ملکزاده، وزیر اسبق بهداشت: قانون جوانی جمعیت موجب افزایش معلولیت میشود
رضا ملکزاده، وزیر اسبق بهداشت، با بیان اینکه «وقتی جوانان نتوانند خانه تهیه کنند، چگونه میتوانند بچهدار شوند»، گفت: «اجرای قانونی جوانی جمعیت موجب میشود که معلولیت در ایران افزایش پیدا کند.»
او افزود: «بهترین شاگردهایی که در این مملکت تربیت کردم مهاجرت کردند.»
دادگاه انقلاب اصفهان ۱۵ شهروند زن بهائی را به اتهام «فعالیت آموزشی و تبلیغی مغایر با شرع اسلام» در مجموع به ۷۵ سال زندان، ۷۵۰ میلیون تومان جریمه نقدی و محرومیتهای اجتماعی محکوم کرد. بر اساس این حکم، هر یک از این شهروندان به پنج سال حبس و ۵۰ میلیون تومان ریمه نقدی محکوم شدهاند.
سایت خبری هرانا گزارش داده بر اساس حکمی که روز پنجشنبه ۲۷ اردیبهشتماه از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان صادر و به این شهروندان ابلاغ شده، هر یک از آنها علاوه بر حبس به پنج سال محرومیت از خدمات اجتماعی و دو سال منع خروج از کشور نیز محکوم شدهاند.
کیفرخواست پرونده این زنان بهائی روز ۲۰ فروردین امسال به اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و مشارکت در انجام فعالیت تبلیغی و آموزشی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام» در دادسرای اصفهان صادر شده بود.
آنها به دلیل شرکت در مراسم مذهبی بهائیان که با عنوان «ضیافت» شناخته میشود، از سوی شعبه ۱۸ بازپرسی دادسرای اصفهان متهم شناخته شدند.
هرانا نوشته از میان این افزاد رویا آزادخوش، آزیتا رضوانیخواه، سارا شکیب، ساناز راسته، شعله آشوری، شورانگیز بهامین، فیروزه راستینژاد، مریم خورسندی، مژگان پورشفیع، نسرین خادمی و نوشین همت در سال ۱۴۰۰ بازداشت و پس از مدتی با تودیع وثیقه آزاد شدند.
منازل چهار تن دیگر این افراد به نامهای بهامین، رضوانپی، مطهر و شکیب، همراه با شمار دیگری از شهروندان بهائی، در اردیبهشت همان سال به دست نیروهای امنیتی تفتیش شد.
در جریان این بازرسیها، بسیاری از لوازم شخصی آنها از جمله تلفنهای همراه، کامپیوترها، کتابها و آثار و تصاویر مربوط به آیین بهائی ضبط شد.
بهائیان بزرگترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران هستند که از زمان انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ به طور سیستماتیک هدف آزار و اذیت قرار گرفتهاند.
در یک سال گذشته فشار نهادهای امنیتی و قضایی بر شهروندان بهائی تشدید شده است.
جامعه جهانی بهائی روز ۱۸ اردیبهشت امسال در بیانیهای با اعلام اینکه از مجموع ۸۵ نفر از بهائیانی که از اواسط اسفندماه ۱۴۰۲ به دادگاه احضار یا زندانی شدهاند، حدود سهچهارم یعنی ۶۵ نفر زن بودهاند، نوشت دهها زن بهائی در ایران در سه ماه گذشته احضار شده و هدف برخورد خشونتبار دستگاه قضایی جمهوری اسلامی قرار گرفتهاند.
در این بیانیه ضمن هشدار درباره احتمال صدور احکام زندان طولانی برای ۶۵ زن بهائی تاکید شده بود که آنان در معرض بیرحمی و خشونت سیستم قضایی قرار گرفتهاند.
سازمان دیدهبان حقوق بشر روز ۱۳ فروردین امسال در گزارشی با عنوان «چکمه روی گردنم: جنایت مقامهای ایران در آزار و اذیت بهائیان» اعلام کرد که اقدامهای جمهوری اسلامی علیه بهائیان، مصداق جنایت علیه بشریت است.
جامعه جهانی بهائی در آذر ۱۴۰۲ هم هشدار داده بود حکومت برای اعمال فشار بر این اقلیت دینی به روشهای خشنتری روی آورده که این موضوع نشاندهنده تشدید سیاست سرکوب سیستماتیک علیه بهائیان است.
منابع غیررسمی میگویند بیش از ۳۰۰ هزار شهروند بهائی در ایران زندگی میکنند.
قانون اساسی جمهوری اسلامی تنها ادیان اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتیگری را به رسمیت میشناسد.
رییس انجمن مراقبتهای ویژه ایران خبر داد هزینه تخت آیسییو برای یک شب به ۱۲ میلیون تومان رسیده است. به گفته علی امیرسوادکوهی، آمار خودکشی کادر درمان در حال حاضر، حتی از دوران همهگیری کووید-۱۹ با وجود حجم کاری سنگین آن زمان بیشتر است.
امیرسوادکوهی در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا از کمبود شدید در زمینه تختهای بخش مراقبت ویژه بیمارستانها خبر داد و گفت: «آیسییو در سیستم بهداشتی کشور مغفول مانده و توجهی به آن نشده است.»
به گفته او، با دستورالعملهای جدید وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کسی حاضر به کار در بخش آیسییو نیست.
اواخر فروردین وزارت بهداشت پس از ماهها اختلافنظر با انجمنهای پزشکی، از ابلاغ افزایش ۳۵ درصدی تعرفههای پزشکی به مراکز بهداشتی و درمانی و سایر نهادهای مرتبط کشور خبر داد.
سازمان نظام پزشکی ایران اوایل اسفند سال گذشته خواستار موافقت دولت با افزایش ۴۶ درصدی تعرفههای پزشکی و درمانی برای سال جاری شده بود.
رییس انجمن مراقبتهای ویژه ایران در گفتوگوی جدید خود با ایلنا همچنین به شکاف میان طرحهای حمایتی از بیماران با هزینههای درمان اشاره کرد و گفت سقف بیمه تکمیلی آتیهسازان حافظدر سال جاری ۳۵ میلیون تومان اما در مقابل، تعرفه یک شب بستری در آیسییو ۱۲ میلیون تومان است.
سال گذشته منابع رسمی در ایران از تورم ۷۰ تا ۸۰ درصدی بخش دارو و درمان خبر دادند که دو برابر بیشتر از نرخ اعلامشده تورم عمومی کشور است.
خرداد سال گذشته روزنامه هممیهن در گزارشی به هزینههای درمان بیماریهای «غیر خاص» پرداخت و نوشت درمان یک سرماخوردگی ساده شامل هزینههای ویزیت پزشک، خرید دارو، تزریقات، مکملهای تقویتی و رفت و آمد به مرکز درمانی میتواند طبقه اقتصادی بیمار را تغییر دهد.
در دو سال گذشته به دلایلی چون حذف ارز ترجیحی، قیمت دارو و درمان به شدت افزایش پیدا کرد و بسیاری از داروها در ایران کمیاب شد.
این مشکل همچنان در ایران ادامه دارد. به طوریکه نوزدهم اردیبهشت امسال روابط عمومی انجمن داروسازان ایران اعلام کرد داروخانهها اکنون با کمبود ۳۰۰ دارو مواجه هستند.
امیرسوادکوهی درباره این بحران به ایلنا گفت با وجود اینکه کمبود آنتیبیوتیکها تا حدودی جبران شده است اما داروها پخش درستی ندارند و با قیمتهای متفاوت عرضه میشوند.
او در بخش دیگری از این گفتوگو به آمار بالای خودکشی پزشکان و کادر درمان اشاره کرد و گفت آمار فوت پزشکان و پرستاران در ماههای گذشته «نشانه ضعف وزارت بهداشت است».
به گفته رییس انجمن مراقبتهای ویژه ایران، آمار خودکشی در دوران کرونا با اینکه پزشکان و پرستاران خیلی کار سنگینتری داشتند به اندازه امروز نبود.
امیرسوادکوهی یکی از دلایل این خودکشیها را نبود تناسب کاری که پزشکان و پرستاران در بیمارستان انجام میدهند با میزان حقوق دریافتیشان دانست.
روز ۱۷ اردیبهشت امسال وبسایت خبری تجارتنیوز با استناد به آمارهای رسمی مبنی بر خودکشی پنج پزشک در ۴۷ روز قبل از تاریخ تنظیم گزارش، نوشت که هر ۱۰ روز یک پزشک در ایران خودکشی میکند.
این رسانه هشدار داد اگر این روند ادامه پیدا کند، تا پایان سال آمار تکاندهندهای به جا خواهد ماند.
در ماههای اخیر گزارشهای متعددی درباره شرایط رزیدنتهای پزشکی و خودکشی آنها منتشر شده است.
یکی از آخرین نمونههای خودکشی کادر درمان، مربوط به زهرا ملکی قربانی بود. پزشکی که هنگام گذراندن دوره طرح خود در استان هرمزگان به دلیل فشار ناشی از شرایط کار و زندگی، به حیات خود پایان داد.
دی سال گذشته بابک شکارچی، معاون آموزشی و پژوهشی سازمان نظام پزشکی ایران بزرگترین مشکل رزیدنتها و پزشکان طرحی را «نداشتن امید به آینده» دانسته بود.
به توصیه کارشناسان اگر با کسی یا کسانی روبهرو میشوید که از جملهها و عبارتهایی نشاندهنده افسردگی یا تمایل به پایان زندگی استفاده میکنند، از آنان بخواهید با پزشک معتمد، نهادهایی که در این زمینه فعالیت میکنند یا فردی مورد اعتماد، درباره نگرانیهایشان صحبت کنند. اگر به خودکشی فکر میکنید، در ایران با اورژانس اجتماعی با شماره تلفن ۱۲۳ تماس بگیرید.
یوسف غفارزاده، مدیرعامل شرکت آب منطقهای استان آذربایجان شرقی از تشکیل کمیسیون مشترک بین ایران و ارمنستان برای پیگیری موضوع آلودگی آب رودخانه ارس خبر داده است. به گفته او طی ۲۰ سال گذشته پیگیریهای مستمری برای به صفر رساندن آلایندگی رود ارس شکل گرفته است.
فیروز قاسمزاده، سخنگوی صنعت آب کشور اردیبهشت سال ۱۴۰۲ گفته بود منشاء آلودگی رود ارس پساب معادن واقع در ارمنستان است. به گفته این مقام صنعت آب ایران، دادستانی و سازمان محیط زیست ارمنستان هم به موضوع آلودگی ارس ورود کردند.
رود ارس از ارزروم، در ترکیه سرچشمه میگیرد و در چهار کشور ترکیه، ایران، ارمنستان و آذربایجان جاریست. ارس در ایران از استانهای اردبیل، آذربایجانغربی و آذربایجان شرقی میگذرد.
خردادماه سال ۱۴۰۲، مهتاب جودکی و ستاره حجتی، دو روزنامهنگار ایرانی در پیگیری موضوع آلودگی آب رودخانه ارس، ۱۱ مطالعه که از سوی نهادهای رسمی و دانشگاهی کشور و طی سالهای ۱۳۹۹ تا زمستان ۱۴۰۱ انجام شده را بررسی کردهاند.
از جمله یافتههای گزارش روزنامه «پیام ما» این بود که دو نیروگاه «متسامور» یک و دو در کشور ارمنستان، سالانه ۲۸۸ تن «اورانیوم» مصرف میکنند و فاضلاب این نیروگاهها بدون هیچگونه تصفیه در جنوب ساداراک در موقعیت جغرافیایی عرض شمالی ۷۲۸.۳۹۳۷ و طول شرقی ۵۵۶.۴۴۴۸ وارد ارس میشود.
نتایج تحقیقات آنها نشان داد آب رودخانه ارس در محدوده ایران علاوهبر آلودگی به مواد پرتوزا (رادیو اکتیو)، به فلزات سنگین و سمی مانند سرب و ترکیباتش، آرسنیک، ترکیبات آلومینیوم، نیکل، مس، آهن، منگنز و ۵۳ آلاینده دیگر نیز آلوده است. منشاء اکثر این آلایندهها نیز کشور ارمنستان است.
گزارش روزنامه پیامما نشان داد آب رودخانه ارس در محدوده ایران علاوهبر آلودگی به مواد پرتوزا (رادیو اکتیو)، به فلزات سنگین و سمی نیز آلوده است.
ورود فاضلاب تصفیه نشده نیروگاههای متسامور یک و دو ارمنستان به رودخانه ارس در پروژههای دیگری هم مورد اشاره قرار گرفته است. از جمله پژوهشی که از سوی گروههای جغرافیای سیاسی و روابط بینالملل دانشگاه خوارزمی، به بهانه تلفات یکباره و گسترده ماهیان در پاییندست خداآفرین منتشر شده است.
بر پایه پژوهش دانشگاه خوارزمی، ارمنستان مدتهای طولانی است که از معادن مس واقع در حاشیه شمالی رودخانه ارس بهرهبرداری میکند و این اقدامها باعث کاهش کیفیت آب این رودخانه مرزی شده است.
همچنین، تخلیه و انباشت پسماندها و باطلههای معدنی مس در طول چندین دهه متمادی در طول رودخانه ارس از سوی ارمنستان و بعضا شکست برخی از این سدهای باطله معدنی، باعث انتشار آلایندههای زیادی در این رودخانه و کاهش کیفیت آب میشود.
با توجه به شیوع بالای سرطان در استان اردبیل بارها انگشت اتهام به سمت آلودگی رادیواکتیوی رودخانه ارس نشانه رفته است، موضوعی که البته از سوی مقامهای جمهوری اسلامی همواره تکذیب شده است.
در گزارش تهیه شده توسط دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه عالی دفاع ملی صراحتا آمده: «بررسیها و آزمایشهای انجامشده حاکی از ورود پسابها و آلایندههای صنعتی و معدنی بسیار مضر در رودخانه ارس است.»
رود ارس از ارتفاعات هزار برکه در جنوب ارزروم، در کشور ترکیه سرچشمه میگیرد و از نزدیکی دوالو تا قره دونی در مرز ایران جریان دارد. طول این رودخانه نزدیک به ۱۰۷۲ کیلومتر است و با حرکت از غرب به شرق، از استانهای اردبیل، آذربایجانغربی و آذربایجان شرقی میگذرد. عریضترین نقطه رودخانه در نزدیکی شهر جلفا قرار دارد که در آن پهنای رود به بیش از ۲۰۰ متر و عمق آن به بیش از چهار متر میرسد.
به گزارش سازمان حقوقبشری ههنگاو، پنج زندانی محبوس در زندان مرکزی ارومیه به نامهای پروین موسوی، یوسف سعیدیچهره، رامین لوندی، پرویز قاسمی و منصور ناصری که در ارتباط با جرایم مرتبط با مواد مخدر حکم اعدام گرفته بودند، بامداد روز جمعه، ۲۸ اردیبهشت، در این زندان اعدام شدند.
پروین موسوی، ۵۰ ساله و اهل مراغه، منصور ناصری ۴۵ ساله و اهل بوکان و پرویز قاسمی ۳۵ ساله، یوسف سعیدیچهره ۳۲ ساله و رامین لوندی ۲۷ ساله هر سه اهل ارومیه بودند.
این پنج زندانی که در پروندههای جداگانه به دست داشتن در خریدوفروش مواد مخدر متهم شده و بین چهار تا پنج سال زندانی بودند، روز پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت برای اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شده بودند.
به گزارش ههنگاو، صالح قاسمی، پرویز قاسمی و یک برادر رامین لوندی، سال گذشته با اتهاماتی مشابه در همین زندان اعدام شده بودند.
ههنگاو گزارش داده پروین موسوی که در طول دوران زندان چهار ساله خود به سرطان مبتلا شده بود، نهمین زنی است که از ابتدای سال جاری میلادی در زندانهای ایران اعدام شده است.
روز پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت و در جریان انتقال پروین موسوی به سلول انفرادی برای اجرای حکم، شماری از زنان زندانی همبند او اعتراض کردند و با ماموران زندان درگیر شدند.
ساره صدیقی همدانی، که پیشتر با پروین موسوی در زندان ارومیه همبند بوده، در گفتگویی با صدای آمریکا گفته موسوی بیگناه بود و در حالی به عنوان متهم ردیف سوم یک پرونده به اعدام محکوم شد که متهم ردیف دوم همان پرونده با وجود داشتن سابقه کیفری، تبرئه و از زندان آزاد شده بود.
به گفته ساره صدیقی، پروین موسوی همه اتهامات وارده به خود را رد کرده بود و مقامهای زندان به او قول آزادی داده بودند.
عفو بینالملل در آخرین گزارش سالانه این سازمان درباره اعدام در ایران که ۱۶ فروردین ۱۴۰۳ منتشر شد به افزایش چشمگیر اعدامهای مرتبط با مواد مخدر اشاره کرد و هشدار داد که بیش از نیمی از ۸۵۳ حکم اعدام صادر شده در سال ۲۰۲۳ در ایران، یعنی ۴۸۱نفر به دلیل جرایم مرتبط با مواد مخدر اعدام شدهاند.
عفو بینالملل در گزارش خود افزایش مجازات اعدام در سال ۲۰۲۳ را بازگشت به سیاست سختگیرانه مبارزه با مواد مخدر در ایران خواند چرا که پیش از آن در فاصله سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰ یک دوره سالانه تنها ۲۰ تا ۳۰ نفر برای جرایم مرتبط با مواد مخدر اعدام شدند.
در گزارش تحقیقاتی عفو بینالملل که با عنوان «نگذارید ما را بکشند» منتشر شد، تاکید شده بود که برای توقف روند وحشتناک افزایش شمار اعدامها که زندانهای ایران را در سال ۲۰۲۳به مکانهایی برای کشتار دستهجمعی تبدیل کرد، اقدام فوری بینالمللی ضروری است.
در این گزارش همچنین نسبت به تاثیر ویژه سیاستهای مرگبار مقامهای حکومتی در مبارزه با مواد مخدر بر جوامع فقیر و به حاشیه راندهشده هشدار داده شده بود.
محمد رسولاف، فیلمساز مستقل ایرانی، در اولین گفتگوی خود پس از خروج از ایران جزییاتی از نحوه خروج و برنامههای آیندهاش را شرح داده و گفته است با وضعیت حقوقیاش «چارهای» جز ترک کشور نداشته، زیرا مصمم به ادامه کار است و میخواهد داستان مردمش را با فیلم باز گوید.
او روز دوشنبه ۲۴ اردیبهشت با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خود از خروجش از ایران خبر داد.
به نوشته روزنامه گاردین در روز جمعه ۲۸ اردیبهشت، او که اکنون در آلمان به سر میبرد، در یک تماس تصویری از مکانی نامشخص گفت:« «مأموریت من این است که بتوانم روایتهای آنچه را در ایران میگذرد و وضعیتی را که ما ایرانیها در آن گرفتار شدهایم، بازگویم. این کاری است که نمیتوانم آن را در زندان انجام دهم.»
پیشتر بابک پاکنیا، وکیل دادگستری، روز ۱۹ اردیبهشت خبر داده بود که شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب اسلامی این کارگردان منتقد حکومت را به هشت سال زندان محکوم کرده است. رسولاف همچنین به شلاق، جزای نقدی و ضبط مال محکوم شده است.
این وکیل در شبکه اجتماعی ایکس نوشت شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر حکم صادره علیه رسولاف را عینا تایید کرده و این حکم اکنون در اختیار اجرای احکام قرار گرفته است.
پاکنیا افزود: «دلیل اصلی صدور این حکم، امضای بیانیهها و ساخت فیلم و مستند است که از نظر دادگاه، این اقدامات مصداق اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور محسوب میشود.»
محمد رسولاف، به روزنامه گاردین گفت که با دور انداختن تمام وسایل الکترونیکی قابل ردیابی و با پای پیاده از مرزی کوهستانی عبور کرده اما همچنان امیدوار است که خیلی زود به ایران بازگردد بدون آنکه مجبور به گذراندن حکم زندان باشد.
او افزود که وضعیت حقوقیاش چارهای جز ترک جمهوری اسلامی دینسالار برایش باقی نگذاشته بود، زیرا او مصمم به ادامه کار است و میخواهد داستان مردمش را با فیلم بازگوید.
آخرین فیلم رسولاف به نام «دانه انجیر معابد» در بخش مسابقه جشنواره کن پذیرفته شده و قرار است روز جمعه چهارم خرداد ماه در این جشنواره به نمایش درآید.
بابک پاکنیا وکیل او نیز در ایمیلی به روزنامه گاردین گفت که مقامهای قضایی رسولاف را متهم کردهاند که فیلمش را بدون کسب مجوز از مراجع ذیربط ساخته است و در کنار آن اتهامات دیگری از جمله رعایت نکردن حجاب از سوی بازیگران زن را متوجه او کردهاند.
به نوشته گاردین، مجازات حبس، جریمه نقدی، مصادره اموال و همچنین مجازات شلاق به خاطر بطریهای شرابی که نیروهای امنیتی در جریان یورش به آپارتمان او کشف کردند، شدیدترین حکمی است که تاکنون برای یک کارگردان در ایران صادر شده است.
محمد رسولاف پیش از این دو بار زندانی شده بود و مدتی را نیز در سلول انفرادی گذرانده بود.
رسولاف به روزنامه گاردین گفت: «زمانی که در زندان بودم طرحهای زیادی نوشتم و همیشه احساس میکردم اگر برای مدتی طولانی و سالها به زندان بروم، قدرت و توانایی ساخت این فیلمها را نخواهم داشت. بنابراین ابتدا باید آنها را بسازم و بعد از آن، همیشه برای بازگشت و رفتن به زندان زمان خواهد بود.»
او افزود:«من این احساس را دارم که خیلی زود برمیگردم، اما فکر میکنم این امر در مورد همه ایرانیهایی که کشور را ترک کردهاند، صدق میکند. همه آنها یک چمدان آماده دارند.»
با وجود آنکه بین زمانی که حکم هشت سال زندان او برای اولین بار اعلام شد تا زمانی که حکم اجرا صادر شد، چهار ماه انتظار کشید، اما او برای گرفتن این تصمیم که در ایران بماند و به زندان برود یا از کشور خارج شود، تنها چند ساعت فرصت داشت.
به نوشته گاردین، رسولاف به توصیه یکی از دوستانش تمام ارتباطات تلفن همراه یا کامپیوتر خود را قطع کرد و به سمت مرز راه افتاد و با پای پیاده از گذرگاهی مخفی عبور کرد.
او گفت:«این یک پیادهروی چند ساعته، طاقتفرسا و بسیار خطرناک بود که باید با یک راهنما انجام میگرفت.»
رسولاف افزود:«پس از یک راهپیمایی چندساعته در خانهای امن پنهان شدم. مجبور شدم مدت زیادی در آنجا بمانم تا آنها بتوانند من را به یک شهر منتقل کنند و از آنجا بتوانم با مقامهای آلمانی تماس بگیرم.»
به نوشته گاردین، مقامهای فرهنگی در آلمان به تایید هویت فیلمساز کمک کردند و وزارت امور خارجه این کشور اسنادی را به او داد که امکان سفر به اروپا را برایش فراهم کرد. تنها پس از ورود رسولاف به آلمان بود که خبر خروج او از ایران علنی شد.
سخنگوی وزارت امور خارجه آلمان در پاسخ به این سوال روزنامه گاردین که آیا وزارت امور خارجه آلمان به سفر محمد رسولاف به اروپا کمک کرده است، گفت که این وزارتخانه نمیتواند درباره موارد شخصی و فردی اظهارنظر کند، اما دولت آلمان قصد ندارد از تلاشهای خود برای حمایت از جامعه مدنی شجاع ایران بکاهد.
رسولاف در حال حاضر فاقد گذرنامه است اما به روزنامه گاردین گفت که مقامهای آلمان و فرانسه در حال حاضر در حال مذاکره هستند تا به او اجازه دهند قبل از نمایش فیلم آخرش به جشنواره فیلم کن برود.
تییری فرمو، دبیر جشنواره فیلم کن هم روز سهشنبه ۲۵ اردیبهشت با اظهار امیدواری برای حضور رسولاف در این جشنواره گفته بود که وزارت خارجه فرانسه به این جشنواره برای تضمین رسیدن امن محمد رسولاف، کارگردان سرشناس سینمای ایران، به کن کمک میکند.
رسولاف به گاردین گفت دلیل اینکه حکومت ایران تا این حد برای سرکوب فیلمهای او تلاش کرده این است که «مانند هر نظام دیکتاتوری یا توتالیتر دیگری، خواهان کنترل مطلق بر تصاویری هستند که نمیپسندند و در آنها با واقعیت خود و هستی و نظامشان مواجه میشوند.»
رسولاف گفت: «آنها فقط سعی میکنند همه را بترسانند و صرفا به خاطر این توهم کنترل، همه را از هر گونه تلاشی برای ساختن فیلم یا ابراز وجود یا استفاده از آزادی بازبدارند. به همین دلیل پیام من به همسالانم و به دیگر فیلمسازان این است: راههایی وجود دارد.»