استقبال مخالفان و خشم تهران از تروریستی خوانده شدن سپاه پاسداران از سوی کانادا
تروریستی دانستن سپاه پاسداران از سوی کانادا، با استقبال چهرههای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی و خشم مقامهای حکومت ایران مواجه شده است. مخالفان جمهوری اسلامی این اقدام را دستاوردی برای جنبش دادخواهی و دموکراسیخواهی ایران خواندند و خواستار اقدام مشابه اتحادیه اروپا شدند.
علی باقری کنی، سرپرست وزارت خارجه امور جمهوری اسلامی، تروریستی شناخته شدن سپاه پاسداران از سوی کانادا را هدیهای به اسرائیل خواند و روز پنجشنبه ۳۱ خرداد در رسانه اجتماعی ایکس نوشت: «اقدام غیرقانونی کانادا تحرکی بدسگالانه و ناقض قواعد حقوق بینالملل است.»
او در ادامه «مسئولیت عواقب این تصمیم» را بر عهده کانادا گذاشت.
کاظم غریبآبادی، معاون و دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه نیز در شبکه ایکس با محکوم کردن تروریستی اعلام شدن سپاه پاسداران از سوی کانادا، این اقدام را «خصمانه» خواند و نوشت: «طنز تلخی است کشوری که خود از ناقضان عمده حقوق بشر و از حامیان تروریسم است، نام سپاه را در فهرست تروریستی قرار داده است.»
سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، تروریستی اعلام شدن سپاه پاسداران از سوی کانادا را «حرکتی خصمانه، مغایر با موازین حقوق بینالملل» و «مصداق تعرض به حاکمیت ملی ایران» خواند.
ناصر کنعانی اقدام کانادا را «غیرمسئولانه و تحریکآمیز» دانست و گفت که ایران حق «پاسخ متناسب و متقابل» را برای خود محفوظ میداند.
شب گذشته و در واکنشی دیرهنگام و کوتاه به این خبر، جاستین ترودو، نخستوزیر کانادا، در حساب کاربری خود در شبکه ایکس، تنها نوشت: «سپاه پاسداران اکنون در لیست گروههای تروریستی کانادا است.»
ملانی جولی، وزیر امور خارجه کانادا هم ضمن بازنشر پست ایکس اداره دولتی مشاوره سفر کانادا، با هشدار اینکه تروریست شناختن سپاه خطر بازداشت خودسرانه شهروندان کانادایی را در ایران افزایش میدهد، به شهروندان این کشور به طور موکد توصیه کرد از سفر به ایران خودداری کنند و یا اگر در ایران به سر میبرند، هر چه زودتر این کشور را ترک کنند.
گارنت جنیوس، عضو پارلمان کانادا، با انتقاد از طول کشیدن تصمیمگیری برای تروریستی اعلام کردن سپاه از سوی دولت این کشور گفت در سالهای گذشته سپاه قادر بود جمعآوری پول، جذب و همراهسازی افراد برای عملیاتهایش در کانادا را ادامه دهد که در نتیجه افراد بسیاری جانشان را از دست دادند.
سازمان اتحاد علیه ایران هستهای هم با استقبال از اقدام دولت کانادا در تروریست شناختن سپاه، در بیانیهای گفت که این اقدام میتواند از تبلیغات و فعالیتهای سپاه در گسترش تروریسم جلوگیری کند و به مردم کانادا این امکان را میدهد که برای شناسایی و جلوگیری از افراطیگری سپاه ضمانتهای لازم را داشته باشند.
سناتور کلر چندلر، رئیس کمیته مراجع امور خارجی، دفاع و تجارت مجلس سنای استرالیا نیز در واکنش به تروریستی اعلام شدن سپاه از سوی کانادا، در حساب ایکس خود نوشت: «در حالی که کانادا عمل می کند، در استرالیا، دولت آلبانیزی (نخست وزیر استرالیا) حتی از بررسی تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران خودداری می کند. بهانههای دولت استرالیا تمام شده است. سپاه پاسداران یک گروه تروریستی است و باید رسماً به این عنوان شناخته شود.»
انجمن یهودیان استرالیا هم با انتشار بیانیهای ضمن استقبال از اقدام کانادا و با اشاره به اقدامهای مخرب سپاه در سراسر جهان و اینکه دولت استرالیا «ضعیف ترین حلقه در غرب در مورد ایستادگی در برابر تروریسم و سرکوب رژیم جمهوری اسلامی» است از این دولت خواست همین اقدام را انجام دهد.
یسرائیل کاتز، وزیر خارجه اسرائیل، هم با استقبال از اقدام دولت کانادا در تروریست شناختن سپاه، این نهاد را «بزرگترین سازمان تروریستی جهان» خواند و بر ادامه تلاشها برای تروریست شناختن سپاه در سطح جهان تاکید کرد و خواستار پاسخگو کردن جمهوری اسلامی در ارتباط با «جنایتهایی که مرتکب شده و تروریسمی که در خاورمیانه و جهان گسترش میدهد» شد.
انجمن خانوادههای جانباختگان پرواز اوکراینی هم در بیانیهای ضمن اشاره به فساد و سرکوب سپاه از تروریستی اعلام کردن آن از سوی کانادا استقبال کرد و نوشت بر اقدام قضایی بینالمللی درباره شلیک سپاه به هواپیما اصرار دارد و افزود قاتلان فرزندان ایران را «نه فراموش میکنیم و نه میبخشیم.»
حامد اسماعیلیون، از چهرههای مخالف جمهوری اسلامی و یکی از اعضای انجمن خانوادههای جانباختگان پرواز اوکراینی هم با استقبال از اقدام دولت کانادا، سپاه را عامل «سرکوب وحشیانه جوانان ایران» دانست و گفت این نهاد نظامی نه تنها امنیت ایران، بلکه امنیت خاورمیانه و سراسر جهان را به خطر انداخته است.
کاوه شهروز، حقوقدان و فعال حقوق بشر هم در گفتوگو با ایران اینترنشنال با استقبال از این تصمیم و ابراز امیدواری برای اینکه عوامل مرتبط با سپاه در کانادا محاکمه و یا اخراج شوند، پیشبینی کرد از این به بعد دولت و نهادهای امنیتی کانادا با سپاه برخورد جدیتری انجام دهند و داراییهای مرتبط با آن را توقیف کنند.
کایلی مور گیلبرت، زندانی سابق استرالیایی-بریتانیایی در ایران، با اشاره به اینکه هزاران ایرانی استرالیایی قربانی ترور سپاه خواستار ، انجام اقدام مشابه در استرالیا هستند در ایکس نوشت: «استرالیا دیگر بهانه ای ندارد. اگر آمریکا و کانادا بتوانند مسیرهای قانونی درستی را برای تروریستی خواندن سپاه پیدا کنند، ما نیز میتوانیم.»
علیرضا آخوندی، نماینده ایرانیتبار پارلمان سوئد هم با اشاره به ادامه مبارزه علیه جمهوری اسلامی، در شبکه ایکس نوشت: «اگر به مبارزه ادامه دهید، در نهایت به نتیجه میرسید. دولت کانادا بالاخره تصمیم گرفت سپاه پاسداران را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار دهد. با تشکر از همه شما در کانادا که برای تحقق این امر مبارزه کردید. مبارزه برای آزادی ادامه دارد.»
نازنین بنیادی، فعال حقوق بشر، هم در شبکه ایکس با بازنشر پست حامد اسماعیلیون نوشت از او برای تلاشهایش برای قراردادن سپاه پاسداران در فهرست سازمان های تروریستی در کانادا سپاسگزاری میکند.
مسیح علینژاد، روزنامهنگار ، هم با تشکر از حامد اسماعیلیون و همه کسانی که برای قرار گرفتن سپاه در فهرست تروریستی کانادا فعالیت کردهاند و با استقبال از این تصمیم دولت کانادا در شبکه ایکس از کشورهای گروه هفت خواست در این زمینه از آمریکا و کانادا پیروی کنند.
او در این مورد نوشت: «این گام درست در مبارزه جهانی علیه تروریسم است و ۷۰۰عضو سپاه که هماکنون در کانادا زندگی میکنند، باید از این کشور اخراج شوند.»
عبدالله مهتدی، دبیرکل حزب کومله کُردستان ایران، هم تروریستی اعلام شدن سپاه پاسداران از سوی دولت کانادا را «خبری دلگرمکننده» خواند و در شبکه ایکس نوشت این اقدام «تسلای خاطری برای خانوادههای همه قربانیان جنایتهای رژیم» و دستاوردی برای جنبش دادخواهی است.
شاهزاده رضا پهلوی هم با استقبال از این تصمیم دولت کانادا، آن را گامی مهم اما دیرهنگام برای پاسخگو کردن رژیم «جنایتکار» جمهوری اسلامی و پیشبرد جنبش دموکراتیک مردم خواند و در شبکه ایکس نوشت که اروپا نیز باید همین روند را دنبال کند.
در مقابل، کاظم غریبآبادی، معاون امور بینالملل قوه قضاییه در شبکه ایکس با محکوم کردن تروریستی اعلام شدن سپاه پاسداران از سوی دولت کانادا آن را «اقدام خصمانه» خواند و نوشت که سپاه «مسئولیت پاسداری از امنیت ملی و مقابله با تروریسم در منطقه را بر عهده دارد».
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه، هم در واکنش به این تصمیم، دولت کانادا را «دولتی تروریستی» خواند که در سالهای اخیر «سیاست دشمنی با ایران» را در پیش گرفته است و از حامیان اصلی «گروههای تروریستی و پناهگاه مجاهدین و اختلاسگران» محسوب میشود.
دولت کانادا روز چهارشنبه ۳۰ خرداد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در فهرست گروههای تروریستی خود قرار داد.
دومینیک لوبلان، وزیر امنیت عمومی کانادا در نشست خبری اعلام این تصمیم با اشاره به نقض مکرر حقوق بشر در داخل و خارج از ایران و همچنین برهم زدن نظم و قوانین بینالمللی از سوی جمهوری اسلامی گفت: «این اقدام حامل این پیام قدرتمند است که کانادا از تمام ابزارهای در اختیار خود برای مبارزه با ماهیت تروریستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استفاده خواهد کرد.»
رای دادگاه پرونده آتشسوزی زندان اوین اعلام شد. چهار متهم این پرونده به دلیل اتهاماتی چون «تخریب اموال» در مجموع به ۳۳ سال حبس محکوم شدند. درباره احکام صادر شده برای ۳۶ متهم دیگر این پرونده، هنوز اطلاعاتی در دست نیست.
لقمان امینپور، میثم دهبانزاده، مجید روشننژاد و رضا سلمانزاده، چهار متهمی هستند که جزییات احکامشان مشخص شده است.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران (هرانا) روز ۳۱ خرداد نوشت امینپور، دهبانزاده و روشننژاد هر کدام به اتهام «تخریب اموال» به شش سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق و به اتهام «اخلال در نظم زندان» به ۱۶ ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شدند.
سلمانزاده نیز به اتهام «تخریب اموال» به پنج سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق و با اتهامات «اخلال در نظم زندان» و «سرپیچی و تمرد از دستور ماموران» به دو سال حبس محکوم شده است.
این حکم در شرایطی صادر شد که قاضی شعبه ۱۱۴۸ دادگاه کیفری دو تهران، رامین صفرنیا، وکیل این چهار متهم را از دادگاه اخراج کرد و حاضر به پذیرفتن وکیلان متهمان دیگر نیز نشد.
درباره جزییات احکام صادر شده از سوی دادگاه برای ۳۶ متهم دیگر پرونده هنوز اطلاعاتی منتشر نشده است.
اولین و دومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۴۰ تن از زندانیان اوین که به دست داشتن در آتشسوزی سال ۱۴۰۱ متهم بودند، روزهای ۲۹ و ۳۰ خرداد امسال برگزار شد.
تصویری از آتشسوزی زندان اوین
هرانا پیشتر اعلام کرد قاضی این پرونده تنها به چهار نفر از متهمان اجازه دفاع از خود داد و هر چهار زندانی، تمامی اتهامها را بیاساس و اعترافات اجباریشان را ناشی از فشار و ارعاب بازجویان در سلولهای انفرادی بند ۲۴۱ حفاظت قوه قضاییه و بند ۲۴۰ وزارت اطلاعات دانستند.
شامگاه ۲۳ مهر ۱۴۰۱ و در میانه اعتراضات سراسری پس از قتل حکومتی مهسا ژینا امینی، بخشی از زندان اوین آتش گرفت و به دنبال آن صدای تیراندازی تا ساعتها از درون زندان به گوش رسید.
در جریان این آتشسوزی و درگیری متعاقب آن، ۹ تن از زندانیان کشته، عدهای مجروح و برخی نیز به خارج از زندان منتقل شدند.
در آن زمان، سه شاهد عینی از زندان اوین در گفتوگو با ایراناینترنشنال تاکید کردند آتشسوزی کار جمهوری اسلامی بوده است و تعداد زندانیانی که در این اتفاق کشته شدهاند، بیش از آمار رسمی است.
در جریان دادگاه دو روزه، خانوادههای زندانیان جانباخته اعلام کردند هیچ شکایتی از زندانیانی که بهعنوان متهم در دادگاه محاکمه میشوند، ندارند و آنها را نیز قربانی این پرونده میدانند.
پدر یکی از جانباختگان خطاب به قاضی گفت که فرزندش با اصابت سه گلوله کشته شده است.
سایر خانوادههای جانباختگان نیز اشاره کردند که مسئولان امنیتی و مسئولان زندان اوین اجازه دیدن جنازه فرزندانشان را به آنان ندادهاند.
این خانوادهها مسئولان زندان اوین و نهادهای امنیتی را قاتلان فرزندان خود دانستند.
مرکز افکارسنجی جهاد دانشگاهی (ایسپا)، بر اساس نتایج نظرسنجی جدیدش اعلام کرد ۷۳/۲ درصد مردم مناظره نخست نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری را تماشا نکردند. این نظرسنجی مربوط به روزهای ۲۹ و ۳۰ خرداد است که به گفته ایسپا، از طریق مصاحبه حضوری با چهار هزار و ۵۴۵ شهروند انجام شده است.
بر اساس این نظرسنجی، تنها ۲۶/۸ درصد مشارکتکنندگان گفتند نخستین مناظره تلویزیونی شش نامزد چهاردهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری را تماشا کردهاند.
این مناظره چهار ساعته با موضوع اقتصاد، شامگاه دوشنبه ۲۸ خرداد میان مسعود پزشکیان، مصطفی پورمحمدی، سعید جلیلی، علیرضا زاکانی، امیرحسین قاضیزاده هاشمی و محمدباقر قالیباف برگزار شد.
در پاسخ به سوالات نظرسنجی ایسپا، ۳۵ درصد مردم گفتند «اصلا» پیگیر اخبار انتخابات نیستند، ۱۰ درصد اخبار را «بسیار کم» و ۱۳ درصد هم «کم» دنبال میکنند.
طبق این نظرسنجی، تنها ۲۲ درصد اخبار انتخابات را «تا حدی» دنبال میکنند، ۱۱ درصد «زیاد» و فقط هفت درصد در حد «خیلی زیاد» پیگیر خبرهای انتخابات هستند.
پس از برگزاری نخستین مناظره، دهها شهروند پیامهایی به ایراناینترنشنال ارسال و تاکید کردند شرکت در انتخابات به معنای نادیده گرفتن جنایات جمهوری اسلامی و پایمال کردن خون قربانیان آن در چهار دهه اخیر است.
شماری از این شهروندان با استفاده از عبارت «رای بی رای» گفتند در این انتخابات مشارکتی نخواهند داشت.
در هفتههای گذشته شماری از زندانیان سیاسی، تشکلها و فعالان دانشجویی، صنفی و مدنی نیز با انتشار بیانیههایی، بر تحریم انتخابات ریاستجمهوری تاکید کردند.
ایسپا در نظرسنجی جدید خود میزان مشارکت قطعی در انتخابات را ۴۲/۵ درصد اعلام کرد.
در این نظرسنجی، ۲۷/۲ درصد گفتند «به هیچ وجه» در انتخابات مشارکتی نخواهند داشت و ۱۶/۱ درصد نیز اعلام کردند در این زمینه تصمیمی نگرفتهاند.
از میان افرادی که مشارکتشان را در انتخابات قطعی اعلام کردند، ۲۶/۲ درصدشان گفتهاند به جلیلی، ۱۹/۸ درصد اعلام کردهاند به پزشکیان و ۱۹ درصد گفتهاند به قالیباف رای میدهند.
آرای پورمحمدی، زاکانی و قاضیزاده هاشمی در این نظرسنجی، در مجموع ۵/۵ درصد است.
اخیرا مخاطبی درباره شرکت در انتخابات با ارسال پیامی برای ایراناینترنشنال گفت: «فضای مجازی ما را آگاه کرده است و میدانیم نباید دیگر عروسک خیمهشببازی باشیم. هرچه گول خوردیم بس است. ما رای نمیدهیم.»
چهاردهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری (انتخابات زودهنگام)، به دنبال کشته شدن ابراهیم رئیسی روز هشتم تیر برگزار میشود.
بررسی حوادث رخ داده در معادن نشان میدهد طی حدود یک سال و سه ماه اخیر، ۳۰ کارگر جان خود را در حوادث کار و ریزش معدن از دست دادهاند. از ابتدای سال ۱۴۰۱ تا خرداد امسال دستکم ۱۲ تجمع اعتراضی کارگران معادن در ایران بر پا شده است که ۱۰ مورد آن مربوط به دستمزد بوده است.
روزنامه اعتماد روز پنجشنبه ۳۱ خرداد در گزارشی درباره «استثمار» کارگران معادن نوشت که این مساله علاوه بر حوادث منجر به مرگ، شامل ناامنی شغلی آنان نیز میشود.
بر اساس این گزارش، در ۲۷ ماه اخیر هزاران کارگر معادن زغالسنگ، مس، سنگآهن و کروم در استانهای یزد، مازندران، کرمان، سمنان، خراسان جنوبی و خراسان رضوی، بین چند ساعت تا چند هفته تجمع اعتراضی بر پا کردند.
محور مشترک بیش از ۸۳ درصد این اعتراضات، افزایش مزد و تعویق چند ماهه در پرداخت دستمزدهایشان است اما این اعتراضها در میان کارگران معادن زغالسنگ بسیار طولانیتر بوده است.
اعتماد یادآور شد طی دو دهه اخیر به موازات افت ایمنی در معادن واگذار شده به بخش خصوصی، امنیت شغلی کارگران نیز به ناپایدارترین حد رسیده است.
هر سال شمار کارگرانی که با قراردادهای یکماهه، سهماهه، سفید امضا و با سفتهگذاری و تعهد به سکوت در معادن خصوصی به کار گرفته شدهاند افزایش مییابد.
این روزنامه از حادثه «زمستان یورت» یاد کرد که تبدیل به «نماد مظلومیت کارگران معدن» شده است و نوشت: «در زمان انفجار، هیچ کدام از کارگران بیمه مشاغل سخت و زیانآور نداشتند و ماهها بود که حقوق نگرفته بودند؛ بعد از انفجار معدن، طلب و جسدشان یکجا به خاک سپرده شد.»
روز ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۶ انفجاری در معدن زغالسنگ زمستان یورت استان گلستان و در عمق هزار متری زمین رخ داد که منجر به مرگ ۴۳ کارگر شد.
از این حادثه بهعنوان مهمترین پرونده مستند دو دهه اخیر درباره ایمنی در معادن زیرزمینی ایران یاد میشود.
اعتماد در بخشی از این گزارش به بررسی ۲۲ حادثهای پرداخت که از ابتدای سال ۱۴۰۲ تا ۲۷ خرداد سال جاری در معادن ایران رخ داده و منجر به مرگ ۳۰ کارگر شده است.
بر اساس این گزارش، دو حادثه در معادن متروکه و غیرمجاز کرومیت در کرمان و معدن سنگ در سمنان رخ داده است.
روزهای ۲۷ و ۲۸ خرداد امسال معدن شن و ماسه شهرستان شازند در استان مرکزی ریزش کرد که چهار کارگر آن به نامهای محمد بوالحسنی، نصرتالله یارمحمدی، مجتبی نجفی و آیتالله رضایی بر اثر ریزش کوه کشته شدند.
دو تن از این کارگران کشته شده با ۶۱ و ۷۵ سال سن، بازنشسته شهرداری بودند و هیچ کدام از این چهار نفر بیمه حوادث نداشتند.
به گفته اعتماد، از دو دهه قبل به دنبال خصوصی شدن و واگذاری معادن به بهرهبرداران صاحب سرمایه، نظارت دولتها بر آنها به شدت کمرنگ شد.
تا امروز، مگر در صورت وقوع حادثه منجر به مرگ کارگران، هیچ یک از پیمانکاران و بهرهبرداران بابت بیتوجهی به اصول ایمنی و تامین نکردن تجهیزات حفاظت از جان کارگران و حتی مشکلات و اعتراضات معیشتی کارگران، بازخواست نشدهاند.
اغلب گزارشهای ارائه شده درباره کیفیت فعالیت معادن، معطوف به آمار استخراج بوده است.
کارشناسان معدن به اعتماد گفتند بسیاری از پیمانکاران و بهرهبرداران، با سوءاستفاده از اهمال ناظران دولتی در رصد دقیق شرایط شغلی کارگران معادن، از رعایت اصول طراحی و ایمنی تا میزان پرداخت مزد و رعایت مزایای قانون مشاغل سخت و زیانآور، به سندسازی متوسل میشوند.
روزنامه اعتماد یکی از مصداقهای رسمی موید این گفته کارشناسان را متن گزارش کمیته اعزامی به معدن زمستان یورت و تایید مغایرت اسناد وضعیت ایمنی با واقعیت ناامنی این معدن خصوصی دانست.
شماری از کارگران نجاتیافته معدن زمستان یورت پس از حادثه
سازمان پزشکی قانونی کشور در اردیبهشت امسال از جان باختن دو هزار و ۱۱۵ کارگر و مصدوم شدن ۲۷ هزار کارگر به دلیل حوادث ناشی از کار در سال ۱۴۰۲ خبر داد.
خبرگزاری ایلنا در گزارشی با انتقاد از «لاپوشانی آماری وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی» نوشت این آمار به معنای مرگ دستکم پنج کارگر در هر روز سال است.
اطلاعات مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۱ حاکی از فعالیت پنج هزار و ۷۶۱ معدن است که ۲۶۴ مورد کمتر از سال قبل از آن است.
جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل برای حقوق بشر ایران، در پنجاه و ششمین جلسه شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو با ارائه گزارشی از اعدام زندانیان سیاسی در سالهای ۱۳۶۰ و ۱۳۶۷ در ایران و کشتار بهائیان ایرانی در دهه ۶۰، این دو جنایت را مصداق «جنایت علیه بشریت» و ««نسل کشی» خواند.
جاوید رحمان، که روز چهارشنبه ۳۰ خرداد در جریان یکی از نشستهای جانبی شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو صحبت میکرد، گفت که در جریان تحقیقاتش به شواهدی از «نسلکشی» و «جنایت علیه بشریت» علیه اقلیتها و اقوام از جمله علیه بهائیان، کُردها و زندانیان سیاسی که در سال ۱۳۶۰ و سال ۱۳۶۷ اعدام شدند، رسیده است.
هزاران زندانی سیاسی در دهه شصت به ویژه در سال ۱۳۶۰ و تابستان ۱۳۶۷ به بهانه حمایت یا عضویت در سازمانهایی مانند سازمان مجاهدین خلق ایران و دیگر احزاب عمدتا چپ اعدام شدند.
جاوید رحمان هم در گزارش خود تائید کرده اعدامهای تابستان ۱۳۶۷ با فتوا و تایید روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی و از طریق هیات چهاره نفره مرگ انجام شد.
حسینعلی نیری، حاک شرع، مرتضی اشراقی، دادستان، ابراهیم رئیسی، معاون دادستان و مصطفی پورمحمدی، نماینده وزارت اطلاعات، چهار عضو هیات مرگ بودند.
بر اساس گزارش جاوید رحمان، تحقیقات او نشان میدهد که این هیات چهار نفره از جمله مصطفی پورمحمدی، نامزد فعلی انتخابات ریاستجمهوری، مرتکب جنایت علیه بشریت و نسلکشی شدهاند.
گزارشگر ویژه حقوقبشر برای ایران که در نشستی با عنوان «بحران مصونیت در ایران؛ ازدهه شصت تا مهسا امینی» صحبت میکرد، تاکید کرد نسلکشی همچنین به شیوههای مختلف علیه اقلیتهای مذهبی به ویژه بهائیان در ایران اتفاق افتاده و آنها صرفا به خاطر تعلق مذهبی هدف قرار گرفتهاند.
جاوید رحمان در این گزارش به بررسی خشونتها و آزار فیزیکی زنان و همچنین سرکوب اقلیتها در دهه اول استقرار جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۷پرداخته است.
او همچنین با اشاره به اینکه هزاران زندانی سیاسی بدون دسترسی به حق محاکمه عادلانه کشتار رسیدند، از این قتلعام و شکنجه گسترده این زندانیان به عنوان نمونهای از «جنایت علیه بشریت» نام برد.
جاوید رحمان در گزارش خود گفته این اعدامها همچنین شامل زنانی میشد که شماری از آنها قبل از اعدام مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بودند و بسیاری از آنها هم نوجوانانی بودند که کودک محسوب میشدند.
در این گزارش همچنین در تشریح آنچه «جنایات وحشیانه» خوانده به جزئیات اقداماتی چون زندانی شدن هزاران مخالف و زندانی سیاسی، ناپدیدسازی قهری، شکنجه، قتل، اعدامهای خودسرانه و فراقانونی آنها زیر عنوان «جنایات علیه بشریت» پرداخته است.
در این نشست که به ابتکار «سازمان عدالت برای ایران» برگزار شد، جاوید رحمان توضیح داد که این «جنایات وحشیانه»، خبر از ارتکاب بدترین موارد نقض حقوق بشر در حافظه زنده همگانی میدهد که به موجب آن مقامات عالیرتبهی جمهوری اسلامی در این جنایات علیه بشریت و نسلکشی علیه مردم خود مشارکت فعالانه داشتهاند.
در این گزارش با اشاره به گزارشهای پیشین سازمان عفو بینالملل گفته شده: «مصونیت از مجازات مقامات جمهوری اسلامی که از سال ۱۳۵۷ در ارتکاب جنایات دست داشتهاند، آنها را به این باور رسانده که میتوانند بدون ترس از عواقب مرتکب نقض حقوق بشر شوند.»
به گفته جاوید رحمان، جمهوری اسلامی از هرگونه اطلاعرسانی درباره اعدامیهای سال ۱۳۶۷ از جمله ارائه محل دفن اعدامشدگان خودداری کرده و همین باعث شده بسیاری از بازماندگان این اعدامها همچنان با عواقب کشتهشدن عزیزانشان درگیر باشند.
جاوید رحمان در این گزارش از شورای حقوق بشر خواسته مقامهای جمهوری اسلامی را ملزم کند درباره واقعیت جنایتهای سالهای ۱۳۶۰ و ۱۳۶۷ اطلاعرسانی کنند و بر اساس قوانین بینالمللی، اقدامات جبرانی را انجام دهند.
به گفته گزارشگر ویژه حقوق بشر برای ایران، «کسانی که مرتکب نقض شدید و جدی حقوق بشر شدهاند هنوز در قدرت هستند و جامعه بینالمللی نتوانسته یا نمیخواهد این افراد را مورد بازخواست قرار دهد.»
رحمان که به پایان دوره مسئولیت خود رسیده است از جامعه جهانی خواسته برای مسئولیتپذیر کردن و پاسخگو ساختن مقاماتی که مرتکب این جنایات شدهاند و پایان بخشیدن به مصونیت آنها از مجازات، گامهای قابل ارزیابی برداشته و مکانیسم حقیقتیابی را فعال کند.
هزاران زندانی سیاسی در دهه شصت به ویژه در سال ۱۳۶۰ و تابستان ۱۳۶۷ به بهانه حمایت یا عضویت در سازمانهایی مانند سازمان مجاهدین خلق ایران و دیگر احزاب عمدتا چپ اعدام شدند.
جاوید رحمان هم در گزارش خود تائید کرده اعدامهای تابستان ۱۳۶۷ با فتوا و تایید روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی و از طریق هیات چهاره نفره مرگ انجام شد.
موسسه علوم و امنیت بینالمللی و روزنامه واشینگتنپست گزارش دادهاند که جمهوری اسلامی قصد دارد ظرفیت غنیسازی اورانیوم خود را در فردو، یکی از مخفیترین تاسیسات هستهای در ایران، سه یا حتی چهار برابر کند.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز پیشتر نصب و نیز فعالیت آبشارهای جدیدی از سانتریفیوژها در تاسیسات فردو و نطنز را تایید کرده بود.
سه کشور آلمان، بریتانیا و فرانسه، نیز روز ۲۶ خرداد اقدام جمهوری اسلامی در نصب سانتریفیوژهای جدید در تاسیسات فردو و نطنز را محکوم و درباره خطر دستیابی تهران به تسلیحات هستهای ابراز نگرانی کردند.
دیوید آلبرایت، کارشناس تسلیحات هستهای و رئیس موسسه علوم و امنیت بینالمللی به ایراناینترنشنال گفت که گزارش فنی این موسسه پس از آن منتشر شد که جمهوری اسلامی از استقرار سریع ۱۴۰۰ سانتریفیوژ پیشرفته خبر داد.
آلبرایت گفت که این پیشرفت، غافلگیرکننده بود.
آلبرایت گفت: «کسی نمیدانست که این تعداد سانتریفیوژ آماده کار است. در کارخانه فردو، سانتریفیوژهایی که IR-6 نامیده میشوند، کار میکنند که پیشرفتهترین سانتریفیوژهای فعال در ایران هستند.»
به گفته آلبرایت، ۱۴۰۰سانتریفیوژ پیشرفته و جدید، ظرفیت فردو را ۳۶۰ درصد افزایش میدهد. تاسیسات فردو در اعماق زمین بنا شده و تخریب آن بسیار سخت است.
واشینگتنپست نیز گزارش داده است که بر اساس اسناد محرمانه و تجزیه و تحلیل کارشناسان تسلیحاتی، توسعه بزرگ در حال انجام در داخل فردو میتواند تولید اورانیوم غنیشده در این سایت را بهزودی سه برابر کند.
دیوید آلبرایت به ایراناینترنشنال گفت که جمهوری اسلامی ظرف یک ماه میتواند اورانیوم با درجه غلظت کافی برای ساخت پنج سلاح هستهای را در فردو تولید کند.
گزارشهای واشینگتنپست و موسسه علوم و امنیت بینالمللی در بحبوحه نگرانیهای فزاینده در مورد برنامه هستهای ایران منتشر شده است؛ برنامهای که در چند سال اخیر به سرعت رشد کرده اما همزمان دسترسی محدودی به آن وجود داشته و بسیاری از بازرسان سازمان ملل از آن دور نگه داشته شدهاند.
همان زمان فرانسه، آلمان و بریتانیا در بیانیهای مشترک ضمن استقبال از تصویب این قطعنامه اظهار امیدواری کردند ایران از این فرصت برای حل مسائل مهم استفاده کند تا هیچ اقدام دیگری در شورای حکام لازم نباشد.
با گذشت ۱۰ روز از صدور این قطعنامه، این سه کشور بیانیهای جدید منتشر کردند و گفتند ایران از دهها سانتریفیوژ پیشرفته اضافی در سایت غنیسازی نطنز بهرهبرداری و اعلام کرده است هزاران سانتریفیوژ دیگر را در سایتهای فردو و نطنز نصب میکند.
جمهوری اسلامی در واکنش به تصویب این قطعنامه، بر شدت فعالیتهای هستهای خود افزوده است.
ایالات متحده نیز تهدید کرده است که در صورت تسریع بیشتر غنیسازی اورانیوم از سوی جمهوری اسلامی، واکنش مناسب نشان خواهد داد هرچند درباره جزییات چنین واکنش احتمالی توضیحی نداده است.
قطعنامه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی از رهبران جمهوری اسلامی میخواهد تا همکاری با این سازمان را افزایش دهند و ممنوعیت اخیر بازرسان را لغو کنند.
به دنبال تصویب این قطعنامه، علی باقری سرپرست وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، این قطعنامه را کم اهمیت جلوه داد و گفت که صدور قطعنامهها هیچ تاثیری بر «عزم» ایران برای توسعه پروژههای هسته ای خود ندارد.
آلبرایت معتقد است که واکنش جمهوری اسلامی به قطعنامه، «رفتار تهاجمیتری» بود که با استقرار این ۱۴۰۰ سانتریفیوژ انجام داد.
دو سال است که جمهوری اسلامی اورانیوم را با خلوص ۶۰ درصد غنی میکند. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، گفته است که اورانیوم با این خلوص هیچ کاربرد غیرنظامی آشکاری ندارد. کارشناسان می گویند اگر جمهوری اسلامی تصمیم بگیرد غنیسازی اورانیوم را از ۶۰ درصد به ۹۰ درصدی که برای ساخت سلاح هستهای به آن نیاز دارد برساند، تنها به چند هفته زمان نیاز خواهد داشت.
آلبرایت گفت که اکنون به تاسیسات فردو بهعنوان نیروگاهی نگاه میشود که میتواند اورانیوم لازم برای ساخت چند سلاح هستهای را ظرف چند هفته تولید کند، در حالی که قبلاً هرگز چنین نگاهی به آن وجود نداشت.
او گفت ظرفیت و توانایی غافلگیرکننده تاسیسات فردو و این واقعیت که این سایت یکی از حفاظتشدهترین تأسیسات هستهای در ایران است، بر نگرانیها میافزاید.
آلبرایت گفت: «ما با یک موقعیت کاملاً جدید روبرو هستیم.»