درباره ساختمان شمسآباد تایکو که در حمله اسرائیل هدف قرار گرفت چه میدانیم؟
منطقه شمسآباد تهران از جمله اهداف اسرائیل در حمله به ایران بوده است. شهروندان ایرانی ویدیوهایی از تخریب یک سوله در شهرک صنعتی این منطقه تهیه کردهاند که گفته میشود متعلق به شرکت تایکو (مهندسی نوآوران تکساز صنعت) است. یکی از شرکتهای اقماری مرتبط با موسسه جهاد تحقیقات.
بر اساس ویدیوهای منتشر شده از منطقه شمسآباد، یکی از اهداف حملات تلافیجویانه اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی، کارخانه «شرکت مهندسی نوآوران تکساز صنعت» در شهرک صنعتی شمسآباد تهران بوده است.
این شرکت که با نام «تایکو» شناخته میشود، از شرکتهای اقماری مجموعه موسوم به «تلاشگران اقتصاد پایدار» است که در راستای نظرات علی خامنهای و اقتصاد مقاومتی به راه افتاد.
تایکو سال ۱۳۷۰ تاسیس شده است. گرچه بعد از حمله اسرائیل گفته شده این شرکت در زمینه تولید پهپاد فعال است اما این مجموعه دستکم به طور رسمی در زمینههای صنايع نفت، گاز و پتروشيمی، سیمان، خودرو، معدن، فولاد، کشتارگاهی، سلولزی، غذایی، ماشین آلات کشاورزی و ساختمانی فعال است.
از چپ، بهمن عباسیانفرد، عضو هیات مدیره و عباسعلی گرجی، مدیرعامل تایکو در مراسم انعقاد تفاهم نامه همکاری با شرکت ملی حفاری ایران- سال ۱۴۰۳
گستره زمینههای فعالیت این شرکت، احتمال مرتبط بودن آن با مراکز خاص در جمهوری اسلامی را تقویت میکند. از طرفی، اعضای هیات مدیره آن با مجموعههای وابسته به «جهاد تحقیقات»، «جهاد نصر» و «جهاد استقلال» مرتبط هستند. مجموعه تایکو به عنوان شرکت مادر، چندین زیر مجموعه نیز دارد.
عباسعلی گرجی، مدیرعامل و رییس هیات مدیره تایکو، پیش از این و از سال ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۶، به نمایندگی از موسسه جهاد نصر، عضو هیات مدیره جهاد تحقیقات بوده است.
او سال ۱۳۹۴، به نمایندگی از سرمایهگذاری صنعت نفت، عضو هیات مدیره شرکت سوخترسانی و خدمات فرودگاهی اوج بود.
این شرکت تنها شرکت خصوصی فعال در زمینه سوخترسانی هواپیما در ایران است.
رحیم احسانی و بهمن عباسیانفرد، دو عضو دیگر هیات مدیره تایکو نیز در هیات مدیره شرکتهای اقماری جهاد تحقیقات عضو هستند.
۳۰ کارفرمای تایکو، جزو مهمترین مجموعههای اقتصادی جمهوری اسلامی هستند که در میان آنها نام شرکت ملی حفاری ایران، شرکت حفاری شمال، شرکت صدرا و پتروشیمیهای خارک و اروند به چشم میخورد.
یکی از پروژههای تایکو، همکاری در ساخت کارخانه سیمان در ونزوئلا بوده است.
این شرکت در پروژههای داخلی خود از ساخت تجهیزات گندلهسازی تا پتروشیمی و صنعت نفت را دارد.
گرچه هنوز مشخص نیست که این شرکت در حوزه نظامی یا تسلیحاتی چه فعالیت یا فعالیتهایی داشته است اما ترکیب هیات مدیره، کارفرمایان و پروژههای آن، این مجموعه را به عنوان یک شرکت صنعتی با ویژگیهایی برجسته و خاص در برابر افکار عمومی قرار میدهد.
بر اساس اطلاعیه جدید «افایتیاف» (FATF)، نام ایران در فهرست سیاه گروه ویژه اقدام مالی باقی ماند. به این ترتیب اکنون فقط کره شمالی، میانمار و ایران در این فهرست هستند. از سال ۱۳۹۷، شخص علی خامنهای و برخی نهادهای زیر نظرش از عوامل اصلی عدم خروج نام ایران از این فهرست بودهاند.
گروه ویژه اقدام مالی (افایتیاف)، نام جمهوری اسلامی را در فهرست سیاه خود حفظ کرد. این نهاد بینالمللی برای مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم، به طور مرتب دو فهرست سیاه و خاکستری منتشر میکند.
در حال حاضر در گرداگرد جهان به جز جمهوری اسلامی، تنها جمهوری دموکراتیک خلق کره (کره شمالی) و میانمار در فهرست سیاه افایتیاف باقی ماندهاند.
حضور کشورها در لیست سیاه افایتیاف به معنای محدودیت شدید مبادلات مالی خارجی است. به دلیل عدم همکاری جمهوری اسلامی با این سازمان و همچنین تامین مالی گروههای تروریستی، نام ایران از سال ۱۳۸۸ در فهرستهای سیاه افایتیاف قرار گرفته است.
همزمان با تصویب برجام در زمان ریاست جمهوری حسن روحانی، تلاشهایی از سوی جمهوری اسلامی برای خروج از این لیست انجام شد.
سال ۱۳۹۷، دولت وقت برای تصویب لوایح پالرمو در مجلس شورای اسلامی تلاش کرد اما با مخالفت خامنهای، اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان، این لوایح هرگز در مجلس تصویب نشدند.
حالا افایتیاف در اطلاعیه جدید خود که روز چهارم آبان ۱۴۰۳ منتشر شده است، تاکید کرده با توجه به عدم تصویب کنوانسیونهای پالرمو و تامین مالی تروریسم مطابق با استانداردهای این نهاد، جمهوری اسلامی را در فهرست سیاه خود حفظ میکند.
کنوانسیونهای پالرمو در واقع مصوبات سازمان ملل متحد برای مبارزه با جرایم سازمانیافته فراملی است که در سال ۲۰۰۱ میلادی در شهر پالرموی ایتالیا به تصویب رسید و به همین نام هم مشهور شد.
این معاهده، اعضا را از قاچاق انسان، به خصوص زنان و کودکان و قاچاق سلاح گرم منع کرده است.
حمایتهای مالی و نظامی جمهوری اسلامی از گروههای فلسطینی، لبنانی، عراقی و یمنی موسوم به «محور مقاومت» از مهمترین دلایلی است که جمهوری اسلامی نه میخواهد و نه میتواند به این کنوانسیون بپیوندد.
حسن روحانی، رییسجمهوری اسبق جهموری اسلامی پیش از این گفته بود با عدم تصویب این لوایح در مجلس و خارج نشدن نام ایران از فهرست سیاه افایتیاف، «کشور به زمان قاجار و استفاده از صرافیها بازگشته» است.
افایتیاف در جلسات روزهای ۳۰ مهر تا چهارم آبان، فهرست خاکستری خود را هم بهروز کرد. این فهرست شامل آفریقای جنوبی، آنگولا، الجزایر، بلغارستان، بورکینافاسو، تانزانیا، جمهوری دموکراتیک کنگو، ساحل عاج، سودان جنوبی، سوریه، فیلیپین، کامرون، کرواسی، کنیا، لبنان، مالی، موزامبیک، موناکو، نامیبیا، نیجریه، ونزوئلا، ویتنام، هائیتی و یمن است.
به این ترتیب این کشورها اکنون نسبت به ایران وضعیت بهتری در مبادلات مالی جهانی دارند.
حملات هوایی مستقیم اسرائیل و جمهوری اسلامی به مواضع یکدیگر، الگوی همیشگی خودداری از درگیری مستقیم نظامی بین دو کشور را به هم زده است. نیویورکتایمز پس از حمله اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی در خاک ایران، نگاهی به این حمله و وقایعی داشته است که دو دولت را به این نقطه رساندند.
ارتش اسرائیل بامداد شنبه پنجم آبان ۱۴۰۳ (به وقت ایران)، مجموعهای از حملات هوایی را علیه مواضع جمهوری اسلامی در خاک این کشور انجام داد. این حملات، اولین حمله گسترده خارجی به خاک ایران پس از پایان جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۷ بود.
حملات انفجاری اسرائیل که صدا و تصویرشان در تهران از سوی شهروندان شنیده و دیده شد، چند هفته پس از آن رخ داد که ایران موجی از موشکهای بالستیک را به سمت اسرائیل شلیک و میلیونها اسرائیلی را مجبور به پناه گرفتن در پناهگاهها کرد.
تهران اعلام کرد این حمله اوایل ماه جاری را به تلافی کشته شدن یک فرمانده سپاه پاسداران (عباس نیلفروشان) و چندین رهبر گروههای نیابتی مورد حمایت جمهوری اسلامی در منطقه و در راس آنها، حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان به دست اسرائیل انجام داد.
چه اتفاقی افتاد؟
ارتش اسرائیل در بیانیهای که در ساعت ۲:۳۰ بامداد روز شنبه به وقت محلی منتشر شد، اعلام کرد «حملاتی دقیق و هدفمند به اهداف نظامی در ایران انجام میدهد» و عنوان کرد که این حملات در پاسخ به بیش از یک سال حملات ایران و متحدانش علیه اسرائیل در سراسر خاورمیانه انجام میشود.
تایید رسمی فعالیت نظامی در خاک ایران از سوی اسرائیل، اقدامی نادر و از معدود تاییدیههای رسمی اسرائیل در چنین مواردی به شمار میرود.
همزمان با انتشار این اطلاعیه، ساکنان تهران از شنیده شدن صداهای انفجار در سطح شهر و اطراف آن خبر دادند.
کمی بعد از ساعت شش صبح به وقت محلی، ارتش اسرائیل اعلام کرد حملات خود را علیه مواضع جمهوری اسلامی در ایران به پایان رسانده است.
مقامهای اسرائیلی اظهار داشتند این عملیات تا حدود ساعت پنج صبح ادامه یافته و در جریان آن، ۲۰ هدف مورد اصابت قرار گرفتهاند.
به نوشته نیویورک تایمز، اسرائیل تنها پنج روز پس از حملهای مشابه از سوی جمهوری اسلامی در ماه آوریل گذشته (اواخر فروردین ماه)، به این حمله واکنش نشان داد اما این بار، عوامل مختلفی سبب تاخیر در واکنش اسرائیل به دومین حمله موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به اسرائیل شد.
جمهوری اسلامی شامگاه ۲۵ فروردین با بیش از ۳۰۰ موشک کروز، موشک بالستیک و پهپاد به اسرائیل حمله کرد. این اولین حمله مستقیم جمهوری اسلامی به خاک اسرائیل بود.
شش ماه بعد و در عصر سهشنبه ۱۰ مهر، سپاه پاسداران در بیانیهای اعلام کرد با دهها موشک بالستیک، «اهداف مهم نظامی-امنیتی» را در «قلب» اسرائیل هدف قرار داده است.
سپاه پاسداران با اشاره به اقدامات اسرائیل در غزه و لبنان، ترور اسماعیل هنیه در تهران و کشته شدن حسن نصرالله و عباس نیلفروشان در ضاحیه بیروت، افزود که حمله موشکی به اسرائیل «پس از یک دوره خویشتنداری در برابر نقض حاکمیت جمهوری اسلامی» انجام شده است.
پاسخ اسرائیل به این حمله تقریبا ۲۵ روز به طول انجامید. از جمله عوامل موثر در این تاخیر در واکنش، مذاکرات میان اسرائیل و دولت جو بایدن، ورود سامانه دفاع هوایی ایالات متحده به منطقه و تعطیلات یهودیان عنوان شد.
به نوشته نیویورک تایمز، نزدیکی انتخابات ریاستجمهوری آمریکا در پنجم نوامبر ۲۰۲۴ نیز ممکن است بر زمانبندی اسرائیل برای این حمله، تاثیرگذار بوده باشد.
دو سند طبقهبندیشده اطلاعاتی ایالات متحده که هفته گذشته درز کردند، تصاویر ماهوارهای از آمادگیهای نظامی اسرائیل را برای حمله احتمالی به ایران نشان میدادند و به نگرانیهای واشینگتن درباره این طرحها اشاره داشتند.
اسرائیل و ایران چگونه به این نقطه رسیدند؟
دهههاست که جمهوری اسلامی و اسرائیل درگیر آنچه به «جنگ در سایه» معروف است، بودهاند. تهران با استفاده از شبکهای از گروههای متحد خود، از جمله حماس و حزبالله به منافع اسرائیل حمله کرده است و اسرائیل نیز به ترور مقامهای ارشد جمهوری اسلامی و دانشمندان هستهای و حملات سایبری علیه ایران پرداخته است.
از سال گذشته و پس از حمله هفتم اکتبر حماس به اسرائیل، روند این درگیریها از سایه درآمد و آشکارتر از گذشته شد.
در ماه آوریل، تهران با شلیک موشکها و پهپادهایی به اسرائیل که اولین حمله مستقیم جمهوری اسلامی به این کشور بود، به «حمله اسرائیل به ساختمان کنسولگری جمهوری اسلامی در دمشق» پاسخ داد. این حمله منجر به کشته شدن سه فرمانده ارشد ایرانی شده بود.
اسرائیل با کمک دفاع هوایی خود و همچنین ایالات متحده و دیگر متحدانش، حمله اول سپاه پاسداران را خنثی کرد و سپس با حملهای متقابل، واکنش نشان داد.
اواخر ماه ژوییه بود که جنگندههای اسرائیلی یک فرمانده ارشد حزبالله (فواد شکر) را در بیروت، پایتخت لبنان، از بین برد.
یک روز بعد، اسماعیل هنیه، رییس دفتر سیاسی حماس که برای شرکت در مراسم تحلیف مسعود پزشکیان به عنوان رییس دولت چهاردهم جمهوری اسلامی به ایران سفر کرده بود، در انفجاری در تهران کشته شد.
دولت ایران و حزبالله لبنان وعده انتقام دادند اما برخلاف انتظار بسیاری، تهران به سرعت واکنش نشان نداد اما سرانجام در تاریخ اول اکتبر، حدود ۲۰۰ موشک به سوی اسرائیل شلیک کرد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آن را پاسخی به ترور هنیه، نصرالله و نیلفروشان عنوان کرد.
اهداف اسرائیل کجاها بودند؟
به گزارش نیویورک تایمز، پس از تضعیف شدید حزبالله و حماس، گروههای مورد حمایت جمهوری اسلامی، اسرائیل سعی کرد اهداف استراتژیک خود را با نگرانیهای متحدانش، بهویژه ایالات متحده، متوازن کند چون این احتمال وجود داشته و دارد که حملهای جدید به جنگی منطقهای گستردهتری بینجامد.
نیویورک تایمز از قول دو مقام که خواستهاند نامشام فاش نشود، دولت اسرائیل به دولت بایدن اطلاع داده بود از حمله به تاسیسات غنیسازی هستهای و تولید نفت ایران خودداری خواهد کرد و تمرکز حملاتش بر اهداف نظامی خواهد بود.
مقامهای آمریکایی بهویژه با توجه به نزدیک بودن انتخابات ریاستجمهوری در آمریکا، نگران کشیده شدن پای ایالات متحده به این درگیریاند که میتواند به یک جنگ بزرگتر در خاورمیانه منجر شود.
در حمله روز شنبه، اسرائیل اعلام کرد جنگندههایش تاسیسات تولید موشک، سامانههای موشکی زمین به هوا و دیگر پایگاههای نظامی جمهوری اسلامی را هدف قرار دادهاند.
نیروی دفاع هوایی (پدافند) جمهوری اسلامی اعلام کرد که اسرائیل به پایگاههای نظامی در سه استان از جمله تهران حمله کرده که این حملات «خسارات محدودی» بر جای گذاشته است.
اکنون اسرائیل با خودداری از حمله به تاسیسات هستهای یا نفتی ایران، احتمال وقوع یک جنگ همهجانبه را کاهش داده است. جنگی که میتواند برای منطقه ویرانگر باشد.
توانایی نظامی اسرائیل چقدر است؟
اسرائیل اخیرا نشان داده که قادر به انجام حملات هوایی در فواصل طولانی است. در حملاتی علیه حوثیها در یمن در اواخر ماه سپتامبر، نیروهای اسرائیلی با پرواز بیش از هزار مایل به نیروگاهها و زیرساختهای حملونقل این گروه مورد حمایت جمهوری اسلامی حمله کردند.
در این عملیات از هواپیماهای شناسایی و دهها جنگنده که در میانه راه سوختگیری کردند، استفاده شد.
تهران که حدود هزار مایل با اسرائیل فاصله دارد، در محدودهای مشابه قرار گرفته است.
جمهوری اسلامی از دفاع هوایی قویتری نسبت به لبنان و یمن برخوردار است اما اسرائیل نشان داده که ممکن است در این زمینه نیز برتری داشته باشد.
در ماه آوریل، در پاسخ به حمله موشکی ایران، یک حمله هوایی اسرائیل به سامانه پدافند هوایی اس-۳۰۰ در نزدیکی نطنز، شهری حیاتی برای برنامه هستهای ایران، آسیب زد.
مقامهای غربی و ایرانی اعلام کردند که اسرائیل در این حمله از پهپادها (ریزپرندهها) و حداقل یک موشک شلیک شده از جنگنده استفاده کردند.
به نوشته نیویورک تایمز، این حمله نشان داد که اسرائیل میتواند سامانههای دفاعی ایران را دور زده و آنها را مختل کند.
طبق گزارش مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی که یک موسسه تحقیقاتی در واشینگتن است، اسرائیل گزینههای بیشتری نیز در اختیار دارد: موشکهای بالستیک میانبرد که میتوانند اهدافی را در محدوده حدود دو هزار مایلی بزنند و موشکهای بالستیکی که قادر به رسیدن به اهدافی در فاصله بیش از چهار هزار مایلی هستند.
موضع دولت ایالات متحده چیست؟
جو بایدن، رییسجمهوری ایالات متحده، پیش از این گفته بود از حمله به تاسیسات هستهای ایران حمایت نخواهد کرد.
کاخ سفید روز شنبه با بیان این که عملیات حمله اسرائیل به جمهوری اسلامی «هدفمند و متناسب» است، از آن حمایت کرد.
یک مقام آمریکایی نیز گفت که اسرائیل پیش از این حملات، مقامات دولت بایدن را مطلع کرده بود. این مقام اما مشخص نکرد که این اطلاعرسانی چه مدت قبل از حمله صورت گرفته است.
به گزارش نیویورک تایمز، برخی تحلیلگران بر این باورند که انتخابات پیش روی ریاستجمهوری آمریکا و این واقعیت که بایدن دیگر رییسجمهور نخواهد بود، ممکن است توانایی کاخ سفید را برای تاثیرگذاری و محدود کردن اقدامات اسرائیل، کاهش داده باشد.
یک مقام دولت بایدن روز شنبه در جریان گفتوگو با خبرنگاران اظهار داشت که واشینگتن باور دارد حمله اسرائیل باید پایان رویارویی نظامی بین اسرائیل و حکومت ایران باشد اما اگر جمهوری اسلامی به این حمله پاسخ دهد، ایالات متحده بار دیگر از اسرائیل دفاع خواهد کرد.
رسانههای ایران خبر دادند با مرگ کاظم نخعی، یکی دیگر از مصدومان انفجار معدن معدنجوی طبس در بیمارستان یزد، شمار کارگران جانباخته در این سانحه به ۵۳ نفر افزایش یافت. همزمان ایلنا در گزارشی نوشت که کارگران این معدن همچنان بدون امکانات لازم برای ایمنی محل کار مشغول به کار هستند.
خبرگزاری صدا و سیمای خراسان جنوبی، روز چهارم آبان در گزارشی نوشت که کاظم نخعی از مصدومان حادثه معدن که در بیمارستان صدوقی یزد بستری بود، از دنیا رفت.
طبق این گزارش، نخعی اهل روستای انابد بردسکن بود و پیش از او، شش نفر دیگر از همین روستا در جریان انفجار معدن معدنجوی طبس جان باختند.
جواد قناعت، استاندار خراسان جنوبی، روز ۱۲ مهر گفت که اکنون چهار نفر از مصدومان این حادثه در بیمارستانهای بیرجند و مشهد و دو نفر در یزد بستری هستند.
شامگاه شنبه ۳۱ شهریور رسانهها از انفجار در یکی از کارگاههای شرکت زغالسنگ معدنجو در طبس بر اثر «نشت گاز» خبر دادند.
مدیرکل مدیریت بحران خراسان جنوبی روز سوم مهر ماه گفت مجموع کارگران شرکت معدنجو در زمان حادثه ۶۵ نفر بودهاند.
خبرگزاری ایلنا پیش از این در گزارشی نوشت عملیات امدادی برای خارج کردن معدنکاران گرفتار در معدن تا صبح چهارم مهر ماه ادامه یافت و در مجموع پیکرهای ۴۹ جانباخته از تونلهای معدن خارج شد.
این رخداد ۱۶ مصدوم داشت و با مرگ چهار کارگر دیگر، شمار جانباختگان به ۵۳ نفر افزایش یافت.
کارگران همچنان مشغول کارند
خبرگزاری ایلنا روز چهارم آبان در گزارشی با اشاره به اینکه کارگران معدن معدنجوی طبس همچنان مشغول کارند، خاطرنشان کرد وزارت صمت پیش از این اعلام کرد که معدنجو طبس بعد از حادثه هنوز تعطیل است و مجدد راهاندازی نشده است.
ایلنا با بیان اینکه تنها بلوک C یا همان بلوک محل حادثه که نیاز به اصلاح و بازسازی دارد، فعلا تعطیل است، نوشت که کارگران سایر بلوکها به سرکار خود بازگشتهاند و همه چیز مثل قبل است.
طبق این گزارش، در معدن معدنجوی طبس چیزی تغییر نکرده و همچنان سنسور مرکزی، مانیتورینگ و تهویههای قوی در کار نیست و احتمال بروز حادثه مرگبار همچنان بالاست.
ایلنا در گزارش خود نوشت: «معدن طبس برقرار است، کارگران، آنهایی که از آن روز حادثه جان سالم به در بردهاند، به سر کار بازگشتهاند، ناچارند که برگردند، پیدا کردن یک لقمه نان از اعماق زمین شوخی ندارد.»
انفجار معدن زغالسنگ طبس، پرتلفات ترین حادثه مربوط به معادن در ایران بود که در یکی از کارگاههای شرکت زغالسنگ معدنجوی طبس رخ داد.
طبق این گزارش، این معدن پیش انفجار روز ۳۱ شهریور نیز حادثه داشته و دستکم دو فوتی و دو قطع نخاعی، پیش از آن و در نتیجه حوادث کار در این واحد معدنی ثبت شده است.
وقوع حوادث مرگبار در معدنهای ایران در سالهای اخیر افزایش یافته است.
بر اساس اطلاعات مرکز آمار ایران، در سال ۱۴۰۰ تعداد معادن در حال بهرهبرداری کشور شش هزار و ۲۵ معدن بوده که نسبت به سال قبل از آن، ۴/۲ درصد (۲۴۳ معدن) افزایش داشته است.
همچنین در سال ۱۴۰۰ تعداد افراد شاغل در معادن در حال بهرهبرداری، ۱۳۰ هزار و ۳۵۸ نفر بوده است که نسبت به سال ۱۳۹۹، برابر با ۸/۳ درصد (معادل ۱۰ هزار و ۳۱ نفر) افزایش یافته است.
یوهان فلودروس، شهروند ۳۴ ساله سوئدی و مقام اتحادیه اروپا که در خردادماه در جریان مبادله زندانیان میان تهران و استکهلم آزاد شد، در گفتوگو با پایگاه خبری پولیتیکو تاکید کرد که قربانی سیاست گروگانگیری جمهوری اسلامی بوده است.
در این مصاحبه که روز جمعه چهارم آبان منتشر شد، فلودروس به شرح دوران حبس خود در زندان اوین پرداخت و گفت در ابتدا گمان میکرده اشتباهی در خصوص بازداشت او رخ داده و او میتواند با نخستین پرواز به بروکسل، شهر محل کار خود، بازگردد.
فلودروس افزود پس از بازداشت در فروردین ۱۴۰۱، در ابتدا به یک سلول انفرادی با مساحت ۴۰ متر مربع منتقل شده بود و برای گذران وقت، شش ساعت در شبانهروز به قدم زدن در این سلول میپرداخت و دو ساعت دیگر را نیز به انجام تمرینات ورزشی طاقتفرسا اختصاص میداد.
این شهروند سوئدی در خصوص این تجربه گفت: «وقتی کاملا خسته میشدم، فقط دراز میکشیدم و نفسنفس میزدم. یک حوله خیس روی صورتم میگذاشتم، چشمانم را میبستم و ذهنم را فراری میدادم. یک ساعت را صرف این موضوع میکردم که [از نظر ذهنی] در جای دیگری باشم. این بهترین زمان روز بود.»
فلودروس اضافه کرد پس از انتقال به بند عمومی از طریق دیگر زندانیان متوجه دلیل بازداشت خود شده است: «وقتی به زندانیان دیگر گفتم چه اتفاقی برایم افتاده است، فورا به من پاسخ دادند: "اوه، تو گروگان هستی. آیا تا به حال درباره فردی به نام حمید نوری در سوئد چیزی نشنیدهای؟"»
در جریان مبادله زندانیان میان تهران و استکهلم، یوهان فلودروس و سعید عزیزی، دیگر شهروند سوئدی زندانی در ایران، در ازای آزادی حمید نوری اجازه یافتند روز ۲۶ خرداد خاک ایران را ترک کنند و به سوئد بازگردند.
نوری، دادیار سابق زندان گوهردشت، به اتهام دست داشتن در اعدام زندانیان سیاسی دهه ۶۰، در آبان ۱۳۹۸ در سوئد بازداشت و پس از محاکمه، به حبس ابد محکوم شد. دیوان عالی سوئد روز ۱۶ اسفند ۱۴۰۲ فرجامخواهی نوری را رد کرده بود.
فعالان حقوق بشر بازداشت شهروندان کشورهای غربی از سوی جمهوری اسلامی را «گروگانگیری حکومتی» میدانند و میگویند تهران از این حربه برای تحت فشار گذاشتن غرب و گرفتن امتیازات از آن استفاده میکند.
پیش از این، توافق تهران و واشینگتن برای تبادل زندانیان خبرساز شده بود. مبادله پنج زندانی ایرانی در برابر پنج زندانی آمریکایی در شهریورماه ۱۴۰۲ انجام پذیرفت و در ازای آن شش میلیارد دلار از پولهای مسدود شده ایران در کره جنوبی به قطر منتقل شد.
واشینگتن میگوید تهران تنها برای خرید کالاهای بشردوستانه میتواند از این پول استفاده کند، اما بسیاری معتقدند نتیجه اقداماتی از این دست، تشویق جمهوری اسلامی به ادامه سیاست گروگانگیری است.
نوری، دادیار سابق زندان گوهردشت
پولیتیکو در ادامه مطلب خود نوشت جمهوری اسلامی از زمان انقلاب ۵۷، «استراتژی دیپلماسی گروگانگیری» را دستور کار خود قرار داده است.
این رسانه افزود اولین نمونه از سیاست گروگانگیری جمهوری اسلامی در آبان ۱۳۵۸ رخ داد، زمانی که گروهی از حامیان حکومت با حمله به سفارت آمریکا در تهران بیش از ۵۰ نفر را برای بیش از ۴۰۰ روز به گروگان گرفتند و شرط آزادی آنان را بازگشت محمدرضا شاه پهلوی به ایران عنوان کردند.
فلودروس در همین رابطه به پولیتیکو گفت بازداشت او بدون دلیل موجه و تنها برای تحت فشار گذاشتن دولت سوئد صورت گرفته بود: «اگر من نبودم، یک شهروندی سوئدی دیگر به جای من بازداشت میشد.»
فلودروس مدتی پس از بازداشت اطلاع یافت به جاسوسی متهم شده است. او پیشتر بهعنوان یک مقام اتحادیه اروپا برای رسیدگی به پروژههای مربوط به پناهندگان افغان به ایران سفر کرده بود و مقامهای قضایی جمهوری اسلامی این سفر را «جاسوسی» طبقهبندی کرده بودند.
در جریان آخرین جلسه رسیدگی به اتهامات فلودروس در بهمنماه سال گذشته، ایمان افشاری، قاضی شعبه ٢۶ دادگاه انقلاب تهران، اتهامات این شهروند سوئدی را «افساد فیالارض از طریق اقدام علیه امنیت کشور»، «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» و «همکاری اطلاعاتی» با اسرائیل اعلام کرد.
به گفته افشاری، این اتهامها بر اساس گزارشهای دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی و همچنین با در نظر گرفتن سایر ادله، نظیر حضور فلودروس در شهرهای مرزی ایران و سفرهای این دیپلمات به کشورهای مختلف جهان، از جمله اسرائیل مطرح شدند.
یوهان فلودروس در شعبه ٢۶ دادگاه انقلاب تهران
فلودروس در ادامه مصاحبه خود با پولیتیکو گفت این اتهامات ظاهرا نشان میداد «نیت واقعی من - نیت واقعی اتحادیه اروپا و نیت من - براندازی رژیم بوده است».
او پس از هشت ماه نهایتا از سلول انفرادی خارج شد و پس از آن کوشید حبس در زندان اوین را تا حد ممکن قابل تحمل کند.
فلودروس که به زبان فارسی مسلط است، قوانینی برای زندگی مشترک تعیین کرد تا فضای کوچک را تمیز نگه دارد. او همچنین به تدریس زبان انگلیسی پرداخت، با استفاده از کارتن، صفحه شطرنج و کارتهای بازی ورق ساخت و حتی گاهی با سایر زندانیان پوکر بازی کرد.
او روز ۲۷ خرداد در مکالمه تلفنی با اولف کریسترسون، نخستوزیر سوئد، از آزادی از زندان جمهوری اسلامی ابراز خرسندی کرد و گفت: «از خوشحالی در آسمانها هستم.»
فلودروس در این مکالمه افزود حدود ۸۰۰ روز در انتظار لحظه آزادی بوده و بارها و بارها در این مورد رویاپردازی میکرده است.
احمدرضا جلالی یکی دیگر از شهروندان سوئدی است که همچنان در زندان حکومت ایران به سر میبرد.
سرانجام پس از انتشار گزارشهای ضد و نقیض، مرگ محمد صباحی، امام جمعه کازرون بهطور رسمی تایید شد. پیشتر صدا و سیمای جمهوری اسلامی از کشته شدن او در پی سوءقصد مسلحانه خبر داده بود، اما برخی از مقامات دیگر مرگ او را تایید نکرده بودند.
به گزارش رسانههای ایران پس از اقامه نماز جمعه، یک نفر اقدام به تیراندازی به سمت امام جمعه کازرون کرد.
محمدعلی بخرد، فرماندار شهرستان کازرون در اولین واکنشها، با بیان اینکه ضارب بنا به دلایل نامعلوم این اقدام را انجام داده، احتمال تروریستی بودن این سوءقصد را رد کرد و گفت احتمال خصومت شخصی در این حادثه وجود دارد.
به گفته غلامرضا دهقان ناصرآبادی، نماینده کازرون در مجلس ضارب، امام جمعه این شهر او را با «کلت» مورد هدف قرار داده است.
یککانال تلگرامی در خصوص ترور امام جمعه شهرستان کازرون مدعی شد که ضارب یک جانباز بوده که پس از شلیک، اقدام به خودکشی کرده است.
پس از آن مهدی مزارعی، رییس بنیاد شهید کازرون اعلام کرد فرد ضارب امام جمعه این شهرستان «جانباز یا ایثارگر» نبوده است و هر کس به این موضوع اشاره کند، تحت پیگرد قرار خواهد گرفت.
صباحی پیش از این به مدت ۱۰ سال امامت جمعه شهرستان خرامه استان فارس و قبل از آن نیز مدتی امام جمعه سابق کازرون بود.
او از ۱۷ آبان ۱۳۹۸ عهدهدار مسئولیت امامت جمعه شهرستان کازرون شده است.
امامجمعههایی که در کازرون کشته شدند
با کشته شدن محمد صباحی، او سومین امامجمعه در شهر کازرون است که طی سالهای پس از انقلاب ۵۷ در این شهر کشته میشود.
محمد خرسند، امامجمعه پیشین کازرون در روز چهارشنبه هشت خرداد ۱۳۹۸ به قتل رسید. او پس از شرکت در مراسم احیای شبهای قدر و هنگام بازگشت به منزل خود از سوی فردی با ضربات چاقو مورد حمله قرار گرفت و جان باخت. قاتل محمد خرسند از سوی نیروهای امنیتی شناسایی و بازداشت شد و پرونده او به دستگاه قضایی ارجاع داده شد.
دادگاه این پرونده پس از پایان جلسه اول برای ضارب این پروند حمید رضا درخشنده حکم اعدام صادر کرد و برخلاف رویه عادی بررسی چنین پروندههایی در قوه قضاییه ایران، این حکم در مدت کمتر از دو ماه در دیوان عالی کشور تایید و اجرا شده است.
در تاریخ ۱۰ مرداد ۱۳۶۰ عبدالرحیم (رحمان) دانشجو، امام جمعه وقت کازرون هنگام بازگشت از نماز مغرب و عشاء نزدیک منزلش به دست دو موتور سوار هدف سه گلوله قرار گرفت و به قتل رسید. منابع جمهوری اسلامی این قتل را به اعضای سازمان مجاهدین خلق نسبت دادهاند.