تاخیر در پرداخت بدهی دولت به تامین اجتماعی، درمان کارگران و بازنشستگان را مختل کرده است
با گذشت سه هفته از مصوبه سران سه قوه برای پرداخت ۷۰ هزار میلیارد تومان بدهی دولت به سازمان تامین اجتماعی، هنوز اوراق بهادار به بانک رفاه تحویل داده نشده و خطر اختلال بیشتر در ارائه خدمات درمانی به کارگران و بازنشستگان ایجاد شده است.
خبرگزاری ایلنا سهشنبه ششم آبان گزارش داد بر اساس مصوبه نیمه مهرماه سران سه قوه، قرار بود دولت بخشی از بدهی خود به حوزه درمان سازمان تامین اجتماعی را از طریق انتشار ۷۰ هزار میلیارد تومان اوراق بهادار تسویه کند و ۱۲۰ هزار میلیارد تومان باقیمانده نیز تا پایان سال از محل سهام و اموال دولتی به سازمان منتقل شود.
با این حال، با گذشت سه هفته از تاریخ تصویب یعنی ۱۴ مهرماه، هنوز اوراق مربوطه از سوی سازمان برنامه و بودجه امضا و به بانک رفاه تحویل داده نشده است.
در حالی که رییس سازمان برنامه و بودجه ۱۹ مهر وعده داده بود «به زودی» بخشی از بدهی دولت پرداخت میشود، تعلل اداری در این سازمان بار دیگر موجب توقف روند پرداخت مطالبات درمانی شده است. مسالهای که در موارد مشابه همچون معوقات بازنشستگان، اصلاح فوقالعادهها و رتبهبندی معلمان نیز وجود داشته است.
پیش از این و در پنجم شهریور، رضا جباری، عضو هیات رییسه مجلس، از «بحران ناترازی» در نظام سلامت ایران خبر داد و تاکید کرد با توجه به شرایط کنونی کشور، دولت جمهوری اسلامی در آینده دیگر توان پرداخت هزینههای نظام سلامت را نخواهد داشت.
او در دیدار با محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، هشدار داد: «اگر فکری برای نظام سلامت کشور نشود، با توجه به شیب پیری جامعه و الگوی تغذیهای، بحران ناترازی که امروز در بخش انرژی به آن دچار هستیم، در حوزه بهداشت و درمان ایجاد می شود.»
اخطار کارشناسان
نیما امیرشکاری، اقتصاددان و عضو هیات علمی پژوهشکده پولی و بانکی، در گفتوگو با ایلنا گفت تبدیل اوراق بدهی به نقدینگی در بانکها معمولا کمتر از دو هفته طول میکشد اما: «وقتی این فرایند بیش از حد طول میکشد، مشکل در نهاد تصمیمگیرنده یعنی سازمان برنامه و بودجه است که سازوکار اداری پیچیدهتری دارد.»
او تاکید کرد که بانکها در چنین فرایندهایی ریسک محدودی میپذیرند و تنها هزینه مالی و تاخیر در نقدشوندگی را متحمل میشوند، نه مسئولیت تاخیر در صدور اوراق را.
علیرضا حیدری، کارشناس حوزه تامین اجتماعی نیز در گفتوگو با ایلنا توضیح داد که این اوراق، در واقع «اوراق خزانه اسلامی یکساله» هستند که دولت با آنها تعهد پرداخت را به آینده موکول میکند.
به گفته او، این روش نوعی جابهجایی تعهدات است و به کسری بودجه دولت نمیافزاید اما نقدشوندگی آن مستلزم اقدام فوری سازمان برنامه و بودجه و همکاری بانک عامل است.
او همچنین تاکید کرد تصویب این مصوبه در سطح سران قوا، نشانهای از درک «وضعیت اضطراری» در تامین اجتماعی است و انتظار میرود دولت برای اجرای سریع آن فشار بیشتری بر نهادهای اجرایی وارد کند.
شهرام کلانتری، رییس انجمن داروسازان ایران، چهارم شهریورماه با بیان اینکه «دولت ابربدهکار زنجیره تامین دارو است»، گفت: «از ابتدای سال ۱۴۰۴ به غیر از بیمه سلامت که فقط بدهی فروردین را پرداخت کرده، هیچ دریافتی از بیمهها نداشتیم.»
او همان زمان گفت: «بیمه سلامت ۱۰ هزار میلیارد تومان، تامین اجتماعی ۱۵ هزار میلیارد تومان و طرح دارویار از تیرماه تاکنون ۹ هزار میلیارد تومان به ما بدهکار است.»
خطر لغو قراردادها و توقف خدمات درمانی
تاخیر در اجرای مصوبه، زنجیره درمان بیمهشدگان را با بحران روبهرو کرده است.
به گفته حیدری، سازمان تامین اجتماعی اکنون با شش ماه تاخیر در پرداخت بدهی به بیمه تکمیلی آتیهسازان، بیمارستانهای خصوصی، داروخانهها و مراکز درمانی دانشگاهی مواجه است.
او هشدار داد که در صورت تداوم این وضعیت، شرکتهای بیمهگر و مراکز درمانی ممکن است قراردادهای خود را بهصورت یکطرفه لغو کنند، چرا که بخش خصوصی تعهدی برای ادامه ارائه خدمات در صورت عدم پرداخت ندارد.
این نگرانی در شرایطی جدیتر شده که موعد تمدید قراردادهای جدید بیمه تکمیلی و مراکز درمانی فرا رسیده و کارشناسان معتقدند ادامه این روند میتواند چرخه درمان کارگران و بازنشستگان را مختل کند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، گفت که اگر در جنگ ۱۲ روزه به ایران حمله نمیشد، جمهوری اسلامی در مدتی کوتاه خود را به سلاح هستهای مجهز میکرد.
ترامپ سهشنبه ششم آبان در جریان سفر به ژاپن گفت که وقتی پای دفاع از آمریکا در میان باشد، دیگر «مانند گذشته» ملاحظات سیاسی مورد توجه نخواهد بود و واشینگتن «هر طور که لازم باشد» از کشور دفاع خواهد کرد.
او افزود: «از این پس اگر در جنگی شرکت کنیم، پیروز آن جنگ خواهیم شد .... اکنون ما محترمترین کشور جهان هستیم و این زمان زیادی نبرده است. فقط نمیدانستم میتوانیم اینقدر سریع به آن برسیم.»
ترامپ همچنین پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا را «فردی سرسخت» خواند و به مقابله نظامی با انتقال مواد مخدر از سوی ایالات متحده اشاره کرد.
او گفت: «دیگر کشتیهای حامل مواد مخدر وارد نمیشوند؛ نمیتوانیم هیچ کشتیای پیدا کنیم که مواد بیاورد. او فوقالعاده عمل کرده است.»
ترامپ سفری یک هفتهای به آسیای شرقی را برای دیدار از مالزی، ژاپن و کره جنوبی آغاز کرد.
او ششم آبان و در جریان این سفر، با سانائه تاکائیچی، نخستوزیر ژاپن، توافقنامهای برای تامین مواد معدنی حیاتی و کمیاب از طریق استخراج و فرآوری امضا کرد.
محور اصلی دیدار آنها روابط تجاری، همکاریهای امنیتی و افزایش هزینه نظامی ژاپن بود.
ترامپ در جریان این دیدار به نقش خود در توقف جنگ ۱۲ روزه و حمله به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی هم اشاره کرد و گفت تا پیش از این عملیات، تهران قرار بود در دو ماه به سلاح اتمی دست بیابد «اما دیگر اینطور نیست».
همزمان با این سخنرانی، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی نیز در نشست خبری هفتگی خود گفت: «احتمال تعرض نظامی آمریکا همیشه وجود داشته و نمیتوان آن را تکذیب کرد.»
او در عین حال با اشاره به اظهارات اخیر مجید تختروانچی، معاون سیاسی وزارت امور خارجه، گفت: «اینکه بگوییم ما در حین مذاکره انتظار داشتیم چنین اتفاقی بیفتد [جنگ شود] چنین نبوده است.»
بقایی تاکید کرد: «اینکه ما همیشه در حالت آمادهباش قرار داشته باشیم، نشانه آیندهنگری و خردورزی است؛ ما انتظار نداشتیم حین مذاکره هدف قرار بگیریم؛ باید بهجای تخطئه خودمان به سنگینی جنایت آمریکا بپردازیم و ما باید در هر مراوده و مذاکرهای تجارب قبلی را مدنظر قرار دهیم.»
تختروانچی پنجم آبان اعلام کرد ترامپ در نامهای که پیش از جنگ ۱۲ روزه برای علی خامنهای فرستاد، به او هشدار داد اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، «جنگ خواهد شد».
بقایی همچنین در نشست خبری خود تاکید کرد تهران همچنان عضو پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (انپیتی) است و همکاریهای خود را با آژانس بینالمللی انرژی اتمی ادامه میدهد اما این همکاریها «موردی» و بر اساس درخواست آژانس و بر اساس بررسی تهران خواهد بود.
جمهوری اسلامی همواره تلاش برای ساخت سلاح اتمی را رد کرده است.
با این حال رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ۳۰ مهر هشدار داد ایران اگر فراتر برود، مواد کافی برای ساخت حدود ۱۰ بمب هستهای در اختیار خواهد داشت.
رهبر جمهوری اسلامی ۲۸ مهر اظهارات مداوم ترامپ درباره نابود شدن برنامه هستهای جمهوری اسلامی را «خیال» خواند.
از سوی دیگر تصاویر ماهوارهای جدید تحلیلشده از سوی مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی واقع در واشینگتن نشان میدهد ساختوساز در تاسیسات زیرزمینی «کوه کلنگ گزلا» در نزدیکی نطنز بهطور چشمگیری افزایش یافته و دیواری امنیتی پیرامون سایت و ورودیهای زیرزمینی تازه آن ایجاد شده است.
احمد میدری، وزیر کار دولت مسعود پزشکیان، درباره حذف دهکهای بالا از فهرست یارانهبگیران اعلام کرد که جمعیت ایران، جمعیت ثروتمندی نیست اما اگر مجلس شورای اسلامی و دولت در مورد حذف ۲۷ میلیون نفر از فهرست یارانهبگیران تصمیم بگیرند، این تصمیم را اجرا خواهد کرد.
میدری سهشنبه ششم آبانماه در سخنرانی خود در مجلس گفت: «در خصوص حذف یارانهها اطلاعات کشور موجود است. اگر دولت و مجلس تصمیم بگیرند یارانه ۲۷ میلیون نفر یارانهبگیر را حذف کنند، آن را اجرایی خواهیم کرد اما پیشنهاد ما حذف ۱۵ میلیون نفر است.»
وزیر کار با این حال تاکید کرد: «ما با جمعیت ثروتمندی مواجه نیستیم که بگوییم ۲۷ میلیون نفر را میتوان از فهرست یارانهبگیران حذف کرد، چرا که سطح متوسط جامعه چیز دیگری است.»
او افزود بر اساس آنچه مجلس مصوب کرده، ۲۷ میلیون نفر باید حذف میشدند اما دولت هنوز این تعداد را از فهرست یارانهبگیران حذف نکرده است.
پرداخت یارانههای نقدی تحت سیاست «هدفمندسازی یارانهها در ایران» از زمان ریاستجمهوری محمود احمدینژاد آغاز شد اما از همان زمان، چگونگی و میزان پرداخت آن در میان مقامات جمهوری اسلامی مورد اختلاف بوده است.
اسفندماه گذشته، مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، در همایش سامانه مودیان و صورتحساب الکترونیکی گفت: «این یارانههایی که میدهیم، به من به اصطلاح پولدار بیشتر میرسد تا آن فقیر روستایی حاشیهنشین.»
او اضافه کرد: «به من نباید یارانه بدهند. باید از من بگیرند به آن کسی بدهند که الان مشکل دارد.»
با وجود پرداخت این یارانههای نقدی، نرخ فقر در سالهای گذشته در ایران روز به روز افزایش یافته است.
میدری اذعان کرد که حذف خانوارها در سالهای اخیر از فهرست یارانهبگیران موجب اعتراض آنان شده است.
او با اشاره به دوران ریاستجمهوری حسن روحانی گفت: «در بین سالهای ۹۴ تا ۹۶ که به حذف یارانهبگیرها پرداختیم، ۵۰ درصد افراد معترض بودند.»
وزیر کار در مورد حذفهای بیشتر در دولت پزشکیان افزود: «در خصوص هفت میلیون نفری که در دولت چهاردهم حذف شدند، در مرحله نخست و با حذف چهار میلیون نفر اول، پنج درصد اعتراض داشتند و در سه میلیون نفر دوم اعتراضات به ۲۰ درصد رسید.»
مقامات جمهوری اسلامی قصد دارند بار دیگر سیاست اعطای کالابرگ را که در دوران جنگ ایران و عراق اجرا شده بود، احیا کنند.
وزیر کار گفت: «اعطای کالابرگ سیاست بسیار درستی است که منجر به ثبات در قیمتها و رونق در تولید خواهد شد.»
پیشتر علی مدنیزاده، وزیر امور اقتصادی و دارایی جمهوری اسلامی در واکنش به فعالسازی مکانیسم ماشه اعلام کرده بود دولت آماده است تا از این فرصت برای «تحول اقتصادی» استفاده کند.
او اوایل مهرماه افزود که دولت برای این کار اقدامات حمایتی مانند «کالابرگ الکترونیکی» را در دستور کار قرار داده است.
سرطان پستان شایعترین سرطان زنان در ایران است اما نبود برنامه سراسری غربالگری، آگاهی ناکافی و تابوهای فرهنگی، باعث تشخیص دیرهنگام بسیاری از موارد این بیماری میشود.
تصور کنید زنی در یکی از شهرهای کوچک ایران، یک روز صبح تودهای کوچک در سینهاش حس میکند. قلبش تند میزند اما شرم، ترس از قضاوت دیگران یا حتی هزینههای درمان، او را از رفتن به پزشک بازمیدارد.
این داستان برای بسیاری از زنان ایرانی آشناست. سرطان پستان، شایعترین سرطان در میان زنان در ایران، سالانه زندگی هزاران نفر را تحت تاثیر قرار میدهد. اما چرا بسیاری از این بیماران وقتی به پزشک میرسند که بیماری پیشرفت کرده و چه میتوان کرد تا این چرخه شکسته شود؟
بیایید با هم نگاهی به این موضوع بیندازیم.
سرطان پستان در ایران: ابعاد یک چالش بزرگ
در ایران، شانس ابتلا به سرطان پستان برای هر ۱۰۰ هزار زن حدود ۳۰ نفر است که آن را به شایعترین سرطان در زنان تبدیل کرده است. هر سال حدود ۱۵ هزار و ۵۰۰ زن در ایران به سرطان پستان مبتلا میشوند. از این تعداد، نزدیک به پنج هزار و ۳۰۰ نفر جان خود را از دست میدهند. این یعنی از هر سه زنی که به این بیماری مبتلا میشوند، یکی شانس ادامه زندگی را از دست میدهد.
شاید شنیده باشید که معاینه منظم پستان یا ماموگرافی میتواند سرطان را زود تشخیص دهد و شانس درمان را بالا ببرد. در ایران، وزارت بهداشت توصیه میکند زنان از ۲۰ سالگی خودشان پستانهایشان را معاینه کنند، از ۴۰ سالگی از سوی پزشک بررسی شوند و در سنین بالاتر یا اگر در خانواده سابقه سرطان دارند، ماموگرافی انجام دهند.
اما این فقط یک توصیه است و برنامه منظم و سراسری برای غربالگری وجود ندارد. در عوض، غربالگری در ایران «موقعیتی» است. یعنی فقط وقتی زنی به هر دلیلی به پزشک مراجعه کند، ممکن است معاینه یا ماموگرافی پیشنهاد شود. در نتیجه بسیاری از زنان، بهویژه در مناطق روستایی یا کمدرآمد، اصلا به این مرحله نمیرسند.
حتی در شهرهای بزرگ، گاهی تا ۴۰ درصد موارد سرطان پستان زنان در مراحل پیشرفته بیماری تشخیص داده میشود.
در کشورهای پیشرفته مثل آمریکا، زنان (در ایالتهای مختلف) از ۴۰ یا ۵۰ سالگی بهطور منظم برای ماموگرافی دعوت میشوند. این کشورها دستگاههای پیشرفته، بیمههای قوی و سیستمهای یادآوری دارند که باعث میشود سرطان زودتر تشخیص داده شود.
اما در ایران، بدون این زیرساختها، توصیههای مشابه به نتیجه نمیرسد. حتی در کشورهای همسایه مثل ترکیه، برنامههای غربالگری منظم باعث شده مرگومیر کاهش پیدا کند.
برای فهمیدن این موضوع، باید به سه مانع اصلی نگاه کرد:
اولین مساله مشکلات ساختاری و مالی است. بیش از یکسوم هزینههای درمان در ایران از جیب مردم پرداخت میشود. یک زن برای یک ماموگرافی باید بخشی از هزینه را از جیب خود بپردازد.
بسیاری از زنان، بهخصوص در مناطق محروم، نمیتوانند این هزینه را تقبل کنند.
از طرف دیگر، دستگاههای ماموگرافی باکیفیت در همه جا در دسترس نیستند و حتی اگر باشند، نوبت گرفتن گاهی ماهها طول میکشد.
دومین مشکل آگاهی اندک است. خیلی از زنان نمیدانند علائم سرطان پستان چیست یا چرا باید مرتب معاینه شوند. حتی زنان تحصیلکرده هم گاهی عادت به معاینه منظم ندارند. این یعنی فرصت تشخیص زودهنگام از دست میرود.
سومین نکته تابوهای فرهنگی است. صحبت کردن درباره پستان در ایران برای بسیاری هنوز تابوست. شرم از معاینه از سوی پزشک، ترس از اینکه سرطان نشانه «نقص» باشد یا نگرانی از تاثیر جراحیهایی مثل برداشتن پستان بر زندگی زناشویی، زنان را از مراجعه بازمیدارد.
بسیاری هم ترجیح میدهند فقط از سوی پزشک یا مامای زن معاینه شوند اما این گزینه همیشه در دسترس نیست.
نابرابریها: همه در یک قایق نیستند
شانس تشخیص زودهنگام سرطان پستان در ایران به محل زندگی و درآمد بستگی دارد.
زنان در شهرهای بزرگ و با درآمد بالاتر، شانس بیشتری برای دسترسی به معاینه و درمان دارند اما در مناطق روستایی یا کمدرآمد، بسیاری از زنان وقتی به پزشک میرسند که بیماری پیشرفت کرده است.
این نابرابری نشان میدهد امکانات پزشکی و درمانی باید عادلانهتر توزیع شوند.
راهحلهایی وجود دارند که میتوانند اوضاع را بهتر کنند:
برنامههای منظم غربالگری
میتوانیم از چند استان شروع کنیم و برنامهای آزمایشی راه بیندازیم که زنان ۴۵ تا ۶۹ ساله هر دو سال یکبار برای ماموگرافی دعوت شوند.
این دعوتنامهها میتوانند از طریق پیامک و مراکز بهداشت ارسال شوند.
تشخیص سریع در درمانگاهها
پزشکان عمومی و ماماها میتوانند آموزش ببینند تا علائم هشدار مثل توده، ترشح خونی یا تغییر پوست پستان را سریع شناسایی کنند و بیمار را به مراکز تخصصی ارجاع دهند.
داشتن دستگاههای ماموگرافی و سونوگرافی در درمانگاهها هم میتواند زمان تشخیص را کوتاهتر کند.
حذف هزینهها
اگر بیمهها هزینه ماموگرافی و معاینات را کامل پوشش دهند، زنان بیشتری تشویق میشوند که به موقع مراجعه کنند.
این کار به ویژه برای مناطق کمدرآمد حیاتی است.
آموزش با حساسیت فرهنگی
باید با زبان مناسبی به زنان آموزش داده شود. مثلا گفته شود که معاینه از سوی پزشک زن ممکن است، جراحیهای مدرن میتوانند ظاهر پستان را حفظ کنند و تشخیص زودهنگام به معنای شانس بالای بهبودی است.
برنامههای تلویزیونی، شبکههای اجتماعی و مراکز عمومی میتوانند این پیامها را به گوش زنان برسانند.
داده و نظارت
بدون اطلاعات دقیق نمیتوانیم بفهمیم برنامهها چقدر موفقاند. به یک سیستم ثبت ملی نیاز است که نشان دهد چند نفر غربالگری شدهاند، چند نفر زود تشخیص داده شدهاند و کیفیت دستگاهها چطور است.
سرطان پستان در ایران یک چالش بزرگ است اما موضوعی غیرقابل حل نیست. میتوان تعداد زنانی را که به موقع درمان میشوند بیشتر کرد تا روزی که هیچ زنی به خاطر تشخیص دیرهنگام، زندگیاش را از دست ندهد.
خبرگزاری رویترز گزارش داد نفتکشهای «ناوگان سایه» که دهها میلیارد دلار نفت ایران و روسیه را به آسیا منتقل کرده و از تحریمهای غرب گریختهاند، از سوی یک شرکت بیمه در نیوزیلند بیمه شدهاند که یک خانواده بریتانیایی آن را اداره میکند.
رویترز در گزارش تحقیقی مفصلی که سهشنبه شش آبان منتشر شد، نوشت «مریتایم میوچوال» که از سوی پل رنکین ۷۵ ساله، اهل بریتانیا و خانوادهاش اداره میشود، از دو دهه پیش همهچیز را -از یدککش تا کشتی باری- بیمه کرده اما بیمههای آن در سالهای اخیر به نفتکشهایی رسیده که کشورهای غربی تحریمشان کردهاند.
بررسی هزاران سند کشتیرانی، معاملات نفتی، دادههای بیمه و حملونقل و مصاحبه با چندین منبع آگاه نشان میدهد این شرکت با فراهم کردن بیمه لازم برای ورود نفتکشها به بنادر، به یکی از بازیگران اصلی در بازار خرید و فروش نفت تحریمی تبدیل شده است.
به گزارش رویترز، تا ژوییه ۲۰۲۴ حدود ۶۲۱ نفتکش از سوی آمریکا، اتحادیه اروپا و بریتانیا تحریم شدهاند که دستکم ۹۷ مورد از آنها در مقطعی بیمه مریتایم میوچوال داشتهاند.
از این میان، ۴۸ کشتی در روز تحریم همچنان تحت پوشش بیمه این شرکت بودهاند.
مریتایم میوچوال میگوید از سال ۲۰۲۲ بیمه ۹۲ کشتی را به دلیل تحریم لغو کرده است.
در یک نمونه، دولت آمریکا در ۲۴ فوریه ۲۰۲۵ نفتکش «فنگهوانگ» متعلق به شرکتی در هنگکنگ را تحریم کرد اما دادهها نشان دادند این کشتی یک هفته بعد هنگام ورود به بندر ناخودکا در روسیه اعلام کرده بیمه مریتایم میوچوال دارد.
این شرکت گفته است از ۱۴ فوریه بیمه آن را آغاز و پس از تحریم در ۱۰ روز بعد لغو کرده است.
پلیس نیوزیلند ۲۴ مهر دفاتر این شرکت را در اوکلند و کرایستچرچ تفتیش و مدارک مالیشان را ضبط کرد اما هنوز اتهامی علیهشان مطرح نشده است.
مریتایم میوچوال نوعی بیمه به نام حمایت و غرامت (P&I) ارائه میدهد که خسارتهای احتمالی به اشخاص، اموال یا محیط زیست را پوشش میدهد، نه خود کشتی یا محموله را.
هزینه سالانه چنین بیمهای برای نفتکشهای بزرگ ممکن است به بیش از ۲۰۰ هزار دلار برسد.
دیوید تننباوم، کارشناس تحریمها، گفت: «بدون این بیمه، نفتکشها عملا از کار میافتند. حتی بنادر ایران و روسیه هم اجازه ورود کشتیهای بدون بیمه را نمیدهند.»
بر اساس دادههای جمعآوریشده از سوی رویترز و اندیشکده «مرکز پژوهش انرژی و هوای پاک» در فنلاند، از ۲۳۱ نفتکشی که از سال ۲۰۱۸ تحت پوشش مریتایم میوچوال بودهاند، ۱۳۰ مورد پس از اعمال تحریمها علیه تهران و مسکو، نفت یا فرآوردههای انرژی ایران و روسیه را حمل کردهاند.
ارزش این محمولهها دستکم ۳۴.۹ میلیارد دلار برآورد شده است.
در بسیاری از روزها، بیش از ۳۰ نفتکش بیمهشده از سوی این شرکت همزمان مشغول جابهجایی نفت ایران و روسیه بودهاند.
رنکین در سال ۲۰۰۴ دفتر مرکزی مریتایم میوچوال را در آوکلند تاسیس کرد. دو سال بعد از آن، طبق اسناد ویکیلیکس، به مقامات نیوزیلندی گفت که دیگر کشتیهای کره شمالی را بیمه نمیکند.
دو سال پیش از بازگشت تحریمهای آمریکا علیه ایران در ۲۰۱۶، این شرکت که برخی آن را «باشگاه P&I نیوزیلند» مینامند، بهدنبال جذب مشتریان ایرانی بود.
در وبسایت شرکت ایرانی «شیراز مارین» اسلایدی منتشر شد که دفتر مرکزی نیوزیلند و تجربه چند دهساله مریتایم میوچوال را تبلیغ میکرد.
بر اساس نامهای با امضای رنکین، مریتایم میوچوال از ژانویه ۲۰۱۷ به شیراز مارین اجازه داده بود «در ایران منافع انجمن را ترویج دهد و اعضای جدید را معرفی کند».
پس از بازگشت تحریمهای نفتی آمریکا در نوامبر ۲۰۱۸، درآمد مریتایم میوچوال جهش یافت.
اسناد ثبتشده در نیوزیلند نشان میدهد فروش بیمه شرکت از سال ۲۰۱۹ بهطور میانگین سالانه ۴۱ درصد رشد کرد و در سال ۲۰۲۴ به ۱۰۸.۵ میلیون دلار رسید.
اوج رشد در سال ۲۰۲۳ و نخستین سال پس از تحریمهای روسیه بود. در همان سال صادرات نفت ایران نیز به ۴۲ میلیارد دلار، نزدیک به سطح پیش از تحریمها رسید.
در سپتامبر ۲۰۲۳ شرکت ایرانی شیراز مارین در اینستاگرام خود نوشت نماینده رسمی باشگاه P&I نیوزیلند در ایران است.
مریتایم میوچوال در پاسخ به رویترز «قویا» هرگونه تلاش فعالانه برای جذب ناوگان سایه را رد کرد و رشد درآمدش را نتیجه افزایش تعداد کشتیهای بزرگ پس از رفع محدودیتهای بیمهگران اتکایی دانست.
بر اساس دادههای سازمان غیردولتی «گلوبال فیشینگ واچ»، کشتیهای بیمهشده از سوی مریتایم میوچوال بین سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ دستکم ۲۷۴ بار سامانه موقعیتیاب خود را خاموش کرده یا دادههای جعلی ارسال کردهاند.
بیورن برگمن، تحلیلگر این سازمان، گفت: «عجیب است شرکتی از کشوری که با تحریمهای آمریکا و اروپا همکاری دارد، این همه کشتی را بیمه میکند که موقعیت خود را جعل میکنند.»
اکتبر ۲۰۲۴، ایمیلی از یکی از فعالان صنعت دریانوردی نیوزیلند به رییس بانک مرکزی این کشور رسید و در آن از مقام ناظر خواسته شد درباره فعالیت شرکت مریتایم میوچوال تحقیق کند، زیرا «از نام نیوزیلند برای ایجاد ظاهر آبرومند سوءاستفاده میکند».
به دنبال این هشدار، بانک مرکزی و چند نهاد دولتی تحقیق مشترکی را آغاز کردند.
به گفته یک منبع آگاه، این تحقیقات در همکاری با استرالیا، بریتانیا و آمریکا انجام شده و میشود و محور آن بررسی «احتمال نقض تحریمها، کوتاهی در پیشگیری از تامین مالی تروریسم و معرفی گمراهکننده شرکت بهعنوان بیمهگر رسمی در نیوزیلند» است.
نیوزیلند در اکتبر جاری تحریمهایی علیه تهران اعمال کرد که از شرکتها میخواهد در هرگونه همکاری با ایران، بهویژه در بخش انرژی، «هوشیاری کامل» داشته باشند.
وزارت خارجه نیوزیلند تایید کرد نهادهای دولتی با مریتایم میوچوال درباره «مسائل نظارتی» در تماس هستند.
وزارت خزانهداری بریتانیا از ارائه اطلاعات درباره پایبندی این شرکت به تحریمهای تهران و مسکو خودداری کرد و گفت انتشار چنین اطلاعاتی میتواند به روابط بینالمللی لندن آسیب بزند و «به افراد دارای نیت مجرمانه در دور زدن تحریمها کمک کند».
مریتایم میوچوال هرگونه نقض قوانین بینالمللی را رد کرد و گفت تحت «استانداردهای سختگیرانه انطباق» فعالیت میکند.
با این حال بر اساس یافتههای رویترز، بیمههای این شرکت سالهاست نقشی اساسی در فعالیت ناوگان سایه ایفا و در عمل به جمهوری اسلامی و روسیه کمک کرده است تا از دل تحریمها، نفت خود را روانه بازار جهانی کنند.
در ماههای گذشته تمرکز بر تحریم شبکههای مرتبط با فروش نفت تحریمی جمهوری اسلامی شدت بیشتری گرفته است.
از اواخر تیر تا اواخر مرداد، اتحادیه اروپا، آمریکا و بریتانیا، حسین شمخانی، فرزند علی شمخانی، چهره برجسته سیاسی در جمهوری اسلامی و بخشی از «امپراتوری عظیم کشتیرانی» وابسته به او را تحریم کردند.
درست یک هفته پس از انتشار نخستین خبرها درباره شکایت از پژمان جمشیدی، الهه محمدی از روزنامه هممیهن در گفتوگو با شاکی و مادر او و یکی از وکلای متهم جزئیات بیشتری درباره پرونده ارائه کرده است. این گزارش یک روز پس از انتشار از وبسایت و صفحات مجازی این رسانه حذف شد.
شاکی و مادر او در این گفتوگو ضمن دادن جزئیاتی از پرونده، درباره سکوت و سپس شکایت از پژمان جمشیدی و نیز واکنش شماری از کاربران در شبکههای اجتماعی به این موضوع صحبت کردهاند.
نحوه آشنایی شاکی با متهم
این زن جوان که بدون ذکر نامش حاضر به مصاحبه شده، گفته تلاشهای او برای حضور در سینما و ارسال رزومهاش به تعداد زیادی از سینماگران مطرح، از جمله پژمان جمشیدی سرآغاز آشنایی آنها بوده است.
بهگفته این زن که از يژمان جمشیدی شکایت کرده، جمشیدی پس از تماس با او، از او دعوت میکند که سر صحنه سریال «محکوم» حاضر شود.
او در ادامه گفته است: «بعد از چند روز دوباره تماس گرفت و گفت، بیا سر یک فیلمنامه حرف بزنیم و قرارداد ببندیم. من هم رفتم سر صحنه سریال.»
پس از پایان یافتن کار، جمشیدی به این زن جوان میگوید که قرارداد را همراه ندارد و برای امضای قرارداد باید به جای دیگری بروند.
این زن جوان به الهه محمدی گفته است: «من هم اعتماد کردم و رفتم. وارد خانه که شدیم، در را قفل کرد و شروع کرد به کشیدن مواد [مخدر]...بعد دست و پایم را بست و بهزور با من رابطه جنسی برقرار کرد. میخکوب شده بودم، و از پس او بر نمیآمدم. بعد نشئه شد و به کناری افتاد.»
بر اساس این گزارش، دختر جوان پس از این اتفاق به دنبال کلید خانه میگردد، در را باز میکند و در کوچه شروع میکند به فریاد زدن. این فریادها سبب میشود تعدادی از همسایهها به کمک او بیایند. دو نفر از آنها بهسرعت او را به پزشکی قانونی میبرند.
مستندات پرونده طبق گفتههای شاکی
به گفته این زن جوان، پزشکی قانون «همان شب تجاوز را تایید کرد» و بعد از ثبت شکایت، هنگامی که دادگاه از پزشکی قانونی استعلام کرد، آزمایشها مجددا تکرار شدند.
به نوشته هممیهن، در نوبت دوم آزمایشها از متهم پرونده نیز آزمایش دیانای گرفتند تا آن را با نتایج بهدست آمده از بقایای دیانای بهجامانده بر بدن شاکی تطبیق دهند.
به گفته شاکی، تطابق دیانای به تایید مجدد تجاوز انجامید و نتایج هر دو آزمایش در پرونده موجود است.
وکلای متهم چه میگویند؟
کامبیز برجاس، یکی از وکلای تیم حقوقی پژمان جمشیدی به هممیهن گفته است که بهدلیل فرآیند رایج در پروندههای کیفری تاکنون به پرونده دسترسی نداشتهاند، اما «انتساب اتهام تجاوز به عنف» به موکلش را «قاطعانه» رد میکند.
او در پاسخ به این پرسش که چطور میشود بدون مطالعه پرونده با قاطعیت اتهام را رد کرد، گفته است: «تفهیم اتهامی که هیات قضات به متهم میکنند و ادلهای که قضات به آن استناد میکنند، برای ما مهم است. برمبنای گواهی پزشکی قانونی که در پرونده وجود دارد، بر مبنای اظهارات موجود و تفهیم اتهام، برداشت هیات وکلا بر این است که این اتهام بههیچوجه به موکل منتسب نیست.»
به گفته برجاس، استدلال دادگاه بدوی که رای به بازداشت متهم داد این بود: «اتهامی که در روز اول به آقای جمشیدی وارد شده، اتهام تجاوز است و بنابر مادههای 237 و 238 قانون آیین دادرسی کیفری، این اجبار وجود دارد که برای متهم باید قرار بازداشت صادر شود.»
او درباره آنچه در دادگاه تجدید نظر به آزادی جمشیدی منجر شد، گفته است: «استدلال ما این بود که دلایلی که منتج به بازداشت موقت برای متهم این پرونده شده، در این پرونده وجود ندارد. ماحصل دفاعیات ما، فقدان و عقیمبودن ادله بود. شعبه یک دادگاه تجدیدنظر به این اقناع وجدانی نرسیدند که بشود اساسا چنین اتهامی را به ایشان تفهیم کرد، بنابراین قرار بازداشت را فک کردند.»
برجاس در پایان این گفتوگو با تشکر از «مردم باشعور و عزیز» بابت اینکه در «مقام یک هیات منصفه» نظر خود را در شبکههای اجتماعی اعلام کردند، افزوده است که «اظهارات خلاف واقع» علیه پژمان جمشیدی «حتما تبعات قانونی» خواهد داشت.
مادر این زن جوان در گفتوگو با الهه محمدی، روزنامهنگار هممیهن گفته که هنگام وقوع حادثه در تهران حضور نداشته است. همان شب تماسی دریافت میکند مبنی بر اینکه دخترش تصادف کرده و باید خود را به پزشکی قانونی برساند. وقتی میرسد، با واقعیتی که برای دخترش رقم خورده، روبهرو میشود.
به گفته او، حتی بعد از انجام آزمایشهای اولیه و اطلاع از نتیجه آنها درباره شکایت و رسیدگی حقوقی تردید داشتند اما بعد از چند روز با دریافت ابلاغیهای متوجه میشوند که پژمان جمشیدی از دخترش به جرم اخاذی شکایت کرده است.
مادر این زن جوان افزوده است: «خودم به او زنگ زدم و گفتم بهجای اینکه بگویی غلط کردم چنین کاری کردم، از دخترم شکایت کردی؟! حالا که این کار را کردی ما هم از تو شکایت میکنیم. شکایت کردیم و بعد از ۲۰ روز دستور بازبینی صحنه جرم داده شد.»
قربانینکوهان، پیشتاز در همه عرصهها
بخشی از این گفتوگو به مواجهه این زن جوان و مادرش با نگاهها و نظرهای ناظران و اطرافیان اختصاص دارد. مادر از حرفهای مردم یاد کرده که او را بهدلیل مورد تجاوز قرار گرفتن فرزندش «مادری نالایق» خواندهاند: «بارها شنیدم که اگر مادر خوبی بودی اجازه نمیدادی دخترت بازیگر شود! میگفتند تقصیر خودت است، پژمان جمشیدی حق داشته!»
بازمانده این حادثه نیز «خواندن نظرهای بعضی از مردم را دردآورتر از هر چیز دیگر» توصیف کرده و گفته است: «وقتی کامنتها و نظرات عدهای را در این مدت خواندم، واقعا رنجم صدبرابر شد. در این مدتی که بعضی از کارگردانها متوجه شدند من از متهم شکایت کردهام، بارها پیشنهاد کاری به من دادند که بتوانند ساکتم کنند؛ همان کسانی که قبلا حتی به رزومهام نگاه هم نمیکردند.»