واینت: نعیم قاسم، وارث ویرانههای حزبالله، برای بازسازی این گروه تلاش میکند
نعیم قاسم، جانشین حسن نصرالله در رهبری حزبالله لبنان، در حالی سکان این گروه را در دست گرفته که حزبالله زیر فشار شدید حملات اسرائیل و تلاش دولت لبنان برای خلعسلاح است. او اکنون برای بازسازی سیاسی-نظامی ویرانههای به جا مانده از این گروه نیابتی جمهوری اسلامی تلاش میکند.
واینت: نعیم قاسم، وارث ویرانههای حزبالله، برای بازسازی این گروه تلاش میکند | ایران اینترنشنال
سایت واینت شنبه هشتم آذر با اشاره به حملات سال گذشته اسرائیل به رهبران و فرماندهان و نیز زیرساختهای گروه مسلح حزبالله، نوشت که قاسم بارها گفته است: «حزبالله هرگز سلاحهای خود را کنار نخواهد گذاشت.»
یک مقام لبنانی به این سایت گفت: «قاسم ممکن است چهرهای کمرنگ باشد و مقایسه او با سلفش نصرالله دشوار؛ اما اشتباه نکنید. او مانند میخ زنگزدهای است که در یک بدن زنده فرو رفته. او دیدگاههایی افراطی دارد که حتی از نصرالله نیز فراتر میرود.»
اما حنین غدار، روزنامهنگار سابق شیعه لبنانی که پس از تهدیدهایی از سوی حزبالله به ایالات متحده رفت، درباره انتخاب قاسم به دبیرکلی حزبالله گفت: «این یک انتصاب تصادفی است.»
او افزود: «آنها همیشه قاسم را نادیده میگرفتند. هیچکس او را جدی نمیگرفت، نه در رهبری حزبالله و نه در نهادهای اطلاعاتی که حزبالله را ردیابی میکنند. او یک انتخاب برای دبیرکلی بود چون هیچ شخصیت ارشد دیگری وجود نداشت که بتواند با تایید علی خامنهای و سپاه پاسداران این موقعیت را به دست آورد.»
غدار اضافه کرد: «او همیشه این مقام را میخواست و برنامههایش را پنهان نمیکرد اما نقش امروز او، نمادین است؛ انجام سخنرانی، حضور در شوراهای حزبالله و استفاده از روابطش در تهران برای اطمینان از ادامه جریان پول.»
با این حال، غدار تاکید کرد که قاسم «یک بازیچه خطرناک» محسوب میشود.
تلاش جمهوری اسلامی برای نفوذ دوباره در لبنان
واینت با اشاره به اینکه نمیتوان به طور دقیق گفت دبیرکل جدید حزبالله امروز کجا زندگی میکند، نوشت میتوان حدس زد که همسر، دختر و پسرش جدا از او زندگی میکنند و تنها پس از یک سری اقدامات انحرافی برای دور کردن خبرچینان یا هواپیماهای نظارتی، در یک خانه امن حاضر میشوند.
به نوشته این وبسایت، رهبر حزبالله آموخته است که به هیچکس اعتماد نکند؛ نه در لبنان، نه در میان بازیگران عرب خارجی و نه حتی ایرانیها.
واینت با اشاره به تلاش جمهوری اسلامی برای نفوذ دوباره در لبنان افزود که جوزف عون، رییسجمهوری و نواف سلام، نخستوزیر این کشور، تاکید کردهاند که «هیچ منفذی برای نفوذ ایرانیها وجود ندارد».
این وبسایت اشاره کرد که تام باراک، فرستاده ویژه ایالات متحده، نیز از این تصمیم حمایت میکند.
بر اساس این گزارش، حزبالله تحت رهبری قاسم هنوز در حال تلاش برای بازیابی توانش پس از حملات پیجری اسرائیل است. حملاتی که دهها کشته از حزبالله گرفت و هزاران نفر را مجروح کرد.
روزهای احساس نزدیکی بین اسرائیل و بخش قابل توجهی از شهروندان لبنان
واینت با تاکید بر اینکه عملیات اسرائیل نه تنها حزبالله، بلکه تمام لبنان را به لرزه درآورد، نوشت: «این روزها، روزهای احساس نزدیکی غیرمعمول بین اسرائیل و بخش قابل توجهی از شهروندان لبنان است.»
شمعون، اقتصاددان لبنانی که سالها در یک موسسه دولتی کار کرده است، گفت: «من به اسرائیل احساس نزدیکی بیشتری نسبت به افراد حزبالله دارم. حس قویای در بین مردم لبنان برای نزدیک شدن به اسرائیل وجود دارد. ما قطعا متوجه میشویم که شما به اهداف لبنانی حمله نمیکنید و مراقب هستید که به ارتش لبنان حمله نکنید. به نظر میرسد که شما عمدتا روی اهداف حزبالله تمرکز دارید.»
منتصر، یک دانشگاهی لبنانی، هم در مورد «گفتوگوهای جوانان لبنانی در کافهها» گفت که آنها «جنگ نمیخواهند و حزبالله را به عنوان یک بار خطرناک که نمیتوان از شر آن خلاص شد، میبینند».
یک مورخ هم اشاره کرد: «در ۳۰ سال گذشته، ما این اندازه احساس نزدیکی به اسرائیل نداشتهایم. مردم اینجا درباره روزی صحبت میکنند که شهروندان لبنانی میتوانند از اورشلیم دیدن کنند و به ساحل تلآویو، یافا و عکا برسند.»
غدار اما بر این باور است که لبنان در نقطه بحرانی قرار دارد: «هرگز چنین حمایت گستردهای از گفتوگو با اسرائیل و همچنین تمایل شهروندان برای حرکت به سمت صلح را ندیدهام.»
سردبیر یک روزنامه لبنانی نیز با صراحت گفت: «ذهنیت لبنان یک شبه تغییر کرد. آنچه در طول سال گذشته اتفاق افتاد، به شهروند لبنانی ثابت کرد اسرائیل او را تعقیب نمیکند یا بهدنبال آسیب رساندن به او نیست.»
قاسم، نماینده شخصی خامنهای
واینت نوشت: «حزبالله انگیزه زیادی برای بقا دارد و دبیرکل فعلی بیوقفه تلاش میکند تا این سازمان تروریستی را به شکوه سابقش بازگرداند.»
این سایت به نقل از ژاک نیریا، افسر ارشد سابق اطلاعات نظامی اسرائیل که پژوهشگر مرکز امور خارجه و امنیت اورشلیم است، نوشت: «خامنهای، قاسم را به عنوان نماینده شخصی خود در لبنان منصوب کرده است. قاسم توانست حزبالله را احیا کند، جوانان شیعه را جذب کند، آنها را آموزش دهد و مسیرهای جدیدی را باز کند. حتی اگر او کاریزما نداشته باشد، پیشنهاد میکنم او را دست کم نگیرید.»
او در ارزیابی خود به ارسال موشک و یک میلیارد دلار پول برای حزبالله از طریق جمهوری اسلامی، و نیز افتتاح کارخانههای تولید پهپاد و موشک اشاره کرد و گفت پولی که در اختیار این گروه است، انگیزه اصلی برای جذب نیرو به شمار میرود.
نیریا افزود: «اگر یک سرباز در ارتش لبنان، چه مجرد و چه متأهل و دارای فرزند، ماهانه حدود ۲۵۰ دلار حقوق میگیرد، حقوق حزبالله تقریبا ۱۰ برابر بیشتر است؛ حدود دو هزار تا دو هزار و ۵۰۰ دلار در ماه.»
واینت اشاره کرد که بخش بزرگی از بودجه این گروه از پول جمهوری اسلامی تامین میشود و بخش دیگر آن از صنعت قاچاق مواد مخدر از لبنان به آمریکای جنوبی (تحت حمایت حزبالله)، بهدست میآید.
در این میان، حزبالله همچنین یک صندوق وام بدون بهره به نام «القرض الحسن» را اداره میکند که ۳۶ شعبه در سراسر لبنان دارد که به گفته نیریا، «آشکارا دولت را نادیده میگیرد».
بر اساس این گزارش، از دیدگاه قاسم و بهطور کلی، برای حزبالله، انگار دولت لبنان وجود ندارد.
واینت در گزارش خود همچنین به نقش پشت پرده نبیه بری، رهبر جنبش امل و نیز رییس پارلمان لبنان، به سود حزبالله، اشاره کرد و نوشت: «ارتباطات او با ایران قابل مشاهده نیست اما وجود دارد. او بهطور قطع از آن دسته سیاستمدارانی است که در پشت صحنه نقش بازی میکند و نفوذش بسیار زیاد است.»
چالش کنونی جوزف عون
در گزارش واینت در مورد تلاش دولت لبنان برای به دست آوردن کنترل نظامی این کشور به نقل از یک منبع آگاه اسرائیلی آمده است: «مشکل این است که آنها پس از سالها که حزبالله امور امنیتی را اداره میکرد و به همراه یونیفل (نیروی حافظ صلح سازمان ملل)، فرماندهی علیه اسرائیل را بر عهده داشت، هیچ قدرت واقعیای ندارند.»
به گفته این سایت، چالش کنونی رییسجمهوری لبنان، این است که با وجود مانعتراشیهای حزبالله، چگونه ذخایر عظیم سلاح این گروه را جمعآوری، انبارها و مخفیگاههای آنها را نابود و پایگاههای آموزشیشان را تعطیل کند.
غدار گفت: «امروزه در لبنان، در مورد موضوع خلع سلاح، اجماع وجود دارد اما مهم است که با دقت پیش برویم تا این مبارزه به یک جنگ داخلی میان ارتش، حزبالله و غیرنظامیان در داخل لبنان تبدیل نشود.»
حدود دو هفته پیش، قاسم در نامهای سرگشاده گفت: «حزبالله حق کامل مقاومت در برابر عملیات جمعآوری سلاح دولت را دارد.»
او به عون هشدار داد که «با اسرائیل وارد مذاکره نشود».
پس از آن، رییسجمهوری و نخستوزیر لبنان، به ایالات متحده، عربستان سعودی و فرانسه گفتند که نمیتوانند بدون کمک خارجی، خلع سلاح حزبالله را مدیریت کنند.
به نوشته واینت، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، به طور خلاصه پاسخ داده است: «اینها مشکلات شما هستند.»
ایالات متحده نیز بهطور تلویحی اعلام کرده که ترجیح میدهد نیات رییسجمهوری جدید سوریه را بررسی کند و کاخ الیزه نیز علاقه کمی به موضوع نشان داده است.
برخی از فعالان مدنی و سیاسی و همچنین کاربران فضای مجازی در واکنش به حمایت یک مدرس دانشگاه آرکانساس آمریکا از علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، از این دانشگاه به شدت انتقاد کردند.
نازنین بنیادی، بازیگر و فعال حقوق بشر، و شاهین میلانی، مدیر اجرایی مرکز اسناد حقوق بشر ایران، در واکنش به یک پیام شیرین سعیدی، مدرس دانشگاه آرکانساس، تدریس این چهره حامی جمهوری اسلامی در این دانشگاه را «مایه شرم» خواندند.
میلانی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «شرم بر دانشگاه آرکانساس که یکی از حامیان دیکتاتور آدمکش ایران را در میان اعضای هیئت علمی خود دارد.»
دانشگاه آرکانساس، دانشگاه تحقیقاتی دولتی در شهر فایتویل واقع در ایالت آرکانزاس آمریکا است که در سال ۱۸۷۱ تاسیس شد.
سعیدی پیش از این در پستی در شبکه اجتماعی ایکس ضمن دعا برای رهبر جمهوری اسلامی، نوشته بود که خامنهای در جنگ ۱۲ روزه، «ایران را حفظ کرد».
او برای خامنهای نوشته بود: «خدانگهدار تو.»
علاوه بر فعالان ایرانی، بن سبطی، از سخنگویان پیشین دولت اسرائیل، با اشاره به مواضع ضدغربی سعیدی، خواستار اخراج او از خاک آمریکا شد.
بسیاری از کاربران نیز ضمن انتقاد شدید از دانشگاه آرکانساس، به سرکوب گسترده مردم و نقض فراگیر حقوق بشر به دست جمهوری اسلامی اشاره کردند و سعیدی را عامل حکومت ایران خواندند.
پیشینه حضور حامیان جمهوری اسلامی در دانشگاههای آمریکا
این اولین بار نیست که حضور حامیان جمهوری اسلامی در دانشگاههای آمریکا جنجالی میشود.
پیشتر بهدلیل تدریس حسین موسویان، دیپلمات پیشین جمهوری اسلامی، در دانشگاه پرینستون، انتقادهایی به این دانشگاه آمریکایی وارد شده بود.
موسویان متهم به دست داشتن در قتل شماری از چهرههای سرشناس مخالف جمهوری اسلامی، به ویژه ترور دستکم ۲۴ نفر در اروپا در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ میلادی است. افرادی مانند شاپور بختیار، فریدون فرخزاد، عبدالرحمن قاسملو و کاظم رجوی.
در واکنش به این انتقادها، دانشگاه پرینستون اعلام کرد که این دیپلمات پیشین جمهوری اسلامی «به درخواست خود» در پایان ماه می (۱۰ خرداد) از این دانشگاه بازنشسته شده است.
در نمونهای دیگر، محمدجعفر محلاتی، سفیر پیشین جمهوری اسلامی در سازمان ملل، که بهدلیل اتهامهای گسترده مشارکت در توجیه قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ و همچنین اتهام آزار جنسی و تجاوز در زمان تدریس در آمریکا رسوایی به بار آورد، اکنون در ایران با دانشجویان در ارتباط است.
ائتلاف علیه توجیهگران رژیم اسلامی ایران (AAIRIA)، یک سازمان ایرانی-آمریکایی، اعلام کرد که محلاتی را در شیراز یافته؛ جایی که او هماکنون به عنوان پژوهشگر ارشد «مرکز تحقیقات مجد» فعالیت میکند.
همچنین در روزهای گذشته، وحید عابدینی، فعال سیاسی نزدیک به جریان اصلاحطلب در جمهوری اسلامی و استادیار مطالعات ایران در دانشگاه ایالتی اوکلاهما پس از مدت کوتاهی بازداشت، آزاد شد.
عابدینی که دهه ۱۳۸۰ عضو فعال انجمن اسلامی دانشگاه تهران بود، در دهه ۱۳۹۰ به آمریکا مهاجرت کرد.
با وجود این، او ارتباط خود را با بدنه اصلاحطلبان در جمهوری اسلامی حفظ کرده است.
عابدینی در جریان انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۴۰۳ از حامیان مسعود پزشکیان و از امضاکنندگان بیانیه مشهور به «روزنهگشایی» بود.
خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی نوشت که چند سال پیش، مشاهده زنان با حجاب اختیاری در ایران غیرقابل تصور بود، و به نقل از یک پژوهشگر ارشد موسسه «واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک» نوشت زنان و دختران ایرانی آشکارا از حجاب اجباری سرپیچی میکنند.
این خبرگزاری جمعه هفتم آذر با اشاره به «اجرای سختگیرانه» قوانین مربوط به حجاب اجباری که «زنان را ملزم به پوشاندن موهایشان میکرد»، نوشت جان باختن مهسا امینی در سال ۱۴۰۱ و اعتراضات سراسری پس از آن، «زنان را از هر سن و دیدگاه» به گونهای خشمگین کرد که از زمان انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، کمتر موضوع دیگری این خشم را برانگیخته است.
هالی دگرس، پژوهشگر ارشد موسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک، به آسوشیتدپرس گفت که وقتی ۲۶ سال قبل به ایران رفت «نشان دادن یک تار مو بلافاصله باعث میشد کسی از ترس اینکه پلیس اخلاق من را با خود ببرد، به من بگوید که آن را زیر روسریام بگذارم.»
او افزود: «مشاهده این موضوع که ایران امروز در چه وضعیتی است، غیرقابل تصور است» و تاکید کرد زنان و دختران آشکارا از حجاب اجباری سرپیچی میکنند.
دگرس اشاره کرد مقامات جمهوری اسلامی از تعداد زیاد این زنان و دختران در سراسر ایران شگفتزده شدهاند و نگران هستند.
الیاس حضرتی، رییس شورای اطلاعرسانی دولت مسعود پزشکیان، پنجم آذر تایید کرد که علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، ابلاغیهای را درباره حجاب اجباری به دولت ارسال کرده است.
او مخالفان حجاب اجباری در ایران را «افراد معدودی» نامید که «دست به ناهنجاریهای اجتماعی میزنند.»
در این ارتباط، پزشکیان ۲۷ آبان در جلسه شورایعالی انقلاب فرهنگی گفت: «مجموعههای دولتی و حاکمیتی باید به قوانین و هنجارهای ملی در حوزه عفاف و حجاب پایبند باشند.»
پیش از این، حسین رفیعی، معاون تبلیغ و امور فرهنگی حوزههای علمیه، خبر داد که سه ماه پس از پایان جنگ ۱۲ روزه، وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی گزارشی درباره وضعیت حجاب در ایران را به خامنهای ارائه کرده است.
به گفته او، رهبر جمهوری اسلامی این گزارش را «تکاندهنده» خواند و دستور داد نسخهای از آن در اختیار پزشکیان قرار گیرد تا دستگاههای اطلاعاتی «پروژهسازان و عوامل آنها» در موضوع نافرمانی در برابر حجاب اجباری را شناسایی کنند و تحت پیگرد قرار دهند.
رفیعی افزود «بیحجابی یک جریان تصادفی نیست»، بلکه «بخشی از طرحهای امنیتی و اطلاعاتی سرویسهای بیگانه برای تضعیف جمهوری اسلامی» است.
اینگونه اتهامات طی دهههای گذشته بارها به زنان و دختران مخالف حجاب اجباری وارد شده است.
در هفتههای اخیر، مقامهای جمهوری اسلامی بر ضرورت تشدید سیاستهای سرکوبگرانه برای تحمیل حجاب اجباری تاکید کردهاند.
غلامحسین محسنیاژهای، رییس قوه قضاییه، ۲۳ آبان اعلام کرد به دادستانها دستور داده با همکاری دستگاههای امنیتی و انتظامی، جریانات «سازمانیافته و مرتبط با بیگانه» در زمینه «ناهنجاریهای اجتماعی» را به دستگاه قضایی جمهوری اسلامی معرفی کنند.
«احتمال حمله اسرائیل موجب شد اجرای قانون حجاب متوقف شود»
در همین حال، رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی ۲۹ آبان اعلام کرد که شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی بهدلیل آنچه احتمال حمله اسرائیل نامید، تصمیم گرفت که اجرای قانون موسوم به عفاف و حجاب برای مدتی به تعویق بیفتد.
ابراهیم عزیزی در یک سخنرانی در دانشگاه تهران گفت: «بعد از کشته شدن حسن نصرالله و عملیات وعده صادق دو، به این جمعبندی رسیدیم که احتمال حمله اسرائیل به ایران وجود دارد و شورای عالی امنیت ملی تصمیم گرفت اجرای قانون عفاف و حجاب برای مدتی به تعویق بیفتد.»
زمان مورد اشاره او روزهای پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و جمهوری اسلامی در خردادماه امسال بود.
عزیزی با توصیف «قانون عفاف و حجاب» به عنوان «قانون خوب» افزود: «در جمهوری اسلامی ساختارهایی داریم که با توجه به شرایط حساس، تصمیم به تعویق اجرای این قانون گرفت.» او گفت: «نسبت به شرایط فعلی جامعه در خصوص حجاب آگاهیم اما نمیتوانیم مسائل امنیتی را نادیده بگیریم.»
نارضایتی گسترده در ایران
آسوشیتدپرس در بخشی از گزارش خود به این موضوع اشاره کرد که «نارضایتی» در جامعه ایران موج میزند و به سخنان محمدجواد جوادییگانه، مشاور امور اجتماعی پزشکیان، استناد کرد که گفته دادههای یک نظرسنجی منتشر نشده توسط مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) این موضوع را تایید کرده است.
پایگاه خبری رویداد۲۴ در گزارشی در ۲۱ آبان به نقل از این گزارش محرمانه نوشت که نارضایتی عمومی از وضعیت کشور به حدود ۹۲ درصد رسیده است.
رویداد۲۴ با اشاره به کاهش شدید اعتماد عمومی در ایران نوشته بود: «پایین بودن رتبه دولت فعلی در مقایسه با دولتهای پیشین الزاما به معنای عملکرد ضعیفتر نیست، بلکه بازتابی از شرایط اقتصادی و اجتماعی امروز کشور است.»
این پایگاه خبری افزود نظرسنجیها «بیش از آنکه ابزار ارزیابی دولت باشند، آینهای از احساس عمومی جامعه نسبت به حاکمیت هستند.»
در ماههای گذشته، تشدید مشکلات اقتصادی، نقض گسترده حقوق بشر، تداوم سیاستهای سرکوبگرانه، بحرانهای زیستمحیطی، کمبود آب و برق و آلودگی شدید هوا، موجی از نارضایتی عمومی را در سراسر ایران برانگیخته است. این سطح از نارضایتی عمومی، جمهوری اسلامی را با یکی از جدیترین بحرانهای مشروعیت در سالهای اخیر روبهرو کرده است.
موسسه گمان (گروه مطالعات افکارسنجی ایرانیان)، ۱۴ آبان گزارش داد بر اساس نتایج آخرین پیمایش این موسسه، میزان گرایش به «براندازی نظام جمهوری اسلامی» نسبت به سال گذشته شش درصد افزایش یافته است.
پس از حملهای در جنوب سوریه که شش نیروی ذخیره ارتش اسرائیل را زخمی کرد، مقامهای اسرائیلی اعلام کردند قصد عقبنشینی از مناطق تحت کنترل خود، از جمله ارتفاعات هرمون (جبلالشیخ)، را ندارند و چشماندازی برای هرگونه توافق با دمشق در آینده نزدیک نمیبینند.
نشریه اسرائیلی واینت نوشت که پس از حمله و زخمی شدن شش نیروی ذخیره این کشور، اسرائیل پیامهای تندی به دولت احمد الشرع، رییسجمهوری موقت سوریه، فرستاد و همزمان تدارک برای مجموعهای از واکنشهای احتمالی را آغاز کرد.
حمله زمانی انجام شد که به نوشته تایمز اسرائیل، سربازان تیپ ۵۵ چترباز ذخیره این کشور بامداد جمعه هفتم آذر به روستای بیت جن سوریه اعزام شدند تا «دو عضو سازمان تروریستی جماعت اسلامی (گروه اسلامی)» را بازداشت کنند. این اقدام بر اساس اطلاعاتی انجام شد که حاکی از برنامهریزی آنها برای حمله به اسرائیل بود.
بر اساس گزارشها، جراحت سه نفر از این نیروهای ذخیره اسرائیل جدی است.
در همین ارتباط، معاون فرمانده گردان شناسایی تیپ ۵۵ خبر داد که این نیروها موفق شدند زیرساختهای تروریستی را خنثی کنند.
ارتش اسرائیل پیشتر اعلام کرده بود دو برادر، از اعضای جماعت اسلامی، در محل دستگیر شدند: «این دو نفر در گذشته به سمت اسرائیل موشک پرتاب کرده بودند و یکی از آنها مظنون اصلی پرونده است.»
به گفته مقامهای نظامی، نیروهای اسرائیلی این دو نفر را در خانهشان و هنگام خواب بازداشت کردند.
به گزارش رسانههای اسرائیلی، مظنون سوم نیز در جریان عملیات بازداشت و برای بازجویی به اسرائیل منتقل شد.
واینت به نقل از مقامهای امنیتی گزارش داد که تاکنون هیچ شواهدی از دخالت مستقیم نیروهای دولتی سوریه در این حمله به دست نیامده، اما تاکید کرد این حادثه بار دیگر بر این ارزیابی اسرائیل صحه میگذارد که نباید به نیروهای متخاصم اجازه داد در نزدیکی مرز مستقر شوند یا کنترل مناطقی مانند کوه هرمون (جبلالشیخ) — که در اختیار اسرائیل است — تضعیف شود.
به نوشته واینت، آنها گفتند تا زمانی که سوریه بیثبات است، هیچ مسیر واقعبینانهای برای توافق با دمشق وجود ندارد.
بر اساس این گزارش، گروه جماعت اسلامی، یک جنبش سنی است که در سال ۱۹۶۴ به عنوان شاخهای از اخوانالمسلمین در لبنان تاسیس شد و بعدها به سوریه گسترش یافت. شاخه نظامی این گروه در دهه ۱۹۸۰ تاسیس شد و از آن زمان «با همکاری سایر گروههای تروریستی علیه اسرائیل، با حماس در لبنان و سوریه و با حزبالله در لبنان همکاری داشته است.»
زیان جماعت اسلامی از شناسایی اخوانالمسلمین به عنوان سازمان تروریستی
واینت اشاره کرد که انتظار میرود جماعت اسلامی پس از اعلام دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، مبنی بر شناسایی اخوان المسلمین به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی، ضربه بزرگی متحمل شود.
ترامپ دوم آذر اعلام کرد آمریکا قصد دارد گروه اخوان المسلمین را در فهرست «سازمانهای تروریستی خارجی» قرار دهد.
به گزارش رسانه آمریکایی «جاست د نیوز»، ترامپ گفت طبقهبندی اخوان المسلمین بهعنوان گروهی «تروریستی» به «قاطعترین و قدرتمندترین شکل» انجام خواهد شد.
او همچنین خبر داد که اسناد نهایی مربوط به این تصمیم در حال تدوین هستند.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از تصمیم ترامپ برای «تروریستی» خواندن اخوان المسلمین قدردانی کرد و گفت: «این سازمان ثبات خاورمیانه و فراتر از آن را به خطر میاندازد. به همین دلیل، دولت اسرائیل بخشهایی از این سازمان را غیرقانونی اعلام کرده و به این روند ادامه خواهد داد.»
به نوشته واینت، شاخه نظامی جماعت اسلامی به عنوان «نیروهای الفجر» شناخته میشود. شبهنظامیان آن در کنار متحدان خود از جمله حماس و دیگر گروههای نیابتی جمهوری اسلامی در حملات علیه اسرائیل شرکت داشتهاند. در مقابل، ارتش اسرائیل نیز به نیروها و زیرساختهای این گروه در سوریه و لبنان حمله کرده است.
این نشریه اسرائیلی اشاره کرد که جماعت اسلامی دارای «پایگاههای نظامی در جنوب لبنان» و «زیرساختهای تروریستی در امتداد مرز سوریه و لبنان» و همچنین در منطقه بیت جن سوریه است که درگیری بامداد جمعه در آن محل رخ داد.
تظاهرات ضد اسرائیلی در سوریه
در این حال، جمعه هفتم آذر تظاهراتی در چند شهر سوریه مانند دمشق و حمص علیه عملیات اسرائیل در جنوب این کشور برگزار شد. واینت نوشت که در تظاهرات دمشق پرچمهای اسرائیل آتش زده شد.
حمزه المصطفی، وزیر اطلاعات سوریه، نیز در مصاحبه با کانال تلویزیونی «الاخباریه» این کشور، از اسرائیل انتقاد کرد و گفت که این کشور «سعی میکند از طریق حملات نظامی، کشور را بیثبات کند.»
این مقام دولت شرع از اسرائیل، داعش، شبهنظامیان کرد (نیروهای دموکراتیک سوریه)، بقایای رژیم بشار اسد، حزبالله لبنان و جمهوری اسلامی به عنوان چالشهایی برای سوریه نام برد.
جوزف ادلو، مدیر اداره خدمات شهروندی و مهاجرت آمریکا، اعلام کرد این نهاد تصمیمگیری در مورد تمام پروندههای درخواست پناهندگی را متوقف کرده است.
ادلو روز جمعه هفتم آذر در ایکس اعلام کرد: «اداره خدمات شهروندی و مهاجرت آمریکا رسیدگی به تمام پروندههای پناهندگی را متوقف کرده است تا زمانی که مطمئن شویم میتوانیم وضعیت و سوابق هر فرد خارجی را با بیشترین دقت ممکن بررسی و ارزیابی کنیم.»
در پی تیراندازی چهارشنبه پنجم آذر علیه دو عضو گارد ملی آمریکا در واشینگتن دیسی و انتشار جزییاتی از پیشینه مهاجرتی مظنون این حمله، اداره خدمات شهروندی و مهاجرت آمریکا پنجشنبه اعلام کرد رسیدگی به همه درخواستهای مهاجرتی مربوط به شهروندان افغانستان را «تا اطلاع ثانوی» و بهطور نامحدود متوقف کرده است.
ساعاتی بعد، این اداره از صدور دستوری با هدف بازبینی «کامل و سختگیرانه» تمام گرینکارتهای صادرشده برای مهاجرانی از ۱۹ کشور خبر داد که به لحاظ امنیتی «نگرانکننده» به شمار میآیند. ایران نیز یکی از این کشورهاست.
وزارت امور خارجه آمریکا نیز اعلام کرد که صدور روادید برای تمام افراد دارای گذرنامه افغانستان را با قید فوریت متوقف کرده است.
پیشتر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، جمعه هفتم آذر با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی تروثسوشال، مهاجرت را «بزرگترین عامل تخریب آمریکا» توصیف کرد و افزود در دولت او «مهاجرت از تمامی کشورهای جهان سوم» بهطور دائم متوقف خواهد شد تا سیستم [مهاجرتی] آمریکا بتواند کاملا بازیابی شود.
او با اشاره به اینکه «جمعیت خارجی آمریکا ۵۳ میلیون نفر است»، نوشت: «بخش بزرگی از این افراد از کشورهای فروپاشیده، زندانها، نهادهای روانپزشکی یا باندهای جنایی» وارد آمریکا شدهاند.
ترامپ مهاجرت در دوران دولت جو بایدن، رییسجمهوری پیشین آمریکا، را «فاجعهبار» خواند و گفت که «یک مهاجر با درآمد ۳۰ هزار دلار، سالانه ۵۰ هزار دلار مزایای رفاهی دریافت میکند.»
او پناهجویان را «علت اصلی اختلال اجتماعی در آمریکا» توصیف کرد و افزود: «چنین وضعیتی پس از جنگ جهانی دوم سابقه نداشته است.»
ترامپ پس از تیراندازی رحمانالله لکنوال علیه دو عضو گارد ملی ایالات متحده، گفته بود که او در دوره ریاستجمهوری بایدن، در سال ۲۰۲۱ از افغانستان وارد آمریکا شد. در همین ارتباط، گزارش رسانهها حاکی از آن است که درخواست پناهندگی لکنوال در دولت ترامپ و در ماه آوریل پذیرفته شده بود. بر اساس این گزارشها، او در افغانستان با سازمان سیا همکاری میکرده است.
در این حال، خبرگزاری آسوشیتدپرس پنجشنبه ششم آذر در گزارشی نوشت: «افرادی که با پناهجویان به ایالات متحده کار میکنند، نگران هستند کسانی که از موقعیتهای خطرناک فرار کرده و برای شروع دوباره زندگی به آمریکا آمدهاند، با مشکلاتی مواجه شوند.»
شان وندیور، ريیس گروه«افغان ایوک» مستقر در ایالت کالیفرنیا که در زمینه اسکان مجدد افغانستانیهای مهاجر به ایالات متحده فعال است، گفت بسیاری از این مهاجران از اینکه دوباره مجبور شوند خانههای خود را ترک کنند، به دست ماموران مهاجرت بازداشت شوند یا هدف حملات لفظی قرار گیرند، میترسند.
وندیور با اشاره به اینکه «آنها وحشتزده هستند» تاکید کرد: «ضارب، نماینده همه افغانستانیها نیست.»
یک مقام وزارت بهداشت با اشاره به اجرا نشدن طرح توزیع سراسری شیر در مدارس از آغاز مهر ماه، انجمن صنایع لبنی را متهم کرد که حاضر نیست شیر را با قیمت توافقشده در اختیار وزارت آموزشوپرورش قرار دهد.
پیشتر سخنگوی این انجمن گفته بود که تعلل چندماهه آموزش و پرورش در عقد قرارداد، یکی از دلایل متوقف شدن این طرح بوده است.
احمد اسماعیلزاده، مدیر دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت در گفتوگو با خبرگزاری ایسنا، اعلام کرد که تغییر قیمت لبنیات، چالش اصلی اجرای برنامه شیر مدارس است، و اشاره کرد که قیمت لبنیات طی یک ماه گذشته چندینبار گران شده است.
او افزود در اوایل مهر ماه، وزارت آموزشوپرورش و انجمن صنایع لبنی توافق کرده بودند که شیر با قیمت مناسب در اختیار وزارت آموزشوپرورش قرار گیرد اما «قیمتهای محصولات لبنی طی دو سه ماه گذشته افزایش چشمگیری یافت و انجمن صنایع لبنی حاضر نیست که شیر را با قیمت توافقشده در اختیار وزارت آموزشوپرورش قرار دهد.»
گزارش رسانهها حاکی از آن است که طرح توزیع سراسری شیر در مدارس فقط در چهار استان به اجرا درآمده است.
در بودجه سال جاری، ۶۵۰۰ میلیارد تومان برای اجرای این طرح اختصاص داده شده بود.
به گزارش ایسنا، حسین اسداللهی، دبیر کمیته ملی شیر وزارت آموزش و پرورش،۲۴ آبان گفته بود توزیع شیر تنها در چهار استان لرستان، خوزستان، گیلان و زنجان شروع شده است و در دیگر استانها، شرکتهای لبنی از تحویل شیر امتناع کردهاند.
او همچنین تامین شیر را بر عهده وزارت جهاد کشاورزی دانسته و افزوده بود که این وزارتخانه تاکنون حاضر به تشکیل جلسه هماهنگی نشده است.
در مقابل، محمد فربد، سخنگوی انجمن صنایع لبنی ایران، ۲۴ آبان اعلام کرده بود که افزایش قیمت شیر خام از ۲۳ به ۳۲ هزار تومان، بیماری تب برفکی و تعلل چندماهه آموزش و پرورش در عقد قرارداد، اجرای طرح شیر مدارس را متوقف کرده است.
به گفته او، وزارت آموزش و پرورش در نیمه اول سال، قرارداد را امضا نکرد و باعث بحران شد.
در این حال، مسعود مبینی، کارشناس اقتصادی، جمعه هفتم آذر در گفتوگو با سایت تجارتنیوز ضمن اشاره به این نکته که در سالهای اخیر تورم قیمت لبنیات بهطور مداوم از متوسط تورم غذایی بالاتر بوده است، افزود: «این یعنی شیر و ماست و پنیر، بیش از سایر خوراکیها از سفره مردم حذف شدهاند.»
او تاکید کرد: «دولت برای اجرای طرح شیر مدارس باید رقم بسیار بالایی را برای خرید تضمینی اختصاص میداد.»
در این حال، به نظر میرسد که دلایل دیگری هم در اجرا نشدن طرح توزیع سراسری شیر در مدارس دخالت داشتهاند.
فاطمه خسروی، فعال مدنی، جمعه هفتم آذر به سایت تجارتنیوز گفت: مدیران مدارس در شهرهای مختلف میگفتند: «بخشنامه آمده، اما بودجه نیست. حتی زمانبندی هم اعلام نشده. هنوز نمیدانیم خرید شیر بر عهده مدرسه است یا اداره کل.»
بر اساس این گزارش، در نتیجه، در بسیاری از استانها نهتنها یک بسته شیر توزیع نشد، بلکه حتی جلسات هماهنگی نیز برای آن تشکیل نشده است.
در این حال، اسماعیلزاده با اشاره به این موضوع که اجرای برنامه شیر مدارس از وزارت آموزشوپرورش به استاندارها محول شده است، گفت: «با توجه به اینکه حل این برنامه در سطح کشوری امکانپذیر نیست، استاندارها با همکاری ادارهکل آموزشوپرورش استان، صنایع لبنی و دانشگاه علومپزشکی مربوطه نسبت به اجرای برنامه شیر مدارس اقدام خواهند کرد.»
این مقام دولت مسعود پزشکیان ابراز امیدواری کرد که روند اجرای برنامه با حضور استاندارها سرعت بگیرد.
«بسیاری از دانشآموزان با شکم خالی به مدرسه میآیند»
سایت تجارتنیوز جمعه هفتم آذر در مورد اجرا نشدن طرح توزیع سراسری شیر در مدارس به نقل از خسروی نوشت که هزینه نکردن برای کودکان، در واقع به معنای هزینهسازی برای آینده است.
او گفت: «در شرایطی که فقر غذایی و حذف لبنیات از سفره خانوادهها رو به افزایش است، اجرای طرح شیر مدارس بیش از هر زمان دیگری ضروری است. اما به نظر میرسد تا زمانی که نگاه تصمیمگیران به حوزه سلامت کودک تغییر نکند، این طرح همچنان روی کاغذ خواهد ماند.»
خسروی همچنین اشاره کرد: «معلمان مدارس دولتی در مناطق محروم گزارش میدهند که بسیاری از دانشآموزان با شکم خالی به مدرسه میآیند. برخی از آنها حتی صبحانهای دریافت نمیکنند و گاهی تنها یک بیسکوئیت ساده در کیف دارند.»
او تاکید کرد: «مطالعات جهانی نشان میدهد که فقر تغذیهای به افت یادگیری، حواسپرتی، کاهش مشارکت در کلاس و حتی کاهش انگیزه برای ادامه تحصیل منجر میشود. حذف طرحهای غذایی مدرسهای، معمولا اثرات نامحسوس اما عمیقی بر عملکرد تحصیلی دارد.»
در این میان، تنها قیمت محصولات لبنی در ایران افزایش پیدا نکرده است. گزارش روزانه رسانهها در ایران از افزایش قیمت اقلام و کالاهای غذایی متعددی حکایت دارد که بسیاری از آنها با مجوز دولت انجام شده است.
بهدنبال سیاستهای ناکارآمد جمهوری اسلامی در زمینههای اقتصادی، سیاست داخلی و سیاست خارجی طی دهههای اخیر، تورم فزاینده زندگی شهروندان، بهویژه اقشار کمدرآمد، را بهشدت تحت تاثیر قرار داده و قیمت کالاهای اساسی با جهشی بیسابقه روبهرو شده است.