اعدام ۳ زندانی و انتقال ۴ نفر دیگر برای اجرای حکم اعدام
بر اساس گزارشهای منابع حقوق بشری، طی روزهای اول و سوم شهریور دستکم سه زندانی در شهرهای تبریز، نهاوند و قزوین اعدام شدند. چهار زندانی نیز برای اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی زندان تبریز منتقل شدند. دو تن از این زندانیان تبعه کشور افغانستان و یک نفر نیز اهل کرکوک عراق است.
سازمان حقوق بشر ایران در گزارشی نوشت که روز سوم شهریور یک زندانی در زندان قزوین به نام «عباس رشیدی» با اتهامات مربوط به مواد مخدر اعدام شد.
این نهاد حقوق بشری در خبری دیگر از اعدام یک زندانی به نام «وحید عباسی» در زندان نهاوند خبر داد و نوشت او روز اول شهریور با اتهام «قتل عمد» اعدام شد.
سایت حقوقبشری کردپا نیز در گزارشی نوشت که در این روز یک زندانی در زندان مرکزی تبریز به نام «خالد جهانگیری» اعدام شد.
جهانگیری حدود پنج سال پیش بابت اتهامات مرتبط با جرائم مواد مخدر بازداشت و از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به اعدام محکوم شد.
اعدام این زندانیان تا لحظه تنظیم این خبر از سوی رسانههای داخل ایران و منابع رسمی جمهوری اسلامی، همچون قوه قضاییه و مسئولان زندانها اعلام نشده است.
سازمان حقوق بشر ایران هم در خبری از انتقال چهار زندانی به سلولهای انفرادی زندان مرکزی تبریز خبر داد.
هویت سه تن از این زندانیان که با اتهامات مربوط به مواد مخدر به اعدام محکوم شدهاند، شاپور حسینی، اهل تبریز و دو زندانی تبعه افغانستان با هویت محبالله و مشرف (نام خانوادگی آنها نامشخص نیست) احراز شده است.
عیرفان عبدالعزیزی، اهل کرکوک عراق نیز دیگر زندانی است که با اتهام قتل به اعدام محکوم شده و به سلول انفرادی منتقل شده است.
به گزارش سازمانهای حقوق بشری، از ابتدای سال جاری میلادی بیش از ۳۹۲ نفر، از جمله ۱۵ زن در زندانهای ایران به دار آویخته شدهاند.
سایت هرانا در جدیدترین گزارش ماهانه خود درباره وضعیت نقض حقوق بشر در ایران نوشت در مردادماه امسال دستکم ۱۰۶ نفر در زندانهای سراسر کشور اعدام شدند.
هرانا پیش از این نیز از اجرای حکم دستکم ۲۶ زندانی در تیرماه امسال خبر داد.
مقایسه این آمار با اعدام دستکم ۱۰۶ زندانی در مردادماه نشان میدهد اعدامها در ماه گذشته نسبت به ماه قبل از آن، حدود چهار برابر شده است.
گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی، روز ۲۸ مرداد در یادداشتی از زندان اوین بر ضرورت پافشاری بر لغو مجازات اعدام تاکید کرد.
او هشدار داد اگر شهروندان بر سر لغو مجازات اعدام به وفاقی در برابر ماشین کشتار حکومت نرسند، فردای بهتری در راه نخواهد بود.
روز ۲۲ مرداد نیز چهار سازمان حقوق بشری بینالمللی در نامهای به فولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، از این سازمان خواستند برای پاسخگو کردن جمهوری اسلامی در قبال اعدام شهروندان در ایران، «یک مکانیسم تحقیقاتی مستقل» تشکیل دهد.
مصطفی رجبی مشهدی، مدیرعامل شرکت توانیر از جابهجایی پیدرپی رکورد مصرف برق در کشور خبر داد و اعلام کرد روز شنبه در ساعات اوج مصرف، تقاضای مصرف برق به ۷۷ هزار مگاوات رسید. به گفته او تقاضای مصرف برق در طول امسال ۴۲ بار با اعداد غیرقابلباور از رکورد سال گذشته عبور کرد.
سخنگوی صنعت برق با بیان اینکه چسبندگی گرما و دمای بالا تا اواخر هفته جاری نیز ادامه دارد، گفت که افزایش مصرف زیاد موجب بروز برخی مشکلات در تامین برق پایدار شده است.
او از مردم خواست با صرفهجویی حداقل ۱۰ درصدی به کاهش مشکلات تامین برق پایدار و مستمر در کشور کمک کنند.
طبق اعلام سازمان هواشناسی، ایران در طول مرداد امسال گرمای بیسابقهای را طی پنجاه سال اخیر پشت سر گذاشت.
رجبی مشهدی با اشاره به پیشبینی سازمان هواشناسی مبنی بر کاهش دما در ایران از روز سوم شهریور گفت که نهتنها دمای هوا کاهش نیافت بلکه گزارشها حاکی است که کشور با پایداری و تداوم گرمای نامتعارف تا پایان هفته جاری نیز مواجه است.
مازیار جمشیدی، مدیر بهرهبرداری و کنترل شبکه برق کشور نیز روز چهارم شهریور درباره افزایش دمای هوا به خبرگزاری ایرنا گفت: «در هفته اول شهریور ماه قرار داریم و افزایش دمای هوا همچنان ادامه دارد، به گونهای که از امروز تا پایان هفته جاری شاهد افزایش دمای هوا و به نسبت آن افزایش میزان مصرف برق در کشور خواهیم بود.»
جمشیدی با بیان اینکه امروز نسبت به شنبه و چهارشنبه هفته گذشته میزان مصرف برق در کشور حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ مگاوات افزایش داشته، پیشبینی کرد که میزان مصرف برق در کشور از مرز ۷۵ هزار مگاوات عبور کند.
خبرگزاری مهر، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی روز دوم شهریور نوشت که حدود ۲۰ درصد از پستهای شبکه برق بالای ۳۰ سال عمر دارند و فرسوده هستند.
در این گزارش با اشاره به اینکه ۱۵.۳ درصد از پستهای شبکه برق بالای ۳۵ سال عمر دارند، تاکید شد که با افزایش مصرف برق این پستهای فرسوده دچار حوادث ناگهانی شده و از مدار خارج میشوند.
چندین سال است ناتوانی حکومت در تامین برق، صدها شهر و روستا را در تابستان در خاموشی فرو برده، اما بحران کمبود شدید برق در ایران در هفتههای اخیر به اوج خود رسیده است.
از هفته اول مرداد ۱۴۰۳، شورای اطلاعرسانی دولت و مقامهای محلی در برخی استانها، به دلیل ناتوانی در تامین برق، به طور مداوم ادارهها را تعطیل یا نیمهتعطیل کردهاند و این روند ادامه دارد.
کارشناسان، سرمایهگذاری نکردن متناسب در صنعت برق، توسعه نیافتن نیروگاهها، شبکه تولید و انتقال فرسوده و آزاد نبودن قیمت انرژی در ایران را برخی عوامل موثر در ناترازی برق و کسری ۱۴ هزار مگاواتی آن دانستهاند.
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، زنان زندانی سیاسی در زندان اوین، مراسمی برای یادبود حسین راحمیپور، برادر اعدامشده همبند خود، راحله راحمیپور برگزار کردند. حسین راحمیپور در سال ۱۳۶۳ اعدام شد و فرزندش که در زندان اوین به دنیا آمد به خانواده تحویل داده نشد.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی است در این مراسم راحله راحمیپور به بیان روایتی از زندگی برادرش پرداخت و گفت که او پس از اعدام در خاوران و در گورهای دستهجمعی و بینام و نشان به خاک سپرده شد.
این زندانی سیاسی دادخواه اضافه کرد که پس از اعدام برادرش حسین، از زندان اوین با خانواده تماس گرفتند و گفتند: «بیایید ساک حسین را تحویل بگیرید. او به درک واصل شد.»
حاضران در ادامه این مراسم یادبود، درباره ضرورت مبارزه علیه صدور و اجرای احکام اعدام در ایران به بحث و تبادلنظر پرداختند.
زنان زندانی سیاسی در پایان به یاد راحمیپور و دیگر زندانیان سیاسی اعدامشده در دهه ۶۰ سرودهای انقلابی خواندند.
حسین راحمیپور، دندانپزشک و زندانی سیاسی عضو «سازمان راه کارگر» در سال ۱۳۶۲ همراه همسر باردارش به دست ماموران سپاه پاسداران در تهران بازداشت شد.
حسین راحمیپور در سال ۱۳۶۳ اعدام شد و فرزندش گلرو که در زندان اوین به دنیا آمد، هرگز به خانواده تحویل داده نشد.
پس از آن راحله راحمیپور پا در مسیر دادخواهی برادر اعدامشدهاش گذاشت و از آن زمان تا کنون در جستوجوی فرزند ناپدیدشده اوست.
راحله راحمیپور در تاریخ ۲۱ آبان ۱۳۹۸ توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت و در آذرماه همان سال با تودیع قرار وثیقه از زندان اوین آزاد شد.
او مدتی بعد در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی، با اتهامات «تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور» محاکمه و به شش سال حبس که پنج سال از آن قابل اجراست محکوم شد.
این زن دادخواه ۷۲ ساله با وجود ابتلا به بیماریهای متعدد از جمله تومور مغزی و تحت درمان بودن، در تاریخ ۲۷ آبان ۱۴۰۲ پس از احضار به دادسرای اوین بازداشت و برای تحمل حبس به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
راحمیپور، از خانوادههای اعدامشدگان دهه ۶۰، پیش از آن نیز به دلیل ثبت شکایتی در ارتباط با سرنوشت برادر و برادرزادهاش در سازمان ملل، با پروندهسازی نهادهای امنیتی علیه خود و اتهاماتی همچون «تبلیغ علیه نظام از طریق طرح موضوع و سیاهنمایی در سازمان ملل و گفتوگو با رسانههای بیگانه» مواجه شده بود.
در اسفند ۱۳۹۵ قاضی ابوالقاسم صلواتی، رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، موضوع ناپدید شدن نوزادی به نام گلرو در زندان اوین را خیالی خواند.
صدیقه وسمقی، نویسنده و اسلامپژوه که مدتی با راحله راحمیپور در زندان اوین همبند بود، در فروردین امسال نسبت به وضعیت او ابراز نگرانی کرد و خبر داد که این زندانی دادخواه مبتلا به تومور مغزی و بیماریهای دیگر است.
راحمیپور در بهمنماه ۱۴۰۲ به دلیل حمله قلبی از زندان اوین به بیمارستان منتقل شد و تحت عمل آنژیو قرار گرفت.
برگزاری یادمان کشتار ۶۷ در بند زنان زندان اوین
روز ۲۳ مرداد نیز مراسمی برای گرامیداشت یاد زندانیان سیاسی اعدامشده در مرداد و شهریور سال ۱۳۶۷ در بند زنان زندان اوین برگزار شد.
در این مراسم شماری از زنان زندانی که خود یا نزدیکانشان طی دهه ۶۰ در زندانهای جمهوری اسلامی حبس و شکنجه شدند، تجربههایشان را با دیگر همبندیانشان به اشتراک گذاشتند.
در تابستان سال ۱۳۶۷ به دنبال صدور فتوا و فرمان روحالله خمینی، چند هزار نفر از زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندانهای مختلف کشور از جمله اوین و گوهردشت به شکل مخفیانه اعدام و در گورهای جمعی و بینام و نشان دفن شدند.
آمار دقیقی از تعداد اعدامشدهها وجود ندارد اما برخی ناظران، قربانیان را بین سه تا پنج هزار نفر و برخی بیش از این تخمین میزنند.
خانوادههای قربانیان طی سه دهه اخیر بارها خواستار پاسخگویی مقامهای جمهوری اسلامی درباره اعدام عزیزانشان، تحویل وصیتنامه و مشخص شدن مکان دقیق دفن آنان شدهاند.
مرداد امسال، گروهی متشکل از ۳۱۳ کارشناس سازمان ملل، برنده جایزه نوبل و سازمان حقوق بشری در نامهای از ۴۵ سال «جنایات علیه بشریت» و «نسلکشی» در ایران به ویژه کشتار تابستان ۶۷ گفتند و خواستار ایجاد ساز و کار بینالمللی برای پاسخگو کردن جمهوری اسلامی و پایان دادن به مصونیت آن از مجازات شدند.
آنها به قدردانی از شش سال فعالیت جاوید رحمان، گزارشگر ویژه پیشین حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران و به ویژه تلاشهای او برای افشای حقیقت در مورد اعدامهای دستهجمعی دهه ۶۰ از جمله کشتار ۱۳۶۷ پرداختند.
نویسندگان نامه گفتند مشتاقانه آماده همکاری با مای ساتو، جانشین رحمان در زمینه پیگیری حقیقت، پاسخگو کردن جمهوری اسلامی، پایان دادن به معافیت حکومت از مجازات و تضمین عدم تکرار این جنایات هستند.
در پی احضار، بازداشت و تهدید پرستاران معترض در ایران، شهروندان با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال از اعتراضات و اعتصابات پرستاران حمایت کردند. آنها با یادآوری فداکاری پرستاران در ایام کرونا گفتند که جمهوری اسلامی آنها را خودی نمیداند و پاسخ اعتراضشان را با سرکوب داده است.
در هفتههای گذشته پرستاران در ۳۹ شهر و حدود ۷۰ بیمارستان برای رسیدگی به مشکلات معیشتیشان اعتراض و اعتصاب کردند.
آبادان، آباده، اراک، اهواز، اسلامآباد غرب، اصفهان، اقلید، بندرعباس، بوشهر، بیرجند، تبریز، تهران، جهرم، چابهار، داراب، دهدشت، رشت، رفسنجان، زنجان، سیرجان، شهرکرد، شیراز، فسا، قزوین، کرج، کرمانشاه، کنگان، لامرد، مریوان، مشهد، نیشابور، همدان، یاسوج، یزد، بابل، خرمآباد، خمینیشهر و سبزوار از جمله شهرهاییاند که تا روز سوم شهریور، اعتراضات پرستاران در آنها شکل گرفت.
اعتراضات پرستاران و کادر درمان در این مدت در حالی ادامه یافت که تعدادی از پرستاران معترض در شهرهای مختلف کشور به نهادهای امنیتی احضار و شماری دیگر بازداشت و تهدید شدند.
ایراناینترنشنال از مخاطبان خود پرسید که درباره اعتراضات و اعتصابات پرستاران و فشارهای امنیتی به معترضان چه فکر میکنند؟
دهها شهروند با ارسال پیامهایی به این پرسش پاسخ دادند که خلاصه تمامی آنها «خودی ندانستن پرستاران از سوی جمهوری اسلامی و دادن پاسخ به اعتراض آنها با سرکوب» است.
شمار زیادی از مخاطبان تاکید کردند که در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی هیچ دستگاهی جز سیستم سرکوب کار نمیکند و پاسخ هر اعتراضی از سوی مردم با سرکوب گسترده داده میشود.
ایراناینترنشنال روز دوم شهریور در گزارشی نوشت که دستکم ۱۸ پرستار معترض در روزهای گذشته در شهرهای مختلف به نهادهای امنیتی احضار شدهاند.
فیروزه مجریانشرق، زهرا تمدن، پویا اسفندیاری و دو پرستار در اراک، شماری از پرستارانی هستند که در روزهای گذشته به دلیل حضور در اعتراضات و اعتصاب بازداشت شدند.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی است که احضار و بازداشت پرستاران در شهرهای مختلف از جمله تهران کماکان ادامه دارد و نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی از این طریق سعی در متوقف کردن موج اعتراضات پرستاران و کادر درمان دارند.
شورای هماهنگی اعتراضات پرستاران روز دوم شهریور در بیانیهای از پرستاران سراسر کشور خواست در اعتراضات خود خواهان آزادی و رفع تعقیب و توبیخ پرستاران بازداشتی شوند.
این تشکل صنفی از تمامی هنرمندان، ورزشکاران، وکیلان دادگستری و همه شخصیتهای بانفوذ مردمی خواست از پرستاران حمایت کرده و صدای آنها باشند.
یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال در پیام خود با تاکید بر اینکه اعتصاب پرستاران یادآور روزهای نخست خیزش «زن، زندگی، آزادی» است که از یک شهر کوچک شروع شد و بعد سایر شهرها به آن پیوستند، گفت: «الان اکثر بیمارستانهای کشور با هم همراه شدهاند و به اعتراضات خود ادامه میدهند، اما چون اعتراضشان مثل خیزش انقلابی در خیابانها نیست، ماموران خیلی نمیتوانند آنها را ضرب و شتم کنند»
به گفته این شهروند، جمهوری اسلامی از طریق احضار و بازداشت پرستاران معترض و فشار بر خانوادههای آنها سعی در سرکوب معترضان و متوقف کردن اعتراضات آنها دارند.
محمد شریفیمقدم، دبیرکل خانه پرستار، روز یکشنبه در گفتوگو با سایت «دیدهبان ایران» گفت که بیمارستانهای دولتی و عمومی، پرستاران را ناچار میکنند که تنها با ساعتی ۲۰ هزار تومان، اضافهکاری اجباری انجام دهند.
او اضافه کرد: «تمام مطالبات امروز جامعه پرستاری کشور بر اساس قوانینی است که در سالهای گذشته به تصویب مجلس رسیده، اما هیچگاه به شکل کامل، صحیح و واقعی اجرا نشده است.»
به گفته شریفیمقدم، در هیچ کشوری، اختلاف کارانه دریافتی یک پزشک با پرستاری که در همان بیمارستان و همان بخش مشغول به کار است، به ۱۰۰ برابر نمیرسد.
دبیرکل خانه پرستار با بیان اینکه حرفه پرستاری کاملا جذابیت خود را در ایران از دست داده، خاطرنشان کرد: «سالانه دو تا سه هزار نفر از پرستاران از کشور مهاجرت میکنند. بسیاری از پرستارانی که مهاجرت نمیکنند نیز به دنبال تغییر شغل هستند.»
مخاطبی دیگر در پیام خود با تاکید بر لزوم حمایت از اعتراضات پرستاران میگوید این اعتراضات صنفی صرفا مختص پرستاران نیست و اقشار مختلف جامعه همچون معلمان، کارگران، افراد دچار معلولیت و همه آحاد جامعه به حکومت معترضاند.
او تاکید کرد: «اقتصاد در ایران مافیایی، باندی و رانتی شده و دیگر رانتی هم برای تقسیم کردن نمانده است. حکومت منبع درآمدی ندارد و هر چه دارد را در راستای ادامه بقای خود صرف نظامیگری میکند. این آغاز یک پایان است و به از بین رفتن جمهوری اسلامی مثل دیگر حکومتهای توتالیتر میانجامد.»
یکی دیگر از شهروندان با اشاره به اینکه پرستاران در ایام کرونا جان مردم را نجات دادند و به دادشان رسیدند، تاکید کرد که همه مردم وظیفه دارند در این شرایط از اعتراضات پرستاران حمایت کنند و به کمک آنها بشتابند.
جواد توکلی، عضو شورای مرکزی خانه پرستار کشور ریشه اعتراضات امروز پرستاران را به دلیل دو دهه بیعدالتی و دیده نشدن آنها میداند و میگوید پرستاران در طرح جامع سلامت هم دیده نشدند.
از روز ۱۵ مرداد و به دنبال درگذشت پروانه ماندنی، پرستار جوان، اعتصابات گسترده پرستاران در شهرهای مختلف کشور آغاز شد.
بیش از ۲۲۰ هزار پرستار در بیمارستانهای دولتی و خصوصی در ایران مشغول کار هستند.
در سراسر کشور به ازای هر هزار نفر جمعیت، به طور میانگین ۱/۵ نفر پرستار وجود دارد.
میانگین جهانی پرستار به ازای هر هزار بیمار، سه نفر است.
در حال حاضر به استناد گفتههای شمار زیادی از پرستاران و کادر درمان، آنان نه تنها دچار فرسودگی میشوند، بلکه خدمات کامل پرستاری نیز به بیماران ارائه نمیشود.
دستمزد بسیار پایین و شرایط سخت کاری، تقاضا برای این شغل را کاهش داده و نظام درمان ایران را با وضعیتی پیچیده مواجه کرده است.
اعتراضات نظام پرستاری و به طور کلی کادر درمان در ایران محدود به اعتصابات اخیر نبوده است.
محسن پاکنژاد، وزیر نفت دولت مسعود پزشکیان، محمدصادق عظیمیفر را به عنوان معاون وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی منصوب کرد.
صادق عظیمیفر، فرزند جواد عظیمیفر، معاون پیشین مهندسی رزمی و پدافند غیرعامل نیروی زمینی سپاه پاسداران است.
جواد عظیمیفر از فرماندهانی است که نقش زیادی در مداخلات جمهوری اسلامی در عراق و سوریه داشته است.
برخی از فرماندهان ردهبالای سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی از رهبر جمهوری اسلامی، به دلیل مداخله در سوریه و عراق، نشان نظامی گرفتند، که عظیمیفر یکی از آنان است.
نشان نصر یکی از مهمترین نشانهای پشتیبانی رزم در ایران است.
انتخاب پسر او به مقام ریاست شرکت پالایش و پخش فراوردههای نفتی در حالی است که موضوع حساس و جنجالی افزایش احتمالی قیمت سوخت در ایران در دولت پزشکیان نیز مطرح است.
افزایش قیمت بنزین در دولتهای اخیر در ایران، به تنشهای اجتماعی و اعتراضات دامن زده است.
چهار برابر شدن قیمت سوخت در دوران ریاست جمهوری محمود احمدینژاد، باعث اعتراضاتی شد و به ویژه در تهران، شماری از معترضان پمپبنزینها را به آتش کشیدند.
زمانی هم که دولت حسن روحانی قیمت سوخت را سه برابر افزایش داد، اعتراضات گستردهای ایران را فراگرفت و به گزارش رویترز، نیروهای انتظامی با سرکوب معترضان نزدیک به ۱۵۰۰ نفر از آنان را کشتند.
همچنین این انتصاب در شرایطی است که وزارت نفت ایران در سالهای گذشته درگیر پروندههای متعدد فساد بوده است.
اسفند سال گذشته، ایران اینترنشنال به اطلاعاتی اختصاصی از دو دلال نفتی کارتلهای اقتصادی وابسته به علی خامنهای دست پیدا کرد که نشان میداد دلالان نفتی ستاد اجرایی فرمان امام با همدستی بانک پارسارگاد میلیونها دلار از نفت ایران را فروخته و پول آن را تصاحب کردهاند.
کاترین پرز شکدم، روزنامهنگار فرانسوی، در گفتوگو با ایراناینترنشنال جزئیات تازهای درباره ملاقاتهای خود با برخی از قدرتمندترین مردان جمهوری اسلامی افشا و هشداری جدی درباره اهداف این حکومت مطرح کرد.
شکدم که در سال ۲۰۱۷ طی دعوتی رسمی به ایران، با علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی دیدار کرده بود، این ملاقات را تجربهای «غیرقابل وصف» خواند.
پیش از این دیدار، به شکدم توصیه شده بود از برقراری تماس چشمی با خامنهای خودداری کند.
او درباره این ملاقات در پادکست نگار مجتهدی، روزنامهنگار و مستندساز ایرانی-کانادایی در سایت انگلیسی ایراناینترنشنال، گفت: «خامنهای در حرکاتش بسیار کُند اما حسابشده عمل میکرد.»
این روزنامهنگار فرانسوی افزود که از سوی حکومت ایران دعوت شده بود تا برای وبسایت رسمی رهبر جمهوری اسلامی مطلب بنویسد. این همکاری شامل انجام چندین مصاحبه، از جمله با جورج گالووی، سیاستمدار بریتانیایی بوده است.
اگرچه خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، در سال ۲۰۲۲ مشارکت مستقیم شکدم در نسخه انگلیسی سایت خامنهای را رد کرد، تایید کرد که او بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ مقالاتی برای این وبسایت ارسال کرده است.
شکدم در مصاحبه با ایراناینترنشنال در اسفند ۱۴۰۰، ادعای مسئولان وبسایت خامنهای را مبنی بر اینکه تنها به صورت ایمیلی با او در ارتباط بودهاند، رد کرد.
او همزمان درباره نوع واکنش مقامهای جمهوری اسلامی به فرضیه جاسوس بودن خود گفت: «فکر میکنم رژیم هم کاملا علاقه داشت که اتهاماتی مانند جاسوس نفوذی اسرائیل و عضو موساد بودن را که علیه من مطرح شده به نوعی پاسخ بدهد، چون واقعا باعث یک آبروریزی بزرگ برایش بوده است.»
شکدم افزود: «مقامهای حکومت تلاش کردهاند یک ضد حمله در این مورد بزنند تا از خودشان دفاع کرده باشند.»
او درباره نوع ارتباط خود با دفتر خامنهای نیز گفت یک نفر از اعضای دفتر رهبر جمهوری اسلامی با او در ارتباط بوده اما به دلیل این که امنیت این فرد به خطر میافتد، نمیتواند نام او را اعلام کند.
چگونه یک زن یهودی فرانسوی توانست به حلقه سردمداران حکومت ایران راه یابد؟
شکدم گفت که نادر طالبزاده، از چهرههای تبلیغاتی جمهوری اسلامی، نقش مهمی در معرفی او به محافل قدرت در ایران داشته است.
طالبزاده اطمینان حاصل کرد که نفوذ شکدم در لایههای مختلف حکومت و سپاه پاسداران بدون هیچ مانعی صورت گیرد.
این روزنامهنگار پس از نوشتن مقالهای انتقادی درباره مداخله آمریکا در عراق در نشریه «یمن آبزرور»، مورد توجه مقامات ایرانی قرار گرفت. شکدم که در سال ۲۰۰۹ با یک مرد یمنی ازدواج کرده بود، همراه دو فرزندش به یمن مهاجرت کرد و توانست به تدریج با مقامات حکومتی ایران ارتباط برقرار کرده و اعتماد آنها را جلب کند.
او از دیدارهایش با شخصیتهای مهمی چون قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین و کشتهشده نیروی قدس سپاه پاسداران و دو رییس جمهوری سابق ایران سخن گفت.
شکدم دیدار با سلیمانی را «تجربهای ترسناک» توصیف کرد.
رهبر جمهوری اسلامی زمانی از سلیمانی با عنوان «شهید زنده انقلاب» یاد کرد. در مقابل، جهان غرب او را فردی بیرحم میداند. سلیمانی، فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران را بر عهده داشت؛ نیرویی که از سوی آمریکا و کانادا در فهرست سازمانهای تروریستی قرار گرفته است.
شکدم به دعوت طالبزاده با سلیمانی در جنوب عراق دیدار کرد.
او در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت که این ملاقات کوتاه در یک منزل شخصی در کربلا صورت گرفت.
سلیمانی در این دیدار از تلاشهایش برای بیرون راندن داعش از بخشهایی از سوریه و عراق سخن گفت.
شکدم درباره این ملاقات افزود: «گفتوگو اصلا راحت نبود... او مرا به وحشت انداخت. حضورش بسیار هراسانگیز بود.»
قاسم سلیمانی
انگیزه شکدم چه بود؟
شکدم تاکید کرد که انگیزهاش «نه کنجکاوی، بلکه خشم و عصبانیت» بوده است.
او توضیح داد که با گذشت زمان، به عنوان «یک زن یهودی محجبه در یمن»، احساس کرده هویت فرزندانش در حال تضعیف است.
شکدم همچنین از «رشد یهودستیزی در این کشور» ابراز نگرانی کرد.
این روزنامهنگار شاهد تغییراتی در جامعه یمن بوده که آن را به نفوذ فزاینده جمهوری اسلامی و گسترش ایدئولوژی آن نسبت داد و از آن به عنوان «سرطان» یاد کرد.
به اعتقاد شکدم، نفوذ ایران در یمن منجر به افزایش خشونتهای فرقهای و در نهایت سقوط این کشور شده است.
او به ایراناینترنشنال گفت: «من این روند را نوعی استعمار از طریق القای ایدئولوژیک میدانستم.»
یمن در میان جنگ داخلی، صحنه رنج غیرنظامیان شده است. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند این درگیری که اکنون بیش از هفت سال به طول انجامیده، به یک جنگ نیابتی تبدیل شده است. در یک سو، حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی که دولت یمن را سرنگون کردهاند و در سوی دیگر، ائتلافی به رهبری عربستان سعودی قرار دارد.
شکدم گفت «حضور تحت پوشش» در ایران به او کمک کرد تا عمق تهدید را بهتر درک کند و اگرچه هنوز نمیداند تا چه حد در خنثی کردن این تهدید موفق بوده، اما دستکم میتواند دانش و هشدارهای خود را با دیگران به اشتراک بگذارد.
به اعتقاد شکدم، جمهوری اسلامی به دنبال تضعیف تمدن غرب و نهادهای دموکراتیک است.
او گفت جمهوری اسلامی موفق شده در کشورهایی مانند لبنان، سوریه، یمن و عراق نفوذ کند و اکنون در تلاش است تا همین الگو را در غرب پیاده کند.
این روزنامهنگار در پایان مصاحبه با پادکست «Eye for Iran» تاکید کرد: «دنیا باید بیدار شود. وقتی آنها [جمهوری اسلامی] میگویند مرگ بر آمریکا، منظورشان مرگ بر دموکراسی است.»