۵ دهه تورم و بیثباتی در زندگی روزمره؛ روایتی از زوال اعتماد اجتماعی در ایران
پژوهشی تازه نشان میدهد تورم مزمن در ایران از مرز یک بحران اقتصادی فراتر رفته و به عاملی تعیینکننده در دگرگونی روابط اجتماعی، فرسایش اعتماد عمومی و گسترش احساس ناامنی روانی بدل شده است؛ تصویری که از بازتولید مستمر آسیبهای اجتماعی در سایه بیثباتی قیمتها حکایت دارد.
پژوهش جواد افشارکهن، محمدتقی سبزهای و اسماعیل بلالی، اعضای هیات علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه بوعلی سینا همدان، به بررسی تاثیرات تورم طولانیمدت بر ساختار زندگی اجتماعی در ایران میپردازد و تصویری هشداردهنده از پیامدهای آن ترسیم میکند.
به باور محققان، تورم در ایران دیگر تنها پدیدهای اقتصادی نیست و خود به «چرخه بازتولید مساله اجتماعی» بدل شده است.
این مطالعه با تکیه بر آمارهای رسمی و مرور دهها تحقیق داخلی و خارجی نشان میدهد پنج دهه تورم دورقمی در ایران نهتنها معیشت و آرامش روانی شهروندان را تحت فشار قرار داده، بلکه بهتدریج بنیانهای اعتماد اجتماعی، روابط جمعی و احساس امنیت شغلی را فرسوده کرده است.
ناامنی و بیثباتی؛ تجربه مشترک همگانی
پژوهشگران با استناد به دادههای بانک مرکزی یادآوری میکنند که از ابتدای دهه ۵۰ شمسی تا امروز، نرخ تورم سالانه در ایران تقریبا همواره دو رقمی بوده و در برخی سالها به مرز ۵۰ درصد رسیده است.
به گفته آنها، این روند طولانیمدت باعث شده تورم از یک شاخص صرفا اقتصادی فراتر رود و به یک «مخاطره اجتماعی» تبدیل شود.
در این مقاله آمده است که تورم «مهمترین اطلاعات» یک جامعه، یعنی قیمتها، را دستکاری میکند. بر همین اساس، وقتی مردم روزانه با قیمتهای متغیر مواجه هستند، احساس ناامنی و بیثباتی به تجربه مشترک همگانی بدل میشود و ابهام در زندگی روزمره گسترش مییابد.
این پژوهش بر پایه تحلیل نظری و اسنادی انجام گرفته و جامعه آماری آن، اقتصاد و جامعه ایران در چهار دهه اخیر است.
در این بازه زمانی، نرخهای سالانه تورم از میانه دهه ۱۳۵۰ تا سالهای پس از ۱۴۰۰ گردآوری شده و در کنار شاخصهایی مانند فقر، جرم و دیگر آسیبهای اجتماعی قرار گرفته است.
از سفره خانواده تا سرمایه اجتماعی
محققان با مرور پژوهشهای میدانی پیشین تاکید کردند تورم تنها سفره خانوادههای کمدرآمد را کوچک نمیکند، بلکه برای جوانان، بازنشستگان و طبقه متوسط نیز پیامدهای روانی و اخلاقی به همراه دارد.
در یکی از مطالعاتی که به آن استناد شده، جوانان طبقه پایین از «عطش پول»، «غلتیدن در ابهام» و «بزرگسالی زودرس» در شرایط تورمی سخن گفتهاند.
به نوشته افشارکهن و همکارانش، تورم مزمن «گروههای برنده و بازنده» تازهای میسازد و نظم طبقاتی جامعه را برهم میزند.
در این شرایط، طبقه متوسط به پایین رانده میشود، فردگرایی افراطی بالا میگیرد و روابط اجتماعی سرد و محاسبهگر میشود. در چنین فضایی اعتماد عمومی فرو میریزد و «زوال اخلاق جمعی» گسترش مییابد.
چرخه معیوب تورم و دولتمحوری
این مطالعه بر چرخهای تمرکز دارد که در آن تورم نه فقط از سیاستها اثر میگیرد، بلکه خود به بازتولید همان سیاستها میانجامد.
بر این اساس، تورم مزمن به تغییر ترجیحات شهروندان، گرایش به سیاستهای دولتمحور، بیاعتمادی جمعی و در نهایت زوال اخلاق جمعی منتهی میشود؛ چرخهای که دوباره تورم را تقویت میکند.
بر پایه یافتههای پژوهش، تورم ساختاری در سطح فردی، «اضطراب، سردرگمی، بیثباتی فردی، حس پیشبینیناپذیری و فروپاشی ذهنی» را به دنبال دارد و در سطح اجتماعی نیز به اثرات نامطلوبی همچون «ضعف در پیوندهای اجتماعی، روزمرگی، نادیدهانگاری دیگری و فرد گرایی افراطی» دامن میزند.
به تعبیر نویسندگان، در چنین وضعیتی «نظم ذهنی در معرض فرسایش قرار میگیرد و بیمعنایی گسترش مییابد».
از منظر کلان نیز تورم جامعه را تضعیف میکند و همزمان سبب شکلگیری «توهم» قدرتمندی هرچه بیشتر دولت میشود.
در چنین وضعیتی، شهروندان در خلأ ناشی از بیثباتی، در پی کنشگری توانمند میگردند که قادر به حل مساله باشد؛ امری که به تقویت گفتمان «دولتمحور» میانجامد، حتی اگر خود دولت بخشی از مشکل به شمار آید.
محصول نهایی این روند، نه جامعه قوی و دولت قوی، بلکه «دوگانه جامعه ضعیف – دولت ضعیف» است؛ وضعیتی که در آن شهروندان زیر فشار تورم مداوم، توان بازآفرینی نظم اجتماعی بر اساس خواست و منفعت خود را از دست میدهند و در فقر شناختی و معیشتی گرفتار میشوند.
پژوهشگران هشدار میدهند تورم طولانیمدت در ایران از مرز یک پدیده اقتصادی عبور کرده و مهار آن تنها با ابزارهای پولی و مالی ممکن نیست.
به بیان دیگر، تورم پس از گسترش، «ماهیتی غیراقتصادی» مییابد و از همین رو، مقابله با آن مستلزم سیاستهایی فراتر از حوزه اقتصاد است؛ سیاستهایی که بازنگری در مناسبات میان دولت و جامعه را نیز ضروری میسازد.
اداره خدمات شهروندی و مهاجرت آمریکا از صدور دستوری با هدف بازبینی «کامل و سختگیرانه» تمام گرینکارتهای صادرشده برای مهاجرانی از ۱۹ کشور خبر داد که به لحاظ امنیتی «نگرانکننده» به شمار میآیند. ایران نیز یکی از این کشورهاست.
جوزف ادلو، مدیر اداره خدمات شهروندی و مهاجرت آمریکا مشهور به یواِسسیآیاِس، پنجشنبه ششم آذر اعلام کرد که این دستور به درخواست شخص دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده صادر شده است.
دو مقام وزارت امنیت داخلی آمریکا به شبکه سیبیاِس گفتند که ۱۹ کشور از جمله ایران، افغانستان، کوبا، هائیتی، سومالی، لیبی، سودان، یمن و ونزوئلا در این فهرست قرار دارند.
قرار داشتن نام ایران در این فهرست سبب نگرانیِ بسیاری از ایرانیان درباره تکرار محدودیتهای مشابه برای شهروندان ایران شده است؛ بهویژه کسانی که در حال تمدید گرینکارت، درخواست شهروندی یا در انتظار ویزای اقامت دائم اعضای خانوادهشان هستند.
اداره مهاجرت هنوز معیارهای این بازنگری را مشخص نکرده و احتمال لغو یا تعلیق برخی گرینکارتها را رد یا تایید نکرده است.
این تصمیم در پی تیراندازی روز گذشته در نزدیکی کاخ سفید اعلام شد؛ حادثهای که در آن دو عضو گارد ملی بهشدت زخمی شدند. مقامهای پلیس این حمله را «حملهای به سبک کمین» توصیف کردند.
یک شهروند افغانستانی که سال ۲۰۲۱ پس از خروج آمریکا از افغانستان، تحت برنامه «خوشامدگویی به متحدان» به آمریکا وارد شده بود، بهعنوان مظنون این پرونده، بازداشت شده است.
سازمان سیا پنجشنبه تایید کرد که مظنون هنگام اقامت در افغانستان با این سازمان همکاری داشته است.
پس از این حادثه، دولت ترامپ تمامی درخواستهای مهاجرتی مربوط به اتباع افغانستان را متوقف کرد و دستور داد بررسی سوابق مهاجرتی اتباع کشورهای «نگرانکننده» با شدت بیشتری انجام شود.
سارا بِکتسروم، سرباز ۲۰ ساله ارتش، و اندرو وُلف گروهبان ۲۴ ساله نیروی هوایی، که در این حادث بهشدت مجروح شدند، در بیمارستان تحت درمان قرار دارند. وضعیت هر دوی آنها وخیم گزارش شده است.
به گفته مقامها، رحمانالله لَکَنوال، مهاجم، روز چهارشنبه در صحنه تیراندازی بهدست یکی از اعضای گارد ملی هدف تیراندازی قرار گرفت و حمله پایان یافت.
جینین پیرو، دادستان فدرال، اعلام کرد لکنوال با سه فقره اتهام «حمله مسلحانه با قصد قتل» و همچنین «در اختیار داشتن اسلحه در هنگام ارتکاب جرم خشونتآمیز» روبهرو است. او افزود ممکن است با توجه به وضعیت دو عضو گارد، اتهامات تغییر کند.
دولت آمریکا پیشتر و در خردادماه اعلام کرده بود که برای متقاضیان ویزا، بررسیهای گسترده و سختگیرانهای را در مورد شهروندان کشورهایی آغاز میکند که از نظر فرایندهای امنیتی و راستیآزمایی «ضعیف» ارزیابی شدهاند؛ از جمله افغانستان، هاییتی، ایران، لیبی، یمن، سودان، سومالی، ونزوئلا و ترکمنستان.
ادلو، همزمان با اعلام خبر بررسی مجدد برخی گرینکارتها، این اقدام را برای «حفاظت از کشور» ضروری دانست و گفت که «هزینه سیاستهای اسکان دولت پیشین» نباید بر دوش آمریکاییها گذاشته شود.
هزاران ایرانی دارای گرینکارت در آمریکا بهعنوان پزشک، پژوهشگر، متخصص فناوری و نیروی کار ضروری مشغول فعالیتاند و نحوه اجرای تصمیم تازه میتواند بهطور مستقیم بر آینده حرفهای و زندگی خانوادگی آنها اثرگذار باشد.
ترامپ خرداد سال جاری با صدور یک فرمان اجرایی، سفر شهروندان ایران و ۱۱ کشور دیگر را به آمریکا ممنوع کرد
این فرمان برای برخی گروهها، از جمله دارندگان اقامت دائم، دو تابعیتیها، اقلیتهای مذهبی دریافتکننده ویزای مهاجرتی، دارندگان ویزاهای ویژه و دیپلماتیک و ورزشکاران شرکتکننده در رویدادهای جهانی، استثناهایی قائل شده بود.
بااینحال، هنوز مشخص نیست تصمیم جدید دولت درباره بازنگری گرینکارتها چه تغییری در وضعیت گروههای مشمول این فرمان اجرایی ایجاد خواهد کرد.
بررسی گزارشهای مستند و صورتهای مالی سازمانهای دولتی و نهادهای حکومتی در ایران نشان میدهد که سیاستگذاریهای نادرست جمهوری اسلامی و اصرار بر ادامه این سیاستها، در عمل هوا را از مردم گرفته و وضعیت را به جایی رسانده است که مردم از آن به عنوان «آشویتس ایران» یاد میکنند.
«آشویتس» نام اردوگاهی در دوران جنگ جهانی دوم بود. در این اردوگاه نیروهای نازی، یهودیان را در اتاقهای گاز قتلعام میکردند.
اکنون در ایران سال ۱۴۰۴، شهروندان ایرانی در شهرهای بزرگ، شرایط خود را مشابه اتاقهای گاز «آشویتس» توصیف میکنند. این توصیف برای کشوری که هر روز ۱۶۱ نفر در آن بهدلیل آلودگی هوا جان خود را از دست میدهند، چندان بیراه نیست.
شرایط جوی، مازوتسوزی، یا آنچه در دادههای محرمانه وزارت نفت بنزین «انبار» نامیده میشود، کدامیک «آشویتس ایران» را ساخته است؟
سه کارشناس در حوزههای انرژی، محیطزیست و رسانه، که ایراناینترنشنال با آنها گفتوگو کرده، اعتقاد دارند آلودگی هوای فعلی کشور، تنها یک پدیده جوی نیست، بلکه نتیجه سیاستهای جمهوری اسلامی است.
علت آلودگی هوا
بررسی دادههای سامانه پایش کیفیت هوا نشان میدهد، آلاینده اصلی در اکثر مناطق، ذرات کمتر از ۲.۵ میکرون هستند. عاملی که معمولا به سوخت نسبت داده میشود.
ناصر کرمی، اقلیمشناس، در گفتوگو با ایراناینترنشنال با اشاره به گستردگی جغرافیایی آلودگی هوا در ایران گفت: «حتی شهرستانهای خیلی کوچک دوردست که تصور نمیشد آلوده شوند، اکنون با آلودگی مواجه شدهاند. جغرافیای این شهرها بسیار متفاوت است و بعضا اختلاف ارتفاعی تا ۱۵۰۰ متر دارند. از شهرهای ساحلی، تا کوهستانی و کویر، مناطق متفاوتی با آلودگی هوا درگیر هستند.»
این اقلیمشناس با تاکید بر اینکه «سوخت، نقطه مشترک این شهرهای متفاوت است»، توضیح داد که یکی از دلایل اینکه بر اساس گزارشها آلاینده دیاکسید نیتروژن در هوای شهرهای آلوده بسیاربالاست، استفاده از بنزین و گازوئیل غیر استاندارد است.
کرمی در عینحال که بحران فعلی آلودگی هوا در ایران را بحرانی چند لایه توصیف میکند، میگوید آلودگی ناشی از بنزین و گازوئیل غیر استاندارد عامل مشترک آلودگی در تمام کشور است.
به گفته او، علت آلودگی بیشتر شهرهای بزرگ نظیر تهران، اراک، اصفهان، اهواز و دیگر شهرهای خوزستان، لایه دیگری از بحران آلودگی هوا، یعنی صنایع آلاینده است.
آبان ۱۳۸۸: آغاز ماجرا
ارقام متعددی برای منشاء آلودگی هوای شهرهای کشور از سوی نهادهای مختلف اعلام میشود. با این حال دورنمای کلی همه آنها این است که حدود ۸۰ درصد آلودگی هوا در ایران در فصلهای گرم و سرد، مربوط به وسایل نقلیه است.
آبان ۱۳۸۸، در دوران ریاستجمهوری محمود احمدینژاد، مسعود میرکاظمی، وزیر وقت نفت، از طرحی با عنوان «طرح ضربتی بنزین» پرده برداشت. این طرح برای خودکفایی در تولید بنزین معرفی شد.ایران در آن زمان بخش بزرگی از بنزین را وارد میکرد.
پیش از ۸۸ نیز آلودگی هوا در کشور مساله مهمی بود، اما پس از آن سال، تعداد روزهایی که هوا پاک یا سالم بود، کمکم کاهش یافت.
بنزین بهطور معمول در پالایشگاهها تولید میشود. پس از پیروزی حسن روحانی در انتخابات سال ۱۳۹۲، معصومه ابتکار، رییس سازمان محیط زیست روحانی و بیژن زنگنه، وزیر نفت، فاش کردند طرح ضربتی بنزین استفاده از «ریفرمیت پتروشیمی» به جای بنزین عادی بوده است.
آنها گفتند همین موضوع باعث تشدید آلودگی هوا در دولت دوم احمدینژاد شده بود. ماجرایی که در رسانهها با نام بنزین پتروشیمی هم مشهور شد.
عطا حسینیان، روزنامهنگار حوزه انرژی، معتقد است در آن زمان جریانی نزدیک به دولت روحانی، برای توجیه واردات بنزین از راههای غیر رسمی، موضوع بنزین پتروشیمی را در رسانهها مطرح کرد.
حذف بنزین پتروشیمی از شعارهای سیاسی دولت روحانی بود، اما در دولت رئیسی بار دیگر رسانههای نزدیک به جریان اصلاحات، از بازگشت بنزین پتروشیمی نوشتند.
ریفورمیت
درباره ماهیت آنچه با نام «بنزین» در جایگاههای سوخت کشور توزیع میشود اختلاف نظر وجود دارد. آلایندگی محصولی که به نام «بنزین پتروشیمی» مشهور شده، بسیار بیشتر از بنزین استاندارد است.
واحدهای پتروشیمی ایران، در آمارهای رسمی که به صورت دورهای منتشر میکنند بهطور مشخص اعلام نمیکنند چه میزان از محصولی تولید کردهاند که میتواند بهعنوان جایگزین با بنزین مخلوط شود.
با این حال، تقریبا تمام کارشناسان معتقدند آنچه در این آمارها «ریفورمیت» ذکر میشود، همان ماده اصلی است که در پالایشگاهها با بنزین مخلوط میشود.
ایراناینترنشنال گزارش عملکرد هفت ماهه پنج پتروشیمی اصلی تولیدکننده محصولاتی را بررسی کرده است که در ساخت بنزین پتروشیمی سهیم هستند.
این بررسی نشان میدهد این واحدها در هفت ماه حدود سه میلیارد و ۴۰۰ میلیون لیتر از این محصولات تولید کردهاند. به این ترتیب در این بازه زمانی روزانه نزدیک به ۱۶ میلیون لیتر ریفورمیت تولید شده است.
مقامات و مطبوعات رسمی جمهوری اسلامی ادعا میکنند کسری روزانه بنزین در کشور، بین ۱۵ تا ۳۵ میلیون لیتر است. مطبوعات نزدیک به جریان اصلاحطلب در تحلیل های خود، معمولا مینویسند این کسری بنزین از محل واردات تامین میشود.
صادرات بنزین به ایران از دوران ریاستجمهوری احمدینژاد تحریم شده است. در حالت عادی، قیمت فوب هر لیتر بنزین وارداتی نزدیک به یک دلار است. در شرایط تحریم بهدلیل فرایند دور زدن و انتقال پول، این قیمت طبیعتا افزایش خواهد یافت.
بنابراین فروش بنزین وارداتی توجیه اقتصادی ندارد. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی به بهانه تحریم هرگز اعلام نکرده بنزین وارداتی را از چه مبدایی به کشور وارد کرده است.
اردیبهشت ۱۴۰۳، دولت و مجلس شورای اسلامی از برنامهریزی برای افزایش تولید بنزین پتروشیمی خبر دادند.
در آن زمان، حمیدرضا حاجیبابایی، رییس کمیسیون تلفیق گفت به منظور تامین منابع هدفمندی یارانه و جبران کسری انرژی، دولت با پتروشیمیها برای تامین بنزین کشور قرارداد دو میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلاری منعقد کرده است.
هیچ مقام رسمی تاکنون توضیح نداده است اگر کسری بنزین اکنون از محل واردات تامین میشود چرا دولت قرارداد ۲.۷ میلیارد دلاری با پتروشیمیها منعقد کرده بود؟
۱۶ میلیون لیتر تولید روزانه محصولاتی که میتوانند برای تولید بنزین پتروشیمی استفاده شوند و پنج پتروشیمی آن را تولید میکنند، همگی در بازار داخلی به فروش رسیدند و هیچ کدام مربوط به فروش خارجی پتروشیمیها نبوده است.
دالغا خاتین اوغلو، کارشناس حوزه انرژی در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت: «تا چهار یا پنج سال پیش، تنها پنج درصد از بنزین تولیدی ایران شامل مواد افزودنی بود. اکنون حدود ۲۴ درصد بنزین تولید کشور، حاوی افزودنی است.»
خاتین اوغلو توضیح داد: «وقتی از مواد افزودنی صحبت میکنیم، یعنی محصولاتی که در پتروشیمیها تولید شدند و در پالایشگاه با بنزین مخلوط میشوند.»
این کارشناس انرژی با اشاره به جدول تولیدات واحدهای پتروشیمی در هفت ماه نخست سال جاری، افزود: «این نشان میدهد پالایشگاهها با هدف جبران کسری انرژی، محصولات پتروشیمی را با بنزین تولیدی مخلوط کردند.»
ماجرای انبارهایی که بنزین تولید میکنند
فروردین ماه، محمدصادق عظیمیفر، معاون وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی ایران، گفت: «تولید روزانه بنزین پالایشگاهها به ۱۰۵ میلیون لیتر رسیده و تولید انبارها نیز حدود ۲۰ میلیون لیتر در روز برآورد میشود.»
خاتین اوغلو درباره آنچه تولید انبارها خوانده میشود، میگوید: «تا چند سال پیش، ما چنین چیزی در گزارشها نداشتیم، من فکر میکنم این عنوان، در واقع همان بنزین پتروشیمی است.»
خاتین اوغلو، به بخشی از یک گزارش محرمانه وزارت نفت اشاره کرد که نشان میدهد در سال ۱۴۰۳، پالایشگاههای ایران روزانه حدود دو میلیون لیتر MTBE با بنزین پایه مخلوط کردند.
هرگونه استفاده از این ماده از ۲۵ سال پیش تاکنون، در آمریکا، اروپا و تقریبا تمام کشورهای توسعه یافته ممنوع اعلام شده است. میزان آلایندگی این محصول پتروشیمی بسیار بالاست.
با اینکه استفاده از امتیبیایی در گزارشهای داخلی وزارت نفت تایید شده است، اما در گزارشهای عمومی پتروشیمیها هیچ اشارهای به تولید این ماده سمی نمیشود.
در رسانههای رسمی، مقامات جمهوری اسلامی کوشیدند بحرانها را با بحرانهای دیگر توجیه کنند. برای نمونه پس از آنکه سال ۱۴۰۳، مسعود پزشکیان، دستور توقف «مازوتسوزی» در نیروگاهها را صادر کرد، فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت میتوان برای مدت محدودی «خاموشی منظم» را جایگزین «تولید سم» برای عموم شهروندان کرد.
اشارهای که به تعبیر کارشناسان یعنی شهروندان ایرانی حق یک زندگی معمولی را ندارند و ناچارند بین بحرانها، یکی را انتخاب کنند.
موضوع مازوتسوزی نیروگاهها، سالهاست بهطور گسترده در رسانههای رسمی پوشش داده میشود. کرمی در گفتوگو با ایران اینترنشنال، گفت: «تنها عامل آلودگی هوا در ایران مازوت نیست، چراکه در شهرهای کوچک هم آلودگی هوا گزارش شده، شهرهایی که در نزدیکی آنها هیچ نیروگاهی وجود ندارد.»
حسینیان، روزنامهنگار انرژی، با اشاره به حجم اخبار گسترده درباره نقش مازوت گفت: «در خبرگزاریهای رسمی، خودروسازان هزینه زیادی میکنند تا موضوع آلایندگی مازوت پوشش گسترده پیدا کند.»
به گفته حسینیان، با آنکه سهم مازوتسوزی در نیروگاهها در آلودگی هوا انکار ناپذیر است، اما تاکید بیش از حد روی آن، برای کاستن از موضوع خودروهای غیر استاندارد است.
او گفت: «خودروهای تولیدی در ایران، دو برابر خودروهای خارجی بنزین مصرف میکنند و یکی از دلایل اصلی افزایش سالبهسال مصرف بنزین در ایران، خودروهای غیر استاندارد است.»
بنزین کجا میرود؟
ایران پالایشگاههایی دارد که توان تولید بنزین استاندارد را دارند. برای نمونه پالایشگاه ستاره خلیج فارس از جمله واحدهای اصلی تولید بنزین با خوراک میعانات گازی است.
مقامات جمهوری اسلامی مدعی قاچاق گسترده سوخت هستند. تمام مصرف روزانه ۱۳۰ میلیون لیتری که در آمارهای رسمی مطرح میشود، مربوط به مصرف شهروندان نیست.
کارشناسان باور دارند از این رقم، دستکم روزانه ۳۰ میلیون لیتر مربوط به قاچاق است. قاچاق غیر سازمانیافته این حجم از بنزین برای هیچ شبکه قاچاقی ممکن نیست. برآوردهای بدبینانهتری در این خصوص وجود دارد.
موسی غنینژاد، اقتصاددان اعتقاد دارد مصرف واقعی بنزین ایران تنها ۷۰ میلیون لیتر در روز است.
به این ترتیب، با توجه به ظرفیت تولید بنزین پالایشگاهی ایران که ۱۰۵ تا ۱۱۴ میلیون لیتر در روز تخمین زده میشود، تمام مصرف شهروندان ایرانی از همین محل قابل تامین است.
اما قاچاق سازمان یافته روزانه ۳۰ میلیون لیتر بنزین، علت اضافه شدن بنزین پتروشیمی به چرخه است.
در ادبیات حامیان جمهوری اسلامی، بخشی از صادرات انرژی، «درآمد تحریم ناپذیر» نامیده میشود. این عبارت بیشتر برای صادرات گاز به عراق بهکار میرفت. با توجه به اهمیت انرژی، عراق برای سالها برای واردات گاز از ایران دارای معافیت تحریمی بود.
در شرایط تحریم، جمهوری اسلامی گاز را به عراق صادر و در شرایط کسری گاز، نیروگاهها از سوخت جایگزین، یعنی مازوت و گازوئیل استفاده میکردند.
اگرچه مقامات جمهوری اسلامی مدعی واردات بنزین برای جبران کسری هستند، اما اخبار متعددی از بازپس فرستادن محمولههای بنزین جمهوری اسلامی منتشر شده است.
پیش از این طالبان محموله های بنزین صادراتی ایران را پس فرستاده بود. در همین حال اخبار غیر رسمی و گزارشهای تاییدنشده از صادرات بنزین یورو از سوی پالایشگاههای کوچک نیز پیش از این منتشر شده است.
علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، اعلام کرد حکومت ایران هیچ پیامی را از طریق کشورهای منطقه به آمریکا منتقل نکرده است. او گزارشها در این زمینه را «دروغ محض» خواند و گفت جمهوری اسلامی قطعا در پی همکاری و ارتباط با دولتی مثل دولت آمریکا نیست.
خامنهای پنجشنبه ششم آذر در پیامی تلویزیونی، از بسیج و اعضای این نهاد نظامی حامی حکومت تمجید کرد و گفت ایران «بیش از همه کشورها به بسیج نیاز دارد».
در تقویم رسمی جمهوری اسلامی، پنجم آذر بهعنوان روز بسیج نامگذاری شده است.
برخلاف سالهای گذشته که خامنهای با حضور در جمع بسیجیان سخنرانی میکرد، او این بار تنها به انتشار یک پیام تلویزیونی بسنده کرد.
رهبر جمهوری اسلامی در پیام خود با اشاره به برخی گزارشها درباره درخواست تهران از ریاض برای میانجیگری میان ایران و آمریکا گفت: «شایعاتی درست میکنند که دولت ایران به واسطه فلان کشور به آمریکا پیغام فرستاده است که این، دروغ محض است و چنین چیزی حتما وجود نداشت.»
پیشتر در ۲۹ آبان، خبرگزاری رویترز به نقل از منابع آگاه گزارش داد مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، در نامهای به محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، از او خواسته دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، را برای احیای مذاکرات هستهای متقاعد کند.
مصطفی کواکبیان، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی، نیز دوم آذر خبر داد پزشکیان با «اجازه» خامنهای، از طریق بن سلمان نامهای را برای ترامپ ارسال کرده است.
«اسرائیل و آمریکا در جنگ ۱۲ روزه کتک خوردند»
رهبر جمهوری اسلامی در ادامه پیام خود، بار دیگر از «شکست» آمریکا و اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه سخن گفت و افزود: «آنها آمدند و شرارت کردند، اما کتک خوردند و دست خالی برگشتند و به هیچیک از اهداف خود نرسیدند که این شکستی واقعی برای آنها بود.»
او «خسارتهای مادی دشمن» را «بسیار بیشتر» از خسارتهای مادی واردشده به جمهوری اسلامی دانست و اضافه کرد آمریکا با وجود استفاده از «آخرین تسلیحات پیشرفته هجومی و دفاعی» نتوانست در نبرد با حکومت ایران به اهداف خود دست یابد.
هرچند جمهوری اسلامی در جریان نبرد با اسرائیل متحمل شکستهای گسترده اطلاعاتی و نظامی شد و شمار قابل توجهی از فرماندهان ارشد خود را از دست داد، در ماههای اخیر کوشیده است با ارائه روایتی متفاوت از این رخداد، خود را پیروز میدان نبرد معرفی کند.
خامنهای در جریان جنگ و مدتی پس از آن در پناهگاهی زیرزمینی مخفی شده و از انظار عمومی دور مانده بود.
«در پی همکاری و ارتباط با آمریکا نیستیم»
خامنهای در ادامه، آمریکا را به حمایت از «جنایتکاران» و «تلاش برای جنگافروزی در دنیا بهخاطر نفت و منابع زیرزمینی» از جمله در آمریکای لاتین متهم کرد و گفت: «چنین دولتی قطعا دولتی نیست که جمهوری اسلامی در پی همکاری و ارتباط با آن باشد.»
اظهارات خامنهای در شرایطی مطرح میشود که روزنامه فایننشالتایمز پنجم آذر نوشت «شمار فزایندهای از عملگرایان» در ایران، از جمله فرزندان برخی مقامات ارشد حکومت، خواهان تغییرات اساسی در سیاست خارجی تهران هستند.
بر اساس این گزارش، این گروه معتقدند جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه باید «اصول ایدئولوژیک سختگیرانه» خود در دشمنی با ایالات متحده و اسرائیل را تعدیل کند تا از بروز درگیریها در آینده جلوگیری شود.
یک مقام ارشد پیشین موساد نیز ششم آذر در مصاحبه با وبسایت هافپست، به شکافهای فزاینده داخلی در ساختار قدرت حکومت ایران بر سر موضوع مذاکره با غرب پرداخت و گفت: «رهبر و سپاه پاسداران حاضر به عقبنشینی نیستند، در حالی که پزشکیان تمایل به مصالحه دارد. با این حال، بعید است رهبر جمهوری اسلامی اجازه توافق بدهد.»
«در بنزین و نان اسراف نکنید، برای باران دعا بخوانید»
رهبر جمهوری اسلامی در پایان پیام خود به مردم ایران توصیه کرد در مصرف نان، گاز، بنزین و اقلام خوراکی «اسراف» نکنند و افزود: «اگر این همه اسراف نباشد، بدون شک اوضاع کشور خیلی بهتر خواهد بود.»
خامنهای همچنین «تقویت ارتباط با خداوند و تضرع و دعا» را برای «اصلاح امور» و بهبود شرایط «باران، امنیت و عافیت» حائز اهمیت دانست.
او در حالی مردم را به «پرهیز از اسراف» فرامیخواند که تورم سنگین در سالهای اخیر فشار معیشتی طاقتفرسایی بر شهروندان وارد آورده و بسیاری از آنان را در تامین ابتداییترین نیازهای زندگی با دشواری روبهرو کرده است.
حسین راغفر، اقتصاددان، ۲۰ آبان گفت در حال حاضر حدود ۱۰ درصد مردم ایران دچار سوءتغذیه و گرسنگی هستند و با ادامه روند کنونی «جمعیت فقرا» به حدود ۴۰ درصد از کل جمعیت خواهد رسید.
۲۸ مهر، پایگاه خبری رویداد۲۴ گزارش داد با تشدید بحران اقتصادی و افت شدید قدرت خرید مردم، شمار فزایندهای از شهروندان ایرانی توان تامین مواد غذایی ضروری را از دست دادهاند و سوءتغذیه اکنون به عامل حدود ۳۵ درصد از مرگومیرها در کشور تبدیل شده است.
علی خامنهای در پیامی ویدیویی برای روز حکومتی بسیج، وجود اختلافات در جمهوری اسلامی را تایید کرد و گفت باید مانند روزهای جنگ ۱۲ روزه «کنار هم قرار بگیریم.»
خامنهای گزارشهای اخیر رسانهای درباره ارسال پیام به آمریکا با واسطه کشورهای دیگر را تکذیب کرد و دروع محض خواند.
خبرگزاری رویترز به نقل از چند منبع آگاه اعلام کرد مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، در نامهای به محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، از او خواسته تا دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا را در سفر به واشینگتن برای احیای مذاکرات هستهای متقاعد کند.
رویترز پنجشنبه ۲۹ آبان به نقل از دو منبع آگاه نوشت پزشکیان در نامه خود اعلام کرده جمهوری اسلامی «دنبال رویارویی نیست»، خواهان همکاری منطقهای عمیقتر است و «در صورت تضمین حقوق خود» همچنان «برای حل اختلاف هستهای از مسیر دیپلماسی» آمادگی دارد.
روزنامه هاآرتص به فایلهای صوتی یک نشست محرمانه دستیافته است که در آنها یوسی کوهن، رییس پیشین موساد، بهصراحت از فعالیت مستقیم نیروهای اطلاعاتی اسرائیل درون خاک ایران پرده بر میدارد و تاکید میکند که نیروهای موساد در خاک ایران فعالاند.
بر اساس گزارش هاآرتص که پنجشنبه ششم آذر منتشر شد، کوهن در این فایل صوتی میگوید: «ایران جایی نیست که ما از طریق واسطه عمل کنیم. ما خودمان وارد میشویم، نیرو جذب میکنیم و اطلاعات بهدست میآوریم.»
اسرائیل پیشتر مسئولیت برخی عملیات خرابکاری و ترور در ایران را رد یا تایید نکرده بود.
به نقل از هاآرتص این صحبتها «در چند روز گذشته» ضبط شدهاند. در بخش دیگری از آنها صدای کوهن شنیده میشود که به ادعاهای دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، مبنی بر نابودی کامل سایتهای هستهای ایران در جنگ ۱۲روزه اشاره میکند.
او میگوید: «ترامپ گفت برچیدن کامل، من میگویم اگر کامل هم برچیده نشده باشد، دستکم، یک توقف بسیار جدی و قابلتوجه رخ داده است. این چیز کمی نیست.»
رییس پیشین موساد که در سال ۲۰۲۱، پس از پنج سال ریاست از سِمَت خود کنار رفت، در این جلسه هشدار میدهد که حکومت ایران همچنان توانمندی هستهای خود را حفظ کرده و از «جاهطلبیهای هستهایاش» دست بر نداشته است.
تلاشهای دیپلماتیک مرتبط با عربستان سعودی
کوهن در بخش دیگری از اظهارات خود را به روند عادیسازی روابط با عربستان سعودی و دیدارهایش با محمد بنسلمان، ولیعهد سعودی، در دوران ریاستش بر موساد اشاره کرد.
او بر اساس این دیدارها معتقد است که «توافق صلح با اسرائیل ممکن است» و حتی میتوان «از مساله فلسطین عبور کرد یا آن را به تعویق انداخت.»
ترامپ نیز پیشتر نسبت به پیوستن عربستان به پیمان ابراهیم حتی پیش از رسیدن به پیششرط عربستان مبنی بر تشکیل دولت فلسطین، ابراز امیدواری کرده بود.
این سخنان در تضاد با موضع رسمی ریاض است که تشکیل دولت فلسطینی را شرط اصلی هرگونه عادیسازی روابط با اسرائیل اعلام کرده است. همزمان، نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو نیز اخیراً گفته بود «هیچ دولت فلسطینیای تشکیل نخواهد شد» حتی اگر این به قیمت توقف روند عادیسازی با عربستان تمام شود.
پیش از این وبسایت آکسیوس گزارش داد که دیدار اخیر ترامپ و بن سلمان در کاخ سفید با وجود لحن دوستانه در انظار عمومی، پشت درهای بسته بر سر موضوع عادیسازی روابط ریاض و اسرائیل متشنج شد.
اکسیوس گزارش داد ولیعهد در ازای هرگونه عادیسازی خواستار «یک مسیر برگشتناپذیر، معتبر و زمانبندیشده» برای تشکیل کشور فلسطینی شد؛ موضوعی که او بعدا آن را در سخنان علنی نیز مطرح کرد.
یک مقام آمریکایی گفت: «ولیعهد هرگز نگفت که با عادیسازی مخالف است. در آینده امکان انجام آن وجود دارد، اما مساله دوکشوری مطرح است.»
بازتابهای افشاگری تازه هاآرتس
انتشار این فایلها از سخنان رییس پسشین موساد، واکنشهای گستردهای در اسرائیل و منطقه برانگیخته و نشاندهنده شدت فعالیتهای اطلاعاتی اسرائیل در داخل ایران و تلاشهای موازی برای شکلدهی به توازن ژئوپولیتیک جدید در خاورمیانه است.
در همین زمینه یک مقام ارشد پیشین موساد نیز با اشاره به بنبست موجود در پرونده هستهای حکومت ایران اعلام کرد اگر شرایط کنونی ادامه یابد، احتمال آغاز دور تازهای از درگیری مستقیم میان جمهوری اسلامی و اسرائیل «در آیندهای نزدیک» وجود دارد.
این مقام سابق اطلاعاتی پنجشنبه ششم آذر در مصاحبه با وبسایت هافینگتنپست یادآور شد گفتوگوهای حکومت ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی متوقف شده و مذاکرات تهران و واشینگتن نیز «به بنبست رسیده است».
در گزارش هافینگتنپست به نام این مقام سابق اسرائیلی اشارهای نشده است.