شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان: سرکوب معلمان و فعالان صنفی ادامه دارد
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با صدور بیانیهای، روند رو به افزایش سرکوب معلمان و فعالان صنفی در کشور را محکوم کرد. این تشکل صنفی در بیانیه خود از احضار، بازداشت، صدور احکام حبس، اخراج از کار و بازنشستگی اجباری معلمان، به عنوان نمونههایی از این سرکوبها نام برد.
بیانیه شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان که روز ۲۵ مهر ماه منتشر شد، از تهدید معیشت خانوادههای معلمان به عنوان ابزاری برای سرکوب بیشتر یاد کرد و نوشت که کلیه احکام احضار، اخراج، بازداشت، زندان و هر نوع برخورد با معلمان شاغل و بازنشسته و دانشجویان را شدیدا محکوم میکند.
این تشکل صنفی به جمهوری اسلامی هشدار داد در صورت ادامه این اقدامات، برای دفاع از همکاران، تجمعات گسترده و سراسری برگزار خواهد کرد.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان روز ۱۴ مهر نیز با صدور بیانیهای به مناسبت روز جهانی معلم، از معلمان خواست از ظرفیت مدرسهها برای اطلاعرسانی و آگاهیبخشی در مورد مطالبات جنبش معلمان استفاده کنند.
این تشکل صنفی در بخشی از این بیانیه نوشت: «در شرایطی که حاکمیت، سرکوب تشکلها و فعالان صنفی را در پیش گرفته، بهترین راه برای اهمیت دادن به صدای معلمان، تقویت تشکلهای صنفی موجود و ایجاد تشکلهای جدید است.»
احکام صادر شده برای معلمان و فعالان صنفی
بیانیه تازه شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان با اشاره به این که سرکوب معلمان و فعالان صنفی از زمان آغاز سال تحصیلی جدید در ایران به شکلی روزافزون رشد داشته، برخی از احکام صادر شده علیه معلمان را تشریح کرد.
تایید محکومیت عبدالرضا امانیفر، اصغر حاجب، محسن عمرانی و محمود ملاکی، اعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان استان بوشهر به پرداخت ۹۶۰ میلیون ریال جزای نقدی و محکومیت محسن عمرانی به شش ماه حبس، برخی از احکامی هستند که با شروع سال تحصیلی جدید برای معلمان صادر شدهاند.
محکومیت احمد حیدری نصرت، معلم و فعال صنفی فرهنگی به بازنشستگی اجباری، محاکمه کوکب بداغی پگاه، فعال صنفی فرهنگیان در اهواز، تایید حکم اخراج محمدحسین سپهری از آموزش و پرورش، احضار حسین واحدی به دادگاه انقلاب، اخراج سمیه اخترشمار و مهدی معرف از کار و تفتیش منزل رضا شریفه، فعال صنفی، برخی دیگر از فشارهای امنیتی و قضایی بر معلمان طی این مدت بوده است.
علاوه بر این، اسماعیل عبدی، عضو هیات مدیره كانون صنفی معلمان نیز با ۲۴ سال سابقه کار، بازخرید و از کار اخراج شد.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان از تایید حکم شش ماه حبس محمد حبیبی در دادگاه تجدیدنظر به عنوان آخرین اقدام سرکوبگرانه جمهوری اسلامی علیه فعالان صنفی معلمان نام برد و نوشت که این محکومیت مربوط به اعتراض حبیبی به مسمومیتهای سریالی دانشآموزان در سال ۱۴۰۱ است.
این تشکل صنفی با اشاره به اینکه برخی مدعی بودند «معلمان خیابان را مصرف میکنند» و تشکلهای صنفی و شورای هماهنگی «عامل حفظ وضع موجود» هستند، در بیانیه خود نوشت: «چرا ۳۰۰ نفر از کسانی که به قول آنها خیابان را به سود حاکمیت مصرف میکنند، بازداشت و با احکام سنگین روبهرو شدهاند؟»
فشار بر معلمان و فعالان صنفی
اعمال فشار و تلاش حکومت برای سرکوب معلمان و فعالان صنفی در دو دهه گذشته ادامه داشته و در سالهای قبل شمار زیادی از معلمان بازداشت و با احکام سنگین حبس مواجه شدهاند.
از پاییز ۱۴۰۱ تاکنون، دهها معلم به دلیل فعالیتهای صنفی و همراهی با خیزش انقلابی، با حکم هیات رسیدگی به تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش، بازخرید، از کار تعلیق یا به صورت دائمی اخراج شدند.
حبیبی به عنوان سخنگوی کانون صنفی معلمان، روز اول تیر امسال خبر داد که بسیاری از معلمان تازه استخدامشده پس از قتل مهسا ژینا امینی، به دلیل انتشار پستهای اعتراضی در شبکههای اجتماعی از کار اخراج شدند.
او روز هشتم شهریور هم گفت: «بیش از ۳۳۰ معلم در دو سال اخیر به خاطر فعالیتهای صنفی و مدنی اخراج شدهاند و هزاران معلم دیگر، احکام انضباطی دیگری دریافت کردهاند.»
حسین سیمایی صراف، وزیر علوم، با بیان این که هیچ دانشجویی در رابطه با خیزش ۱۴۰۱ پرونده قضایی ندارد و تمام احکام انضباطی صادر شده به این دلیل لغو شده، از بازگشت همه دانشجویان به کلاسهایشان خبر داد. روزنامه هممیهن با رد صحبتهای او نوشت دانشجویان تعلیقی به دانشگاه بازنگشتهاند.
روزنامه هممیهن در شماره روز ۲۶ مهر خود در گزارشی با عنوان «همه برنگشتند»، با رد صحبتهای وزیر علوم، تحقیقات و فناوری درباره بازگشت همه دانشجویان تعلیق شده به دانشگاه، نوشت که دانشجویان تعلیقی دانشگاههای الزهرا، علم و صنعت، خواجه نصیر، گیلان و دانشگاههای علوم پزشکی مشهد و شیراز میگویند هنوز به دانشگاه بازنگشتهاند.
این گزارش صحبتهای وزیر علوم مبنی بر بازگشت همه دانشجویان تعلیقی به دانشگاه را ادعایی دانست که مثالهای نقضش بسیار است.
نویسنده این گزارش با بیان این که حالا بیش از ۱۰۰ روز از روی کار آمدن دولت مسعود پزشکیان میگذرد، نوشت: «از همان روزهای اول تا به حال معاون اول رییسجمهوری، وزیر علوم و بعضی روسای دانشگاهها از دستور اکید پزشکیان برای بازگشت استادان و دانشجویان تعلیقی گفتهاند. موضوعی که با گذشت این مدت و ادعاهای مختلف در این باره، همچنان بهطور کامل اجرایی نشده است.»
به نوشته هممیهن، دانشجویان برخی دانشگاهها مانند الزهرا، بهشتی و علم و صنعت، کارزارهایی برای تغییر روسا و معاونان فعلی دانشگاهها به راه انداختهاند.
ابقای مدیران و معاونانی که در دوران اعتراضات سال ۱۴۰۱ حضور داشتند و به تعویق افتادن یا بهانهتراشی برای فعالیتهای صنفی و دانشجویی، از مواردی هستند که دانشجویان این دانشگاهها در متن کارزارهای خود آوردهاند.
آنها با بیان این که در چنینی فضایی دانشجویان نمیتوانند کاری از پیش ببرند و فضای پادگانی همچنان حاکم است، تاکید کردند در برخی دانشگاهها تغییر ریاست رخ داده اما رویههای سابق هنوز حاکم هستند.
وزیر علوم دولت پزشکیان، روز ۲۵ مهر با بیان این که احکام قضایی درباره دانشجویان به خاطر اعتراضات سال ۱۴۰۱ نداریم، گفت: «پروندههایی که داشتیم، همگی احکام انضباطی بودند که یک به یک بررسی شد و طی بخشنامهای هم اعلام کردیم و همه دانشجویان به کلاسهای خود بازگشتند.»
سیمایی صراف درباره قطعی شدن دیگر احکام قضایی صادر شده برای استادان و دانشجویان نیز گفت: «در رابطه با احکام قضایی در حال مذاکره هستیم. این موضوع مربوط به قوه قضاییه است و ما نمیتوانیم در آن دخالت کنیم و فقط میتوانیم راهکارهای قانونی را پیشنهاد دهیم.»
پرونده ۳۵۰ دانشجوی اخراجی به سازمان امور دانشجویان رسید
سعید حبیبا، معاون وزیر علوم، روز ۲۶ مهر ماه درباره آخرین وضعیت بازگشت دانشجویان محروم از تحصیل به دانشگاهها پس از خیزش «زن، زندگی، آزادی» گفت که در رابطه با دانشجویان اخراجی، در مجموع ۳۵۰ پرونده به سازمان امور دانشجویان رسید.
معاون وزیر علوم در دولت پزشکیان با بیان این که پس از فراخوان داده شده نیز «حدود ۱۴۰ تا ۱۵۰ پرونده به دست ما رسیده»، به خبرگزاری مهر گفت: «پروندهها دارای ایرادات شکلی و ماهوی بودند.»
حبیبا اعلام کرد که یک گروه از حقوقدانان از سوی وزیر علوم تشکیل شد که «پروندهها را بررسی کردند و ایرادات آن را احصا و به وزیر علوم گزارش دادند».
او در پاسخ به این سوال که احکام دانشجویان چه مشکلات حقوقیای داشت، گفت: «مشکل حقوقی اعم از مشکلات شکلی و ماهوی است و لذا وقتی یک پرونده به لحاظ شکلی درست پیش نرفته باشد دیوان عدالت اداری میتواند آنها را لغو کند؛ همچنان که از چند رای صادره ما که در دیوان عدالت اداری شکایت شد، دو نفر مراجعه کرده و آرای ما را نقض کردند.»
به گفته حبیبا، به روسای دانشگاهها گفته شده تا رسیدگی و ارائه رای نهایی در ارتباط با این پروندهها، دانشجویان سر کلاسها حاضر شوند.
این مقام وزارت علوم روز ۲۸ شهریور گفته بود این وزارتخانه اعلام کرده دانشجویانی که «به دلایل سیاسی، اخلاقی یا به هر دلیلی» پروندههای انضباطی دارند و با تعلیق سنوات یا محرومیت از تحصیل مواجه شدهاند، مورد بررسی مجدد قرار خواهند گرفت.
پزشکیان نیز روز هشتم شهریور در مراسم معارفه سیمایی صراف بهعنوان وزیر علوم چهاردهمین دولت جمهوری اسلامی، از او خواست تا در قرارداد همه استادانی که تاکنون اخراج یا لغو قرارداد شدهاند بازنگری کند و «دانشجویان را برگرداند».
بازگشت به تحصیل یک دانشجو از طریق کنکور مجدد
زهرا رحیمی، دانشجوی اخراجی رشته شیمی دانشگاه یزد، روز ۲۵ مهر ماه با انتشار مطلبی در شبکه اجتماعی ایکس از بازگشت خود به دانشگاه خبر داد.
او در این باره نوشت: «بازگشت من از طریق کنکور مجدد بود نه مصوبه جدید وزارت علوم و اهداف دولت جدید من باب بازگرداندن دانشجویان تعلیقی و اخراجی.»
رحیمی با بیان این که هیچ یک از واحدهای گذرانده شدهاش از سوی دانشگاه معادلسازی نشده، این رویداد را بر خلاف بخشنامه وزارت علوم که تاکید کرده دانشگاه موظف است مدت حذف و اضافه را برای ثبتنام و انتخاب واحد دانشجویان محروم از تحصیل فراهم کند، انجام شده است.
او با تاکید بر این که بسیاری از موارد تعلیق و اخراج دانشجویان با «یک روش رایج سرکوب یعنی به وجود آوردن مشکلات آموزشی برای غیرممکن کردن بازگشت به دانشگاه» انجام میشود، اضافه کرد که همین بهانهای برای تداوم محرومیت دانشجو از دانشگاه میشود.
رحیمی، شادی بازگشت خود را به دانشگاه، به مطهره گونهای، فعال دانشجویی تقدیم کرد که روز ۱۶ مهر ماه پس از لغو حکم ادامه تحصیلش بازداشت و به زندان منتقل شد.
جمهوری اسلامی از آغاز روی کار آمدن خود همواره دانشجویان و استادان منتقد حکومت را بازداشت، شکنجه یا از دانشگاه اخراج کرده است.
برخوردهای امنیتی و محرومیتهای انضباطی دانشجویان در دانشگاههای سراسر کشور از زمان خیزش انقلابی ایرانیان در دو سال پیش و گسترده شدن دامنه اعتراضات دانشجویی تشدید شده است.
از آن زمان تاکنون گزارشهای بسیاری درباره برخوردهای قهری با دانشجویان و صدور احکام اخراج، تعلیق یا ممنوعیت از تحصیل برای آنان منتشر شده است.
بر اساس گزارشها، بیش از ۱۲ هزار دانشجو در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» بازداشت، تعلیق، اخراج، تبعید تحصیلی و لغو اسکان شدند.
دستکم ۴۰۰ استاد دانشگاه نیز در جریان اعتراضات به بهانههای واهی و تنها به دلیل حمایت از دانشجویان با احکام اخراج، بازنشستگی اجباری یا تعلیق مواجه شدهاند.
در ادامه فشارهای جمهوری اسلامی بر خانوادههای دادخواه در ایران، نسرین شاکرمی، مادر نیکا شاکرمی، معترض ۱۷ ساله کشتهشده در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، روز ۲۵ مهر ماه در در خرمآباد بازداشت شد. همزمان صفحه اینستاگرام این مادر دادخواه نیز از دسترس خارج شد.
آیدا، خواهر نیکا شاکرمی، شامگاه ۲۵ مهر در شبکههای اجتماعی از بازداشت مادرش نسرین شاکرمی، در خرمآباد خبر داد و نوشت که از علت دستگیری و اتهام مطرح شده علیه او بیاطلاع است.
ساعتی پس از آن، صفحه اینستاگرام نسرین شاکرمی نیز از دسترس خارج شد.
نیکا شاکرمی، نوجوان ۱۷ ساله، روز ۲۹ شهریور ۱۴۰۱ در جریان خیزش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» در بلوار کشاورز تهران ربوده شد و به قتل رسید.
خانواده نیکا پیکر او را ۹ روز پس از ناپدید شدنش در یک سردخانه یافتند و با فشار نهادهای امنیتی، او را در روستایی دورافتاده در خرمآباد لرستان به خاک سپردند.
مراجع قضایی و رسانههای وابسته به حکومت مدعی شدند که نیکا بر اثر سقوط از ارتفاع کشته و پیکرش در «ساختمانی نیمه کاره» پیدا شده است.
به گفته او، اعضای خانوادهاش هدف تهدید و فشار امنیتی قرار گرفتند تا روایت حکومت را درباره کشته شدن دخترش تکرار کند و خواهرش، آتش شاکرمی نیز مجبور به اعتراف تلویزیونی شد.
تصویری از حضور نیکا شاکرمی در خیزش انقلابی «زن، زندگی، آزادی»
دو ماه پس از قتل نیکا، شبکه سیانان در گزارشی با تجزیه و تحلیل ۵۰ ویدیو و انتشار ویدیوهای جدیدی از حضور نیکا در خیابان و مصاحبه با شاهدان عینی، اعلام کرد او بازداشت شده بوده و ادعای مقامهای جمهوری اسلامی درباره خودکشیاش صحت ندارد.
بیبیسی جهانی نیز ۱۰ اردیبهشت امسال گزارش داد به مدرکی «بسیار محرمانه» دست یافته که نشان میدهد نیکا از سوی سه مرد که از نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بودند، هدف تعرض جنسی قرار گرفته و به قتل رسیده است.
در اسفند ۱۴۰۲ نیز یکی از اسناد به دست آمده از هک سامانههای قوه قضاییه جمهوری اسلامی به دست گروه عدالت علی، تجاوز به نیکا را پیش از قتل تایید میکرد.
طبق آمارهای سازمانهای حقوق بشری، جمهوری اسلامی بیش از ۵۵۰ معترض را در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» کشت و بینایی صدها تن دیگر را گرفت.
بنا بر این آمارها، دهها کودک و نوجوان در جریان این خیزش با شلیک یا بر اثر ضرب و جرح نیروهای حکومتی کشته شدند که هویت بیش از ۷۰ تن از آنها روشن شده است.
کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه اروپا در بیانیه مشترک نشست تاریخی خود در بروکسل از ایران خواستند به «اشغال» جزایر سهگانه ایرانی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی پایان دهد. این بیانیه مالکیت ایران بر این جزایر را نقض تمامیت سرزمینی امارات و اصول منشور سازمان ملل خواند.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، موضع شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه اروپا را در متهم کردن ایران به «اشغال» جزایر سهگانه خلیج فارس «اتهامی پوچ» خواند و تاکید کرد: «جزایر سهگانه همواره متعلق به ایران بودهاند و برای همیشه چنین خواهند ماند.»
عراقچی گفت این موضع نشان میدهد با وجود مذاکرات متعددی که مقامهای ایران و اتحادیه اروپا برگزار کردهاند، اروپا تمایل به «رویکرد تقابلی» دارد.
او افزود: «دوره دخالت مخرب اروپا با شیوه تفرقه بینداز و حکومت کن، مدتهاست که در منطقه به پایان رسیده است.»
علیاکبر ولایتی، مشاور علی خامنهای در امور بینالملل نیز بیانیه مشترک شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه اروپا را در متهم کردن ایران به «اشغال» جزایر سهگانه «بیاساس» خواند و گفت: «جمهوری اسلامی بهعنوان صاحب اصلی جزایر سهگانه، با دقت تحرکات بدخواهان منافع ملی و منطقهای را رصد کرده و پاسخ لازم را در مورد هر گونه تجاوز به خاک ایران خواهد داد.»
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی هم در واکنش خود، تغییر لحن کشورهای اروپایی در خصوص جزایر سهگانه ایرانی را ناشی از «سیاست انفعال و باجدهی آنها» در مقابل اسرائیل اعلام کرد و گفت که انتظار میرفت شورای همکاری خلیج فارس از فرصت نشست مشترک با سران کشورهای عضو اتحادیه اروپا، برای پاسخگو کردن و توقف تجاوز اسرائیل استفاده کند.
روسیه و شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس در تابستان سال گذشته نیز در نشستی مشترک در مسکو، با صدور بیانیهای خواستار «ارجاع پرونده جزایر سهگانه به دیوان بینالمللی دادگستری به منظور حل و فصل این مساله مطابق با مشروعیت بینالمللی» شدند.
خرداد گذشته، چین هم در بیانیهای از تلاشهای امارات متحده عربی برای دستیابی به یک «راهحل مسالمتآمیز» برای این موضوع حمایت کرد.
پیش از این جمعی از سفیران و دیپلماتهای پیشین جمهوری اسلامی در بیانیهای در واکنش به همراهی روسیه با موضع امارات درباره مالکیت جزایر سهگانه ایرانی گفتند: «روسیه مانند چین برای پیگیری اهداف منطقهای و منافع خود، تمامیت ارضی ایران را وجه المصالحه قرار داده است.»
موشکهای بالستیک و امنیت منطقه
در بیانیه مشترک اتحادیه اروپا و شورای همکاری خلیج فارس، طرفین بر اهمیت حفظ ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای جمهوری اسلامی تاکید کردند و خواستار توقف گسترش موشکهای بالستیک و پهپادها در ایران شدند.
این بیانیه تاکید کرد که اقدامات ایران نباید به صلح و امنیت منطقه و جهان آسیب بزند.
نگرانیها از توسعه موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی پس از حمله ۱۰ شهریور ۱۴۰۳ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به اسرائیل در پاسخ به کشته شدن اسماعیل هنیه، رییس دفتر سیاسی حماس، حسن نصرالله، دبیر کل حزبالله و عباس نیلفروشان، از فرماندهان سپاه قدس افزایش یافته است.
کشورهای غربی مدتهاست ارسال پهپادها و تکنولوژیهای مربوط به تسلیحات نظامی به روسیه، لبنان و غزه از سوی جمهوری اسلامی را محکوم کردهاند.
در یک واکنش هماهنگ در هفته جاری اتحادیه اروپا، بریتانیا و استرالیا تحریمهای جداگانهای علیه تعدادی از افراد، نهادها و شرکتهای خصوصی و دولتی ایرانی وضع کردند.
اتحادیه اروپا و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در بخش دیگری از بیانیه مشترک خود به وضوح از پیشرویهای مداوم هستهای جمهوری اسلامی در پنج سال گذشته ابراز نگرانی کردند و گفتند این اقدامات بازگشت به برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) را پیچیدهتر کرده است.
آنان از جمهوری اسلامی خواستند تا تمام تعهدات پادمانی خود را اجرا کند و تاکید کردند: «نباید اجازه داد ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند.»
تعهدات پادمانی جمهوری اسلامی
تعهدات پادمانی تهران شامل نظارتها و همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای اجرای پروتکل الحاقی، محدودیت در غنیسازی اورانیوم، کاهش تعداد سانتریفیوژها، تغییر کاربری تاسیسات فردو، بازطراحی رآکتور اراک و نظارتهای مستمر آژانس بینالمللی انرژی اتمی بهمنظور اطمینان از ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای جمهوری اسلامی است.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی ۱۴ اسفند سال گذشته در جلسه شورای حکام این آژانس در وین گفته بود هیچ پیشرفتی در حلوفصل مسائل پادمانی برنامه هستهای ایران حاصل نشده است.
شاهزاده رضا پهلوی، شامگاه چهارشنبه ۲۵ مهر، در گفتوگویی با شبکه فاکس نیوز، دیپلماسی و مذاکره با جمهوری اسلامی را شکست خورده دانست و در عین حال گفت که جنگ نیز راه حل نیست بلکه در عوض، باید راه سوم، یعنی توانمندسازی مردم ایران را برگزید.
او گفت: «من همیشه گفتهام که بهترین راه برای کمک به مردم ایران برای رهایی از این رژیم، حمایت و توانمندسازی آنهاست. ما دیدهایم که دیپلماسی شکست خورده و جنگ هم راهحل نیست. تنها راه سوم باقی میماند و آن این است که برای اولین بار در چهار دهه گذشته بر روی مردم ایران سرمایهگذاری کنیم، به جای اینکه وقت خود را برای مذاکره با این رژیم تلف کنیم. بنابراین واقعا بهترین راه برای کمک به مردم ایران توانمندسازی آنهاست.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود:«فکر میکنم راه تغییر این است که از سیاست مماشات دست برداریم و در عوض یک رویکرد دوگانه داشته باشیم، یعنی از یک طرف فشار حداکثری بر رژیم برای محدود کردن تواناییهای آن در حمایت از نیروهای نیابتیاش و تامین مالی ماشین جنگیاش و سرکوب شهروندان در داخل وارد شود، و از طرف دیگر سیاست حمایت حداکثری از مردم ایران را برای سازماندهی اعتصابات کارگری و هر اقدامی که بتواند از درون بر رژیم فشار وارد کند در پیش بگیریم.»
او گفت: «به این ترتیب شما بهترین متحدان، یا به اصطلاح چکمههای روی زمین را دارید، که خود مردم ایران هستند. این تغییر نیازی به هیچ نوع دخالت خارجی، نظامی یا غیره، ندارد.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «مهم این است که شرایط برابر شود تا مردم ایران شانس واقعی برای موفقیت داشته باشند، چرا که تاکنون آنها بدون هیچ حمایتی از سوی جهان آزاد عمل کردهاند.»
شاهزاده رضا پهلوی در ادامه گفتوگوی خود با شبکه فاکسنیوز درباره نقش خود در آینده ایران گفت: « من به هموطنانم گفتهام که ماموریت اصلی من در زندگی این است که به آنها کمک کنم آیندهای متفاوت را رقم بزنند؛ آیندهای که در آن یک سیستم سکولار و دموکراتیک جایگزین این دیکتاتوری دینی شود. من پیشنهاد دادهام که در دوران انتقال رهبری را در دست بگیرم تا این تغییر به وقوع بپیوندد.»
او افزود: «فکر میکنم این آرزوی میلیونها ایرانی است که حکومتی سکولار و دموکراتیک داشته باشند. آنها در سالهای اخیر نه تنها به خودشان، بلکه به منطقه و جهان نشان دادهاند چقدر با این رژیم متفاوت هستند. ما به ارزشهای حقوق بشر، آزادی و کرامت انسانی اعتقاد داریم. ما میان جنسیت، گروههای قومی یا مذاهب تبعیض قائل نمیشویم.»
شاهزاده رضا پهلوی گفت: «ما میدانیم که آینده بهتر ایران و فرصتهای شکوفایی در گرو ثبات و صلح در منطقه است. ما میخواهیم با همسایگان عرب خود در خلیج فارس، با اسرائیل و با هر کشوری که معتقد است همکاری جمعی میتواند بسیار موثرتر باشد، همکاری کنیم.»
او افزود: «من، مانند بسیاری از مردم جهان، نگران مسائل مختلفی هستم که همه ما را تحت تاثیر قرار میدهند. ما با کمبود آب مواجه هستیم. با مشکلات اقتصادی زیادی دست و پنجه نرم میکنیم و به جای این که پول خود را برای شلیک موشک به یکدیگر خرج کنیم، میتوانیم آن را صرف بهداشت، آموزش و توسعه کنیم و یک مشارکت واقعی منطقهای داشته باشیم.»
شاهزاده رضا پهلوی با تاکید بر اینکه نبرد بین خیر و شر یک نبرد همیشگی است، گفت: «باید در سمت درست تاریخ ایستاد. جهان آزاد اغلب به ملتهایی که تحت محاصره یا اشغال یا پشت پرده آهنین بودند یا تحت سلطه رژیمهای نژادپرست رنج میبردند، کمک کرده است؛ چه در آفریقای جنوبی، چه به مردم تحت حکومت نظامی در آمریکای لاتین و چه مردمی که در دوران جنگ سرد پشت پرده آهنین در اروپای شرقی گرفتار مانده بودند.»
شاهزاده رضا پهلوی در پایان این گفتوگو افزود: «مثالهای زیادی وجود دارد که ملتهای آزاد به حمایت از کشورهایی برخاستند که نیازمند کمک بودند. فکر نمیکنم لخ والسا و جنبش همبستگی یا نلسون ماندلا و کنگره ملی آفریقا در آفریقای جنوبی بدون حمایت خارجی موفق میشدند. همین اصل در مورد ایران و ایرانیان نیز صدق میکند.»
در حالی که فشار بر زندانیان کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» با پروندهسازیهای جدید ادامه دارد و دادسرای انقلاب کرج، احمدرضا حائری را به «تبلیغ علیه نظام» و «نشر اکاذیب» متهم کرد، گلرخ ایرایی با انتشار نامهای از زندان اوین خواستار مخالفت همهجانبه با مجازات اعدام شد.
جلسه بازپرسی پرونده تازه علیه احمدرضا حائری، زندانی سیاسی، چهارشنبه ۲۵ مهر در شعبه اول بازپرسی ناحیه یک دادسرای عمومی و انقلاب کرج، بهصورت ویدیوکنفرانس برگزار شد.
این پروندهسازی بنا بر فشار نهادهای امنیتی و بر اساس گزارشها و شکایتهای مقامات زندان قزلحصار کرج، به دلیل نامهها و گزارشهای این فعال حقوقبشر زندانی علیه شکنجه زندانیان و فعالیت او علیه مجازات اعدام در کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» تشکیل شده است.
در این جلسه بازپرسی، این زندانی سیاسی که مقامات قضایی با مرخصی کوتاهمدت او از زندان مخالفت کردهاند، به «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» و «نشر اکاذیب» متهم شد.
حائری پیشتر با شکایت سازمان زندان، به دلیل افشاگری درباره قتل ساسان نیکنفس، زندانی سیاسی و امیرحسین حاتمی، زندانی جرائم عمومی، به «نشر اکاذیب» متهم و به ۹۱ روز زندان محکوم شده بود.
او در پرونده دیگری که با شکایت سازمان اطلاعات سپاه تشکیل شد نیز به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» در مجموع به چهار سال و چهار ماه زندان محکوم شده بود.
با وجود اعلام رامین صفرنیا، وکیل احمدرضا حائری، مبنی بر نقض حکم چهار سال و چهار ماه زندان او در دیوان عالی کشور، این زندانی سیاسی با گذشت بیش از ۲۰ ماه از زمان آغاز حبس خود، همچنان در زندان قزلحصار کرج بهسر میبرد. نامه گلرخ ایرایی از زندان اوین
گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی محبوس در بند زنان زندان اوین، در نامهای که از این زندان نوشته به خبر انتقال چهار زندانیِ سیاسی عرب به سلول انفرادی، جهت اجرای حکم اعدام واکنش نشان داد.
ایرایی با اشاره به تلخی خبرهای اعدام نوشته «اگر شنیدن این خبر ما را کمتر از شنیدن اخبار همفکرانمان در شرایط مشابه برانگیخته میکند، به این معناست که ما قابلیتِ بدل شدن به آنی که به انکارِ آن برخاسته بودیم را داریم.»
این زندانی سیاسی در ادامه با تاکید بر اینکه در مبارزه با «مجازات وحشیانه اعدام»، نمیتوان فقط در برابر اعدامهای سیاسی یا در برابر احکام مرگ صادره برای همسویانِ سیاسی خود واکنش نشان داد، نوشته است: «برای لغو مجازات اعدام باید بتوانیم هر حکم مرگی، حتا برای مجرمی که ابعاد جرمش در نظرمان بسی هولناک است را نیز محکوم کنیم.»
ایرایی در بخش دیگری از نامه خود نوشت: «اگر در واکنش به شنیدنِ «اعدام گرفت» میگوییم «برای چه»، به معنای پذیرشِ حکم مرگ برای آن دسته افرادیست که مجرمیتشان در دایره معادلات ما نمیگنجد و حکومت را محق به کشتنِ آنان میدانیم. برای لغو مجازات اعدام باید به مخالفت همهجانبه با آن برخاست.»
این کارزار برای توقف اعدامها، از سوی زندانیان سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج آغاز شد و سپس زندانیانی از سایر زندانها به آن پیوستند.
۲۴ مهر گزارش شد که زندانیان ۲۲ زندان شامل اوین، قزلحصار، مرکزی کرج، تهران بزرگ، خرمآباد، اراک، اسدآباد اصفهان، نظام شیراز، بم، مشهد، لاکان رشت، قائمشهر، اردبیل، تبریز، ارومیه، سلماس، خوی، نقده، سقز، بانه، مریوان و کامیاران، در کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در اعتصاب غذا هستند.
قبل از آن نیز، همزمان با روز جهانی نه به اعدام، «سازمان حقوق بشر ایران» و «کارزار جهانی نه به اعدام در ایران» با مشارکت سازمانها و کنشگران حقوق بشری، مدنی و سیاسی، در حمایت از جنبش سهشنبههای نه به اعدام، به مدت ۲۴ ساعت بدون وقفه به موضوع اعدام در ایران پرداختند.