حدود ۲۷۰ نفر از دانشگاهیان و فعالان مدنی بازداشت «پژوهشگران چپ» را محکوم کردند
جمعی از استادان دانشگاه، پژوهشگران و فعالان مدنی، در بیانیه مشترکی با ابراز «عمیقترین نگرانی و انزجار» خود از بازداشت و احضار چند تن از اقتصاددانان و پژوهشگران در ایران، «رفتار خودسرانه و ناقض حقوق اساسی» شهروندان را محکوم کردند.
در این بیانیه که به امضای ۲۶۷ نفر رسیده، با اشاره به بازداشت پرویز صداقت، اقتصاددان، مهسا اسداللهنژاد، جامعهشناس، شیرین کریمی، نویسنده و مترجم، و همچنین احضار محمد مالجو، اقتصاددان، و شماری از پژوهشگران جوان آمده که آنها «از صاحبنظران اندیشه چپ با دغدغه عدالت اجتماعی و مخالف جنگ و سلطه خارجی هستند».
امضاکنندگان بیانیه با اشاره به کارهای تحقیقاتی این گروه نوشتند: «جایگاه آنها در جامعهای قانونمند و پایبند به آزادیهای آکادمیک، بیتردید در بلندای احترام و سپاس میبود، نه در بازداشتگاه و زیر سایه تهدید.»
در ادامه این بیانیه آمده است که این سه اقتصاددان و پژوهشگر با اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» بازداشت شدهاند.
پیش از این گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از آن بود که بازداشتها دوشنبه ۱۲ آبان به دست اطلاعات سپاه پاسداران انجام شده است.
تلاش تازه برای سرکوب صداهای مستقل
امضاکنندگان بیانیه تاکید کردند که بازداشتها و احضارها «نشانه کارزار تازهای است برای خاموشکردن صداهای مستقل در سپهر عمومی ایران و تحکیم فضای خفقان در کشور».
آنها در ادامه به «نیمقرن موجهای مختلف یورش به قلمرو تدریس، پژوهش و گفتوگوی علمی در جامعه ایران»، از جمله انقلاب فرهنگی سال ۱۳۵۹ اشاره کردند که «بیش از شش هزار استاد و ۵۷ هزار دانشجو به دلایل سیاسی و ایدئولوژیک تعلیق و اخراج شدند».
سرکوب «اعتراضهای دانشجویی در تیرماه ۱۳۷۸»، «اعتراضات به نتایج انتخابات سال ۱۳۸۸»، و «اخراج ۱۲۱ استاد و هزاران دانشجو با اتهامات ایدئولوژیک و حمایت از خیزش زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، از دیگر رویدادهایی بودند که در این بیانیه به آنها اشاره شده است.
از جمله امضاکنندگان بیانیه آزاده کیان، شیرین سعیدی، جودیت باتلر، صدیقه وسمقی، یرواند آبراهامیان، آرنگ کشاورزیان، حاتم قادری، فاطمه شمس، علی میرسپاسی، آزاده پورزند، رضا نساجی، کامران متین، راسموس ایلینگ، یاسر میردامادی، روزبه آقاجری، نازلی کاموری، نیکی اخوان، شیرین وثوقی، کاظم کردوانی، پیمان وهابزاده، الهه امانی، سعید پیوندی، علی کدیور، استفان انگلمان، مهرداد درویشپور و فرشین کاظمینیا هستند.
بیانیه همچنین از سوی فریبا عادلخواه، کاظم علمداری، نیره توحیدی، کیوان مهتدی، مریم شیرینسخن، آرش عزیزی، عاطفه رنگریز، عسل عباسیان، حسین سلامت، فخرالدین عظیمی، آسو جواهری، عشا مومنی، محمد معینی، علی فتحاللهنژاد، باربد گلشیری، محمد بیکرانبهشت، هما صابری، مایکل تیاشمیت، کندرا اشتراوس، سونیا اسکات، سوزان اینگرام، وینفرید کوران، جوزپه آکونچیا، مارکوس لایزنلینتر و جیم ورنون امضا شده است.
بازداشت چهار اقتصاددان و پژوهشگر در روزهای گذشته واکنشها و انتقادهای زیادی بهدنبال داشته است.
از جمله کمیته حمایت از روزنامهنگاران با انتشار بیانیهای خواستار آزادی فوری صداقت و تمامی پژوهشگران و نویسندگانی شد که بهدلیل تحلیلهای اجتماعی و اقتصادی در بازداشت به سر میبرند.
حدود ۹۰۰ نفر از فعالان فرهنگی، مدنی و سیاسی در داخل و خارج از ایران نیز ۱۷ آبان در بیانیهای اعلام کردند تنها راه حفظ پویایی جامعه، «یکصدایی در مقابله با سرکوب اندیشه و بیان» است.
آنها در بیانیه خود ضمن محکوم کردن موج بازداشت، احضار و ارعاب پژوهشگران اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، آن را «اقدامات نخنما» از سوی حکومت دانستند.
حدود ۳۰۰ فعال سیاسی و مدنی نیز در بیانیهای با محکوم کردن بازداشتهای روزهای اخیر نوشتند در وضعیتی که بحران کارآیی در عرصه داخلی و خارجی به اوج رسیده و با درگیریهای درونی بر سر آینده نظام ترکیب شده، نگرانی اصلی حکومت «توانیابی جامعه به لحاظ فکر و تشکل» است.
سازمان قلم (پن) آمریکا هم ۱۴ آبان با اشاره به بازداشتهای اخیر، سرکوب آزادی بیان از سوی حکومت ایران را به شدت محکوم کرد و خواستار آزادی فوری بازداشتشدگان شد.
یک زن ایرانی-کانادایی پس از بازداشت خودسرانه خاله و شوهر خالهاش در ایران، خواستار آزادی آنها شده و میگوید علت بازداشتشان تنها باورشان به آیین بهائی است.
ساغر شهیدی بیرجندیان، سهشنبه ۲۰ آبان در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت که خاله او زمانی بازداشت شد که برای آزادی همسرش التماس میکرد.
شوهر خاله او چند هفته پیشتر در محل کارش بازداشت شده بود.
شهیدی بیرجندیان، کارزاری را در وبسایت «چنیج دات اورگ» آغاز کرده و خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط این زوج، حفاظت از آنها در برابر بدرفتاری در بازداشت و دیدار دوباره پسر معلولشان با والدین خود شده است.
نیروهای امنیتی ۱۲ مهر به محل کار کوروش زیاری، شوهر خاله شهیدی بیرجندیان، در شهر گنبدکاووس در شمال شرق ایران یورش برده و پس از بازداشت او، اسنادش را توقیف کردند.
دو هفته بعد، شعله شهیدی، خاله او، زمانی که برای آزادی همسرش تلاش میکرد، دستگیر شد. هر دو نفر برای چند هفته در مکانهای نامعلوم نگهداری شدند و سپس به گرگان، مرکز استان گلستان، منتقل شدند.
شهیدی بیرجندیان گفت: «حالا هر دو بدون هیچ اتهامی در بازداشت هستند، از حق داشتن وکیل و آزادی با وثیقه محروماند و حتی اجازه سوگواری برای یکی از اعضای خانواده را هم ندارند.»
او گفت: «پسر معلول خالهام که کاملا به او وابسته است، حتی اجازه دیدنش را هم ندارد. این بیرحمی پایانی ندارد. تنها کاری که آنان تا به حال انجام دادهاند، زندگی مسالمتآمیز بوده است.»
بهائیان بزرگترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران هستند که از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷ بهطور سیستماتیک هدف آزار و اذیت قرار گرفتهاند.
فشارهای جمهوری اسلامی بر بهائیان در ایران طی ماههای گذشته شدت گرفته است.
در طول دههها، بهائیان ایران با بازداشتهای خودسرانه، اعدام، مصادره اموال، محرومیت از تحصیلات عالی، ممنوعیت شغلی و آزار مداوم روبهرو بودهاند.
سرکوب هماهنگ پس از جنگ ایران و اسرائیل به گفته فرهاد ثابتان، سخنگوی جامعه جهانی بهائی، از زمان جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، وضعیت بهائیان در ایران بهشدت بدتر شده است.
او به ایراناینترنشنال گفت موجی هماهنگ از یورشها در دستکم شش استان کشور، از جمله سیستان و بلوچستان، سمنان، مازندران، فارس، اصفهان و تهران، صورت گرفته است.
فقط در ماه اکتبر، نیروهای امنیتی به دستکم ۲۲ خانه و محل کسب بهائیان حمله کردهاند، وسایل آنها را ضبط و مغازهها را پلمب کرده و شماری از بهائیان را بازداشت کردهاند.
ثابتان گفت: «تمام مواردی که توضیح دادم فقط به این دلیل است که آنها بهائی هستند. ماموران اغلب بدون حکم وارد میشوند، هیچ توضیحی نمیدهند و بعدا اتهاماتی مانند اقدام علیه امنیت ملی را بدون هیچ مدرکی، جعل میکنند.»
او افزود: «این فشار پشت فشار است. آنها نمیتوانند کار کنند، مغازههایشان پلمب میشود، حق تحصیل در دانشگاه ندارند و از ابتداییترین حقوق انسانی محروماند، فقط به این دلیل که بهائیاند.»
مدافعان حقوق بشر میگویند موج جدید سرکوب بهائیان بخشی از الگوی گستردهتری از سرکوب در داخل ایران است؛ جایی که حکومت برای کنترل نارضایتیهای فزاینده و مقابله با بحران اقتصادی، دامنه فشارها را گسترش داده است.
لیلا عدالتی (بنگاله)، شهروند بهائی، پس از بازداشت به دست ماموران اطلاعات سپاه پاسداران، به اهواز منتقل شده است. بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، خانواده عدالتی از دلیل بازداشت و محل دقیق نگهداری او بیخبر بوده و نگران وضعیت جسمی او هستند.
عدالتی در روزهای گذشته از بیمارستان مرخص شده و هنگام بازداشت در وضعیت جسمی نامناسب بوده است.
این شهروند بهائی بعدازظهر شنبه ۱۷ آبان به دست هشت مامور اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شد.
آنان پیش از بازداشت عدالتی، بهمدت پنج ساعت خانه را بازرسی کردند و برخی لوازم شخصی از جمله تلفنهای همراه و سه لپتاپ متعلق به او و خانوادهاش را با خود بردند.
یک منبع مطلع به ایراناینترنشنال گفت که گلریز بنگاله، دختر ۲۵ ساله عدالتی نیز به مدت دو ساعت در اتاق خود از سوی ماموران بازجویی شد و بازجویی زمانی که او تحت فشار روحی، دچار تشنج شد، پایان یافت.
بر اساس این گزارش، ماموران اطلاعات سپاه پاسداران از زمان بازداشت مادر بنگاله چند بار با او تماس گرفته و گفتهاند باید برای بازجویی مراجعه کند و در غیر این صورت، برای او نیز پرونده قضایی تشکیل خواهد شد.
بهائیان بزرگترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران هستند که از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷ بهطور سیستماتیک هدف آزار و اذیت قرار گرفتهاند.
فشارهای جمهوری اسلامی بر بهائیان در ایران طی ماههای گذشته شدت گرفته است.
چهارم آبان، دادگاه تجدیدنظر استان سمنان با وجود پذیرش اعاده دادرسی در دیوان عالی کشور و ارجاع پرونده به شعبه همعرض، انیسا فنائیان، شهروند بهائی را به هشت سال حبس محکوم کرد.
همزمان وبسایت حقوق بشری هرانا گزارش داد که ندا محبی، عاطفه زاهدی، فریده ایوبی، نورا ایوبی، زریندخت احدزاده و ژاله رضایی، شش زن بهائی ساکن همدان، برای اجرای حکم حبس بازداشت و به زندان منتقل شدند.
جامعه جهانی بهائی ۳۰ مهرماه با صدور بیانیهای نسبت به موج جدید برخوردهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی با بهائیان در ایران واکنش نشان داد و این امر را بیانگر تشدید چشمگیر سرکوب سازمانیافته علیه بهائیان توصیف کرد.
منابع غیررسمی میگویند بیش از ۳۰۰ هزار شهروند بهائی در ایران زندگی میکنند.
قانون اساسی جمهوری اسلامی تنها ادیان اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی را به رسمیت میشناسد.
بیش از سه هزار کارگر پیمانی در مجتمع گاز پارس جنوبی با تجمع در مقابل ساختمان مرکزی این مجموعه در عسلویه، خواستار اجرای طرح همسانسازی حقوق، تغییر الگوی کاری و حذف کامل پیمانکاران شدند.
جمع گستردهای از کارگران پیمانی پالایشگاههای دوازدهگانه پارس جنوبی سهشنبه ۲۰ آبان با حضور در خیابانهای منتهی به ستاد مرکزی مجتمع گاز پارس جنوبی در عسلویه، خواستار رسیدگی به مطالبات صنفی خود شدند.
این کارگران که از نیروهای ارکان ثالث، شرکتی و پیمانی فازهای مختلف پارس جنوبی و پالایشگاه فجر جم بودند، پلاکاردهایی با مضمون اجرای عدالت مزدی و حذف پیمانکاران در دست داشتند.
کارگران در بیانیهای خواستار بازنگری در طرح طبقهبندی مشاغل با هدف همسانسازی حقوق نیروهای پیمانی با کارکنان رسمی شدند.
همچنین تغییر دوره کاری نیروهای اداری و پشتیبانی به دو هفته کار و دو هفته استراحت، ساماندهی وضعیت رانندگان غیرمالک خودروهای استیجاری، پرداخت حق ایابوذهاب هوایی برای کارگران پیمانی و بازگرداندن امکانات رفاهی و حق کمپ، از دیگر درخواستهای مطرحشده بود.
یکی از کارگران حاضر در این تجمع گفت: «سالهاست با وجود وعدههای مکرر، طرح طبقهبندی مشاغل در پارس جنوبی بهدرستی اجرا نشده و اختلاف زیادی میان دستمزد نیروهای پیمانی و رسمی وجود دارد.»
برخی کارگران نیز حذف کامل پیمانکاران را «تنها راه برقراری عدالت شغلی» دانستند.
به گفته یکی از کارکنان فاز ۱۲ پارس جنوبی، «وجود پیمانکاران باعث تضییع حقوق کارگران شده و نظارت کافی بر نحوه پرداختها وجود ندارد».
با ادامه ناتوانی جمهوری اسلامی در رسیدگی به مطالبات اقشار مختلف، در روزها و هفتههای گذشته گروههای مختلفی از کارگران، کارمندان و بازنشستگان در جایجای ایران دست به اعتصاب و اعتراض زدهاند.
بازنشستگان مخابرات ۱۲ آبان در شهرهای مختلف کشور، پرستاران دانشگاه علوم پزشکی در کرمانشاه، کارگران کشتارگاه ماکیان الوان در ری و گروهی از کارکنان نفت فلات قاره در لاوان، در اعتراض به رسیدگی نشدن به خواستههای خود تجمع کردند.
پیشتر و در ۱۰ آبان نیز کارگران ارکان ثالث صنعت نفت در تجمعی در تهران مقابل نهاد ریاستجمهوری، بار دیگر اعتراض خود را به وعدههای بر زمینمانده دولت درباره حذف پیمانکاران و واسطهها ابراز کردند.
این کارگران معترض که از استانهای نفتخیز به تهران رفته بودند، اعلام کردند با وجود وعدههای دولت مسعود پزشکیان، همچنان خبری از تحقق وعدهها نیست.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، خانواده علیرضا سرلک، پسرعموی امید سرلک که پیدا شدن جسد او پس از به آتش کشیدن عکس رهبر جمهوری اسلامی در روزهای گذشته واکنشهای گستردهای به همراه داشت، با فشار نهادهای امنیتی از حق داشتن وکیل محروم شدهاند.
امید سرلک، جوان معترض در الیگودرز، در پی آتشزدن عکس خامنهای کشته شد. پیکر بیجان او ۱۱ آبان پیدا شد و حکومت تلاش کرد قتل او را خودکشی اعلام کند.
علیرضا سرلک دارای دو فرزند است و بازداشت او با ضرب و شتم و در حضور فرزندانش انجام شد.
این زندانی سیاسی همچنان از هنگام بازداشت در سلول انفرادی نگهداری میشود. او پیش از بازداشت به اطرافیان خود گفته بود به صورت غیرمستقیم پیام تهدید و بازداشت دریافت کرده است.
اعتراضها به قتل حکومتی سرلک
خانواده سرلک پس از پیدا شدن پیکر بیجان امید، از کشتهشدنش گفتند اما مقامها و رسانههای حکومت این مورد را «خودکشی» پس از «شکست عشقی» اعلام کردند.
وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد شرایط نشاندهنده «دخالت رژیم ایران در مرگ سرلک» است.
پس از آن، شمار زیادی از مخاطبان ایراناینترنشنال با ارسال ویدیوهایی از مشارکت خود در کارزار اعتراض به جمهوری اسلامی و همدلی با خانواده سرلک گزارش دادند و در اقدامی مشابه کنش اعتراضی او، عکسهای خامنهای را آتش زدند.
در ادامه، حسابهای نزدیک به حکومت نیز کارزاری هماهنگ در شبکههای اجتماعی به راه انداختند تا با بازسازی چهره رهبر جمهوری اسلامی بر اتهام «قتل حکومتی» سرلک سرپوش بگذارند.
برخورد با فعالان مدنی و کاربران شبکههای اجتماعی
پس از اعتراضها به قتل حکومتی سرلک، شماری از فعالان مدنی و کاربران شبکههای اجتماعی به نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی احضار و تهدید شدند.
گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال از شهرهای مختلف از جمله ارومیه، اصفهان، بندرعباس، تهران، دهدشت، ساری، سنندج، تکاب و کیش حاکی است که این اقدامات امنیتی بهصورت همزمان در نقاط مختلف کشور انجام گرفته است.
بنا بر اطلاعات دریافتی در پنجشنبه ۱۵ آبان، تعدادی از کاربرانی که در شبکههای اجتماعی درباره سرلک استوری یا پست منتشر کرده بودند، از سوی پلیس فتا تهدید به حذف محتوا و «اقدام قضایی» شدهاند.
منابع محلی گفتهاند بیشتر افراد احضار شده در بازه سنی ۱۹ سال به بالا بودهاند که برخی از آنها احضاریه دریافت کرده یا با تماسهای تلفنی مواجه شدهاند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در آستانه ششمین سالگرد اعتراضات خونین آبان ۹۸ و در نودوچهارمین هفته فعالیت خود، با پیوستن بند مردان زندان زاهدان، به ۵۴ زندان در سراسر ایران گسترش یافت.
این کارزار در بیانیهای که سهشنبه ۲۰ آبان منتشر شد، نوشت: «در آستانه سالگرد خیزش آبان ۹۸، با گرامیداشت یاد جانباختگانی که توسط حکومت مستبد به خاک و خون کشیده شدند آغاز میکنیم.»
در این بیانیه آمده است: «از زمان روی کار آمدن دیکتاتوری ولایت فقیه در بهمن ۵۷ تا قیام آبان ۹۸، از آبان ۹۸ تا خیزش سراسری ۱۴۰۱ و تا امروز، مردم ایران در مسیر پرهزینه آزادی و کرامت انسانی گام برداشتهاند. دههها سرکوب، تبعیض و کشتار، نتوانسته اراده مردم به رهایی و آزادی را خاموش کند.»
امضاکنندگان بیانیه با اشاره به تایید حکم اعدام برای رضا عبدالی، زندانی سیاسی در دیوان عالی کشور، اعلام کردند خواهان لغو فوری این حکم و توقف چرخه اعدام در زندانهای ایران هستند.
آنها همچنین به انتقال احسان افرشته (افرشته) و مهدی فرید، دو زندانی محکوم به اعدام به مکان نامعلومی پرداختند و اعلام کردند اگر چه زندانیان سیاسی کوشیدند مانع این انتقال شوند اما بیم آن میرود احکام این زندانیان اجرا شود.
ایراناینترنشنال ۱۹ آبان گزارش داد بیش از ۲۰۰ زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین به انتقال همراه با ضربوشتم افرشته و تعداد دیگری از همبندیهایش از جمله فرید و پناهی به مکان نامعلوم، اعتراض کردند.
همزمان، سایت حقوق بشری هرانا گزارش داد در جریان انتقال افرشته به مکان نامعلوم، یکی از زندانیان دچار تشنج شد و ماموران با خشونت او را به بهداری منتقل کردند.
درد بیپایان جامعه
کارزار سهشنبههای نه به اعدام در بیانیه خود به افزایش موارد خودسوزی در میان اقشار آسیبپذیر جامعه اشاره کرد و آن را نتیجه مستقیم «فشار، تحقیر و سرکوب» دانست.
نام کوروش خیری، راننده اخراجی اداره آموزش و پرورش خرمآباد که در اعتراض به اخراج از کار خودسوزی کرد و احمد بالدی، دانشجوی ۲۰ ساله در اهواز که پس از تخریب دکه اغذیهفروشی خانوادهاش به دست شهرداری خودسوزی کرد و جان باخت، در این بیانیه آمده است.
مجاهد بالدی، پدر احمد بالدی، در گفتوگو با روزنامه هممیهن اشاره کرد ماموران شهرداری احمد را هنگام خودسوزی تحریک کرده بودند: «یکی گفت فندک بدهم؟ کبریت بدهم؟»
بیانیه منتشرشده این دو واقعه را نمونههایی از «فریاد بیصدای مردمی دانست که جز جان خویش، چیزی برای اعتراض ندارند».
در سالهای گذشته موارد بسیاری از اقدام به خودسوزی و خودکشی کارگران در ایران بهدلیل اخراج، شرایط سخت کاری، تاخیر در پرداخت یا عدم پرداخت دستمزد، و سایر مسائل گزارش شده است.
موج اعدامها؛ عادیسازی مرگ در ایران
زندانیان عضو کارزار سهشنبههای نه به اعدام، از افزایش شتابزده اعدامها در ماههای اخیر انتقاد کردند و آن را نشانه «دیوانهوار شدن ماشین مرگ حکومتی» دانستند.
بهگفته امضاکنندگان این بیانیه، از ابتدای آبانماه تاکنون ۱۶۵ نفر در ایران اعدام شدهاند؛ تنها در هفته گذشته ۷۲ نفر و در دو روز ۱۲ و ۱۳ آبان، ۲۹ نفر جان خود را از دست دادهاند.
هرانا ۱۷ مهرماه در گزارشی به مناسبت روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام خبر داد در یک سال گذشته (۱۹ مهر ۱۴۰۳ تا ۱۶ مهر ۱۴۰۴) دستکم هزار و ۵۳۷ نفر در ایران اعدام شدند.
بیانیه این هفته کارزار تاکید کرده که هیچ حکومتی با اعدام نمیتواند صدای عدالت و آزادی را خاموش کند.
امضاکنندگان این بیانیه از همه وجدانهای بیدار خواسته تا فریاد «نه به اعدام» را در هر شهر و خیابان بلند کنند.
اعتصاب غذای زندانیان عضو کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از نهم بهمن ۱۴۰۲ با درخواست توقف صدور و اجرای احکام اعدام آغاز شد و در نودوچهارمین هفته آن زندانیان محبوس در ۵۴ زندان سراسر ایران دست به اعتصاب غذا زدند.