خامنهای مذاکره مستقیم با آمریکا را رد و موافقان آن را محکوم کرد
علی خامنهای با متهم کردن مدافعان مذاکره مستقیم با ایالات متحده تاکید کرد «باطن قضیه دشمنی آمریکا» با مسائلی چون مذاکره مستقیم «حل نشدنی» است. خامنهای بدون اشاره به نام شاهزاده رضا پهلوی افزود دشمنان آنقدر مطمئن بودند که در اروپا جلسه گذاشتند و «پادشاه هم تعیین کردند».
رهبر جمهوری اسلامی یکشنبه دوم شهریور در دیدار با گروهی از حامیان جمهوری اسلامی، کسانی که «علت عصبانیت و دشمنی آمریکا» را «شعارهای ملت ایران» میدانند، افرادی «ظاهربین»، مانند مدافعان مذاکره مستقیم با آمریکا توصیف و تاکید کرد: «باطن قضیه این نیست و در سایه هدف واقعی آمریکا از دشمنی با ایران، این مسائل حلنشدنی است.»
خامنهای آمریکا را به انجام اقداماتی «برای به زانو درآوردن و گوش بهفرمان کردن ملت ایران» متهم کرد و آن را «اهانت به ایرانیان» خواند و افزود: «ملت از چنین توقع زشتی به شدت رنجیده است و در مقابل این خواسته با قدرت میایستد.»
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، ۱۵ مرداد درباره احتمال ازسرگیری مذاکرات با آمریکا گفت فعلا قرار قطعی وجود ندارد، اما پیامهایی رد و بدل شده و ادامه گفتوگوها بستگی به مصالح جمهوری اسلامی دارد.
او ۲۹ مرداد در مصاحبهای تصویری با خبرگزاری دولتی ایرنا هم گفت: «هنوز به نقطه بلوغ مذاکراتی به معنای مذاکره موثر با آمریکا نرسیدهایم.»
پیش از جنگ ۱۲ روزه، پنج دور مذاکرات هستهای میان تهران و واشینگتن برگزار شد، اما با تاکید مقامهای جمهوری اسلامی بر ادامه غنیسازی در خاک ایران، گفتوگوها به بنبست رسید.
خامنهای در اوایل آغاز به کار دور دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ مذاکره با آمریکا را «غیرشرافتمندانه و غیرهوشمندانه» توصیف کرده و پیش از آن نیز در دور اول ریاستجمهوری ترامپ، وعده «نه جنگ، نه مذاکره» داده بود.
با اینحال، حسن روحانی، رییسجمهوری پیشین، اواخر اسفند ۱۴۰۳ نسبت در دیدار با اعضای کابینه سابق خود با «خطیر» توصیف کردن شرایط کشور، گفت خامنهای با مذاکره مخالف نیست بلکه متاثر از شرایط زمانی، ممکن است امروز با مذاکره مخالف باشد، اما شاید چند ماه دیگر در شرایط جدید با انجام مذاکره با آمریکا موافقت کند.
حمله به شاهزاده رضا پهلوی
رهبر جمهوری اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به وقایع جنگ ۱۲ روزه، مخالفان جمهوری اسلامی که در اروپا گرد هم آمده بودند را «متوهم» و «مزدور آمریکا» توصیف کرد و گفت: «این قدر متوهم و از تحقق اهداف سخیفشان خاطرجمع بودند که یک روز پس از شروع حمله برای تعیین حکومت بعدی جلسه گذاشتند و پادشاه هم تعیین کردند.»
او با اشاره به حضور یک «ایرانی» در آن جمع گفت: «خاک بر سر آن ایرانی که علیه کشور خود و به نفع یهود، صهیونیسم و آمریکا فعالیت میکند.»
شاهزاده رضا پهلوی دوم تیرماه در جریان یک نشست خبری در پاریس اعلام کرد در پی جنگ اسرائیل و حکومت ایران، نفسهای جمهوری اسلامی به شماره افتاده و فرصتی طلایی برای سرنگونی حکومت پدید آمده است.
او همچنین در مصاحبه با یک شبکه تلویزیونی فرانسوی، از آمادگی خود برای بازگشت به ایران خبر داد.
شاهزاده رضا پهلوی در نشست خبری خود در پاریس، برای رهبری دوران گذار پس از سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی اعلام آمادگی کرد.
او گفت: «من در برابر خدا و کشورم سوگند یاد کردهام که به ایران و مردم ایران پشت نکنم. من گام به پیش میگذارم تا این گذار ملی را رهبری کنم؛ نه برای منافع شخصی، بلکه بهعنوان خادم ملت ایران.»
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در یادداشتی در آستانه برگزاری نشست فوقالعاده وزرای کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی، با حمله به سیاستهای اسرائیل، به کشورهای منطقه گفت به اسرائیل اعتماد نکنند و خواهان کمک فوری به غزه شد.
عراقچی در این یادداشت که روزنامه «الشرقالاوسط» چاپ لندن آن را یکشنبه دوم شهریور منتشر کرد، اسرائیل را به اجرای سیاستهای «توسعهطلبانه» در غزه، کرانه باختری، لبنان و سوریه متهم کرد. او از نهادهای بینالمللی خواست مقامات اسرائیل را تحت پیگرد قضایی قرار دهند.
وزیر خارجه جمهوری اسلامی با انتقاد از رویه سازمان همکاری اسلامی نوشت نشست پیشرو باید «فراتر از صدور بیانیهها و ابراز مواضع محکومیت» رود.
او در عینحال خواستار اعمال حداکثر فشار سیاسی و دیپلماتیک از طریق تشکیل ائتلافی بینالمللی علیه اسرائیل شد.
این دیپلمات ارشد جمهوری اسلامی اعمال تحریمهای جامع نظامی و اقتصادی علیه اسرائیل از سوی کشورهای اسلامی را از «ضرورتهای غیرقابلانکار» شرایط فعلی منطقه دانست.
نشست فوقالعاده وزرای خارجه کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی، به پیشنهاد جمهوری اسلامی سوم شهریور در شهر جده عربستان سعودی برگزار خواهد شد.
عراقچی در این یادداشت با عنوان «توهم اسرائیل بزرگ، خطری وجودی و تهدیدی برای صلح و امنیت بینالمللی»، ضمن ابراز ناخشنودی از اشاره مقامات اسرائیل به ظهور خاورمیانه جدید، نوشت «جاهطلبیهای سیریناپذیر» اسرائیل حد و مرزی ندارد.
او اسرائیل را به اجرای طرح «اسرائیل بزرگ از نیل تا فرات» متهم کرد. عراقچی در ادامه با اشاره به حملات اسرائیل به لبنان و سوریه، به عربستان سعودی، مصر، اردن، کویت و عراق هشدار داد که در آینده ممکن است از سوی اسرائیل هدف قرار بگیرند.
این یادداشت در حالی منتشر میشود که شبکه البیسیآی لبنان نهم تیر به نقل از منابع آگاه گزارش داد سوریه پیشرفتهایی در مذاکرات عادیسازی روابط با اسرائیل به دست آورده است.
وزیر خارجه جمهوری اسلامی با حمله به ایالات متحده و کشورهای غربی به دلیل آنچه «سکوت» در برابر اسرائیل خواند، به کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی گفت: «هرگونه تردید، سستی یا توهم مبتنی بر اعتماد به وعدههای فریبندهای مانند پیمان ابراهیم به زیانی بزرگ برای امت اسلامی منجر خواهد شد.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده هشتم تیر اعلام کرد برخی کشورها تمایل خود را برای پیوستن به پیمان ابراهیم و عادیسازی روابط با اسرائیل ابراز کردهاند.
جمهوری اسلامی بارها نارضایتی خود را از عادیسازی روابط میان کشورهای اسلامی و اسرائیل ابراز کرده است.
یک کنشگر میراث فرهنگی از تخریب و به آتش کشیدن سنگ گورهای تاریخی آرامستان هزار ساله «دارالسلام» شیراز و ساخت سازهای در حریم و عرصه این اثر ثبت ملی خبر داد.
سیاوش آریا در گفتوگو با خبرگزاری ایسنا هشدار داد این محوطه تاریخی در وضعیت بد و نامناسب حفاظتی و نگهداری به سر میبرد و بیشتر سنگ گورهای تاریخی و ارزشمند آن، شکسته و آسیب جدی دیده است.
به گفته او، در سایه بیتوجهی اوقاف و امور خیریه که سرپرستی این مجموعه را بر عهده دارد، گیاه و علفهای هرز در لابهلای سنگ گورها روییده و به آنها آسیب رسانده است.
او افزود: «افراد ناشناس و ولگرد و معتاد، گیاهان را به آتش کشیده و سبب آسیب جدی به بخشهایی از سنگ گورهای یگانه و بیهمتای این آرامستان ملی شدهاند.»
در سالهای گذشته بارها نسبت به بیتوجهی مقامهای جمهوری اسلامی به نگهداری از آثار تاریخی ایران انتقاد و نسبت به نابودی تدریجی این آثار هشدار داده شده است.
سال گذشته گزارشهایی درباره رشد گلسنگها در تختجمشید و بیستون، دو اثر برجای مانده از دوران هخامنشی، و خطر از بین رفتن نقوش آنها منتشر شد. تختجمشید از اوایل دهه ۸۰ با این مشکل مواجه شده است.
آریا همچنین شهریور ۱۴۰۳ از وضعیت مخاطرهآمیز آرامگاه «اردشیر سوم» بر اثر نفوذ رطوبت و نمزدگی در این اثر هخامنشی در مجموعه «تختجمشید» خبر داده بود.
این فعال میراث فرهنگی با اشاره به وضعیت دارالسلام، یادگارینویسی با رنگ روی سنگگورها، ریختن زباله و پسماند را از دیگر بحرانهایی نام برد که این گورستان تاریخی با آنها مواجه است.
به گفته آریا، یکی از بزرگترین آسیبهای چند سال اخیر، اجرای طرح یکسانسازی یا همسانسازی نیمی از سنگ گورها از سوی شهرداری وقت بود که با اعتراض گسترده کنشگران میراث فرهنگی ناتمام ماند.
طی چهار دهه گذشته، بارها تخریب آثار و بافتهای تاریخی ارزشمند ایران، از جمله آثار و محوطههای تاریخی استان فارس، از سوی نهادهای جمهوری اسلامی خبرساز شده است.
دی سال گذشته گروهی از مرمتگران پس از بازدید میدانی بهمنظور بررسی روند مرمت مدرسه خان شیراز، بندکشی با سیمان سفید در این بنای تاریخی را «فاجعه مرمتی» خواندند.
مشکلات گورستان دارالسلام شیراز به همینجا ختم نمیشود.
آریا ساخت سازهای در حریم و عرصه این گورستان تاریخی را «دستدرازی آشکار به این یادمان ملی» و «خدشهدار کردن چشمانداز فرهنگی آن» توصیف کرد.
بررسیها نشان میدهد این سازه چندین ماه پیش ساخته شده، اما از ادامه کار آن به دلیل «ناسازگاری با قانونهای میراث فرهنگی» ممانعت شد.
این کنشگر میراث فرهنگی هشدار داد: «گویا دوباره و در بخشهای دیگری و به عنوان طرحهای عمرانی ساختوساز یا دخالتهایی در حال انجام است. به باور کارشناسان میراث فرهنگی، ساختوسازها بدون داشتن طرح مصوب میراث فرهنگی و بدون مجوز بوده است.»
به گفته او، بر پایه ضابطه و قانونهای میراث فرهنگی هر گونه ساختوسازی در حریم و عرصه ممنوع است و سازه ساختهشده باید برچیده شود.
آرامستان داراسلام بهمن ۱۳۸۸ در فهرست میراث ملی ایران ثبت شد.
یک مقام پیشین شورای امنیت ملی آمریکا در واکنش به اظهارات حسین شریعتمداری درباره بستن تنگه هرمز و جهش قیمت نفت، این تهدید را «توخالی» خواند و تاکید کرد فعالسازی فوری مکانیسم ماشه تنها راه مهار تهران است.
حسین شریعتمداری، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در روزنامه کیهان، درباره احتمال اعمال محدودیت بر کشتیرانی غرب در تنگه هرمز گفت بستن تنگه هرمز میتواند بهای جهانی نفت را تا ۲۰۰ دلار افزایش دهد و ضربه اقتصادی شدیدی به دشمنان ایران وارد کند.
شریعتمداری، شامگاه جمعه ۳۱ مرداد در صداوسیما گفت: «میتوانیم برای کشورهای آمریکا، فرانسه، انگلیس و آلمان در تنگه هرمز محدودیت ایجاد کنیم و اجازه ندهیم از آن عبور کنند.»
در واکنش، ریچارد گلدبرگ، رییس پیشین میز مقابله با توسعه تسلیحات کشتار جمعی ایران در شورای امنیت ملی آمریکا، این سخنان را غیرواقعی توصیف کرد و گفت: «با توجه به اینکه چین نیمی از نفت خود را از تنگه هرمز تهیه میکند، بستن این تنگه بیشترین فشار را بر چین وارد میکند و در همین حال جمهوری اسلامی نیز با چنین اقدامی دست به خودکشی اقتصادی میزند.»
او در ادامه افزود فعالسازی فوری «مکانیسم ماشه» یا همان بازگشت خودکار تحریمهای شورای امنیت علیه حکومت ایران، تنها راه باقیمانده برای مقابله با سیاستهای جمهوری اسلامی است. گلدبرگ تاکید کرد طرفهای دخیل در توافق هستهای نباید در این زمینه تردید کند و باید بیدرنگ اقدام نماید.
این جدال لفظی در شرایطی صورت میگیرد که تنشهای منطقهای بر سر امنیت خلیج فارس و مسیرهای انتقال انرژی همچنان رو به افزایش است. تهدیدهای تهران درباره تنگه هرمز از سوی کارشناسان غربی بیشتر نوعی ابزار فشار سیاسی تعبیر میشود تا یک سناریوی عملی.
جمهوری اسلامی نگران فعال شدن مکانیسم ماشه از جانب کشورهای اروپایی است. اگرچه مذاکرات با طرفهای غربی ادامه دارد، تهران رایزنیها برای مواجهه با فعال شدن آن و بازگشت تحریمهای بینالمللی را آغاز کرده است.
مدیرمسئول کیهان بارها اظهارات مشابه داشته که بیشتر در رسانههای داخل کشور بازتاب پیدا میکند. اما قصد جدی جمهوری اسلامی برای بستن تنگه هرمز، پیشتر آزموده شده و پاسخ سختی نیز دریافت کرده است.
سال ۱۳۶۳ خورشیدی در جریان جنگ ایران و عراق، علی اکبر ولایتی، مشاور فعلی رهبر جمهوری اسلامی که در آن زمان وزیر امور خارجه بود، وعده بستن تنگ هرمز را داد. جمهوری اسلامی نتوانست تنگه را ببندد، اما اقدامات آن موجب آغاز تنشهای موسوم به «جنگ نفتکشها» شد.
جمهوری اسلامی که تا آن زمان تنها با عراق میجنگید، با تهدید امنیت تنگه هرمز، طرف سوم، یعنی ایالات متحده را وارد جنگ کرد. در نتیجه عملیات مینریزی سپاه پاسداران در تنگه هرمز، ناوهای آمریکایی برای دفاع از ادامه جریان حمل و نقل دریایی وارد عمل شدند.
در نهایت جمهوری اسلامی با تحمل خسارات اقتصادی و نظامی و سنگین، ناچار شد در سال ۱۳۶۶ از مواضع خود عقبنشینی کند.
در سالهای ۲۰۰۸، ۲۰۱۱، ۲۰۱۲، ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ در واکنش به تهدیدات بابت برنامههستهای، جمهوری اسلامی تهدید کرده که تنگه هرمز را خواهد بست.
جدی شدن تهدید بستن تنگه هرمز
با اینحال، پس از جنگ ۱۲ روزه، تهدیدهای جمهوریاسلامی شکلی جدیتر به خود گرفته است. اول تیر در واپسین روز جنگ، اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، گفت مجلس برای بستن تنگه هرمز به نتیجه رسیده است. او اضافه کرد: «اما تصمیم نهایی بر عهده شورای عالی امنیت ملی است.»
دهم تیر رویترز گزارش داد بعد از حملههای اسرائیل به ایران، جمهوری اسلامی اقدام به بارگیری مینهای دریایی در شناورهایی در خلیج فارس کرده است. بر اساس این گزارش به نقل از دو مقام آمریکایی، سرویسهای اطلاعاتی ایالات متحده در همان زمان از این اقدام مطلع شدند.
پس از جدی شدن احتمال فعال شدن مکانیسم ماشه، این روند تسریع شده است.
بیست و پنجم تیر رییس کل دادگستری استان هرمزگان از توقیف یک نفتکش خارجی در دریای عمان به اتهام «قاچاق سوخت» خبر داد. مجتبی قهرمانی، اعلام کرد این کشتی را ابتدا «به دلیل نقص مدارک قانونی مربوط به محموله این شناور» بازرسی و سپس به اتهام «حمل دو میلیون لیتر سوخت قاچاق» توقیف کردند. او به مالک کشتی یا پرچم کشوری که با آن در سفر بوده اشارهای نکرد.
با این حال، کوروش احمدی، دیپلمات پیشین جمهوری اسلامی در سازمان ملل، هشدار داده بستن تنگه هرمز بلافاصله واکنش شورای امنیت را در پی خواهد داشت و عملا به زیان ایران تمام خواهد شد. او تاکید کرده بود چنین اقدامی نهتنها آمریکا، بلکه چین را نیز در برابر تهران قرار خواهد داد و در عمل «خودکشی سیاسی و اقتصادی» محسوب میشود.
این مجموعه تهدیدها نشان میدهد تنگه هرمز همچنان بهعنوان یکی از اصلیترین ابزار فشار جمهوری اسلامی مطرح است، هرچند کارشناسان داخلی نیز بر پیامدهای فاجعهبار چنین اقدامی اذعان داشتند.
سازمان صداوسیما در واکنش به بیانیه اخیر جبهه اصلاحات، با صدور اطلاعیهای رسمی به صراحت اعلام کرد که این رسانه «هرگز تریبون انعکاس تصویر ضعف، تسلیم و تفرقه ایرانیان نخواهد شد»؛ موضعی که آشکارا بهمثابه اعتراف رسمی حکومت به حذف و سانسور صداهای منتقد و مخالف تعبیر میشود.
در این اطلاعیه آمده است که رسانه ملی خود را «صدای ایستادگی و غیرت تاریخی ایرانیان در برابر دشمن» میداند و نمیتواند تریبون کسانی باشد که بهزعم این سازمان «بر طبل ترس، یاس و وادادگی میکوبند». این ادبیات عملاً به معنای آن است که رسانهای با بودجه عمومی، از بازتاب دیدگاههای متفاوت با روایت رسمی حکومت خودداری میکند و تنها روایت مسلط را پوشش میدهد. موضوعی که دههها است برای افکار عمومی مشخص شده، اما مقامات حکومت منکر اعمال «سانسور» هستند و در عرصههای بینالمللی از «آزادی بیان» در جمهوری اسلامی سخن میگویند.
در بخش دیگری از این بیانیه، صداوسیما به صراحت هشدار میدهد که «پژواک بخشیدن به صدای ضعف و تسلیم، برای کشور مضر و خطرناک است» و بر وظیفه خود برای «صیانت از تصویر مقتدر ایران» و جلوگیری از هرگونه «برساخت جعلی ضعف» تاکید میکند.
این ادبیات بهویژه در بخشی که اعلام میشود: «هیچگاه ابزار و تریبون انعکاس تصویر ضعف و تسلیم و تفرقه ایرانیان نخواهد شد»، بهوضوح موضع «رسانه ملی» در قبال مخالفان و منتقدان سیاسی – حتی در چارچوب نظام جمهوری اسلامی – را آشکار میسازد و نشان میدهد که این رسانه خود را در برابر تنوع دیدگاهها بیتعهد میداند.
واکنش جبهه اصلاحات پیشتر و در واکنش به همین رویکرد، آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات، که مجموعهای از احزاب و گروههای موسوم به اصلاحطلب را شامل میشود، در نامهای رسمی به پیمان جبلی، رئیس صداوسیما، عملکرد این سازمان را «جهتدار، جناحی و غیرمنصفانه» توصیف کرده و خواستار اصلاح فوری روند موجود شده بود.
او با اشاره به بیپاسخ ماندن دیدگاههای جبهه اصلاحات پس از جنگ ۱۲ روزه اخیر، تاکید کرد که صداوسیما نهتنها امکان طرح دیدگاههای این جبهه را فراهم نکرده، بلکه بیانیه آن را از تریبون رسمی سازمان «با ادبیاتی مغرضانه و پر از اتهام» تخریب کرده است.
در بخشی از این نامه آمده بود: «تداوم این رویکرد یکسویه با اصول حرفهای رسانهداری، عدالت رسانهای و رسالت ملی سازمان صدا و سیما در تضاد آشکار است و بیش از هر چیز، سرمایه اعتماد عمومی را به رسانهای که باید زبان گویای همه ملت باشد، تضعیف میسازد.»
اعتراض جبهه اصلاحات و اطلاعیه صریح صداوسیما بار دیگر پرسشهای گذشته درباره ماهیت «ملی» این رسانه و حدود مسئولیت آن در پوشش دیدگاههای متنوع در جامعه ایران مطرح کرده است.
در پی صدور احکام انضباطی و امنیتی علیه شماری از معلمان کردستان، چندین تشکل صنفی، انجمنهای فرهنگی، بازنشستگان و حتی گروهی از کوهنوردان در استانهای مختلف با انتشار بیانیهها و اقدامات نمادین، این احکام را محکوم کرده و حمایت خود را از فرهنگیان اعلام کردند.
همزمان با افزایش فشارهای امنیتی بر معلمان در استانهای غربی ایران، مجموعهای از بیانیهها و واکنشها از سوی نهادهای صنفی و مدنی در اعتراض به احکام انضباطی و قضایی علیه فرهنگیان کردستان منتشر شد. این واکنشها طیف گستردهای از معلمان، بازنشستگان، تشکلهای صنفی و حتی گروههای مردمی را دربر گرفت که همگی بر لزوم توقف روند سرکوب تاکید کردند.
کانون صنفی مستقل فرهنگیان آذربایجان در بیانیهای، با محکوم کردن اخراج، انفصال و تبعید شماری از معلمان در سنندج، سقز و دیواندره، این اقدامات را سرپوشی بر ضعفهای ساختاری آموزش و پرورش و نشانهای از همسویی حراست و هیأتهای تخلفات اداری با نهادهای امنیتی دانست. این کانون هشدار داد که چنین برخوردهایی به تضعیف بیشتر نظام آموزشی منجر خواهد شد و بحرانهای موجود را تشدید میکند.
در ادامه، انجمن فرهنگیان هرسین نیز با لحنی انتقادی احکام صادره علیه معلمان کردستان را «نابخردانه» توصیف کرد و تاکید داشت که چنین برخوردهایی سرچشمههای آگاهی و اندیشهورزی را نشانه میرود. این انجمن خواستار لغو فوری احکام شد و از مقامات مسئول خواست رویکرد خود را تغییر دهند تا بیش از این جامعه نسبت به آموزش و آینده فرزندانش ناامید نشود.
همبستگی مدنی با معلمان کردستان تنها به بیانیههای صنفی محدود نماند. شماری از معلمان و اولیای دانشآموزان در کردستان نیز با صدور بیانیهای، صدای معلم را «صدای آزادی، آگاهی و عدالت» توصیف کردند و تاکید داشتند که هیچ حکمی قادر به خاموش کردن آن نخواهد بود.
گروهی از کوهنوردان سنندج و کرمانشاه نیز در اقدامی نمادین، روز ۳۰ مرداد با صعود به قله سبلان حمایت خود را از معلمان محکومشده اعلام کردند. آنان تاکید کردند که اعتراض و حقخواهی معلمان نباید در زندانها خاموش شود و پیام این اقدام نمادین، ایستادگی در برابر فشارها و سرکوبهاست.
بازنشستگان مطالبهگر تامین اجتماعی در کرمانشاه نیز در بیانیهای جداگانه ضمن محکوم کردن احضار چهار بازنشسته در گیلان، یادآوری کردند که سرکوب فعالان صنفی و مدنی در ایران سابقهای طولانی دارد. این گروه با اشاره به بحران معیشتی و نابسامانی در حوزه درمان تاکید کردند که بهرغم فشارها و تهدیدها، بر ادامه اعتراضات خود پافشاری خواهند کرد و هرگونه تهدید و احضار، اراده آنان را برای پیگیری حقوق قانونیشان تضعیف نخواهد کرد.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران نیز با انتشار چندین اطلاعیه، از همه این اعتراضها حمایت کرد و هشدار داد که ادامه روند سرکوب فعالان صنفی مشروعیت اندک باقیمانده حکومت را بیش از پیش زیر سؤال خواهد برد. این شورا تاکید کرد که حذف و سرکوب معلمان نه تنها بحران آموزش را دوچندان میکند، بلکه شکاف میان حاکمیت و جامعه را عمیقتر خواهد ساخت.
مجموع این واکنشها بیانگر گستردگی مخالفت با سیاستهای اخیر علیه معلمان است. از تشکلهای صنفی و فرهنگی گرفته تا بازنشستگان و گروههای مدنی، همگی بر این نکته پافشاری دارند که «صدای معلمان خاموششدنی نیست» و ادامه سرکوبها تنها اراده آنان برای ایستادگی را تقویت خواهد کرد.