فیروز قاسمزاده، سخنگوی صنعت آب، با بیان اینکه «خشکسالی هیدرولوژیکی» همچنان در کشور برقرار است، گفته هماکنون شش استان کشور شامل تهران، بوشهر، قزوین، فارس، سمنان و چهارمحال و بختیاری با تنش آبی روبرو هستند. او تاکید کرده که بیش از ۸۰ درصد کشور در محدوده اقلیم خشک قرار دارد.
قاسمزاده با بیان اینکه میزان بارندگی در تهران نسبت به شرایط نرمال ۵۵ سال گذشته ۱۹ درصد کاهش یافته گفته کشور در سه سال آبی متوالی اخیر با کاهش جدی بارندگی روبرو شده است.
او با اشاره به اینکه آورد بخش عمدهای از رودخانهها تا چند ماه اخیر صفر یا نزدیک به صفر بوده، تاکید کرده که این مساله موجب شد تا وضعیت مخازن آب تعداد قابل توجهی از سدهای کشور در شرایط نامناسب قرار گیرد.
پیش از این در فروردین ماه امسال، همزمان با ۲۲ مارس، روز جهانی آب، برخی رسانهها در ایران از جمله رسانههای حکومتی و کارشناسان محیط زیست هشدار دادند وضعیت آب در کشور وخیمتر از همیشه شده است.
اکنون سخنگوی صنعت آب کشور با اشاره به اینکه اثرات منفی سه سال آبی کمبارش فقط در صورتی طی چندین سال میزان بارشهای کشور افزایش قابل توجهی یابد، جبران میشود، تاکید کرده که خشکسالی هیدرولوژیکی همچنان در کشور برقرار است و این شرایط زمانی بهبود مییابد که چشمهها پرآب و دبی پایه رودخانهها تامین شود.
قاسمزاده بارشهای سیلآسا و رگباری را نقطه مقابل بارشهای متداوم و موثر دانسته و گفته زمانی که بارندگی رگباری باشد سیل رخ میدهد و در مکانهایی که سازههایی مانند سد وجود نداشته باشد این منابع آبی از دسترس خارج میشود.
پیشتر خبرگزاری ایسنا گزارش داده بود بررسی وضعیت منابع آبی ایران از ابتدای مهر تا ۲۶ اسفند سال گذشته نشان میدهد ۳۳ سد مهم کشور کمتر از سال ۱۴۰۱ آب دارند و حجم مخازن سدها نسبت به مدت مشابه همان سال، بیش از ۱۰ درصد کاهش یافته است.
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران هم فروردین امسال در گزارشی به نقل از محسن موسوی خوانساری، کارشناس آب، وضعیت آبهای زیرزمینی در ایران را به شدت نگرانکننده خواند و نوشت که استانهای مختلف بدون در نظر گرفتن ظرفیت این منابع همچنان به استحصال بیرویه منابع آب زیرزمینی اقدام میکنند.
موسوی خوانساری در مورد آبهای زیرزمینی نیز هشدار داده بود که وضعیت به شدت نگرانکننده است.
شکاف برداشتن دشتها و فرونشست زمین در بسیاری از نقاط ایران از جمله آثار استمرار کمآبی و خشکسالی در ایران محسوب میشود که طی سالهای گذشته نمود بیشتری پیدا کرده است.
«مهاجرت درون سرزمینی» هم از تبعات اجتماعی تنشهای آبی در ایران است.
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، اسفندماه ۱۴۰۲ گزارشی منتشر کرد که نشان میدهد از سال ۶۵ تا ۹۵ بهطور متوسط سالانه یک میلیون نفر مهاجرت داخلی کردهاند اما آمارهای جدیدتر مربوط به هفت سال گذشته تا امروز منتشر نشده است.
از سوی دیگر ایران از نظر شاخص خطرات اقلیمی در جهان جزو کشورهای پرخطر شناخته میشود و رتبه ۱۸ را دارد اما در بخش سیاستگذاریها یا عملکردی، در میان ۶۳ کشور، رتبه ایران ۶۳ است.
آمارهای رسمی نشان میدهند چهار میلیون و ۳۰۰ هزار نفر در بازه زمانی سالهای ۹۰ تا ۹۵ مهاجرت داخلی داشتهاند که بیشتر آنها از مناطق حاشیهای به سمت مناطق مرکزی بوده است.
موضوع کمآبی یک بحران جهانی است و سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد، یونسکو، روز ۱۰ فروردین امسال در گزارشی به مناسبت روز جهانی آب نوشت اطمینان یافتن از اینکه همه کشورهای روی کره زمین دارای امکان «تامین آب سالم و عادلانه» برای ارتقای رفاه و در نتیجه صلح هستند، ضروری است.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد با گذشت حدود ۴۰ روز از انتقال میلاد آرمون، نوید نجاران، محمدمهدی حسینی و مهدی ایمانی، متهمان پرونده موسوم به «شهرک اکباتان» از زندان قزلحصار کرج به بازداشتگاه اطلاعات سپاه، آنها همچنان در زندان اوین از سوی ماموران امنیتی تحت بازجویی هستند.
پیشتر برخی منابع نزدیک به خانواده این معترضان زندانی، در تماس با ایراناینترننشال از بازگشت آنها به زندان قزلحصار کرج خبر داده بودند. با این حال اطلاعات تازه رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد آنها همچنان در بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند دو-الف زندان اوین بهسر میبرند.
آرمون، نجاران، حسینی و ایمانی در نیمه اول اردیبهشتماه امسال از زندان قزلحصار کرج به بازداشتگاه اطلاعات سپاه در زندان اوین منتقل شدند و این امر باعث افزایش نگرانی نزدیکان آنها شده است.
محمدحسین آقاسی، وکیل دادگستری، روز یکشنبه ششم خرداد ماه در پاسخ به سوالی در رسانه اجتماعی ایکس درباره انتقال این افراد، خبر داد که آنها در اطلاعات سپاه و در حال تکمیل تحقیقات درخواستی دادگاه کیفریاند.
طی یک ماه گذشته کاربران شبکههای اجتماعی بارها نسبت به انتقال این چهار معترض زندانی به بازداشتگاه اطلاعات سپاه و خطر اخذ اعتراف اجباری تلویزیونی به قصد پروندهسازی و صدور حکمهای سنگین برای آنها ابراز نگرانی کردهاند.
جمهوری اسلامی بارها با ضبط و پخش اعترافات اجباری از بازداشتشدگان، آنها را به شهادت دادن علیه خود وادار کرده و دستگاه قضایی جمهوری اسلامی احکام خود علیه زندانیان سیاسی را بر اساس همین اعترافات اجباری صادر میکند که این رویه همواره مورد اعتراض شدید سازمانهای حقوق بشری قرار گرفته است.
در ابتدای آبانماه سال ۱۴۰۱، در جریان اعتراضات سراسری، یکی از نیروهای بسیج جمهوریاسلامی به نام «آرمان علیوردی» در شهرک اکباتان کشته شد.
نهادهای امنیتی دستکم بیش از ۵۰ تن از جوانان ساکن این شهرک را بازداشت کردند که برای ۱۴ نفر از آنها کیفرخواست صادر شد.
بنا بر کیفرخواست صادرشده، آنها به مواردی از جمله «محاربه از طریق تمسک به سلاح سرد و اقدام علیه امنیت ملی، اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، مشارکت در قتل عمد و اخلال در نظم و آرامش عمومی» متهم شدهاند و پروندهشان به دادگاه ارجاع داده شد.
از میان این افراد تاکنون ۱۰ نفر از جمله حسین نعمتی، علیرضا برمرزپورناک، علیرضا کفایی و امیرمحمد خوشاقبال با تودیع قرار وثیقه آزاد و چهار نفر دیگر در بازداشت بهسر میبرند.
شهرک اکباتان در غرب تهران که ساکنان آن عموما از طبقه متوسط هستند، یکی از کانونهای اعتراضات در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ مردم علیه جمهوری اسلامی بود که از ابتدای خیزش، ویدیوهای فراوانی از اعتراض هماهنگ و یکپارچه آن در رسانههای اجتماعی همرسانی شد.
سازمان عفو بینالملل روز سوم خردادماه امسال با انتشار نامهای نسبت به خطر جدی اجرای حکم اعدام دستکم ۱۵ زندانی در ارتباط با اعتراضات سراسری در ایران هشدار داد.
به نوشته عفو بینالملل، هشت تن از این افراد در رابطه با خیزش «زن، زندگی، آزادی» بازداشت و به اعدام محکوم شدهاند و هفت تن دیگر در معرض صدور حکم اعدام قرار دارند.
از زمان آغاز اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی» در شهریور ۱۴۰۱، سرکوب فعالان مدنی، سیاسی و معترضان از سوی حکومت شدت گرفته و همچنان ادامه دارد.
این اعتراضات به یک خیزش سراسری در ایران تبدیل شد و جمهوری اسلامی تاکنون دستکم ۹ معترض از جمله محسن شکاری، مجیدرضا رهنورد، محمد حسینی، محمدمهدی کرمی، مجید کاظمی، سعید یعقوبی، صالح میرهاشمی، میلاد زهرهوند و محمد قبادلو را در ارتباط با آن اعدام کرده است.
بازنشستگان در شهرهای مختلف ایران از جمله تهران، اصفهان، کرمانشاه، اهواز و مشهد در اعتراض به فشارهای اقتصادی و گرانی و اجرا نشدن طرح همسانسازی حقوق و مزایا، تجمع و راهپیمایی اعتراضی برگزار کردند.
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد روز یکشنبه ۲۰ خرداد، بازنشستگان کرمانشاه مقابل ساختمان تامین اجتماعی در این شهر تجمع کرده و شعارهایی از جمله «فقط کف خیابون، بهدست میاد حقمون»، «حقوق نصفهنیمه، سکوت کنیم همینه»، «معیشت، درمان، نابودتر از هر زمان»، «اتحاد،اتحاد، علیه فقر و فساد» و «هر اختلاس رو میشه، چند تا مسئول پشتشه» سردادند.
یکی از زنان بازنشسته شرکتکننده در این تجمع با خواندن شعر «خونه رو پر نور میکنیم، ستم رو نابود میکنیم» بر ادامه داشتن تجمعهای بازنشستگان معترض تا رسیدن به خواستههایشان تاکید کرد.
در مشهد هم بازنشستگان تامین اجتماعی مقابل اداره کل تامین اجتماعی در بلوار خیام این شهر تجمع کرده و بازنشستگان تامین اجتماعی خوزستان هم با تجمع، راهپیمایی و سردادن شعار «حسینحسین شعارشون، دروغ و دزدی کارشون» اعتراض خود به وضعیت موجود در کشور را اعلام کردند.
بازنشستگان فولاد اصفهان هم راهپیمایی اعتراضیای با شعار «فولادی داد بزن، حقتو فریاد بزن» سردادند.
ویدیوهای منتشرشده نشان میدهد بازنشستگان فرهنگی سراسر کشور هم روز یکشنبه، مقابل وزارت آموزش و پرورش در تهران تجمع کرده و خواستار رسیدگی به مطالبات خود شدند.
فرهنگیان بازنشسته در تجمع خود شعارهایی از جمله «فریادفریاد، از این همه بیداد» سردادند.
در اصفهان هم بازنشستگان فولاد همراه با شعار «فولادی داد بزن، حقتو فریاد بزن» راهپیمایی اعتراضی برگزار کردند.
بازنشستگان تامین اجتماعی شوش هم روز یکشنبه در اعتراض به فقر، تورم و گرانی، دستمزدهای ناچیز و نامساعد، فساد و غارت و دیگر تبعیض و نابرابریها راهپیمایی و تجمع اعتراضی برگزار کردند.
آنها در تجمع خود شعارهایی از جمله «بازنشسته داد بزن، حقتو فریاد بزن»، «تامین رو غارت کردن، ما رو بیچاره کردن»، «نوبت ما که میشه، خزانه خالی میشه» و «کشور پردرآمد، چه بر سر تو آمد» سردادند.
شورای بازنشستگان ایران روز ۲۱ اردیبهشت سال جاری، در بیانیهای کانونهای بازنشستگی را «تشکلهای زرد و بیخاصیت» در اختیار حاکمیت نامید و اعلام کرد که تنها راه برآورده شدن مطالبات بازنشستگان خیابان است.
بازنشستگان در سالهای گذشته تا امروز بارها در اعتراض به محقق نشدن مطالباتشان در شهرهای مختلف ایران تجمع و راهپیمایی کردهاند.
بررسی اخبار اعتراضات بازنشستگان در سال ۱۴۰۲ نشان میدهد در سال گذشته روی هم رفته حدود ۵۶۰ تجمع اعتراضی از سوی بازنشستگان در ۸۱ روز از سال ۱۴۰۲ در سراسر کشور شکل گرفته است.
۱۵۰ مورد از این تجمعها در آبان و آذر سال گذشته رخ داده و بیشترین اعتراضات از سوی بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی انجام شده است.
شورای نگهبان صلاحیت سعید جلیلی، محمد باقر قالیباف، مسعود پزشکیان، علیرضا زاکانی، مصطفی پورمحمدی و امیرحسین قاضیزاده هاشمی را در انتخابات ریاست جمهوری تایید کرد.
بنابراین، برخی از مطرحترین چهرههایی که در این انتخابات کاندیدا شده بودند با رد صلاحیت شورای نگهبان روبهرو شدند.
محمود احمدینژاد، علی لاریجانی، اسحاق جهانگیری، مهرداد بذرپاش، وحید حقانیان و محمدمهدی اسماعیلی از جمله نامزدهای رد صلاحیت شدهاند.
لاریجانی بلافاصله بعد از ثبت نام، کارزار تبلیغاتی خود را با تمرکز در فضای مجازی به راهانداخته بود و تا پیش از اعلام نتایج در حال ارائه وعدههای انتخاباتی عمدتا معیشتی بود.
او در دور پیشین انتخابات هم نتوانست از سد شورای نگهبان عبور کند. به نظر میرسد او که زمانی از معتمدترین افراد در هسته اصلی قدرت بود و مناصبی چون دبیری شورای عالی امنیت ملی و ریاست مجلس را به عهده داشت با این رد صلاحیت، بیش از پیش در حاشیه سیاست قرار خواهد گرفت.
محمود احمدینژاد هم برای دومین بار است که با نظر منفی شورای نگهبان از حضور در انتخابات ریاستجمهوری محروم میشود. او بعد از ثبت نام در انتخابات در جمع گروهی از حامیانش بدون اشاره به رویداد خاصی، وعده بروز تحولات اساسی در ایران در آینده نزدیک را داده بود.
رد صلاحیت وحید حقانیان، عضو پیشین دفتر خامنهای در شرایطی است که پیشتر خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران نوشته بود او گزینه دفتر رهبر نیست.
همچنین رد صلاحیت محمدمهدی اسماعیلی وزیر کنونی ارشاد هم پس از افشای نامه جنجالی حمایت جمعی از اعضای دولت از او صورت گرفت.
در پی افشای این نامه، خبرگزاری دولتی ایرنا از پیگیری قضایی علیه منتشرکنندگان این نامه خبر داد و روزنامه هممیهن با اشاره به امضای آن از سوی وزرای دولت نوشت اصل بیطرفی دولت در انتخابات نقض شده است.
در فرآیند انتخابات زودهنگام ریاستجمهوری ۸۰ نفر کاندیدا شده بودند.
هادی طحان نظیف، سخنگوی شورای نگهبان روز یکشنبه ۲۰ خرداد اعلام کرد که پس از اعلام رسمی نام نامزدها از سوی وزارت کشور، تبلیغات انتخابات شروع خواهد شد.
اصلاحطلبان در قالب تشکل «جبهه اصلاحات»، عباس آخوندی، مسعود پزشکیان و اسحاق جهانگیری را به عنوان کاندیداهایی معرفی کرده بودند که در صورت عبور از فیلتر شورای نگهبان از آنها در انتخابات حمایت کنند.
با توجه به حضور پزشکیان به عنوان کاندیدای تاییدصلاحیتشده، انتظار میرود که اصلاحطلبان با حمایت از این کاندیدا در انتخابات مشارکت کنند.
واکنشها
پزشکیان پس از تایید نامزدیاش در انتخابات گفت: «محمدجواد ظریف وزیر خارجه دولت من خواهد بود.»
محمود صادقی، عضو هیات رییسه جبهه اصلاحات اعلام کرد که «جلسه اضطراری هیات رییسه جبهه اصلاحات در خصوص نحوه حمایت از کاندیدای این جبهه در حال برگزاری است.»
محمدرضا عارف، رییس بنیاد «امید ایرانیان»، اعلام کرد که از پزشکیان در انتخابات ریاست جمهوری حمایت میکند.
علیرضا زاکانی در واکنش به تایید صلاحیت خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «در انتخابات گذشته افتخار حمایت از "مظهر شعارهای انقلاب" را داشتم و تمام حملات ناجوانمردانه را به جان خریدم.اما در انتخابات ۱۴۰۳ برای تداوم راه رییسی و تکمیل خدمات، تا آخر میمانم و رقابت میکنم.»
علیرضا سلیمی، سخنگوی هیات رییسه مجلس گفت: «مجلس دوازدهم سیلی محکمتری به کشورهای اروپایی و آژانس حکام خواهد کوبید.»
تشدید فضای امنیتی بر مناظرهها
در این دوره از انتخابات نیز صدا و سیما از برگزاری مناظره بین نامزدها خبر داده است.
پیمان جبلی، رییس صدا و سیما، گفت که «در این دوره ۵ مناظره در نظر گرفتیم که پیشبینی ما برای هر مناظره ۳/۵ تا ۴ ساعت است.»
او اضافه کرد: «از ظرفیت کارشناسان و مدیران ارشد متنوع در طراحی سوالات استفاده کردیم و نامزدهای محترم در مدت زمان معینی پاسخهای خودشان را ارائه خواهند داد.»
جبلی همچنین گفت که «برای جلوگیری از تخریب، بداخلاقی و تهمت، حتما پاسخ فوری را در دستور کار قرار خواهیم داد»
رهبر جمهوری اسلامی در سخنرانی ۱۴ خرداد از نامزدها خواسته بود که از «بدگویی، تهمت زدن، لجنپراکنی کردن» خودداری کنند.
او گفته بود که «صحنه انتخابات صحنه عزّت و حماسه است» و «صحنه کشوواکش برای به دست آوردن قدرت نیست.»
خبرگزاری «تسنیم» نیز نوشته بود که مناظرات انتخاباتی برگزار خواهد شد، اما «برنامهریزیها و طراحیها به گونهای پیش میرود تا بیاخلاقیهای سیاسی و انتخاباتی اتفاق نیفتد.»
با اینحال مناظرهها در هر شکلی، باعث تنش خواهد شد و رهبر جمهوری اسلامی تلاش کرده حداقل از حرارت آن بکاهد.
پیشتر نیز اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری را به پروندهسازی تهدید کرده است.
خطیب در جریان این جلسه با بیان اینکه رفتار کاندیداها و حامیان آنها رصد شده و به افرادی که رویکرد تخریبگرایانه اتخاذ کنند تذکرات لازم داده خواهد شد، گفت که در صورت لزوم، گزارش این رصد در اختیار مقامهای قضایی قرار خواهد گرفت.
این روند نشان میدهد فضای امنیتی در آستانه انتخابات در ایران تشدید شده است.
همچنین هیات نظارت بر مطبوعات در آستانه برگزاری انتخابات در ایران، دستورالعملی در ۱۶ بند منتشر کرد و رسانهها و مردم را به مجازات تهدید کرد.
در بند اول این دستورالعمل از «انتشار هر گونه محتوا به منظور ترغیب و تشویق مردم به تحریم یا کاهش مشارکت در انتخابات، تجمع اعتراضآمیز بدون مجوز، اعتصاب، تحصن، ادعای غیر واقع مبنی بر توقف انتخابات یا هر اقدامی که به نحوی موجب اخلال در امر انتخابات ریاست جمهوری شود» به عنوان برخی مصداقهای موارد مجرمانه نام برده شده است.
«تشویش اذهان عمومی، سیاهنمایی و بیان مطالب خلاف واقع علیه کشور، انتشار و تبلیغ علایم تحریم انتخابات، انتشار هجو یا هجویه یا هر گونه محتوای توهینآمیز یا تخریب در فضای مجازی علیه انتخابات و انتشار هر گونه مطلب علیه نامزدهای انتخاباتی»، برخی دیگر از موارد ذکرشده در این دستورالعمل است.
علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، روز دوشنبه ۱۴ خرداد در مراسم حکومتی سالمرگ روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی در مقبره او، به نامزدهای انتخابات پیش رو درباره چگونگی رقابت هشدار داد و مواردی از جمله «اعتقاد به مبانی انقلاب» را به عنوان معیارهای رییسجمهوری آینده جمهوری اسلامی اعلام کرد.
او گفت که در رقابتهای انتخاباتی بین نامزدها «بدگویی، تهمت و لجنپراکنی کمکی به پیشرفت کارها نمیکند و به آبروی ملی لطمه میزند».
انتخابات چهاردهمین دوره ریاست جمهوری به دنبال مرگ ابراهیم رئیسی در سقوط بالگرد حامل او، قرار است روز هشتم تیر ماه ۱۴۰۳ برگزار شود.
این انتخابات در شرایطی برگزار میشود که تمایل مردم به شرکت در انتخابات، به پایینترین میزان خود در تاریخ جمهوری اسلامی رسیده است.
در ادامه هشدارها نسبت به خطر فرونشست زمین در محوطههای باستانی در ایران، گزارشها از بحرانی شدن وضع فرونشستها و خطر تخریب کامل محوطه «نقش رستم» در شش کیلومتری «تخت جمشید» در استان فارس حکایت دارد.
علی بیتاللهی، مدیر بخش زلزله مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، روز یکشنبه ۲۰ خردادماه در گفتوگویی با روزنامه اعتماد، درباره بحرانی شدن وضع فرونشست در محوطههای باستانی هشدار داد.
بیتاللهی با بیان اینکه آنچه بر سر نقش رستم و شهر پارسه و سایر آثار ارزشمندمان آمده، محصول دست خود ماست، تاکید کرد: «اگر هر چه زودتر برای جبران خساراتی که به میراث تاریخیمان زدهایم، اقدام نکنیم، دیگر از نقش رستم و تخت جمشید و میدان نقش جهان و... اثری باقی نخواهد ماند.»
محوطه «نقش رستم» در شش کیلومتری «تخت جمشید» قرار گرفته و به واسطه وجود آرامگاه چهار پادشاه هخامنشی و بنای «کعبه زرتشت» ارزش تاریخی دارد.
این محوطه بیش از سه هزار و ۲۰۰ سال قدمت تاریخی دارد و آثار و نقشهای برجستهای از دوره عیلامی هم در آن به دست آمده است.
پیش از این در مهرماه سال گذشته، مریم دهقانی، عضو هیاتعلمی دانشگاه شیراز، با اشاره به بحرانی شدن وضعیت فرونشست زمین در دشتهای مرودشت و شیراز، خبر داد که در فاصله ۱۰ تا ۱۵ متری نقش رستم شکافهایی در حدود نیم متر تا ۷۰ سانت ایجاد شده و در فاصله ۳۰۰ متری تختجمشید هم حدودا ۱۰ تا ۱۵ سانتیمتر فرونشست رخ داده است.
اکنون بیتاللهی با اشاره به اینکه چهار بار از محوطه آثار باستانی تخت جمشید و نقش رستم بازدید کرده گفته این محدوده که در حاشیه پهنه فرونشستی دشت مرودشت استان فارس است بالاترین میزان فرونشست زمین را در استان فارس دارد.
او با بیان اینکه فرونشست در اطراف تخت جمشید و نقش رستم به شرایط بحرانی رسیده، تاکید کرده که اگر چنین پدیدهای در محوطههای تاریخی اتفاق بیفتد، آثار تاریخی آسیب دیده بر اثر این پدیده، غیرقابل نوسازی و غیرقابل بازسازیاند و برای همیشه آنها را از دست میدهیم.
در اردیبهشتماه امسال علیرضا جعفریزند، باستانشناس، در گفتوگو با ایلنا، با اشاره به افزایش گلسنگها در تختجمشید و نقشرستم گفته بود: «پتروشیمی مرودشت زیانآورترین آسیبها را به این محوطهها رسانده است.»
مدیر بخش زلزله مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی در بخشی از گفتوگوی خود با اعتماد گفته برای جلوگیری از پیشروی و گسترش شکافها در نقش رستم به مسوولان و کارشناسان و مدیران میراث فرهنگی کارگاه آموزشی برای به صفر رساندن خطرات فرونشست ارایه کردیم اما به پیشنهاد ما توجه زیادی نشد.
به گفته بیتاللهی، به جز نقش رستم و تخت جمشید، آثار تاریخی اصفهان و به خصوص میدان نقش جهان هم از بارزترین نمونههایی هستند که به دلیل بهرهبرداری بیرویه از سفرههای آب زیرزمینی ترکهای عمیق در آنها ایجاد شده است.
او در پایان در پاسخ به این سوال که «آیا ممکن است در آینده نزدیک، تخت جمشید و پاسارگاد و نقش رستم را نداشته باشیم؟» گفته است: «ما با مصرف بیرویه آب، آبیاریهای هدرده و کشت محصولات پر آببر، حفر بیرویه چاههای مجاز و غیرمجاز و استخراج آب زیر سطحی، باعث این مخاطره شدیم و اگر با همین رویه ادامه دهیم، قطعا طبیعت با کسی شوخی ندارد و پاسخش را نشان خواهد داد.»
علیرضا عسکری، مدیر پایگاه تخت جمشید، اردیبهشت امسال در گفتوگو با «میراثباشی» گفته بود که محوطه باستانی نقش رستم در اثر بارندگی دچار آبگرفتگی شد و در پی آن فرونشستهای متعددی در منطقه رخ داده است.
او در توضیح فاجعهای که بر سر نقش رستم آمده، اعلام کرده بود: «در محدوده نقش رستم ۳۰۲ متر فروچاله و فروشُست اتفاق افتاده که در جریان بارندگیهای اخیر دچار آبگرفتگی شده است.»
ایراناینترنشنال در اردیبهشت ۱۴۰۲ در گزارشی نوشت همزمان با بحرانیتر شدن فرونشستها در کشور، جمهوری اسلامی به عمد اطلاعات در این زمینه را از دید مردم پنهان کرده است.
مجید کاوه، وکیل خانواده جواد روحی، معترض جانباخته در زندان نوشهر خبر داد که برای بهیار زندان کیفرخواست «قتل شبهعمد» و برای زندانبان کیفرخواست «خوددارى از رساندن تظلمات محبوسين به مقامات صالح» صادر و پرونده براى صدور حکم به شعبه ١٠٥ دادگاه كيفرى دو سارى ارسال شد.
این وکیل دادگستری روز شنبه ۱۹ خردادماه در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که این کیفرخواست پس از ثبت شكايت اوليای دم جواد روحى و با توجه به «تحقيقات جامع ضابطين خاص و وصول نظريه پزشكى قانونى» صادر شده است.
به گفته کاوه، در جلسه دادگاه روز شنبه که با حضور متهمان پرونده، پدر و مادر جواد روحی و نماينده دادستان برگزار شد، كيفرخواست صادرشده براى بهیار و زندانبان زندان نوشهر خوانده شد و آخرين دفاع از آنها گرفته شده است.
مجید کاوه در آذرماه ۱۴۰۲ با اشاره به اینکه در نظریه پزشکی قانونی، دلیل مرگ موکلش در زندان نوشهر «تداخلات دارویی با اشاره به تزریقات مکرر دارو به وسیله بهیار در بهداری زندان ساعاتی پیش از مرگ وی اعلام شده»، از تشکیل پروندهای علیه رییس زندان نوشهر، یکی از نگهبانان زندان و بهیار زندان با عنوان «قتل نفس» خبر داده بود.
این وکیل دادگستری اکنون خبر داد که پدر و مادر جواد روحی در جلسه دادگاه، گذشت قطعی خود را از زندانبان زندان نوشهر اعلام کردهاند و با توجه به كيفرخواست صادره، منتظر اتخاذ تصميم از سوى دادگاه در خصوص اتهام بهيار زندان نوشهر مطابق با ماده ٦١٦ قانون مجازات اسلامى در باب «قتل شبه عمد» هستند.
بازداشت و صدور حکم اعدام
جواد روحی شهریورماه ۱۴۰۱ در جریان تجمع اعتراضی مردم در نوشهر بازداشت و همراه با مهدی محمدیفرد ۱۹ ساله و عرشیا تکدستان ۱۸ ساله، به اعدام محکوم شد.
به گفته وکیلش جرم او «رقصیدن در تجمع اعتراضی و به آتش افکندن روسری چند زن معترض» بود و اتهامی که به دلیل آن به اعدام محکوم شده بود «آتش زدن یک کیوسک پلیس در شامگاه سیام شهریور سال ۱۴۰۱ در نوشهر» بود.
به جواد روحی اتهام ارتداد از طریق هتک حرمت به قرآن از طریق آتش زدن آن و توهین به مقدسات هم بسته شده بود.
او در طول دوران بازداشتش وکیل انتخابی نداشت اما بنا بر اعلام حبیبالله قزوینی، وکیل تسخیریاش، طبق تصاویر دوربین مداربسته، او تنها در محل تجمع حضور داشته و هیچ مدرکی دال بر اینکه اموال عمومی را آتش زده و تخریب کرده وجود ندارد.
او گفت موکلش از سوختن قرآن نیز بیخبر بوده است.
مجید کاوه، وکیل انتخابی روحی پیش از این در توییترش نوشته بود که موکلش «ایرادات اساسی و حائز اهمیتی نسبت به تحقیقات مقدماتی داشته است».
همین ایرادها بودند که منجر به فرجامخواهی پرونده، پذیرفته شدنش در دیوان عالی کشور و نقض حکم سه بار اعدام جواد روحی در خرداد سال گذشته شدند.
او در حالی نهم شهریور ۱۴۰۲ جان باخت که با گذشت ۱۰۰ روز از نقض حکمش در دیوان عالی کشور، در بیخبری از دادرسی دوباره و تعیین زمان دادگاه، در وضعیتی بلاتکلیف در زندان بود.
پس از نقض حکم اعدام این افراد در دیوان عالی کشور، عرشیا تکدستان در اردیبهشت ۱۴۰۲ با تودیع قرار وثیقه آزاد شد و مهدی محمدیفرد، مهرماه ۱۴۰۲ پس از بررسی مجدد پرونده در شعبه دوم دادگاه انقلاب ساری به شش سال و شش ماه حبس محکوم شد.
خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه، روز نهم شهریور ۱۴۰۲ از مرگ جواد روحی خبر داد و نوشت او بامداد پنجشنبه به دلیل «تشنج» در زندان نوشهر، به بیمارستان منتقل شده و همانجا فوت کرده است.
در واکنش به این اتفاق، شمار زیادی از کاربران، مرگ مشکوک او را «قتل به دست حکومت» خواندند.
دستنوشتههای روحی که مهرماه ۱۴۰۲ منتشر شدند، نشان میدهند طی ۴۴ روزی که او در بازداشت «اطلاعات و امنیت سپاه استان مازندران» بوده، بارها تحت شکنجه بازجویی شده است.
سازمان عفو بینالملل بهمنماه ۱۴۰۱ در گزارشی نوشت که جواد روحی، عرشیا تکدستان و مهدی محمدیفرد، برای «اعترافگیری» هدف ناپدیدسازی قهری و انواع شکنجههای بیرحمانه و غیرانسانی قرار گرفتهاند.
این سازمان در گزارشی که ۱۵ آذرماه ۱۴۰۲ منتشر کرد، بخش دیگری از شکنجههای جواد روحی را نقل کرد.
در سالهای گذشته گزارشهای متعددی درباره عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان سیاسی در ایران و زیر پا گذاشته شدن حق دسترسی آنان به درمان مناسب از سوی مسوولان زندانها، با کارشکنی نهادهای امنیتی منتشر شده است.
طی این سالها زندانیان سیاسی زیادی از جمله ساسان نیکنفس، فعال مدنی، بهنام محجوبی، درویش گنابادی، بکتاش آبتین، شاعر و فیلمساز در زندان جان خود را از دست دادند.
جمهوری اسلامی هیچ مسوولیتی در قبال مرگ آنها که به دلیل اعمال فشار، شکنجه و ارائه ندادن خدمات پزشکی بود، نپذیرفته است.