رای مخالف جمهوری اسلامی به قطعنامه سازمان ملل برای تعلیق مجازات اعدام
جمهوری اسلامی، همراه با ۳۵ کشور دیگر به پیشنویس قطعنامه غیرالزامآور مجمع عمومی سازمان ملل که از کشورهای عضو خواسته است با هدف احترام به کرامت انسانی و توسعه و تثبیت حقوق بشر، مجازات اعدام را معلق و به صورت شفاف درباره استفاده از این مجازات، گزارشدهی کنند، رای منفی داد.
در جریان این رایگیری که شامگاه دوشنبه در جریان هفتاد و نهمین جلسه مجمع عمومی سازمان ملل انجام شد، ۱۳۱ کشور به نفع قطعنامه و ۳۶ کشور علیه آن رای دادند. ۲۱ کشور هم در جریان رایگیری حضور نداشتند.
به جز جمهوری اسلامی؛ آمریکا، چین، هند، ژاپن، عربستان سعودی، پاکستان، عراق، یمن، سوریه، قطر، و کره شمالی از جمله کشورهایی بودند که علیه این قطعنامه رای دادند.
موضع جمهوی اسلامی، نشاندهنده مخالفت حکومت ایران با تلاشهای جهانی برای تعلیق یا محدود کردن استفاده از مجازات اعدام است.
این قطعنامه نگرانی عمیق خود را نسبت به اینکه افراد فقیر، اتباع خارجی، افراد مدافع حقوق بشر و اقلیتهای قومی یا مذهبی به طور نامتناسبی در میان محکومان به اعدام، بیشتر دیده میشوند، ابراز کرده است.
قطعنامه همچنین از همه کشورها میخواهد تا نعلیقی رای همه اعدامها با هدف لغو کامل مجازات اعدام برقرار کنند.
همچنین از کشورها خواسته شده تا به تعهدات بینالمللی خود پایبند باشند، از جمله اطمینان حاصل کنند محاکمهها عادلانه برگزار میشود و مجازات اعدام برای افراد زیر ۱۸ سال، زنان باردار و افراد با ناتوانیهای ذهنی یا فکری ه هیچ عنوان صادر نمیشود و شرایط زندان برای محکومان به اعدام بهبود مییابد.
ایران، بهعنوان یکی از کشورهایی که در سالهای اخیر به دلیل تعداد بالای صدور و اجرای احکام اعدام در سطح بینالمللی مورد انتقاد قرار گرفته است.
کمیته مستقل حقیقتیاب سازمان ملل متحد درباره ایران، جمعه ۲۳ شهریور در گزارشی نسبت به صدور احکام اعدام برای فعالان زن از جمله زنان گروههای قومی و مذهبی، هشدار داد.
به گزارش این کمیته، جمهوری اسلامی از مجازات اعدام به عنوان ابزاری برای ارعاب و سرکوب مخالفان استفاده میکند.
پیشتر سازمان حقوق بشر ایران در گزارشی اعلام کرد جمهوری اسلامی در ماه گذشته میلادی (اکتبر) همزمان با تشدید تنش بین ایران و اسرائیل و در سایه تبلیغات جنگی، دستکم ۱۶۶ نفر را به دار آویخت که رکورد اعدام ماهانه در دو دهه اخیر در ایران را شکست.
مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران هم، ۱۱ آبان در اولین گزارش دورهای خود، حق حیات را به عنوان مهمترین حق بشری معرفی کرد و از افزایش نگرانکننده اعدامها در ایران ابراز نگرانی کرد.
ساتو تاکید کرد بر اساس میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، مجازات اعدام باید به جرایم بسیار جدی محدود شود و اتهامات کلی مانند «افساد فی الارض» و «محاربه» نباید برای اعدام به کار رود.
خبرگزاری هرانا پیشتر در گزارشی به مناسبت روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام نوشت که در بازه زمانی ۱۰ اکتبر ۲۰۲۳ تا هشت اکتبر ۲۰۲۴، دستکم ۸۱۱ نفر در ایران اعدام شدند.
طبق این گزارش، طی این مدت ۱۸۶ نفر به اعدام محکوم شدهاند و ۵۹ حکم اعدام نیز از سوی دیوان عالی کشور تایید شده است.
سازمان عفو بینالملل نیز در آخرین گزارش سالانه خود درباره مجازات مرگ، با اشاره به افزایش چشمگیر اعدام در ایران نوشت نزدیک ۷۵ درصد کل اعدامهای ثبتشده در سال ۲۰۲۳ در جهان، در ایران انجام شده است.
طبق این گزارش، جمهوری اسلامی بعد از خیزش «زن، زندگی، آزادی»، استفاده از مجازات اعدام را برای القای وحشت در میان مردم و تشدید کنترل خود بر قدرت افزایش داده است.
قطعنامه تعلیق مجازات اعدام در سازمان ملل
در هفتاد و نهمین جلسه مجمع عمومی سازمان ملل متحد، ذیل دستور کاری با عنوان «ارتقا و حمایت از حقوق بشر؛ مسائل حقوق بشر از جمله رویکردهای جایگزین برای بهبود بهرهمندی موثر از حقوق بشر و آزادیهای اساسی»، پیشنویس قطعنامهای با عنوان «تعلیق استفاده از مجازات اعدام» ارائه شد.
پیشنویس این قطعنامه را ۵۷ کشور عمدتا اروپایی و آمریکای جنوبی تهیه کرده، و در میان آنها تنها نام یک کشور آسیایی هم دیده میشود: مغولستان.
در پیشنویس این قطعنامه گفته شده نظر به اهداف و اصول منشور ملل متحد و تایید اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، کنوانسیون حقوق کودک و کنوانسیون بینالمللی رفع تبعیض نژادی، آنها نگرانی عمیق خود را نسبت به ادامه اجرای مجازات اعدام ابراز میکند.
در این قطعنامه همچنین با یادآوری قطعنامههای قبلی مجمع عمومی در مورد تعلیق استفاده از مجازات اعدام، هشدار داده شده هرگونه اشتباه یا شکست در اجرای عدالت در اعمال مجازات اعدام، غیرقابل برگشت و جبرانناپذیر است.
در قطعنامه همچنین با اشاره به اینکه هیچ شواهد قاطعی مبنی بر تاثیر بازدارنده مجازات اعدام وجود ندارد، گفته شده تعلیق استفاده از مجازات اعدام به احترام به کرامت انسانی و توسعه حقوق بشر کمک میکند.
در این قطعنامه همچنین از کاهش طولانیمدت در تعداد اعدامهای گزارششده و افزایش تبدیل مجازاتهای اعدام استقبال شده و در عین حال، نگرانی عمیقی نسبت به افزایش اخیر اعدامهای گزارششده ابراز شده است.
این قطعنامه علاوه بر این، نگرانی عمیق خود را نسبت به اینکه افراد فقیر، اتباع خارجی، افراد مدافع حقوق بشر و اقلیتهای قومی یا مذهبی به طور نامتناسبی در میان محکومان به اعدام بیشتر دیده میشوند، ابراز میکند.
در پایان، قطعنامه با تاکید بر اینکه موضوع را در جلسه آتی مجمع عمومی تحت عنوان «ارتقا و حمایت از حقوق بشر» پی میگیرد، از دبیرکل سازمان ملل میخواهد تا در جلسه هشتاد و یکم مجمع عمومی گزارشی در مورد اجرای این قطعنامه ارائه دهد.
رای مخالف جمهوری اسلامی به قطعنامه سازمان ملل برای تعلیق مجازات اعدام | ایران اینترنشنال
کانون نویسندگان ایران در بیانهای از افزایش سرکوب و صدور احکام اعدام در سالروز سرکوب اعتراضات آبان ۹۸ ابراز نگرانی کرد و از عموم آزادیخواهان خواست صدای خود را بر ضد سرکوب و اعدام بلند کنند. کایلی مور گیلبرت، زندانی پیشین استرالیایی در ایران نوشت آبان خونین در خاطرش میماند.
کانون نویسندگان ایران، روز ۲۸ آبان با صدور بیانیهای در سالروز سرکوب خونین آبان ۹۸ نوشت با اتکا به روح کلی منشور و اساسنامه خود مجازات اعدام را مجازاتی ضدانسانی میداند و صدور چنین حکمی را برای همه متهمان با هر اتهام یا نگرشی محکوم میکند.
این تشکل صنفی با اشاره به احکام اعدام صادر شده برای وریشه مرادی و شش تن از بازداشتشدگان پرونده موسوم به شهرک اکباتان، هشدار داد که پرونده پخشان عزیزی نیز در دیوان عالی کشور در جریان رسیدگی است و بیم آن میرود که با روند موجود یک بار دیگر به صدور حکم اعدام برای او منجر شود.
وریشه مرادی (جوانا سنه)، زندانی سیاسی، روز ۲۰ آبان با حکم ابوالقاسم صلواتی، رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران با اتهام «بغی» به اعدام محکوم شد.
پخشان عزیزی، دیگر زندانی سیاسی نیز روز دوم مرداد امسال با حکم ایمان افشاری، رییس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، به اتهام «بغی» به اعدام محکوم شد.
میلاد آرمون، علیرضا برمرزپورناک، امیرمحمد خوشاقبال، علیرضا کفایی، نوید نجاران و حسین نعمتی، شش تن از بازداشتشدگان پرونده موشوم به شهرک اکباتان نیز روز ۲۳ آبان با حکم دادگاه کیفری تهران به اعدام محکوم شدند.
کانون نویسندگان در بیانیه خود با اشاره به اینکه مرادی و عزیزی از حق برخورداری از خدمات وکیل انتخابی، امکان دسترسی به پرونده و امکان دفاع موثر در طول دادگاه محروم بودهاند، خاطرنشان کرد حکم اعدام آنها از طریق کیفرخواستی که از سوی نهادهای امنیتی القا شده از پیش معین بوده است.
این تشکل صنفی درباره احکام متهمان پرونده اکباتان نیز نوشت: «آنها در روندی ناروشن و در شرایط فقدان مدرک، جلوگیری از ورود وکلای انتخابی به پرونده و امحاء دلایلی که میتواند به اثبات بیگناهی متهمان منجر شود و با اعمال نظر مستقیم مستشاران امنیتی به مجازات ضدانسانی اعدام محکوم شدهاند.»
نویسندگان صادرکننده این بیانیه، رفتارهای اخیر با خانوادههای دادخواه ۹۸ و ۱۴۰۱ و افزایش قتلهای حکومتی در قالب اجرای احکام غیرانسانی اعدام را شاهدی بر ترس و استیصال حکومت در برابر جنبش مردمی دانستند.
آنها خاطرنشان کردند همزمان با تشدید بحران اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، حکومت به شدیدتر کردن رفتارهای ظالمانه و سرکوبگرانه به عنوان دستاویزی برای ایجاد جو ترس و خفقان دست یازیده است.
آبان خونین در خاطرم خواهد ماند
کایلی مور گیلبرت، زندانی سابق استرالیایی-بریتانیایی در ایران، با انتشار مطلبی در حساب ایکس خود نوشت: «آبان خونین ۱۳۹۸ برای همیشه در خاطرم خواهد ماند.
این پژوهشگر که ۸۰۴ را در زندان های جمهوری اسلامی به گروگان گرفته شده بود، نوشت در آن زمان، بهعنوان یک زندانی قدیمی در بند دو-الف زندان اوین، تحت مدیریت سپاه پاسداران شاهد بود که بخشهای مردان و زنان یکشبه پر از صدها زندانی جدید شد.
گیلبرت با بیان اینکه شمار بازداشتشدگان آنقدر زیاد بود که عدهای مجبور شدند نوبتی روی زمین بخوابند و برخی دیگر در راهروهای بین سلولها استراحت میکردند، خاطرنشان کرد: «مردان با چشمبند، بیوقفه در تمام ساعات شبانهروز به اتاقهای بازجویی برده میشدند.»
او با اشاره به کشته شدن معترضان در جریان اعتراضات آبان ۹۸ اضافه کرد: «هزار و ۵۰۰ نفر بیگناه کشته شدند، در حالی که ماشین تبلیغاتی رژیم برای کوچک شمردن و توجیه این بربریت به شدت فعالیت میکرد.»
او در پایان به روایت بخشی از تجربهاش از زمان حضور در کنار زنان معترض زندانی در زندان قرچک پرداخت و یادآوری کرد که مردم ایران تاریخهای زیادی از فجایع را در حافظه جمعی خود حک کردهاند و مشخص نبست فاجعه بعدی چه زمانی رخ خواهد داد.
اعتراضات آبان ۱۳۹۸ در ایران در واکنش به افزایش ناگهانی و شدید قیمت سوخت آغاز شد اما خیلی زود ماهیت ضدحکومتی به خود گرفت و طی یک هفته به ۲۹ استان و صدها شهر گسترش یافت.
شدت سرکوب اعتراضات باعث شد این اتفاقات به «آبان خونین ۹۸» مشهور شود.
در جریان این اعتراضات هزار و ۵۰۰ نفر از سوی ماموران حکومتی کشته شدند.
آخرین اطلاعات مرکز آمار ایران نشان میدهد در بهار امسال ۱۶ هزار و ۲۶۴ نفر بهدلیل همسرآزاری از سوی سازمان پزشکی قانونی معاینه شدهاند. از این میزان ۱۵ هزار و ۷۶۴ مورد یعنی ۹۶ درصد به زنان اختصاص داشته است و میتوان گفت زنان قربانیان اصلی خشونتهای خانگی و همسرآزاریاند.
در آستانه ۲۵ نوامبر، روز جهانی منع خشونت علیه زنان، روزنامه هممیهن روز ۲۸ آبان در گزارشی نوشت که در سهماه نخست سالهای ۱۴۰۱، ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ دستکم ۸۵ زن و دختر از سوی شوهر، پدر، برادر و مردان نزدیک به آنها کشته شدهاند.
این گزارش با اشاره به اینکه تهران در میان شهرهای ایران در صدر آمار زنکشی قرار دارد، تاکید کرده که زنکشی از شدیدترین موارد خشونت مبتنی بر جنسیت است.
هممیهن با ذکر نمونههایی از خشونت علیه زنان در ایران، یادآوری کرد که لایحه منع خشونت علیه زنان که ۱۱ سال است در مجلس خاک میخورد.
روزنامه اعتماد در تیرماه امسال با ارائه آماری نوشت که ۲۲ زن در سه ماهه نخست ۱۴۰۱ به دست «مردان نزدیک به آنها» از جمله شوهر، پدر و برادر خود به قتل رسیدند.
در این گزارش آمده بود که این آمار در بازه زمانی مشابه در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ سیر صعودی داشته و بهترتیب به ۲۸ و ۳۵ زن مقتول رسیده است.
در تیرماه سال گذشته، روزنامه شرق خبر داد از خرداد ۱۴۰۰ تا خرداد ۱۴۰۲ در هر چهار روز، بهطور میانگین یک مورد زنکشی در ایران رخ داده است.
سایت «رویداد ۲۴» نیز روز ۲۷ آبان در گزارشی نوشت خبرهای متواتر همسرکشی و خودکشی، این روزها به یکی از مهمترین دغدغههای جامعه تبدیل شده است.
این گزارش با اشاره به اینکه در طول سال خبرهای متعددی از قتل زنان به شیوهها و بهانههای مختلف همچون «ناموسکشی» منتشر میشود، نوشت: «همچنان یک سوال اصلی برجسته میشود، قانون حمایت از زنان کجاست؟»
مولاوردی: مخالفان لایحه امنیت زنان، نه دغدغه دین دارند نه زن
شهیندخت مولاوردی، معاون رییسجمهوری در امور زنان در دولت روحانی، با اشاره به بلاتکلیف ماندن لایحه تامین امنیت زنان گفت متاسفانه این لایحه فقط در حال احاله به آینده است و در این میان جان انسانهاست که یکی یکی از دست میرود.
مولاوردی با بیان اینکه اخیرا رییس فراکسیون زنان گفته است که «لایحه تامین امنیت زنان چالشهای زیادی دارد و متناسب با حقوق اسلامی و سبک زندگی ایرانی اسلامی نیست»، گفت: «بیایید و دست از کلیگویی و آرمانگرایی بردارید و بگویید در تطبیق کدام بخش یا مواد به این استنباط دست یافتهاند؟»
فاطمه محمدبیگی، رییس فراکسیون زنان و خانواده مجلس، روز ۲۲ آبان درباره آخرین وضعیت رسیدگی به لایحه «صیانت از حقوق زنان در مقابل آزار و آسیب»، گفت: «این لایحه متناسب با حقوق زنان و جامعه ایرانی و اسلامی و متناسب با سبک زندگی ایرانی و اسلامی نیست و باید اصلاح شود.»
مولاوردی خطاب به مخالفان این لایحه گفت: «اگر واقعا لایحه مشکل اساسی و مبنایی دارد به دولت یا قوه قضاییه برگردانید تا با کمک هم آن را جمع کنید. تا چند سال دیگر باید منتظر بررسی و رفع چالشها ماند و به بهای چند جان عزیز دیگر؟»
معاون امور زنان در دولت روحانی، با اشاره به اینکه حتی انسیه خزعلی، معاون امور زنان در دولت رئیسی، هم گفته برخی فمنیستی بودن لایحه را رد کردهاند، گفت: «اینان که مدعی رویکرد فمنیسیتی و غربگرایانه لایحهاند، یکبار مصداقی بحث نکرده و اینکه تعریفشان از فمنیسم چیست و کدام نحله فمنیسیتی منظورشان است؟»
او با بیان اینکه این افراد در عمل نشان دادهاند که ایراد وارد کردن و مچگیری کسب و کارشان است، افزود: «اینطور به نظر میرسد که نه دغدغه دین دارند و نه دغدغه زنان و نه خود کاری میکنند و نه میگذارند دیگران کاری کنند.»
لایحه تامین امنیت زنان
لایحه تامین امنیت زنان حدود ۱۳ سال پیش تدوین شد و با وجود گذر از فیلترهای دولت و قوهقضاییه، همچنان در مجلس خاک میخورد.
روز ٢٧ آبان کارزاری با خواست تصویب لایحه تامین امنیت زنان در فضای مجازی به راه افتاد که در آن تاکید شد هر سال به شمار زنانی که به دلیل عدم حمایتهای صریح قانونی و قضایی قربانی ظلم و بیعدالتی میشوند، افزوده میشود.
امضاکنندگان این کارزار با یادآوری اینکه مسعود پزشکیان گفته بود آمده تا صدای بیصدایان باشد، از او خواستند درخواست تسریع در روند قانونی تصویب این لایحه در مجلس را ارائه کند و برای به سرانجام رسیدن آن پیگیریهای لازم را انجام دهد.
در مرداد امسال، استاپ فمیساید ایران، نهاد متمرکز بر نظارت بر قتلهای جنسیتی در ایران، گزارش داد در نیمه نخست سال جاری میلادی نسبت به مدت مشابه سال قبل، زنکشی در ایران ۶۰ درصد افزایش یافته است.
بر اساس دادههای این نهاد، در نیمه نخست سال ۲۰۲۴ میلادی (اواسط دی سال گذشته تا اواسط تیر امسال)، ۹۳ قتل جنسیتی در ایران ثبت شده است.
رسانهها و فعالان حقوق زنان بارها هشدار دادهاند آمار واقعی موارد زنکشی میتواند فراتر از آمارهای ارئه شده باشد زیرا در بسیاری از نقاط کشور زنکشیهای زیادی رخ میدهند که عامدانه خبری از آنها به بیرون از منطقه مورد نظر مخابره نمیشود.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، آهو دریایی، معروف به دختر دانشگاه علوم و تحقیقات، همچنان در اتاقی جداگانه در یک مرکز درمان بیماریهای روانی نگهداری میشود و کادر درمان و پزشکان این مرکز اجازه دسترسی به او را ندارند.
طبق این اطلاعات، مسئول پرونده آهو دریایی، اطلاعات سپاه پاسداران تهران است.
خانواده آهو دریایی و کارکنان این مرکز نیز تحت نظر ماموران جمهوری اسلامی قرار دارند.
روز ۱۲ آبان دریایی که تا مدتها از او تنها با نام «دختر علوم تحقیقات» نام برده میشد، لباسهایش را در محوطه دانشگاه از تن درآورد.
برخی منابع در روز وقوع این ماجرا گفتند ماموران حراست دانشگاه در راستای تلاش برای تحمیل حجاب اجباری، با این دانشجو برخورد و در جریان درگیری فیزیکی، بخشی از لباسش را پاره کردند. این دختر نیز در اقدامی اعتراضی برهنه شد.
گزارشها حاکی از آن بود که ماموران حراست با ضرب و جرح شدید، این دانشجو را بازداشت کردند و تحویل نیروهای انتظامی دادند تا به «بیمارستان روانی» منتقل شود.
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت مسعود پزشکیان، روز ۱۵ آبان گفت دریایی از کلانتری مستقیما به «مراکزی برای درمان» منتقل شده است.
مهاجرانی افزود این دختر در بازداشت نبوده و برای او پرونده قضایی نیز تشکیل نشده است.
همان زمان حسین قاضیان، جامعهشناس، و زهرا باقریشاد، پژوهشگر مطالعات جنسیت، در گفتوگو با ایراناینترنشنال به این موضوع پرداختند که روایت رسمی حکومت میکوشد این زن را «بیمار» و «دیوانه» بخواند تا وجه اعتراض را از رفتار او بگیرد و سرکوبش کند.
در دو هفته گذشته، حمایتهای قابل توجه داخلی و جهانی از آهو دریایی انجام شد و شماری از فعالان سیاسی، مدنی و حقوق بشری به استفاده جمهوری اسلامی از «تکنیک نخنمای مجنونانگاری معترضان» در مواجهه با ماجرای دختر علوم تحقیقات اشاره کردند.
صدیقه وسمقی، نویسنده و اسلامپژوه، نیز هشدار داد رفتارهای خشونتبار با زنان بر سر مساله حجاب همچنان فاجعه میآفریند.
وسمقی افزود فرستادن دریایی به مرکز درمان بیماریهای روانی، اقدامی «مجرمانه و غیرانسانی» است.
شیرین عبادی، برنده جایزه نوبل صلح نیز بیمارانگاری معترضان را روش دیرینه حکومت برای سرکوب مخالفان خواند.
سال گذشته چهار انجمن روانشناسی و روانپزشکی ایران از اقدامات جمهوری اسلامی در «سوءاستفاده از روانپزشکی و روانشناسی» برای سرکوب مخالفان حجاب اجباری انتقاد کردند.
همزمان با افزایش اعتراضها به موضوع راهاندازی «کلینیک ترک بیحجابی» در ایران، مهری طالبی دارستانی، رییس اداره زنان و خانواده ستاد امر به معروف و نهی از منکر استان تهران اعلام کرد که این طرح مدتهاست اجرایی شده و تاکنون ۲۵۵ میلیارد تومان بودجه دریافت کرده است.
روزنامه اعتماد در شماره روز شنبه ۲۶ آبان خود در مطلبی با عنوان «کلینیک ترک بیحجابی یا مقدمه اجرای لایحه حجاب» نوشت که این کلینیکها زیر نظر دارستانی راهاندازی شدهاند و او پشت این طرح نشسته است.
اعتماد به نقل از دارستانی نوشت که این طرح با همکاری «مختصصان و دغدغهمندان در ستاد امر به معروف و نهی از منکر» تهیه شده و در بودجه سال ۱۴۰۳ رقم ۱۵۵ میلیارد تومان از ردیف بودجه عمومی و ۱۰۰ میلیارد تومان بودجه اختصاصی دریافت کرده است.
دارستانی پیش از این و در روز ۲۲ آبان از راهاندازی اولین کلینیک تخصصی مشاوره و حمایت از بازگشت به حجاب با عنوان «کلینیک ترک بیحجابی» در تهران در آینده خبر داد و هدف این مرکز را «درمان علمی و روانشناختی بیحجابی» اعلام کرد.
کلینیک ترک بیحجابی برای چه کسانی نان دارد؟
روزنامه جمهوری اسلامی در شماره روز ۲۶ آبان خود در مطلبی با عنوان «کلینیک مبارزه با بیحجابی برای چه کسانی نان دارد؟» از ارائه این طرح انتقاد کرد و نوشت: «چاه به آب نرسید اما برای گروهی تا دلت بخواهد نان داشت. این جمله بیان واقعیت برخی از طرحهاست. طرحهایی که برای کشور آبی ندارند اما سفره برخیها را خوب رونق میدهند.»
این روزنامه با یادآوری آسیبهای بزرگ «کلینیک ترک بیحجابی» نوشت که چنین طرحهایی بار نگاه منفی جامعه به حجاب را سنگینتر میکند و باعث توهین و تحقیر افراد جامعه خواهد شد.
به نوشته این روزنامه، کلینیک مبارزه با بیحجابی مانند دو روی سکهای است که نه تنها منفعتی ندارد، بلکه آبروی کشور را خواهد برد.
اختیار یا اجبار؟
محسن برهانی، استاد حقوق دانشگاه تهران، در یادداشتی در روزنامه اعتماد از بیتوجهی به قانون در ارتباط با ایجاد کلینیک ترک بیحجابی و خلق یک نهاد بدون توجه به قانون انتقاد کرد.
این حقوقدان با بیان این که خلق هر نهاد و الزام و تحمیل آن بر اراده شهروندان، نیازمند قانون و مصوبه قانونی است، ایجاد این کلینیک را مقایر قانون دانست: «تولید الزام یا جابهجایی الزام یا تعیین جایگزین برای الزام و مجازات قانونی، از اختیارات قانونگذار است و نه فلان ستاد و فلان نهاد و فلان قرارگاه.»
او با طرح این پرسش که آیا حضور خانمهای بیحجاب در این کلینیکها اختیاری است یا الزامی، گفت ملزم کردن زنان به رفتن به کلینیک یا ایجاد یک دوگانه برای ایشان مبنی بر «یا دادگاه یا کلینیک» و «یا مجازات یا گفتوگوی اقناعی»، قطعا و مسلما «امری غیرقانونی» است.
برهانی با یادآوری این که برخی نهادها در سالهای قبل مشابه این تجربه را در قالب «کلاسهای توجیهی فاقد مستند و مجوز قانونی» انجام میدادند، خاطرنشان کرد: «در یکی از همین کلاسهای غیرقانونی، مهسا ژینا امینی جان خود را از دست داد.»
این حقوقدان تاکید کرد اگر مشابه این اتفاق در کلینیک یا مقر دیگری رخ دهد، «به علت غیرقانونی بودن و وجود عنصر تقصیر، به استناد قانون مجازات اسلامی، جنایت شبه عمد» محسوب میشود.
هشدار درباره تبعات منفی کلینیک ترک بیحجابی
ساسان توکلی، روانپزشک، درباره تبعات منفی ایجاد کلینیک ترک بیحجابی هشدار داد و اعلام کرد چنین طرحهایی هیچ ارتباط و سنخیتی با کاربرد علم روانشناسی ندارند.
این روانپزشک در مطلبی که در اینستاگرام خود منتشر کرده است، استفاده از اصطلاحات کلینیک، ترک، درمان و مانند آن در این طرحها را مصداق «سوءاستفاده و استفاده ابزاری از روانشناسی» دانست.
توکلی با بیان این که روانشناسی علمی و حرفهای، سبک زندگی و انتخابهای شخصی افراد را بیماریانگاری نمیکند «چه رسد به آن که بخواهد آن را درمان کند یا ترک بدهد»، نوشت: «تبعات منفی این نوع طرحهای نااندیشیده بسیار زیاد است.»
وحید شریعت، استاد روانپزشکی در دانشگاه علوم پزشکی ایران نیز در این باره به روزنامه اعتماد گفت: «تلقی این که با تاسیس کلینیک میشود سبک زندگی را تغییر داد و درمان کرد، تلقی نادرستی است.»
او با بیان این که مسلم است این رفتارها به اهدافی که برای آن طراحی شدهاند نخواهند رسید، خاطرنشان کرد: «مساله خطرناکتر این است که این سوءاستفاده از زبان و واژگان علمی، به ضرر علم تمام خواهد شد.»
این استاد دانشگاه اضافه کرد: «با اصول علمی نمیشود به صورت دلبخواهی رفتار کرد و هر روز چیز تازهای را به عنوان بیماری یا ناهنجاری تلقی کرد.»
حمید پورشریفی، رییس انجمن روانپزشکی ایران نیز طرحهایی مانند «کلینیکهای ترک بیحجابی» را سوءاستفاه از روانشناسی دانست و تاکید کرد: «حجاب مردم ربطی به مسائل سلامت روان آنها ندارد و انتخابی فردی است.»
پورشریفی با بیان این که وقتی در مورد این مساله از کلمه درمان استفاده میکنند، به معنی سوءاستفاده از روانشناسی و نوعی تشویش اذهان است، هشدار داد: «این موضوع باعث میشود افراد به خدمات سلامت روان بدبین شوند.»
دولت نمیتواند از خود سلب مسئولیت کند
زهرا بهروزآذر، معاون مسعود پزشکیان در امور زنان و خانواده، روز ۲۳ آبان گفت راهاندازی کلینیکهای «ترک بیحجابی» در دولت چهاردهم تصویب نشده و به این دولت ارتباطی ندارد.
پس از آن در روز ۲۴ آبان، محمدرضا میرشمسی، معاون ستاد امر به معروف و نهی از منکر اعلام کرد با موافقت قوه قضاییه، حضور در کلینیک «ترک بیحجابی» حکم جایگزین جریمه است و با دستور قضات، «زنان بیحجاب» به این کلینیکها معرفی میشوند.
طیبه سیاوشی، نماینده پیشین مجلس، در واکنش به این که اعلام شده کلینیک ترک بیحجابی از طرف دولت راهاندازی نشده، تاکید کرد که این موضوع از دولت سلب مسئولیت نخواهد کرد.
سیاوشی در گفتوگو با روزنامه شرق گفت که باید مشخص شود قرار است این کلینیکها مجوز خود را از کجا بگیرند و نظارت بر آنها چگونه خواهد بود.
این نماینده پیشین مجلس با تاکید بر این که در این شرایط «بهتر است دولت شفافتر و صریحتر درباره این اقدامات خودسرانه تصمیمگیری کند»، گفت: «باید این اقدامات شفاف شوند تا از بروز خشونت و سوءرفتار در قبال زنان در جامعه جلوگیری کند.»
جمهوری اسلامی در بیش از چهار دهه اخیر در قالب طرحهای مختلفی از جمله «طرح نور»، «حجاببان»، «گشت ارشاد»، «طرح طوبی» و «طرح عفاف و حجاب»، تلاش کرده تا حجاب و پوشش مورد نظر خود را بر مردم در ایران تحمیل کند.
قبل از شروع کار دولت چهاردهم و در جریان تبلیغات انتخابات زودهنگام ریاستجمهوری، پزشکیان مواضعی علیه حجاب اجباری و گشت ارشاد داشت اما احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی، ۲۷ مرداد ۱۴۰۳ اعلام کرد «طرح نور» در دولت جدید ادامه خواهد یافت.
با وجود تلاش حکومت برای اجبار حجاب، ایجاد سبک زندگی دلخواه جمهوری اسلامی، سرکوب نافرمانی مدنی زنان با وضع قوانین مختلف، جریمههای سنگین و برخوردهای خشن، زنان زیادی طی دو سال گذشته، بدون حجاب اجباری در اماکن عمومی ظاهر شده و میشوند.
زنان زندانی سیاسی در اوین، در نامهای خواهان لغو تمامی احکام اعدام صادر شده برای زندانیان سراسر کشور شدند. آنها از مردم خواستند با واکنش فعالانه خود اجازه ندهند هیچکدام از محکومان به اعدام، «قربانی تسویه حساب جمهوری اسلامی با جنبش آزادیخواهانه و برابریطلبانه مردم ایران» شوند.
زنان زندانیان سیاسی در زندان اوین، در نامه خود رویه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در سرکوب فعالان سیاسی، مدنی و عقیدتی و مخالف حکم اعدام را «خصمانه، بیشرمانه و فراقانونی» توصیف و آن را محکوم کردند.
آنها از حقوقدانان، فعالان سیاسی، مدنی، صنفی، فعالان حوزه زنان، دانشجویان و استادان دانشگاهها خواستند در برابر این وضعیت با واکنش فعالانه خود اجازه ندهند هیچکدام از محکومان در خطر اجرای حکم اعدام، از جمله پخشان عزیزی و وریشه مرادی، قربانی «تسویه حساب جمهوری اسلامی با جنبش آزادیخواهانه و برابریطلبانه مردم ایران» شوند.
وریشه مرادی (جوانا سنه)، زندانی سیاسی، روز ۲۰ آبان با حکم ابوالقاسم صلواتی، رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران با اتهام «بغی» به اعدام محکوم شد.
پخشان عزیزی، دیگر زندانی سیاسی نیز روز دوم مرداد امسال با حکم ایمان افشاری، رییس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، به اتهام «بغی» به اعدام محکوم شد.
وریشه مرادی و پخشان عزیزی
زنان زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در واکنش به حکم اعدام صادر شده برای مرادی، آن را ناعادلانه خواندند و تاکید کردند این حکم با پروندهسازی نهادهای امنیتی، در نبود مستندات مستدل و کافی و پس از ۱۵ ماه بازجوییهای منافی حقوق متهم، همراه با شکنجههای روحی و جسمی شدید و با وجود ایرادات شکلی و ماهوی پرونده، صرفا به استناد علم قاضی صادر شده است.
امضاکنندگان این نامه خاطرنشان کردند: «دستگاه سرکوب و استبداد دینی جمهوری اسلامی، بار دیگر قساوت خود را عیان ساخت و در شرایطی که ایران را با سیاستهای تمامیتخواهانه در منطقه به ورطه جنگ و چرخه خون و جنون کشانده است، برای این زندانی سیاسی حکم اعدام صادر کرده است.»
آنها با یادآوری احکام اعدام صادر شده برای پخشان عزیزی و شریفه محمدی، دو زن فعال سیاسی دیگر، خاطرنشان کردند که هماکنون بیش از ۴۲ تن از زندانیان سیاسی کشور در خطر اجرای این حکم غیرانسانی قرار دارند.
زنان زندانی سیاسی اوین، طی روزهای ۲۰ و ۲۱ آبان نیز در اعتراض به صدور حکم اعدام برای مرادی در حیاط بند زنان زندان اوین تجمع کردند.
آنان در این تجمع خواهان لغو حکم اعدام عزیزی، دیگر همبندی خود شدند و شعارهایی سر دادند.
این زندانیان در نامه خود از جمهوری اسلامی به عنوان «حکومتی خودکامه» یاد کردند که تلاش میکند از یکسو «ناکامیهای مکرر در عرصه سیاست داخلی و خارجی، ضعف قدرت نظامی، نفوذهای امنیتی و شکست نیروهای نیابتی خود در منطقه» را جبران کند و از سوی دیگر «ایستادگی و مقاومت ستودنی و بیپایان مردم، از کردستان تا تهران و از خوزستان تا بلوچستان» را با «ستاندن جانهای عزیز فعالان سیاسی و مدنی» پاسخ دهد.
آنها با بیان این که حکومت در این راه از زیر پا گذاشتن هیچ مرز انسانی و اخلاقیای فروگذار نمیکند، تاکید کردند: «جمهوری اسلامی با این اقدامات تلاش کرده تا از فروپاشی قدرت پوشالی خود جلوگیری و بقایش را تضمین کند.»
زنان زندانی سیاسی طی ماههای گذشته بارها در اعتراض به صدور حکم اعدام و اجرای گسترده احکام اعدام در زندانهای سراسر ایران، در حیاط بند زنان زندان اوین تحصن کردهاند.
سازمان حقوق بشر ایران روز ۱۳ آبان در گزارشی اعلام کرد جمهوری اسلامی در ماه گذشته میلادی (اکتبر) همزمان با تشدید تنش بین ایران و اسرائیل و در سایه تبلیغات جنگی، دستکم ۱۶۶ نفر را به دار آویخت.
این بالاترین تعداد اعدام گزارش شده در یک ماه و طی دو دهه در ایران بود.
بنا بر گزارش این سازمان حقوق بشری، در ۱۰ ماه نخست سال ۲۰۲۴ نیز دستکم ۶۵۱ تن در ایران اعدام شدند.
سایت حقوق بشری هرانا پیشتر در گزارشی به مناسبت روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام نوشت که در بازه زمانی ۱۰ اکتبر ۲۰۲۳ تا هشت اکتبر ۲۰۲۴، دستکم ۸۱۱ نفر در ایران اعدام شدند.