنوشتی مشابه قذافی باشد.
تاکید خامنهای بر ادامه برنامه هستهای تهران یک روز پس از آن صورت میگیرد که رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی هشدار داد جمهوری اسلامی میتواند ظرف چند هفته به اورانیوم غنیشده کافی برای ساخت بمب اتمی دست یابد.
رهبر جمهوری اسلامی در ادامه سخنرانی خود اعلام کرد با وجود اینکه تحریمهای ایالات متحده باعث به وجود آمدن مشکلات اقتصادی در ایران شدهاند اما: «نظام اسلامی و غیرت اسلامی و ملت بزرگ و ریشهدار ایران محال است که تسلیم زورگویی آنها شوند.»
در سالهای اخیر کاهش شدید ارزش پول ملی و تورم سنگین و ادامهدار باعث گسترش بیشتر فقر شده و اوضاع اقتصادی مردم ایران را به شدت تضعیف کرده است.
روند نزولی اقتصاد ایران و کاهش ارزش ریال بهویژه پس از تصمیم دونالد ترامپ، رییسجمهوری پیشین آمریکا برای خروج از برجام در اردیبهشت ۱۳۹۷ و وضع تحریمهای سنگینتر علیه برنامه هستهای تهران، سرعت بیشتری به خود گرفت.
خامنهای در سخنان روز چهارشنبه خود، «پیشرفتهای تسلیحاتی» جمهوری اسلامی را ستود و گفت: «این پیشرفت که یک جایی خود را نشان داد، همه دشمنان را متعجب کرد که ایران اسلامی چگونه توانسته است در شرایط تحریم این تعداد سلاح پیشرفته تولید کند ... انشاءالله بیشتر و بهتر و پیشرفتهتر از این سلاحها نیز تولید خواهد شد.»
ستایش خامنهای از دستاوردهای تسلیحاتی جمهوری اسلامی میتواند تلاشی برای ترمیم وجهه نهادهای نظامی حکومت ایران به دنبال تنشهای اخیر با اسرائیل تلقی شود.
جمهوری اسلامی شامگاه ۲۵ فروردین با بیش از ۳۰۰ موشک کروز، موشک بالستیک و پهپاد به اسرائیل حمله کرد. این اولین حمله مستقیم حکومت ایران به خاک اسرائیل بود.
به گفته ارتش اسرائیل، ۹۹ درصد از پرتابههای ایران از سوی سامانههای دفاعی اسرائیل و متحدان آن رهگیری و ساقط شدند.
هفتهنامه اکونومیست روز ۲۶ فروردین در گزارشی حمله جمهوری اسلامی به اسرائیل را یک شکست نظامی خواند.
اسرائیل نیز در پاسخ به عملیات نظامی حکومت ایران، بامداد ۳۱ فروردین پایگاه هوایی هشتم شکاری اصفهان را هدف قرار داد.
بررسی تصاویر ماهوارهای از سوی ایراناینترنشنال نشان میدهد بر اثر حمله اسرائیل، یک بخش کلیدی از سیستم پدافندی اس-۳۰۰ مستقر در پایگاه شکاری اصفهان نابود شده است.
روزنامه نیویورک تایمز روز سوم اردیبهشت نوشت اسرائیل قصد داشت به جمهوری اسلامی نشان دهد میتواند بدون ورود به حریم هوایی ایران و فعال کردن سامانههای دفاعی این کشور، به اهداف مورد نظر خود ضربه بزند.
خامنهای در ادامه سخنان خود از موضع جمهوری اسلامی در حمایت از آنچه «جبهه مقاومت» خواند، دفاع کرد و افزود اکنون پرچم فلسطین و حزبالله لبنان در تجمعات اعتراضی در اروپا و آمریکا برافراشته میشوند.
جبهه مقاومت عنوانی است که مقامهای جمهوری اسلامی برای گروههای شبهنظامی مورد حمایت تهران در منطقه، نظیر حماس، حزبالله، حشدالشعبی و حوثیهای یمن استفاده میکنند.
پلیس بریتانیا روز پنجم آبان سال گذشته اعلام کرد جمهوری اسلامی در حال بهرهبرداری از اعتراضات طرفداران فلسطینیها در بریتانیا است.
روزنامه تایمز روز ۱۲ آبان در گزارشی به ابعاد فعالیتهای گروههای مرتبط با جمهوری اسلامی در تظاهرات طرفداران فلسطین در لندن پرداخت و نوشت حامیان حکومت ایران در این تظاهرات، اعلامیههایی را پخش کردند که در آنها به اظهارات خامنهای برای «نابودی اسرائیل» استناد شده بود.
رضا علیجانی، تحلیلگر سیاسی در گفتوگو با ایراناینترنشنال به سخنان چهارشنبه خامنهای پرداخت و تاکید کرد: «جهانبینی و سیاست خارجی خامنهای، عقبمانده و متعلق به دوران جنگ سرد است.»
علیجانی افزود:«خامنهای لجبازانه از نظریات اقلیت در اقلیت خودش دفاع میکند. میدانیم به جز متوهمانی مثل خودش یا کسانی که منافعشان در تنش و تحریم است و نفوذیهای اسرائیل و روسیه که خواهان مستمر بودن این تنش هستند، حتی بخشی از اصولگرایان هم با این سیاست موافق نیستند.»