سیانان: چرا مکرون اکنون تصمیم به شناسایی کشور فلسطین گرفت؟
سیانان در گزارشی به قلم جوزف آتامان، تهیهکننده مستقر در پاریس، تصمیم غیرمنتظره امانوئل مکرون، رئیسجمهوری فرانسه، برای شناسایی کشور فلسطین را بررسی کرده است؛ تصمیمی که به باور بسیاری از تحلیلگران، میتواند موازنه دیپلماتیک در قبال بحران خاورمیانه را دگرگون کند.
مکرون در ساعات پایانی شب با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که فرانسه در سپتامبر آینده، در نشست مجمع عمومی سازمان ملل، فلسطین را بهعنوان یک کشور مستقل به رسمیت خواهد شناخت. فرانسه نخستین کشور از میان اعضای شورای امنیت و گروه هفت است که چنین تصمیمی اتخاذ میکند.
این اعلامیه با وجود پیشبینیهای قبلی، با توجه به لغو نشست پاریس با عربستان و متحدان اروپایی در پی جنگ کوتاهمدت جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل، غافلگیرکننده بود. به گفته یک مقام ارشد در کاخ الیزه، هدف فرانسه از این اقدام، وارد کردن فشار بر دیگر کشورها برای پیوستن به این روند است.
سیانان مینویسد این تصمیم در زمانی اتخاذ شده که بحران انسانی در غزه به نقطه اوج رسیده است. تصاویر کودکان گرسنه و وضعیت وخیم ساکنان غزه که به گفته رئیس آنروا «شبیه اجساد متحرک شدهاند»، موجی از انزجار در غرب ایجاد کرده است. اما هنوز اقدام ملموسی از سوی قدرتهای جهانی برای توقف این بحران صورت نگرفته است.
هرچند این تصمیم در سرزمینهای فلسطینی، بهویژه از سوی حماس، بهعنوان «گامی مثبت» ارزیابی شده، اما در اسرائیل با واکنش منفی روبهرو شده است. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، این اقدام را «پاداش دادن به تروریسم» توصیف کرده و برخی دیگر از مقامات اسرائیلی آن را دلیلی برای الحاق رسمی کرانه باختری دانستهاند.
سیانان در پایان یادآور میشود که گرچه شناسایی رسمی فلسطین از سوی فرانسه ممکن است در کوتاهمدت تغییر محسوسی در وضعیت ساکنان غزه ایجاد نکند، اما پاریس امیدوار است با این «جهش دیپلماتیک»، کشورهای غربی به دومینوی بهرسمیتشناختن بپیوندند و راه برای احیای راهحل تشکیل دو کشور هموارتر شود.
والاستریت ژورنال در تحلیل تازهای به قلم افسر اطلاعاتی سابق سیا در امور ایران و مشاور ارشد وزارت خارجه آمریکا در دولت اوباما از تغییر ساختار قدرت در جمهوری اسلامی بعد از شکست در جنگ ۱۲ روزه و ظهور نسل جدیدی از نیروهای تندرو خبر داده که حاضر به مصالحه بر سر برنامه هستهای نیستند.
رِئول مارک گرِشت، افسر اطلاعاتی سابق سیا در امور ایران و رِی تکیه، پژوهشگر اندیشکده شورای روابط خارجی، در این مقاله تحلیلی که چهارشنبه یکم تیر منتشر شد، نوشتهاند که شکست جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل و آمریکا، برخلاف جنگ با عراق که تقویت نهادهای انقلابی را در پی داشت، سبب تضعیف چشمگیر نهادهای جمهوری اسلامی شده و جایگاه رهبری علی خامنهای را مخدوش کرده است.
به باور نویسندگان، این تضعیف راه برای ظهور نسل جدیدی از نیروهای تندرو و کمتر شناخته شده هموار کرده است، نیروهایی که اغلبشان از میان فرماندهان میانی سپاه و گروههایی مانند جبهه پایداری سربرآوردهاند.
این مقاله نسل جدید مورد اشاره را اینطور توصیف میکند: «نسلی که برخلاف نسل نخست انقلاب اسلامی انگیزهای برای توضیح اهداف و باورهای خود ندارد، بیشتر در ساختارهای امنیتی و موازی فعال هستند، و نهتنها خشونت علیه شهروندان ایرانی را مشروع میدانند، بلکه به دو چیز تعهد بنیادین دارند: ساخت بمب اتم و ادامه راه قاسم سلیمانی در منطقه.»
گرِشت و تکیه با بیان اینکه شبکه نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در پی رویدادهای پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آسیبپذیر شدهاند، پیشبینی میکنند که تندروهای نوظهور برنامه هستهای و جنگ نیابتی در منطقه را با شیوههایی پنهانی و پراکنده دنبال خواهند کرد.
آنها به اسرائیل و آمریکا هشدار میدهند که جمهوری اسلامی از این به بعد بهجای تاسیسات عظیم زیرزمینی، به ساخت مراکز کوچکتر و در ساختمانهایی روی خواهد آورد، مشروط بر اینکه بتواند شبکه جاسوسهای اسرائیل درون مرزهای ایران را خنثی کند.
در این مقاله آمده است: «جمهوری اسلامی موجی از پاکسازی درونحکومتی برای حذف جاسوسان را آغاز کرده تا مانعی در مسیر این برنامهها باقی نماند. هرچند این اقدامات برای مدتی پروژههای هستهای را فلج خواهد کرد، اما در نهایت برنامهای پنهانی را ممکن میکند که نه اسرائیل و نه آمریکا قادر به مهار آن نخواهند بود.»
تقلای بیفایده برای آشتی با جامعه
در بخشی از این مقاله به تلاشهای جمهوری اسلامی برای بیدار کردن عواطف میهنپرستانه عموم مردم و تشویق مردم به اتحاد در برابر نیروی خارجی اشاره شده است، تلاشهایی که به نظر نویسندگان «در احیای هویت ملی ناموفق بوده است.»
آنها با اشاره به خشونت افسارگسیخته از سوی جمهوری اسلامی برای سرکوب خیزش زن، زندگی، آزادی نوشتهاند: «چنین خشونتی پیوند میان جامعه و حکومت را بهشکلی غیرقابل جبران از هم گسسته است. حتی بمبارانهای اسرائیل و آمریکا هم این پیوند را بازسازی نخواهد کرد.»
به باور نویسندگان، نیروهای تازهقدرتگرفته سپاه خود را نه با پیوند با جامعه بلکه با آمادگی برای سرکوب حداکثری مردم تعریف میکنند.
این مقاله با طرح دو پرسش محوری پایان مییابد. مخاطب پرسش اصلی موساد است: آیا در موقعیتهای کلیدی کسانی در ایران هستند که حاضر باشند جان خود و عزیزانشان را برای ممانعت از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای به خطر بیاندازند؟
و پرسش دیگر اینکه، آیا اسرائیل میتواند آنقدر درباره نخبگان سیاسی جدید اطلاعات بهدست آورد که بتواند آنها را تضعیف کند؟
نویسندگان این تحلیل معتقدند «در رقابت اطلاعاتی مرگبار جاری میان ایران و اسرائیل» پاسخ به این پرسشها حیاتی خواهد بود.
گرِشت و تکیه، هر دو نسبت به گفتمانِ اصلاح جمهوری اسلامی از درون بدبیناند و این ساختار سیاسی را «اصلاحناپذیر» میدانند. تکیه در مقالههای اخیرش تاکید میکند که هیچ یک از جناحهای درون نظام خواهان تغییرات ساختاری نیستند.
دیگر وجه مشترک میان این دو تحلیلگر تاکید بر نقش مردم در تغییر حاکمیت در ایران است. آنها معتقدند در ایجاد هر شکلی از تغییر سیاسی در ایران، نقش اصلی بر عهده جامعه ایران است و نقش نیروهای بیرونی از جمله آمریکا و اسرائیل باید به فشار سیاسی و نظامی هدفمند و ایجاد ضعف ساختاری جدی در نظام امنیتی و سیاسی محدود شود.
روزنامه واشنگتنپست در یادداشتی به قلم استفن جی. رپ، دادستان پیشین دادگاه بینالمللی رواندا و سیرالئون و سفیر پیشین آمریکا در امور جنایات جنگی (۲۰۰۹–۲۰۱۵)، نسبت به روند فزاینده اعدامهای سیاسی در ایران و خطر وقوع قتلعامی مشابه تابستان خونین سال ۱۳۶۷ هشدار داد.
رپ در این یادداشت تاکید میکند که شواهد و نشانهها از تشدید استفاده جمهوری اسلامی از اعدام بهعنوان ابزار اصلی سرکوب مخالفان سیاسی حکایت دارد. به گفته او، شمار اعدامها در سال ۲۰۲۵ ممکن است از هر سال دیگری در تاریخ معاصر ایران فراتر رود.
او مینویسد: «اعدامهایی که امروز در ایران انجام میشود، نه اقدامی پراکنده، بلکه بخشی از سیاست حسابشده حاکمیت برای سرکوب خیزشهای سراسری و ترمیم اقتدار پس از شکستهای داخلی و منطقهای، از جمله در جنگ اخیر با اسرائیل است.»
این مقام ارشد سابق قضایی همچنین اشاره میکند که تاکنون دستکم ۱۲ معترض اعتراضات ۱۴۰۱ اعدام شدهاند و صدها نفر دیگر با اتهامات مبهمی همچون «محاربه» در انتظار حکم اعدام هستند. رپ هشدار میدهد که زمینهسازی رسانهای و قانونی در ایران برای تکرار سناریوی قتلعام ۱۳۶۷ در جریان است، از جمله با انتشار سرمقالهای در خبرگزاری فارس که آن اعدامها را «تجربهای موفق» خوانده است.
او در ادامه از جامعه جهانی میخواهد که این بار در برابر چنین فجایعی سکوت نکند و پیشنهاد میکند که کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، فولکر ترک، باید ماموریت حقیقتیاب جدیدی درباره ایران راهاندازی کند. رپ همچنین خواستار تحریم ناقضان حقوق بشر و کاهش روابط دیپلماتیک دولتهای دموکراتیک با حکومت ایران شده است تا هزینههای این اقدامات برای جمهوری اسلامی افزایش یابد.
در پایان، رپ تاکید میکند که اگرچه اجرای عدالت در چنین مواردی ممکن است طولانی باشد، اما «بیکیفری امروز» نباید مانع تلاش برای پاسخگویی فردای رهبران جمهوری اسلامی شود. او هشدار میدهد که جهان نباید برای دومینبار اجازه دهد یک فاجعه انسانی در ایران در برابر چشم همگان رخ دهد.
جورجیا ملونی، نخستوزیر ۴۵ ساله ایتالیا، نخستین زنی است که در تاریخ این کشور به این مقام رسیده است.
او در خانوادهای طبقه متوسط در رم به دنیا آمد و پس از جدایی والدینش، با سختیهای فراوانی بزرگ شد. یک آتشسوزی در کودکی مسیر زندگی او را تغییر داد و باعث شد خانوادهاش به محلهای کارگری نقل مکان کنند.
در ۱۵ سالگی به شاخه جوانان حزب پسا-فاشیستی اماسآی پیوست و بهسرعت در سیاست رشد کرد. ملونی دانشگاه نرفت اما با کار و تلاش توانست در جوانی به پارلمان راه یابد و در ۳۱ سالگی بهعنوان وزیر امور جوانان در دولت برلوسکونی منصوب شود.
او در سال ۲۰۱۲ حزب جدیدی به نام «برادران ایتالیا» تاسیس کرد که با شعارهای ملیگرایانه، ضد مهاجرت و ضد جهانیسازی بهتدریج محبوبیت یافت.
در انتخابات ۲۰۲۲ ائتلاف راستگرای او پیروز شد و او به نخستوزیری رسید.ملونی با وجود پیشینه راست افراطی، در عرصه بینالمللی چهرهای عملگرا و متمایل به غرب نشان داده و توجه رهبران آمریکا و اتحادیه اروپا از اورزولا فون در لاین تا جو بایدن و جیدی ونس و دونالد ترامپ را به خود جلب کرده به حدی که رابطه گرم او با ترامپ مورد توجه ویژه رسانهها قرار گرفته است.
به گزارش جروزالمپست، موساد در ماه ژوئن ۲۰۲۵ (خرداد ۱۴۰۴) نقش کلیدی در ترور ۹ تن از ۱۳ فرمانده ارشد نظامی حکومت ایران و دستکم ۱۲ «دانشمند هستهای» این کشور داشته است.
این گزارش از «عملیاتی بیسابقه» در عمق خاک ایران سخن میگوید که با وجود پاکسازیهای امنیتی گسترده پس از جنگ ۱۲ روزه، همچنان ادامه دارد.
طبق این گزارش، موساد نهتنها در ترورها، بلکه در شناسایی و حمله به تاسیسات موشکی و هستهای ایران نیز مشارکت داشته است، هرچند عملیات فیزیکی توسط نیروی هوایی اسرائیل انجام شده است. دیوید بارنئا، رئیس موساد، در پیامی ویدئویی به نیروهایش گفت: «همچنان آنجا خواهیم بود، همانطور که همیشه بودهایم»، پیامی که از سوی ناظران بهمثابه تهدید مستقیم به تهران تلقی شده است.
جروزالمپست به نقل از منابع امنیتی گزارش میدهد که موساد با استفاده از عوامل نفوذی، ابزارهای سایبری پیشرفته و حتی تکنولوژی هوش مصنوعی توانسته برخی از فرماندهان سپاه را به دام بیندازد. برای مثال، طبق گزارشها، امیرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، با یک تماس ساختگی به جلسهای کشانده شد که به کشتهشدن او و معاونانش انجامید.
همچنین اعلام شده که بدافزاری در سیستم دوربینهای امنیتی تهران نصب شده بود که محل اختفای علی شادمانی، فرمانده قرارگاه خاتم، را شناسایی کرد. او نیز در حمله پهپادی کشته شد. موساد ابتدا با فناوریهای دیجیتال نمونه دیانای او را شناسایی کرده و با کمک هوش مصنوعی و تشخیص چهره، مکان او را یافت.
به نوشته این روزنامه اسرائیلی در جنگ ۱۲روزه، موساد علاوهبر جاسوسان میدانی، از تسلیحات کنترل از راه دور، پهپادهای مرگبار و خودروهای مجهز به سلاح استفاده کرد.
جروزالمپست مینویسد نکته مهم آنکه با وجود بازداشت یا کشتهشدن برخی عوامل موساد، اسرائیل در میان میلیونها ایرانی مخالف رژیم، همواره ظرفیت جذب نیروهای جدید را دارد. حتی اگر جمهوری اسلامی موفق به سرکوب شود، پر کردن تمام شکافهای امنیتی و فناورانهای که موساد میتواند از آن بهره گیرد، تقریباً غیرممکن بهنظر میرسد.
اسرائیل و آمریکا پنجشنبه دوم تیر تیمهای مذاکرهکنندهشان را از مذاکرات آتشبس در غزه برای مشورت فراخواندند. این دو کشور حماس را به اخلال در فرآیند صلح متهم میکنند، در مقابل حماس از خروج ویتکاف از مذاکرات ابراز شگفتی و بر تمایل خود برای رفع موانع و تحقق آتشبس تاکید میکند.
حماس با انتشار بیانیهای در بامداد جمعه سوم تیر به وقت محلی از اظهارات ویتکاف مبنی بر «فقدان حسننیت از سوی حماس» ابراز شگفتی کرد و نوشت که میانجیگران از نسخه بهروز شده پیشنهاد حماس استقبال کرده بودند.
این گروه شبهنظامی تحت حمایت جمهوری اسلامی مدعی است پیشنهادی که ارائه کرده «مسیر را برای دستیابی به توافقی جامع باز میکند.»
حماس همچنین نسبت به ادامه مذاکرات «بهنحوی که به رفع موانع و دستیابی به آتشبس دائمی منجر شود» ابراز تمایل کرده است.
یک مقام اسرائیلی که در جریان مذاکرات قرار دارد به خبرگزاری رویترز گفت این طرح «بدون امتیازدهی از سوی حماس، امکان پیشرفت را فراهم نمیکند»، با این حال اسرائیل قصد دارد گفتوگوها را ادامه دهد.
یگ مقام ارشد حماس هم به این رسانه گفت که دستیابی به توافق هنوز ممکن است اما چند روز زمان خواهد برد زیرا به گفته او «اسراییل تعلل میکند.»
استیو ویتکاف، نماینده ویژه دونالد ترامپ در امور خاورمیانه پنجشنبه اعلام کرد که ایالات متحده گفتوگوهای مربوط به آتشبس غزه را نیمهکاره رها میکند و تیم مذاکرهکننده را به کشور باز میگرداند زیرا آخرین پاسخ حماس از «بیمیلی این گروه به رسیدن به توافق» حکایت دارد.
او همچنین گفت: «اکنون در حال بررسی گزینههای جایگزین هستیم تا گروگانها را به خانه بازگردانیم و محیطی باثباتتر برای مردم غزه ایجاد کنیم.»
تامی پیگات، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا هم با تایید «بررسی گزینههای جایگزین از سوی ایالات متحده» جزییاتی این گزینهها ارائه نکرد.
پیگات در پاسخ به اینکه آیا آمریکا همچنان به دنبال آتشبس در غزه است و چگونه این هدف را دنبال میکند، پاسخ روشنی نداد و تنها گفت: «این وضعیت بسیار پویاست.»
او تاکید کرد که تعهد آمریکا به دستیابی به آتشبس تردیدناپذیر است و حماس را بابت توقف مذاکرات مقصر دانست.
دور نخست مذاکرات با میانجیگری مصر و قطر بهار سال گذشته انجام شد و بدون نتیجه پایان یافت.
بلافاصله پس از روی کار آمدن دولت دونالد ترامپ، دور دوم گفتوگوها آغاز و توافقی شامل تبادل هشتمرحلهای گروگانها و زندانیان، آتشبس ششهفتهای، عقبنشینی جزییِ اسرائیل از باریکه غزه و فراهم کردن امکان ارسال گسترده کمکهای بشردوستانه پایان یافت.
این توافق تا حدودی عملی شد اما در میانه اجرا دو طرف بر سر نحوه آزادسازی گروگانها و زندانیان به اختلاف جدی خوردند، اسرائیل آتشبس را شکست و اجرای توافق ادامه نیافت.
دور سوم مذاکرات با حماس نیمه تیر آغاز و یک روز بعد متوقف و دوباره از سر گرفته شد.
ده روز پس از آغاز این دور از مذاکرات اعلام شد که با وجود تلاش میانجیها، اختلافات بر سر میزان عقبنشینی نهایی ارتش اسرائیل از نوار غزه، محل استقرار مجدد نیروهای اسرائیلی و خلعسلاح حماس ادامه دارد.
بر اساس گزارشها حماس تنها در صورتی همه گروگانها را آزاد خواهد کرد که اسرائیل بهطور کامل از غزه خارج شده و جنگ را پایان داده باشد. از سوی دیگر اسرائیل میگوید تا وقتی حماس قدرت را واگذار نکرده و خلع سلاح نشده به جنگ پایان نخواهد داد.
به نقل از رویترز این گروه شبهنظامی با واگذاری قدرت موافقت کرده اما میگوید سلاحهای خود را تحویل نخواهد داد.
گمان میرود حماس گروگانها را در مکانهای مختلف، از جمله در تونلها، نگهداری میکند و اعلام کرده نگهبانان گروگانها مامور شدهاند تا در صورت پیشروی نیروهای اسرائیلی گروگانها را بکشند.
«انجمن خانوادههای گروگانها» با انتشار بیانیهای از خروج اسرائیل از مذاکرات ابراز نگرانی کرد: «هر روز که میگذرد، شانس نجات گروگانها کمتر میشود و احتمال از دست رفتن اطلاعات حیاتی درباره آنها افزایش مییابد.»
وخامت وضعیت انسانی در غزه؛ نرخ ناشی از گرسنگی ۹ برابر بالاتر از میانگین جهانی
در پی حدود دو سال جنگ، هر دو طرف برای رسیدن به توافق تحت فشار داخلی و بینالمللی هستند؛ از یک سو بحران انسانی در غزه تشدید شده و از سوی دیگر اسرائیلیها نگران وضعیت گروگانهای خود هستند.
دفتر حقوق بشر سازمان ملل متحد در گزارش تازه خود اعلام کرد که در سه روز نخست هفته گذشته دستکم ۴۳ نفر بر اثر گرسنگی در باریکه غزه جان خود را از دست دادهاند.
بیش از ۱۰۰ سازمان امدادی، از جمله پزشکان بدون مرز، سازمان نجات کودکان و آکسفام روز چهارشنبه در بیانیهای نوشتند: «همکاران ما و ساکنان غزه با گرسنگی فزاینده درگیرند و تحلیل میروند.»
وزارت بهداشت غزه که تحت کنترل گروه حماس است، اعلام کرد که بیمارستانهای این منطقه تنها ظرف ۲۴ ساعت روز چهارشنبه ۱۰ مورد مرگ ناشی از قحطی و سوء تغذیه را ثبت کردهاند و با این حساب تعداد کل مرگ و میر ناشی از قحطی در این منطقه به ۱۱۱ نفر رسیده است.
بر اساس آمار مورد تایید نهادهای بینالمللی، نرخ مرگ روزانه بر اثر گرسنگی نسبت به جمعیت در غزه، در قیاس با میانگین جهانی نشان میدهد که وضعیت کنونی غزه یکی از وخیمترین بحرانهای گرسنگی ثبت شده در دوران معاصر است.
طبق گزارشهای رسمی سازمان ملل، روزانه بیش از ۲۴ هزار نفر در جهان بر اثر گرسنگی میمیرند. با احتساب جمعیت حدود هشت میلیارد نفری جهان، این عدد معادل ۰.۳ مرگ در هر ۱۰۰ هزار نفر در روز است.
در مقابل، با در نظر گرفتن جمعیت حدود ۲ میلیون نفری غزه و مرگ دستکم ۴۳ نفر ظرف یک هفته، عدد متناظر در این منطقه روزانه به ۲.۷۸ مرگ در هر ۱۰۰ هزار نفر میرسد.
این مقایسه نشان میدهد که نرخ مرگ ناشی از قحطی و گرسنگی در غزه بیش از ۹ برابر بالاتر از میانگین جهانی است.
فشار جهانی بر اسرائیل برای پایان دادن به بحران انسانی در غزه
کییر استارمر، نخست وزیر بریتانیا، پنجشنبه با انتشار بیانیهای وضعیت غزه را یک فاجعه انسانی «غیرقابل توصیف و غیرقابل دفاع» خواند و اعلام کرد که جمعه برای گفتوگو درباره این موضوع با فرانسه و آلمان تماس اضطراری خواهد گرفت.
به گفته او موضوع اصلی این گفتوگوی فوری «توقف کشتار و رساندن غذای مورد نیاز مردم». او همچنین از اسرائیل خواست تا اجازه دهد کمکها به این منطقه محصور فلسطینی وارد شود.
استارمر با بیان اینکه «دیدن آیندهای امیدوارکننده در چنین دوران تاریکی دشوار است»، بار دیگر از همه طرفها خواست تا «با حسن نیت و سرعت» برای تحقق آتشبس و آزادی همه گروگانها مشارکت کنند.
از سوی دیگر، امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، پنجشنبه شب به وقت محلی اعلام کرد که این کشور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد فلسطین را بهعنوان کشوری مستقل به رسمیت خواهد شناخت. او گفت: «ضروریترین اقدام در حال حاضر، پایان جنگ در غزه و نجات جان غیرنظامیان است.»
نامه مکرون درباره بهرسمیت شناختن کشور اسراییل پنجشنبه از سوی مقامات این کشور به محمود عباس، رییس تشکیلات خودگردان فلسطین تحویل داده شد.
این اقدام فرانسه با استقبال چندین کشور اروپایی روبهرو شد. اسراییل مخالفت شدید خود با این تصمیم را آشکارا بیان کرد.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، نیز اعلام کرد واشینگتن با تصمیم فرانسه برای به رسمیت شناختن کشور فلسطین در نشست آتی مجمع عمومی سازمان ملل مخالف است و آن را «بیملاحظه» خواند.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسراییل گفت: «ایجاد یک کشور فلسطینی زمینهساز نابودی اسراییل است چون خواسته فلسطینیها ایجاد کشوری بهجای اسراییل است.»
مردم میمیرند اما کسی مسئولیت قطحی و گرسنگی را نمیپذیرد
در حالی که بحران گرسنگی در غزه ساعت به ساعت ناگوارتر و پیچیدهتر میشود، اسرائیل حماس را مقصر این وضعیت معرفی میکند، از سوی دیگر حماس انگشت اتهام را به سوی اسرائیل میگیرد و این کشور را مانع توزیع کمکها معرفی میکند.
اسراییل مدعی است روزانه کمکهای کافی به غزه وارد میشوند اما نهادهای مرتبط با سازمان ملل که مسئولیت توزیع کمکها بر عهده آنهاست در توزیع اصولی ناکام ماندهاند و حماس هم بخشی از کمکهای ورودی را میدزدد.
در مقابل سازمانهای حقوق بشری مرتبط با سازمان ملل میگویند باوجود محدودیتهایی که اسرائیل ایجاد کرده و فروپاشی نظم عمومی به دنبال بیش از دو سال جنگ، تحویل کمکها تقریبا غیرممکن است.
این نهادها وضعیت فعلی کمکها را اینطور توصیف میکنند: به محض ورود کامیونهای حامل غذا به منطقه هزاران نفر به سوی کامیونها هجوم میبرند و پیش از اینکه کامیونها به محل توزیع برسند، خالی شدهاند.
از سوی دیگر، یک نهاد غیردولتی آمریکایی و برخوردار از تایید و حمایت اسرائیل به نام بنیاد بشردوستانه غزه، که از فوریه سال جاری با توزیع کمکهای انسانی در غزه را بر عهده دارد، «روایت قحطی» از سوی حماس را یک تاکتیک مذاکرهای میداند و کمبود کمکهای وارد شده به غزه را «بیمیلی جامعه جهانی به همکاری» عنوان میکند.
سازمان ملل شیوه کار بنیاد بشردوستانه غزه را «ناامن و مغایر با اصول کمکرسانی بشردوستانه از جمله بیطرفی» میداند، اتهامی که این بنیاد آن را رد کرده است.
دفتر حقوق بشر سازمان ملل ۲۴ تیر اعلام کرد که طی شش هفته پیش از آن، دستکم ۸۷۵ مورد مرگ در اطراف محلهای توزیع کمک و کاروانهای غذایی در غزه ثبت شده که بیشتر آنها در نزدیکی قرارگاههای متعلق به بنیاد بشردوستانه غزه رخ داده است.
بیشتر این مرگها ناشی از تیراندازی است. مردم محلی ارتش اسرائیل را مسئول میدانند. ارتش اسرائیل هم «آسیب به غیرنظامیان» را پذیرفته و اعلام کرده که «با اتکا به درسهایی که آموخته» دستورالعملهای جدیدی صادر کرده است.
اسرائیل که از نیمه اسفند ۱۴۰۳ تمامی کمکها به غزه را قطع کرده بود، نیمه بهار امسال با در نظر گرفتن محدودیتهایی اجازه ورود کمکها را از سر گرفت. این کشور میگوید به ورود کمکها متعهد است، اما باید بر این روند نظارت کند تا مطمئن شود حماس از آنها سودی نخواهد برد.