افزایش قیمت بنزین، سفرهها را خالیتر و زندگی را سختتر کرده است
در پی چند نرخی شدن بنزین و اعلام افزایش قیمت آن از ۲۲ آذر، شماری از شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال گفتهاند این تصمیم باعث بالا رفتن هزینههای زندگی و موج تازهای از گرانی در کالاهای اساسی شده و سفرهها را خالیتر و بسیاری از خانوادهها را به زیر خط فقر کشانده است.
افزایش قیمت بنزین، سفرهها را خالیتر و زندگی را سختتر کرده است | ایران اینترنشنال
برخی مخاطبان در پیامهای خود گفتهاند افزایش قیمت بنزین، حتی قبل از اجرا، اثر خودش را گذاشته و به کاهش شدید قدرت خریدشان منجر شده است.
بسیاری از بالا رفتن زنجیرهوار قیمتها از جمله، هزینه رفتوآمد، خوراک، اجاره مسکن، درمان و خدمات روزمره خبر دادند و تاکید کردند که دستمزدهای فعلی، بهویژه برای کارگران، معلمان و کارمندان، با هزینههای رفتوآمد و دیگر مخارج زندگی همخوانی ندارد.
برخی نیز گفتند دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند و زندگی را نه زیستن که تنها دوام آوردن توصیف کردند.
گروهی هم به تجربه سالهای گذشته اشاره کردند و گفتند افزایش قیمت بنزین، تکراری فرساینده است که هر بار، سفرهها را کوچکتر و جمعیت درگیر با فقر اقتصادی را بیشتر میکند.
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، ۱۷ آذر اعلام کرد طرح عرضه بنزین پنج هزار تومانی از بامداد ۲۲ آذر اجرا میشود.
مسعود پزشکیان نیز ۱۶ آذر در مراسم روز دانشجو در دانشگاه بهشتی تهران، در پاسخ به سوالی درباره وعده انتخاباتی گران نکردن بنزین و عمل بر خلاف آن، گفت: «توزیع بنزین با شرایط کنونی ضد عدالت است و محرومان را تحت فشار قرار میدهد.»
این تصمیم، در شرایطی اعلام شده که نگرانیها درباره موج تازه گرانی کالاها افزایش یافته است.
فشار بر معیشت و رفتوآمد
برخی مخاطبان از اثر فوری گرانی بنزین بر رفتوآمد روزانه نوشتند. معلمی توضیح داد که با حقوق ۱۴ میلیون تومانی و افزایش کرایهها، حتی رفتن به محل کار برایش سخت شده است.
فرد دیگری که گفته تنها یک موتورسیکلت دارد، گفت کارت سوخت ندارد و اگر مجبور شود بنزین آزاد بزند، باید روزانه هزینه سنگینی بابت سوخت بپردازد که با درآمدش همخوانی ندارد.
در روایت دیگری از استان سیستان و بلوچستان، یکی از شهروندان توضیح داد که حذف سهمیه بنزین آزاد و محدودیت برای خودروهای پلاک منطقه، هم هزینه زندگی مردم را بالا برده و هم ارزش خودروهایشان را پایین آورده است.
بخش بزرگی از پاسخها به اثر «دومینووار» گرانی بنزین اشاره داشت و مخاطبان نوشتهاند با بالا رفتن قیمت سوخت، قیمت خوراکیها، نان، لبنیات، میوه و حتی آب و برق و گاز هم بالا میرود.
یکی از شهروندان نوشت برنج کمیاب و بسیار گران شده و پیرمردها و پیرزنها ناچارند برای تامین هزینهها در سن و سال بالا کار کنند.
مادری که سرپرست دو فرزند است، توضیح داد که پس از هر موج گرانی، لرزش و اضطراب به جانش میافتد؛ از رفتن به بازار میترسد چون میداند با پولش فقط چند قلم محدود میتواند بخرد.
او نوشت فشار اقتصادی، ناامیدی و بحرانهای روحی را تشدید کرده و حرف از افزایش خودکشیها زد؛ نشانهای تلخ از فرسودگی روانی جامعه.
شهروندی نیز در پیامی گفت: «برای من هیچ فرقی نمیکند بنزین چه قیمتی داشته باشد؛ چون وقتی آب از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب، فرقی نمیکند. شرایط برایم آنقدر سخت شده که اگر یک روز بچهها از من بخواهند بیرون برویم و گشتی در بازار بزنیم، تن و بدنم میلرزد.»
او به افزایش پیاپی قیمتها اشاره کرد و افزود: «میترسم بیرون بروم و اعتراض کنم، چون مانند خیلیهای دیگر کشته خواهم شد.»
ناامیدی، خشم و حس بنبست
در بخش دیگری از واکنشها، مردم تاکید کردند که گرانی بنزین هر سال تکرار میشود و هر بار زندگی مردم در ایران را یک پله دیگر به زیر خط فقر میکشاند.
گروهی دیگر از خشم انباشته و فرسودگی عمومی سخن گفتند و نوشتند دیگر امیدی به اصلاح ندارند و زندگی را فقط کار کردن شبانهروزی تا فرسودگی کامل توصیف کردند.
حتی کسانی که خودروی شخصی ندارند، اعلام کردند ترکشهای تورمی گرانی بنزین، دیر یا زود به آنها هم میرسد و شیرازه زندگیشان را از هم میپاشد.
برخی مخاطبان هم به نشانههای عینی این اضطراب اشاره کردند. یکی از شهروندان در تنکابن نوشت پمپبنزینها شلوغ شده و مردم با گالنهای ۲۰ لیتری برای ذخیره سوخت هجوم آوردهاند.
در مجموع، پاسخهای مخاطبان ایراناینترنشنال نشان میدهد افزایش قیمت بنزین برای بخش بزرگی از جامعه، فقط یک تصمیم اقتصادی نیست، بلکه ضربهای همزمان به معیشت و روان آنهاست.
آنها از سالهایی گفتهاند که زیر بار گرانی کمرشان خم شده و حالا، با موج تازه گرانی، تنها تلاش میکنند دوام بیاورند؛ نه اینکه زندگی کنند.
بر اساس یافتههای یک پژوهش، محدودیتهای ساختاری و فشارهای اقتصادی و فرهنگی در ایران، جوانان را از مسیرهای واقعی موفقیت دور میکند، از توان ریسکپذیری آنها میکاهد و آنها را به مقایسه مداوم خود با دیگران و دنبالهروی از سلبریتیهای شبکههای اجتماعی سوق میدهد.
شکیلا مرادی، کارشناس ارشد پژوهش علوم اجتماعی، و علی روحانی و علیرضا افشانی، اعضای هیات علمی گروه جامعهشناسی دانشگاه یزد، یافتههای تحقیق خود را در آخرین شماره فصلنامه «جامعهشناسی فرهنگ و هنر» منتشر کردند.
این مطالعه با هدف بررسی دلایل دنبالهروی جوانان از سلبریتیها و تاثیر آن بر نگاه نسل جوان به موفقیت فردی، به مصاحبه با دانشجویان ۱۸ تا ۱۹ ساله دانشگاه یزد و تحلیل تجربه زیسته آنها پرداخت.
بر اساس یافتهها، «رشد سریع رسانهها و گسترش فضاهای ارتباطی»، مرجعیت سنتی را به چالش کشیده و عرصهای را فراهم آورده که در آن سلبریتیها و میکرواینفلوئنسرها نقش پررنگی در هدایت ذوق، سبک زندگی و تعریف موفقیت برای نسل جوان پیدا کردهاند.
بخش مهمی از مصاحبهها نشان میدهد بسیاری از جوانان، آگاهانه یا ناخودآگاه، ویژگیهای ظاهری و رفتاری چهرههای مشهور را معیار سنجش موفقیت خود در نظر میگیرند.
یکی از مصاحبهشوندگان با اشاره به تقلید از سبک پوشش و رفتار برخی افراد مشهور، بهویژه بازیگرانی چون تام هاردی و شخصیتهای مجموعه «فرار از زندان»، از تاثیر این چهرهها بر جوانان سخن گفت.
در نمونهای دیگر، فردی که در مسیر ورزش حرفهای فعالیت میکند، توضیح داد چگونه محتواهای مرتبط با ورزشکاران شناختهشده بر انگیزه او اثر میگذارد. او تاکید کرد: «من دارم راهشو طی میکنم.»
به گفته پژوهشگران، در کشورهای در حال توسعهای همچون ایران، بهدلیل وجود محدودیتهای ساختاری، بهویژه در حوزههای اقتصادی و فرهنگی، امکان تجربهورزی و ریسکپذیری برای جوانان کاهش مییابد.
در این مقاله آمده است: «چنین وضعیتی آنان را در مقایسههای دائمی و تحقیرکننده با همسالان خود قرار میدهد و آنان را وادار میکند که زندگی خود را در ترازو قرار دهند؛ ترازویی که قاعدتا حسرتبار است.»
مرادی و همکاران معتقدند این شرایط، جوانان را بیش از پیش به سوی فضای مجازی سوق میدهد؛ محیطی که در آن مقایسههای مداوم با همتایان و توصیههای سادهسازیشده سلبریتیها، فشار روانی مضاعفی ایجاد میکند و «حسرتهایی واقعی و فراواقعی» را در پی دارد.
آواتارهای فراواقعی؛ جایی که موفقیت سراب میشود
هسته نظری این پژوهش حول مقوله «آواتارپایی: حسرتهای فراواقعی» شکل گرفت.
به تعبیر نویسندگان، آواتارپایی زمانی رخ میدهد که جوانان در مواجهه با تصاویر صیقلخورده و اغراقشده از زندگی افراد مشهور، «بین واقعیت و تصور ذهنی از امکان موفقیت» گرفتار میشوند.
در این مقاله آمده است که «بهواسطه محدودیتهای ساختاری و آواتارپایی برای موفقیت، حسرتهای فراواقعی در جوانان شکل میگیرد» و موفقیت برای آنان به سرابی دائمی تبدیل میشود.
به باور مرادی و همکاران، دنبالهروی افراطی از سلبریتیها میتواند حسرت را در فرد فعال کند و انتشار «کوچکترین خبر و عکسی» از موفقیت آنان بر روی جمع زیادی از افراد تاثیر بگذارد.
بر پایه نتایج پژوهش، پیامدهای دنبالهروی از چهرههای مشهور تنها به تقلید ظاهری محدود نمیشود.
بخشی از جوانان در همین رابطه به «پذیرش فشارهای عاطفی»، «ناسازگاری سلیقهای در خانواده» و «سازگاری اجباری» اشاره کردند؛ یعنی تضادی که میان ارزشهای خانوادگی و جهانبینی دیجیتال پدید میآید.
از سوی دیگر، حس ناکامی ناشی از مقایسه دائمی میتواند بر مسیر انتخاب تحصیلی یا شغلی تاثیرگذار باشد.
این وضعیت، جوانان را در معرض «مقایسههای تحقیرآمیز» قرار میدهد و «مقیاسی سرشار از حسرت» میسازد.
جامعه جهانی بهائی و دیدهبان حقوق بشر در بیانیهای مشترک اعلام کردند مقامهای جمهوری اسلامی با صدور احکام سنگین زندان و مصادره اموال، سرکوب بهائیان را پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، شدت بخشیدهاند.
به گفته این دو نهاد حقوق بشری در بیانیه مشترک چهارشنبه ۱۹ آذر، قوه قضاییه همزمان با «تحریک عمومی به تبعیض و تبلیغ نفرت و انتشار اطلاعات نادرست» علیه این اقلیت مذهبی، آزار و تعقیب بهائیان را هدایت میکند.
بهار صبا، پژوهشگر ارشد ایران در دیدهبان حقوق بشر، گفت: «مقامات ایران به نحوی بیامان مشغول آزار و تعقیب بهائیها هستند و آنها را صرفا بهخاطر باورهای مذهبیشان از اساسیترین حقوق انسانی خود محروم میکنند که مصداق جنایتی ادامهدار علیه بشریت محسوب میشود.»
او افزود: «هیچ بخشی از زندگی بهائیان در ایران نیست که متاثر از نقض جدی حقوق و جرایم تحت حقوق بینالملل نباشد.»
هفتم آذر نیز پارلمان اروپا با صدور قطعنامهای، سرکوب سیستماتیک و تشدید آزار جامعه بهائیان در ایران را محکوم کرد و از جمهوری اسلامی خواست به دههها تبعیض ساختاری پایان دهد، زندانیان بهائی را آزاد کند و اموال مصادرهشده این شهروندان را بازگرداند.
وثاق سنائی، یکی از سخنگوهای جامعه جهانی بهائی، در مصاحبه با ایراناینترنشنال گفت: «این قطعنامه بر عملکرد ضد حقوق بشری جمهوری اسلامی، بهویژه در قبال جامعه بهائی، تاکید کرده است.»
ثبت بیش از ۷۵۰ مورد آزار و تعقیب بهائیان
در بخش دیگری از بیانیه مشترک جامعه جهانی بهائی و دیدهبان حقوق بشر آمده است که جامعه جهانی بهائی از تیر تا آبان سال جاری بیش از ۷۵۰ اقدام آزار و تعقیب در اقصی نقاط ایران را مستند کرده که سه برابر میزان ثبتشده در همین بازه زمانی در سال ۱۴۰۳ است.
این موارد شامل بیش از ۲۰۰ یورش به منازل و کسبوکارها و در پی آن بازجویی منجر به بازداشت و دستگیری حداقل ۱۱۰ شهروند بهائی میشود.
دادگاههای انقلاب برای بیش از ۱۰۰ شهروند بهائی جلسه رسیدگی برگزار و احکامی جدید بین دو تا ۱۰ سال زندان علیه بهائیان صادر کردند.
همچنین در این دوره حداقل ۴۵ بهائی برای شروع گذراندن حکم زندان خود احضار شدند. در میان افراد زندانیشده، مادرانی هستند که از کودکان خردسالشان جدا شدهاند.
سیمین فهندژ، نماینده جامعه جهانی بهائی در سازمان ملل در ژنو گفت: «نظامی قضایی که باید عدالت و بیطرفی در پیش گیرد و پناهگاهی در برابر سرکوب باشد، در عوض، به شکل سلاحی برای آزار و تعقیب بهائیان، دگراندیشان و دیگر اقلیتهای مذهبی و اتنیکی در ایران ایفای نقش میکند.»
بهائیان بزرگترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران هستند که از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷ بهطور سیستماتیک هدف آزار و اذیت قرار گرفتهاند.
در هفتهها و ماههای اخیر، فشارهای جمهوری اسلامی بر جامعه بهائیان ایران بهطور محسوسی افزایش یافته است.
منابع غیررسمی میگویند بیش از ۳۰۰ هزار شهروند بهائی در ایران زندگی میکنند. قانون اساسی جمهوری اسلامی تنها ادیان اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی را به رسمیت میشناسد.
۸۲ وکیل دادگستری با انتشار بیانیهای آمادگی خود را برای همراهی با خانواده خسرو علیکردی، وکیل دادگستری جانباخته و پشتیبانی از آنها در مسیر روشن شدن حقیقت اعلام کردند. همزمان جواد علیکردی، وکیل دادگستری، در چهارمین روز پس از خاکسپاری برادرش به دادگاه انقلاب مشهد احضار شد.
وکیلان دادگستری ساکن ایران در بیانیهای که چهارشنبه ۱۹ آذر منتشر شد، اعلام کردند: «فقدان این وکیل شریف ضایعهای دردناک و جبرانناپذیر برای جامعه حقوقی کشور است و یاد و نامشان همواره در خاطرهها باقی خواهد ماند.»
آنها در ادامه خواستار بررسی «با دقت و رویکرد کاملا فنی و کارشناسی» رخداد مربوط به جانباختن علیکردی شدند.
در این بیانیه تاکید شد: «تمامی مستندات و اطلاعات مرتبط در سریعترین زمان ممکن در اختیار خانواده محترم دکتر علیکردی قرار گیرد تا تمامی ابعاد موضوع با شفافیت کامل و بدون هیچگونه ابهام یا اغماض روشن شود.»
محمدحسین آقاسی، شهلا اروجی، محمود بهزادیراد، میلاد پناهیپور، فرشته تابانیان، حسین تاج، مصطفی دانشجو، امیرسالار داوودی، پیام درفشان، فرزانه دهقان، امیر رئیسیان، نسرین ستوده، عبدالفتاح سلطانی، محمد سیفزاده، علی شریفزاده اردکانی، مریم کیانارثی و مصطفی نیلی، از جمله وکیلان امضاکننده این بیانیه هستند.
پیکر علیکردی صبح ۱۵ آذر در دفتر کارش در مشهد پیدا شد و بسیاری از کاربران رسانههای اجتماعی و برخی وکلا و فعالان سیاسی و مدنی، مرگ او را «قتل حکومتی» خواندند.
این وکیل دادگستری در شبکه اجتماعی ایکس، خود را «وکیل معترضان جنبش زن، زندگی، آزادی، زندانی سیاسی پیشین، محروم از تحصیل دکتری حقوق عمومی دانشگاه تهران و دانشجوی ستارهدار مقطع ارشد دانشگاه علامه» معرفی کرده بود.
احضار برادر وکیل جانباخته
جواد علیکردی، برادر این وکیل جانباخته اعلام کرد چهارشنبه ۱۹ آذر در چهارمین روز پس از خاکسپاری برادرش، تلفنی به دادگاه انقلاب مشهد احضار شد.
او در واکنش به احضار خود نوشت: «این حضور را در هر شرایطی موجب افتخار و نشانهای از پایبندی خود به حق، حقیقت و مسئولیت انسانی میدانم. اگر روزی بر من این خاموشی تحمیل شد، از همه میخواهم حقیقت را فراموش نکنند و پیگیر روشن شدن مسیر سرنوشت من و برادرم خسرو باشند.»
سایت حقوق بشری هرانا به نقل از یک منبع مطلع نزدیک به خانواده این وکیل دادگستری نوشت او که دوران محکومیت حبس خود را تحت نظارت پابند الکترونیکی در خارج از زندان سپری میکند، صبح چهارشنبه برای ساعاتی در دادسرای عمومی و انقلاب مشهد مورد بازجویی قرار گرفت.
جواد علیکردی پیشتر با اتهامهایی نظیر «تشکیل و اداره گروه تلگرامی با هدف براندازی و بر هم زدن امنیت کشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام و اهانت به رهبری»، محاکمه و در نهایت محکوم به حبس و مجازاتهای تکمیلی شده بود.
منبع مطلع اعلام کرد علت احضار، «اظهارات اعتراضی او در پی جانباختن برادرش» بوده است.
این برادر دادخواه پیشتر در حاشیه مراسم یادبود نیز اعلام کرد بعد از جان باختن برادرش پیامکهای تهدیدآمیز از سوی افراد نزدیک به حاکمیت دریافت کرده است.
او در مراسم ختم برادرش به ابهامهای موجود اشاره کرد و گفت نیروهای امنیتی پس از کشف پیکر، همه دوربینهای مداربسته دفتر کار را با خود بردهاند و با وجود پیگیریهای خانواده، هنوز هیچ تصویری در اختیار آنها قرار نگرفته است.
مرگ پرابهام علیکردی بار دیگر نگرانیها را درباره امنیت جانی وکلای مستقل، فعالان مدنی و منتقدان جمهوری اسلامی پررنگ کرده است. پروندهای که خانواده این وکیل جانباخته، جامعه حقوقی کشور، نهادهای حقوق بشری و زندانیان سیاسی، خواستار بررسی آن از مسیرهایی مستقل، شفاف و خارج از ساختارهای امنیتی حاکم هستند.
هوای آلوده از شهر مشهد تا اصفهان و استان خوزستان وضعیت را بحرانی کرده و بخشهایی از کشور برای هفتهها در وضعیت «ناسالم برای همه» ماندهاند. کارشناسان علت این آلودگی را ترکیبی از سکون هوا، افزایش مصرف سوخت و مازوتسوزی نیروگاهها اعلام کردند.
در استان یزد، شاخص آلودگی هوا چهارشنبه ۱۹ آذر در شهر مهریز به ۱۹۸ و در شهر اردکان به ۱۵۵ رسید و وضعیت «ناسالم برای همه گروهها» گزارش شد تا مهریز آلودهترین شهر ایران در این روز باشد.
شاخص کیفیت هوا پنج دسته اصلی دارد که بر اساس آن، از عدد صفر تا ۵۰، هوای پاک، از ۵۰ تا ۱۰۰، هوای سالم، بین ۱۰۰ تا ۱۵۰، هوای ناسالم برای گروههای حساس، از ۱۵۱ تا ۲۰۰، هوای ناسالم (برای همه)، از ۲۰۱ تا ۳۰۰ بسیار ناسالم و از ۳۰۱ تا ۵۰۰، شرایط کیفی هوا خطرناک محسوب میشود.
آلودگی هوای مشهد ۱۹ آذر وارد ماه دوم خود شد و با ثبت شاخص ۱۵۱ تا ۱۵۹، در وضعیت «ناسالم برای همه گروهها» قرار گرفت.
بر اساس اعلام سامانه پایش کیفی هوا، ۱۰ منطقه مشهد در وضعیت هشدار و ۱۲ منطقه دیگر در شرایط ناسالم برای گروههای حساس قرار گرفتند. شهروندان، بهویژه بیماران قلبی و ریوی و سالمندان، از قرارگیری طولانی در فضای باز برحذر شدهاند.
به گفته حسنعلی اخلاقیامیری، نماینده مشهد، آلودگی هوای این شهر ناشی از ترکیب چند عامل است، اما «مازوتسوزی در نیروگاه توس» نقشی تعیینکننده دارد.
این نیروگاه که در گذشته خارج از محدوده شهری قرار داشت، اکنون با گسترش شهر در نزدیکی مناطق مسکونی قرار گرفته و دود آن بدون فاصله وارد هوای شهر میشود.
او گفت جمعیت چند میلیونی مشهد و ورود سالانه میلیونها زائر، اثر آلودگی را تشدید کرده و «نفس کشیدن را برای مردم دشوار کرده» است.
سوزاندن مازوت و گازوئیل غیراستاندارد واکنش تند اسماعیل کهرم، مشاور پیشین سازمان حفاظت محیط زیست ایران، را به دنبال داشت.
او یکشنبه هشتم آذر با انتقاد از سیاستهای زیستمحیطی جمهوری اسلامی اعلام کرد حکومت میتواند پولِ تولید بخشی از موشکهایش را صرف حل مساله کیفیت سوخت مازوت در ایران کند.
بهدنبال این اظهارات، قوه قضاییه علیه کهرم اعلام جرم کرد.
فقط ۱۴ نیروگاه امکان مازوتسوزی دارند
ناصر اسکندری، معاون راهبری تولید شرکت برق حرارتی، چهارشنبه گفت: «از ۱۴۹ نیروگاه کشور فقط ۱۴ نیروگاه امکان استفاده از سوخت مازوت را دارند که البته همه این نیروگاهها بهصورت همزمان از مازوت استفاده نمیکنند.»
او افزود: «با استفاده تمامی ۱۴ نیروگاه کشور از مازوت بهصورت همزمان، میزان سوخت مازوت آنها حداکثر به ۴۰ میلیون لیتر در روز خواهد رسید، در حالی که این میزان در حال حاضر حدود ۲۸ میلیون لیتر است.»
اسکندری تاکید کرد: «نیروگاهها انگیزهای برای مصرف مازوت ندارند و در صورت محدودیت در تامین گاز، به اجبار از مازوت استفاده میکنند که بخشی از این مازوت نیز مازوت کم سولفور است.»
سازمان محیط زیست ۹ آذر اعلام کرد بخش مهمی از آلودگی فزاینده و بیسابقه هوای تهران در روزهای گذشته ناشی از سوزاندن گازوئیل غیراستاندارد و مازوت در نیروگاههای اطراف این کلانشهر، بهویژه رجایی، شهر ری، دماوند، پرند و کرج است.
بخشهای دیگری از دولت همواره مازوتسوزی در اطراف تهران را تکذیب میکند.
به گفته سازمان محیط زیست، گوگرد موجود در مازوت نیروگاه رجایی قزوین، ۵۹۲ برابر حد مجاز و در گازوئیل نیروگاههای ری، پرند و کرج تا ۱۳۵ برابر بالاتر از استاندارد اعلام شده است.
جو ویلسون، عضو کنگره آمریکا، در شبکه ایکس با حمایت از سیاست دولت آمریکا در مورد عراق نوشت «زمان رهایی عراق از ایران فرا رسیده است.»
او افزود: «عراق اگر رفتار خود را تغییر دهد فرصت شکوفایی دارد. کنگره آماده است از دونالد ترامپ با مقررات جدید در قانون ملی اختیار دفاعی حمایت کند.»
به گفته او این مقررات برای نخستینبار کمک به نیروهای امنیتی عراق را مشروط به گامهای واقعی بغداد برای توقف حمایت از شبهنظامیان وابسته به ایران میکند.
ویلسون اضافه کرد که عراق به طور عمیق تحت نفوذ جمهوری اسلامی قرار گرفته در حالی که اکثریت مردم آن، کشوری آزاد، مستقل و «بدون نفوذ مخرب ایران» میخواهند.
این عضو کنگره تاکید کرد زمان آن رسیده تامین مالی «نیروهای وابسته به ایران» مانند حشدشعبی و دیگر شبهنظامیان همسو، از طریق بودجه دولت فدرال عراق، بانک مرکزی یا وزارت نفت متوقف شود. ویلسون افزود هرگونه پولشویی و انتقال پول به ایران و نیروهای همسو نیز باید پایان یابد.