اعتراضات گسترده مردم به ادامه قطعی گاز و برق و تعطیلیهای مداوم در کشور
ویدیوها و روایتهای مردمی رسیده به ایراناینترنشنال از نقاط مختلف کشور، خشم و نارضایتی مردم از قطعی گاز و برق و تعطیلیهای مداوم در نقاط مختلف کشور را نشان میدهد. همزمان برای سومین شب متوالی شماری از مردم معترض در دهدشت به خیابان آمدند و علیه حکومت شعار سر دادند.
چند روز پس از برگزاری کمرمق مراسم حکومتی ۲۲ بهمن، ویدیوهای ارسالی شهروندان از گوشه کنار کشور، حاکی از شعاردهی شماری از مردم در شیراز، یزد، تهران و پرند، شازند، بوکان، هشتگرد و کامیاران در اعتراض به قطع مکرر برق است.
مردم اراک هم برای چندمین بار در هفتههای اخیر برای اعتراض به مدیریت ناکارآمد و مسئول در مساله آلودگی هوا به خیابان آمدند و همزمان برای سمین شب پیاپی در دهدشت، تجمعات اعتراضی به حکومت برگزار شد.
از ابتدای امسال، چه در تابستان و چه در زمستان، برق شهروندان به طور مکرر قطع شده است. قطعی برق سلسله مشکلاتی را برای شهروندان ایجاد کرده است.
این خاموشیها نهتنها زندگی روزمره شهروندان را مختل کرده، بلکه کسبوکارهای بسیاری را نیز با چالشهای جدی مواجه کرده است.
شهروندان با ارسال ویدیوهایی از شهرهای مختلف ایران به ایران اینترنشنال، از مشکلات بیبرقی میگویند و اینکه حکومت برای شروع دوباره قطعیهای گسترده منتظر پایان «دهه فجر» بوده است.
شهروند دیگری با ارسال ویدیویی، با اشاره به قطعی برق میگوید این «قلههای پیشرفتی است که آقای خامنهای بیشرف گفته به آن رسیدهایم و مذاکره نمیکنیم.»
سیستم گرمایشی بسیاری از ساختمانها، با پکیج کار میکند، با قطع برق، گرمایش شهروندان مختل میشود. در مجتمعهای مسکونی، با قطع برق، امکان استفاده از آسانسور وجود ندارد و از طرفی، در اغلب پارکینگها برقی هستند و قطع برق باعث سرگردانی شهروندان میشود.
این مشکلات دامن کار و کاسبی مملکت را هم گرفته است. کرکره بسیاری از مغازهها هم با برق کار میکند و قطع برق، کسب و کار شهروندان را نیز مختل میکند.
مشکلاتی به ظاهر ساده، که در عمل زندگی روزمره میلیونها شهروند را در کشور به طور گسترده و زنجیرهوار مختل کرده است.
سر دادن شبانه شعار از پنجره منازل، در گذشته، از جمله اعتراضات سال ۱۳۸۸، سال ۱۳۹۸ و سال ۱۴۰۱ رایج بوده است.
در اراک، مردم برای چندمین بار در اعتراض به آلودگی هوا تجمع کردند. اراک به دلیل نزدیکی به نیروگاه و مراکز صنعتی، در گذشته نیز با آلودگی هوا مواجه بود، اما در سال جاری این آلودگی افزایش یافته است.
معترضان اراکی، شعارهایی چون «اراکی داد بزن، حقتو فریاد بزن» و «اراک رو به زواله، مجلس بیخیاله» سردادند.
از همدان نیز یکی از شهروندان با ارسال ویدیویی به ایراناینترنشنال از مازوتسوزی نیروگاه مفتح در کبودرآهنگ میگوید: «ابری از آلودگی در این منطقه درست شده است.»
همزمان بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، شامگاه سهشنبه ۲۳ بهمن، شهروندان معترض در میدان مرکزی شهر دهدشت در استان کهگیلویه و بویراحمد برای سومین شب متوالی دست به تجمع زدند.
حاضران در این تجمع شعارهایی از جمله «مرگ بر دیکتاتور»، «امسال سال خونه، سید علی سرنگونه» و «مرگ بر جمهوری اسلامی» سردادند. طبق اطلاعات رسیده ماموران امنیتی و انتظامی دستکم شش تن از جمله دو زن معترض را در جریان این تجمع بازداشت کردند. در تجمعهای دو شب گذشته نیز دستکم چهار معترض بازداشت شدند.
امروز چهارشنبه، ۲۴ بهمنماه، مراکز اداری، مدارس و بانکهای ۲۴ استان کشور به دلیل آنچه مدیریت مصرف انرژی اعلام شده است تعطیل شدند.
پیشتر لااقل در تهران، قطعی بر اطلاعرسانی میشد، اما از ظهر سه شنبه ۲۳ بهمنماه، گزارشهای متعددی از قطعی فراگیر، از پیش اعلام نشده در تهران توسط شهروندان منتشر شد؛ نارمک، تهرانپارس، پاسداران، شهرک غرب و بخشهایی از مرکز تهران از جمله مناطقی بودند که این شرایط را تجربه کند. از همان ساعات ابتدایی، قطع برق در برخی مناطق تهران، با شعارهای شبانه اعتراضی همراه شد.
شرکت توانیر علت قطعی برنامهریزی نشده برق را نرسیدن گاز به نیروگاه اعلام کرده و محمد اللهداد، معاون شرکت توانیر، با اشاره به ادامه بحران برق گفت: «اینگونه نیست که این مشکل یکباره حل شود، برای سال ۱۴۰۴ مشکل برق به طور کلی حل نخواهد شد.»
محمدرضا عارف، معاون اول پزشکیان، گفت که عدمالنفع ۹۰ هزار میلیارد تومانی صنعت ناشی از قطعی برق و گاز برای دولت قابل قبول نیست.
او وعده داد به منظور «حل ناترازی و برای افزایش ۱۰ هزار مگاواتی ظرفیت برق»، با نوسازی نیروگاهها و بهرهگیری از انرژی خورشیدی برای تابستان آینده برنامهریزی شده است.
جمهوری اسلامی با مشکلات ساختاری چندوجهی روبرو است. علاوه بر فرسودگی شبکه تولید و انتقال برق و گاز، مشکل دیگر ثابت ماندن قیمت بنزین است که در شرایط تحریم و به دلیل محدودیت منابع، دولت را برای تامین بنزین با مشکل رو برو کرده است.
همزمان با طرح مشترک دولت و مجلس شورای اسلامی، برای تغییر شکل سهمیهبندی بنزین، عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور دولت حسن روحانی، از عاملان اصلی افزایش قیمت بنزین در سال ۹۸ که از جمله اصلی ترین مقامات در کشتارآبان خونین ۹۸، با یادآوری رخدادهای آن سال، در هشدار به دولت مسعود پزشکیان از انباشت نارضایتی در جامعه ابراز نگرانی کرد و شرایط فعلی را «خیلی نگرانکنندهتر» از آبان ۹۸ توصیف کرد.
مریم مقدم و بهتاش صناعیها، کارگردانان فیلم «کیک محبوب من»، با دریافت ابلاغیههایی جداگانه به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران احضار شدند. بر اساس این ابلاغیهها آنها قرار است ۱۱ اسفند با اتهامهایی از جمله «تبلیغ علیه نظام و تهیه، تولید و تکثیر فیلم با محتوای مبتذل»، محاکمه شوند.
مقدم و صناعیها، چهارشنبه ۲۴ بهمن با انتشار ابلاغیههای صادر شده برای خود در اینستاگرام خبر دادند که برای ساعت ۹ صبح ۱۱ اسفند به دادگاه انقلاب تهران احضار شدهاند.
بر اساس احضاریهای که ۱۵ بهمن صادر و به صورت الکترونیک به آنها ابلاغ شده، این دو کارگردان سینما قرار است در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ایمان افشاری محاکمه شوند.
مقدم و صناعیها در این پرونده به «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی، تهیه، تولید و تکثیر فیلم با محتوای مبتذل، جریحهدار کردن عفت و اخلاق عمومی و نمایش فیلم بدون داشتن پروانه نمایش و عرضه» متهم شدهاند.
در متن کیفرخواست صادر شده از سوی دادگاه، از نقش این دو هنرمند به عنوان عوامل تهیه، نویسنده و کارگردان و تلاش آنها برای نمایش، عرضه، توزیع و تکثیر فیلم سینمایی «کیک محبوب من» به عنوان مصداقهای این اتهامات نام برده شده است.
اسماعیل محرابی و لیلی فرهادپور در نمایی از فیلم
فیلم «کیک محبوب من» بدون اخذ مجوزهای مرسوم جمهوری اسلامی ساخته شده است و در آن، زنان بازیگر بدون حجاب اجباری حضور دارند.
آبان ماه، لیلی فرهادپور و اسماعیل محرابی، بازیگران فیلم، محمد حدادی، فیلمبردار و غلامرضا موسوی، تهیهکننده این فیلم، در پروندهای به «اشاعه فساد» متهم شدند.
مقدم و صناعیها پیشتر و در پی متهم شدن به «تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی»، به دنبال ضبط گذرنامههایشان، ممنوعالخروج شدند. این دو اکنون با قرار کفالت آزاد هستند.
روزنامه گاردین، اول دی ماه فهرست ۵۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴ در بریتانیا را منتشر و «کیک محبوب من» را بهعنوان دومین فیلم برگزیده این سال انتخاب کرد.
این فیلم اسفند سال گذشته برنده جایزه فیپرشی، جایزه هیات داوران منتقدان بینالمللی جشنواره برلین شد.
صناعیها و مقدم به دلیل ممنوعالخروجی نتوانستند در این جشنواره حضور یابند اما اثر آنها با تحسین منتقدان و مخاطبان مواجه شد.
در ماههای گذشته برخی رسانههای وابسته به حکومت در ایران به این فیلم و سازندگانش حمله کردهاند.
در یک نمونه، روزنامه فرهیختگان، ارگان مطبوعاتی دانشگاه آزاد اسلامی، «کیک محبوب من» را «تیزر تبلیغی برای قرص ویاگرا» خواند.
با افزایش هر روزه قیمت ارز و به تبع آن طلا و سکه در ایران، برخی رسانهها و مقامات حکومتی مشغول تایید و تکذیب نقش دولت در این افزایش قیمت هستند. مسالهای که پیش از این و در سالهای گذشته هم رخ داده است. آیا دولت واقعا در بازار نقشآفرینی میکند؟
۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، دونالد ترامپ در دور اول ریاستجمهوری خود از برجام خارج و همزمان بازار دلار در ایران ملتهب شد. همان زمان رسانهها دولت حسن روحانی را متهم کردند که به عنوان بزرگترین عرضه کننده دلار در کشور، از افزایش قیمت این ارز سود میبرد.
اکنون و در بهمن ۱۴۰۳ که ترامپ به کاخ سفید بازگشته و پس از امضای فرمان احیای فشار حداکثری به جمهوری اسلامی، قیمت دلار در بازار آزاد به بالای ۹۰ هزار تومان رسیده است، باز همین شایعات در فضای جامعه به گوش میرسد. شایعاتی که به نوعی عاملیت دولت را تداعی میکنند؛ آن هم در شرایطی که کنترل بازار ارز از دست رفته و قیمت ارز به شکلی بیسابقه، افزایش مییابد.
در دور پیشین ریاستجمهوری ترامپ، حدود دو هفته پس از التهاب بازار در پی خروج آمریکا از برجام، روزنامه فرهیختگان در شماره سوم خرداد ۱۳۹۷، در مطلبی با عنوان «سود حاصل از افزایش قیمت دلار به جیب چه کسی میرود؟» نوشت: «درآمد و در واقع سود حاصل از این نوسان بهطور منطقی به جیب دولت که بزرگترین منبع دلار در کشور (از طریق فروش نفت) است، واریز میشود؛ ضمن اینکه بودجه سالانه دولتها بر پایه ارز به قیمت سال گذشته بسته شده و این افزایش حبابگونه قیمت ارز، دست دولت را در هر گونه فعالیت مالی باز میگذارد.»
حالا هم در فضای مجازی، مطلبی با عنوان «افزایش قیمت ارز و طلا، سیاست کثیف پزشکیان» دست به دست میشود که مشابه همان مطالب سال ۱۳۹۷، با همان استدلالهاست.
مرحله دوم: تکذیب
۲۴ بهمن، در حالی که هنوز مثل سال ۱۳۹۷، این اتهامات در رسانههای رسمی منعکس نشده، خبرگزاری مهر از فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، درباره دست داشتن دولت در بازار ارز پرسوجو کرد و او هم موضوع را تکذیب کرد.
مهاجرانی گفت: «وقتی قیمت سکه، طلا و ارز بهطور لجام گسیخته افزایش مییابد، مردم شاکی میشوند و [چون] مهمترین پشتوانه هر دولتی مردم هستند، واقعا آنچه که حاصل میشود به هیچ عنوان به نفع دولت نیست. اگر بخواهیم بگوییم که برای دولت میارزد یا نمیارزد، حتما میگویم نمیارزد.»
مرحله سوم: دستاورد
دولت جمهوری اسلامی در سال ۱۴۰۳، دیگر مانند سالهای دهه ۶۰، ۷۰ و ۸۰، تنها بازیگر اصلی بازار ارز نیست.
با افزایش شتاب روند موسوم به «خصوصیسازی» در دو دهه اخیر، بهخصوص واگذاری صنایع مرتبط با نفت به بخشهای غیردولتی از یک طرف و دادن سهم از نفت خام به نیروهای مسلح از سوی دیگر، هماکنون دولت نمیتواند تنها بازیگر بازار ارز باشد. این مجموعه ها با صادرات خود، ارز وارد کشور میکنند و منافعی در تغییرات قیمت دارند.
با وجود این، چه دولت، چه نیروهای مسلح و چه شرکتهای غیردولتی، در شرایطی که ذخایر ارزی آنها به دلیل تحریمها کاهش یافته و با بازگشت ترامپ هم چشمانداز روشنی نسبت به آینده ندارند، نفع چندانی در تبدیل ارز خود به ریال نمیبرند.
شایعات و جنگ روانی «سود دولت از افزایش نرخ ارز»، هر چند نمیتواند بازار را کنترل کند اما از نظر سیاسی، به نوعی بحران کارآمدی و ناتوانی جمهوری اسلامی را ترمیم میکند و به آن عاملیت میبخشد.
با وجود نوسانهای شدید نرخ ارز در یک هفته اخیر، همشهری، روزنامه شهرداری تهران، کاهش قیمت دلار تا ۸۸ هزار تومان را «تسلیم شدن دلار» دانست و نوشت که مداخله گسترده بانک مرکزی در بازار، باعث این کاهش قیمت بوده است.
همزمان، اطلاعات کسب شده از صرافیهای تهران نشان میدهد برخلاف روند کاهشی قیمت دلار در روز سهشنبه، در ساعات ابتدایی بازگشایی بازار در چهارشنبه، بهای دلار به محدوده ۹۰ هزار تومان بازگشت.
در میانه روز چهارشنبه، قیمت دلار به حدود ۸۸ هزار و ۶۵۰ تومان رسید.
همشهری در این گزارش، افزایش نرخ ارز و سکه را بهدلیل «جو هیجانی، تنشهای سیاسی، اخبار منفی و خبرسازی و شایعهپراکنی رسانههای معاند و مخالف» دانست.
این روزنامه در طرح صفحه اول خود برای این گزارش، از تیتر «دلار تسلیم شد» و عبارتهایی مانند «پس میشود دلار را به بند کشید» استفاده کرد و طرحی گرافیکی با همین مضمون منتشر کرد.
بهای دلار در ابتدای سال ۱۴۰۳ در محدوده ۶۱ هزار تومان بود و در ۱۱ ماه اخیر، بیش از ۴۷ درصد افزایش قیمت داشته است.
علاوه بر التهاب بازار ارز و طلا، قیمت کالاهای اساسی از جمله مواد غذایی و تجهیزات پزشکی نیز افزایشی بیسابقه یافتهاند.
قطعهای مکرر برق و نبود گاز هم به بحرانی شدن حیات روزمره شهروندان در ایران دامن زدهاند.
از ظهر سهشنبه ۲۳ بهمن، شهروندان گزارشهای متعددی از قطع فراگیر برق در تهران منتشر کردهاند.
از سوی دیگر، چهارشنبه ۲۴ بهمن، مراکز اداری و آموزشی ۲۴ استان کشور به علت برودت هوا و آنچه «ناترازی انرژی» (کمبود) خوانده شده، تعطیل شدند.
جمهوری اسلامی در سالهای اخیر و به طور خاص از ابتدای سال ۱۴۰۳، با زنجیره بحران انرژی مواجه شده است.
علی خامنهای در جمع مقامات و کارکنان صنایع نظامی جمهوری اسلامی، قدرت دفاعی کشور را «زبانزد» خواند و گفت که این قدرت، «مایه هراس دشمنان ایران» شده است. او صحبتهای مسعود پزشکیان در مراسم حکومتی ۲۲ بهمن را «راهگشا و حرف دل مردم» خواند.
رهبر جمهوری اسلامی، در سخنرانی خود گفت: «امروز قدرت دفاعی ایران زبانزد است. دوستان ایران به این قدرت دفاعی میبالند و دشمنان ایران از این قدرت دفاعی میهراسند.»
او، چهارشنبه ۲۴ بهمن، همراه با محمد باقری، رییس ستاد کل نیروهای مسلح و دیگر فرماندهان نظامی، از «نمایشگاه آخرین دستاوردهای دانشمندان صنعت دفاعی» که در «حسینیه امام خمینی» دفتر او برگزار شد، بازدید کرد.
به گزارش رسانههای داخلی، در این نمایشگاه، «تجهیزات پیشرفته» پدافند هوایی، موشکهای بالستیک و کروز، مهمات هوشمند، پهپاد و شناورهای دریایی به نمایش گذاشته شد.
رهبر جمهوری اسلامی، سخنان مسعود پزشکیان، رییس دولت چهاردهم را درباره مذاکره با آمریکا و ترامپ، «صریح و راهگشا» و «مکمل» راهپیمایی ۲۲ بهمن خواند و گفت که او «حرف دل مردم و آنچه را لازم بود»، بیان کرد.
او گفت راهپیمایی ۲۲ بهمن، «شخصیت، توان و پایداری ایرانیان در مقابل تهدیدات مکرر دشمن» را نشان داد.
پزشکیان در سخنرانی این مراسم که هر سال به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب سال ۵۷ برگزار میشود، سخنان خامنهای را «فصلالخطاب» خواند و گفت: «ترامپ میگوید بیایید گفتوگو کنیم ولی تمام توطئههای ممکن علیه ایران را امضا میکند.»
او همچنین گفت که آمریکا باید «خواب به زمین زدن ایران را با وجود همه نقشهها و توطئههایش، ببیند».
حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان که منصوب و از نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی است، این سخنان پزشکیان را «دشمنشکن و هوشمندانه» خواند.
شریعتمداری پیش از این بارها به مقامات دولت پزشکیان و شخص او، به دلیل ابراز آمادگی برای مذاکره با آمریکا حمله کرده است.
خامنهای، ۱۹ بهمن ماه ضمن ابراز مخالفت با مذاکره با آمریکا گفت چنین مذاکراتی «هیچ تاثیری در حل مشکلات کشور ندارد» و «مذاکره کردن عاقلانه، هوشمندانه و شرافتمندانه نیست».
پس از این سخنان، مقامات دولت پزشکیان از مواضع خود درباره مذاکره با آمریکا عقبنشینی کردند. از جمله فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، اعلام کرد که مذاکرات با کشورهای اروپایی ادامه خواهد داشت و «همه بهخوبی میدانند ایران در شرایطی که مذاکره غیر شرافتمندانه باشد، به آن تن نخواهد داد».
مهاجرانی چهارشنبه نیز تاکید کرد: «ایرانیان اهل مذاکره هستند اما زیر بار حرف زور نمیروند. نمیشود با لبخند برنامه فشار حداکثری را ابلاغ کرد.»
قدردانی از راهپیمایی حکومتی ۲۲ بهمن
رهبر جمهوری اسلامی، چهارشنبه همچنین گفت که با وجود «بمباران تبلیغاتی و جنگ نرم موذیانه و بیوقفه دشمن، ملت بههنگام و فرصتشناس در همه شهرها و روستاها به خیابان آمد و حرفها و مواضع خود را بیان کرد».
صرف هزینههای هنگفت برای سازماندهی این راهپیمایی در سالهای اخیر با انتقادهای گسترده روبهرو شده است.
حکومت در چند سال گذشته برای کشاندن طرفدارانش به راهپیمایی ۲۲ بهمن، به شیوههای مختلفی از جمله پخش کردن خوراکی، بیتوجهی به حجاب اجباری و فراهم کردن امکانات تفریحی در خیابان از جمله غرفههای فوتبال دستی متوسل شده است.
همچنین رسانههای حکومتی گاه تصاویر راهپیماییهای سالهای گذشته را منتشر میکنند.
امسال کانال تلگرامی روزنامه ایران، رسانه رسمی دولت پزشکیان، تصویری با عنوان حضور مجتبی خامنهای، فرزند رهبر جمهوری اسلامی، در مراسم حکومتی ۲۲ بهمن منتشر کرد که این تصویر متعلق به مراسم ۲۲ بهمن سال ۱۴۰۱ بود.
از سوی دیگر، شامگاه ۲۱ بهمن، شهروندان در شهرهای مختلف ایران در شب چهلوششمین سالگرد انقلاب ۱۳۵۷، علیه جمهوری اسلامی شعارهای اعتراضی سر دادند که از آن جمله میتوان به «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر خامنهای» اشاره کرد.
زهرا رهنورد، درباره شیوه آغاز حصر خود و میرحسین موسوی، از رهبران «جنبش سبز»، نوشت که در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹، ماموران امنیتی با حمله به خانه آنها، به این دو نفر چشمبند و دهانبند زدند، زنجیرهای سنگین بر پاهایشان بستند و به «نقطهای در زیرزمینی متروک» پرتابشان کردند تا توبه کنند.
رهنورد در یادداشتی با عنوان «زمان و مکان برزخی؛ یادی از نخستین روز دستگیری در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹» که چهارشنبه ۲۴ بهمن در سایت کلمه منتشر شد، نوشته است که پس از انتقال به زیرزمینی متروک، «در یک بیزمانی تکاندهنده، مردانی ناشناس و نقابدار»، درها را به رویشان قفل کردند.
رهنورد که از چهرههای برجسته اعتراضات به نتایج انتخابات ریاستجمهوری سال ۸۸ و همسر میرحسین موسوی است، با اشاره به محاصره ورودی بنبست اختر به وسیله ماموران، نوشت: «دهها مامور به خانه ما حمله میآورند ...، نه با تیر و تفنگ و قمه و ساطور اما با چهرههای خشن و بیرحم. دست یکی از آنها پاره کاغذی است که رویش جرمهای خیالی به ما نسبت دادهاند. درهای آهنی زوزهکشان به هم میخورند.»
رهنورد که از ۱۴ سال پیش در حصر خانگی به سر میبرد، درباره تفتیش خانهشان به دست ماموران نوشت: «بدون واهمه و بی هیچ ملاحظه ... گویی با هیاهویی عمدی مشغول زیر و رو کردن اثاث خانه هستند. خِر و خِر و دینگ دَنگ و تَرق و تُروق. اجسام سنگین، کمد و مبل قفسه کتاب، تلویزیون و ظروف و وسایل خانه را به این طرف و آن طرف می کشند.»
او با ابراز خشنودی از اینکه پیش از هجوم ماموران، بیشتر آثار هنری خودش و میرحسن موسوی و مجسمهها و تابلوها را از خانه خارج کرده بودند، اضافه کرد: «چیزی که به آنها دیکته شده در این خانه وجود ندارد. خودشان هم میدانند که اینها بهانه است. ابزار ارتباط با بیگانگان؟! یک بهانه است برای دستگیری ما.»
پیش از این و در ۲۱ بهمن و در آستانه آغاز پانزدهمین سال حبس خانگی رهبران جنبش سبز، ۳۵۰ کنشگر سیاسی خواستار پایان محدودیتهای اعمالشده بر رهنورد، موسوی و مهدی کروبی شدند.
رهنورد در بخش دیگری از روایت خود با اشاره به اینکه علی خامنهای، رهبران جنبش سبز را «سران فتنه» خوانده بود، نوشت: «اکنون ما سردسته فتنهگران هستیم؛ اصطلاح جعل شده در سال ۸۸ توسط رهبر ظلم و ستم و فحاشی نسبت به رای معترضانی که خواهان پس گرفتن رایشان از کسی هستند که به دروغ برنده اعلام شده بود.»
رییس پیشین دانشگاه الزهرا با اشاره به اینکه حکومت قرار بود او و دیگر رهبران جنبش سبز را به عنوان «سردستههای فتنهگران، در اعماق سرنوشت کشور، سر به نیست کند»، افزود: «حاکمیت میکوشد حصر یک زن را پنهان کند. از همین اوایل حصر مواظب است اسمی از رهنورد و خانم کروبی نبرند، یا شاید زندانی بودن یک زن را در هر حالت بیاهمیت و غیر قابل ذکر میداند.»
حصر خانگی در جمهوری اسلامی
در پی اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۱۳۸۸ که به جنبش سبز مشهور شد، موسوی و کروبی، دو نامزد معترض انتخابات به همراه همسرانشان، زهرا رهنورد و فاطمه کروبی، از اسفند ۱۳۸۹ حصر خانگی شدند.
فاطمه کروبی مدتی بعد و در سال ۱۳۹۰ از حصر خارج شد و مهدی کروبی نیز اکنون در حصر نیست.
حصر خانگی و ممنوعالتصویر شدن، پیش از این برای برخی دیگر از سران جمهوری اسلامی از جمله آیتالله حسینعلی منتظری، قائم مقام معزول روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی و برخی مخالفان و منتقدان حکومت نیز رقم خورده است.
ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی، هشتم بهمن سال جاری در پیامی از زندان اوین نوشت حصر موسوی، رهنورد و کروبی محصول «کینهتوزی و انتقامجویی علی خامنهای» است.